__
لیست دوستان :: 64
لیست کلوبها :: 16
  • نام کلوب :چه جوری بگم دوست دارم
    نام انگلیسی : asheghetam
    تاسیس : 24 فروردین 1384
    5473 عضو ، 46 بحث ، 4 آلبوم ، 17 مقاله ، 2 لینک ، 2 نظرسنجی

    چه جوری بگم دوست دارم

  • نام کلوب :خوشگلا
    نام انگلیسی : khoshgela
    تاسیس : 9 اردیبهشت 1384
    2927 عضو ، 340 بحث ، 23 آلبوم ، 4 نظرسنجی

    خوشگلا

  • نام کلوب :شکارچی دلها:عشق
    نام انگلیسی : shkarchi_del
    تاسیس : 20 خرداد 1384
    208 عضو ، 17 بحث ، 8 آلبوم ، 2 لینک

    شکارچی دلها:عشق

  • نام کلوب :شهریار
    نام انگلیسی : i_love_shahryar
    تاسیس : 13 خرداد 1384
    536 عضو ، 86 بحث ، 47 آلبوم ، 7 مقاله ، 22 لینک ، 1 نظرسنجی

    شهریار

  • نام کلوب :ایرانیان خارج از کشور
    نام انگلیسی : iraniyane_kharej_az_keshvar
    تاسیس : 12 فروردین 1384
    744 عضو ، 49 بحث ، 3 آلبوم ، 2 مقاله ، 2 لینک

    ایرانیان خارج از کشور

  • نام کلوب :سیاوش شمس
    نام انگلیسی : khanande
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    286 عضو ، 37 بحث ، 6 آلبوم ، 4 مقاله ، 4 لینک

    سیاوش شمس

در دل...
23 دی 84 - 09:39
 

گاه كه در تنها ترین سكوت لحظه هایم از پشت پنجره بر حركت آدمكها مینگرم
در دل میگویم:
این دنیا جایی برای تنهاییست...ما انسانها انسان بودن را فراموش كردیم و به سوی تمدنی پیش رفتیم كه زندگیمان را توأم با آرامش سازد...آرامشی كه قلبهایمان را زیكدیگر جدا كرد!
به آسمان نگریستم...شب با سرعت هر چه تمام تر در پیش بود و اندك نور خورشیدی را كه در آسمان باقی بود به كنار میزد و خود نمایی میكرد.
بغض سنگینی بر فرباد بی صدایم چیره شد و آسمان چشمانم را بارانی كرد...
هر چه بیشتر می اندیشیدم بیشتر تنها میشدم.
قلبم میزد و می دانست كه هیچ كس به خاطر تپیدنش ستایشش نمیكند و میدانست كه باید به تنهایی خونی را در رگهایم جاری سازد كه عشقی به جاری شدنش نخواهد بالید...
از كورسوی آسمان ستاره ای اسرار داشت كه خود نمایی كند .میدانست كه در این عصر یخی نگاهی بر تن نقره ایش خیره نمیشود و انگشتی به سویش اشاره نخواهد كرد كه بگوید :این ستاره مال من است!
و اما او سعی داشت اندك نور امیدی را را كه در دل داشت بارز كند.
قلبش میتپید و امیدی دلش را منور میكرد.
هر چند گاهی در دل آسمان به فراموشی سپرده می شد و با قدرت ایمان دوباره ظاهر...
در دل احساس كردم به دنبال همدلی است و كوشش كردم تا همدلش باشم.
دوستش داشتم چون خودنمایی نمیكرد...چون صادقانه عاشق آسمان بود و امیدوا ر...
از آن شب به بعد هر لحظه ایمان در دلم بیشتر جوشید و تمام تلاشم بر این شد كه به فراموشی فلب ها سپر ده نشوم.
من سعی كردم هنر دوست داشتن را بیاموزم تا همیشه دوستم بدارند.
من...من شدم و آن ستاره ی كورسوی آسمان هر شب نورانی تر و در دل من نیز نور ایمانی درخشید كه ستاره به وجودم بخشیده بود.
من و او همراه شدیم و هر دو با هم پیمان بستیم كه در تیره ترین لحظات زندگی با از خوشبختی مون دفاع كنیم...
و ایمانمان را به باور بنشانیم....!!

  • ارسال نظر (1)
__