لیست کلوبها :: 83کافه نادری 25 شهریور 86 - 02:37 |
توی کافه نادری
کنج همون میز بلوط
دو تا صندلی لهستانی هنوز منتظرن
تا من و تو بشینیم، گپ بزنیم
مثل قدیم
شب بشه ، مشتریا تا آخرین نفر برن!
ما همیشه اولین و آخرین بودیم عزیز ؛
هم تو تابستون داغ ،
هم توی پاییزای سرد تابلوی بسته و بازه پشت شیشهء درو
بعد رفتن ما اون کافه چی واروونه می کرد!
چشمک ستاره ها رو می شمردیم،
یادته؟
واسه تنهایی شب غصه می خوردیم،
یادته؟
من مثه سایهء تو،
تو واسه من مثه نفس
هر دومون برای همدیگه می مردیم ،
یادته؟
دستامون تو دست هم ، گم می شدیم تو خواب شب
دل دیوونهء من هی قدم هاتو می شمرد!
کوچه ها رو طی می کردیم تا خیابون بزرگ
عطر ناب تو منو تا آخر دنیا می برد . . . حالا تو نیستی و این کوچه صدام نمی زنه
حالا تو نیستی و بی تو دیگه کافه ، کافه نیست
دیگه هیچ ستاره ای جرات چشمک نداره
هیچکسی
مثل من
از نبودنت کلافه نیست . . . چشمک ستاره ها رو می شمردیم،
یادته؟ یغما گلرویی
|
لیست توصیفنامه ها20 اردیبهشت 87 - 08:55 | |
بیا هروقت بازباران بارید
برای گل شدن آماده باشیم |
19 اسفند 86 - 10:34 | |
کیستم من ؟ ذره ای بی انتها
کیستم من ؟ آن صدای بی صدا
خنده ای هستم نشسته بر لبی
گریه ی قلب سیاه در تبی
ناله ی بادم در آغوش زمان
نعره ی رعدم زجان آسمان
کیستم من؟ خسته ای گم کرده راه
بی رمق, حیران, پریشان و تباه
چشم بسته در خیالاتی پلید
سرکش و تاریک و تلخ و ناامید
این همه گفتم ولی من نیستم !
کیستم من ؟ کیستم من؟ کیستم؟ |
16 اسفند 86 - 01:23 | |
در خلیجی بی افق من بندری بی ساحلم !
باز مثل كشتی خورشید تركم مـــــــی كنی ؟!
پا كشیدی در رگم گر خون بخشكانی در آن !
ریشه های خویش را در اصل محكم می كنی !
مقداد !
www.fspoem.parsiblog.com
کتاب من : بوی خوش قولی باران
|















