__
لیست دوستان :: 112
لیست کلوبها :: 29
  • نام کلوب :جهان گردی
    نام انگلیسی : jahangard
    تاسیس : 23 دی 1383
    3351 عضو ، 93 بحث ، 13 آلبوم ، 24 مقاله ، 17 لینک ، 1 نظرسنجی

    جهان گردی

  • نام کلوب :کلوپ سفر کوتاه
    نام انگلیسی : shorttravel
    تاسیس : 12 خرداد 1385
    1627 عضو ، 209 بحث ، 10 آلبوم ، 42 مقاله ، 2 لینک

    کلوپ سفر کوتاه

  • نام کلوب :تور یكروزه...
    نام انگلیسی : shorttour
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    1476 عضو ، 22 بحث ، 6 آلبوم

    تور یكروزه...

  • نام کلوب :تورهای یک روزه ارزان
    نام انگلیسی : tours
    تاسیس : 29 مهر 1384
    955 عضو ، 120 بحث ، 4 آلبوم ، 2 مقاله ، 1 لینک

    تورهای یک روزه ارزان

  • نام کلوب :سفر
    نام انگلیسی : safar
    تاسیس : 30 دی 1383
    2644 عضو ، 206 بحث ، 3 آلبوم ، 2 مقاله

    سفر

  • نام کلوب :مهندسین
    نام انگلیسی : mohandesin
    تاسیس : 28 دی 1383
    4708 عضو ، 299 بحث ،

    مهندسین

لیست توصیفنامه ها
4 آذر 86 - 10:22
کشاورزی چینی اسب پیری داشت که از آن در کشت و کار مزرعه استفاده میکرد.یک روز اسب کشاورز به سمت تپه ها فرار کرد.همسایه ها در خانه ی او جمع شدند و به خاطر بد شانسی اش به همدردی با او پرداختند. کشاورز به آنها گفت:شاید این بد شانسی بوده و شاید هم خوش شانسی فقط خدا میداند یک هفته بعد؛ اسب کشاورز با یک گله اسب وحشی از آن سوی تپه ها بازگشت. این بار مردم دهکده به او بابت خوش شانسی اش تبریک گفتند. کشاورز گفت: شاید این خوش شانسی بوده و شاید بد شانسی فقط خدا میداند فردای آن روز وقتی پسر کشاورز در حال رام کردن اسب های وحشی بود؛ از پشت یکی از اسب ها به زمین افتاد و پایش شکست. این بار وقتی همسایه ها برای عیادت پسر کشاورز آمدند؛به او گفتند :چه آدم بد شانسی هستی کشاورز باز هم جواب داد : شاید این بد شانسی بوده و شاید هم خوش شانسی؛ فقط خدا می داند. چند روز بعد سربازان ارتش به دهکده آمدند و همه جوانان را برای خدمت در جنگ با خود بردند؛به جز پسر کشاورز که پایش شکسته بود. این بار مردم با خود گفتند: کشاورز راست می گفت؛ ما هم نمی دانیم شاید این خوش شانسی بوده و شاید بد شانسی فقط خدا میداند؛ آری تنها خداست که میداند
24 آبان 86 - 22:03
سلام دوست عزیز . آیا میدانید فردا جمعه 16 نوامبر میلادی برابر با 25 آبان ماه خورشیدی سالروز روزی است که سنگبنشته های ایران باستان خوانده شدند . 16 نوامبر 1846 را روزی نوشته اند كه «سر هنری راولینسونSir Henry C. Rawlinson» موفق به خواندن خطوط میخی سنگنبشته داریوش بزرگ در بیستون شد و آن را ترجمه كرد. این سنگنبشته مربوط به سال 519 پیش از میلاد (2 هزار و 525 سال پیش) است كه حدود جغرافیایی ایران در آن مشخص شده و «سند مالكیت میهن ما» بشمار می رود، تنها كشور جهان كه چنین سندی را دارد. این افتخار ملی را بهانه می كنم و دوبیتی های زیر را تقدیم به دل مهربان شما دوست عزیز می كنم . چون فرهنگ ایران بسته به ذوق هنری و دل پاك نیاكان ما كه برای ما بیادگار گذاشته اند دارد . و این دل پاك هم شیرینی و هم تلخی عشق را برای دل ایرانیان گوارا می كند . http://www.dadashreza.coo.ir/ یك شبی با گریه ها مهمان من باش ، نترس با صدای گریه ات همخوان من باش ، نترس جز من و غیر تو عاشق به جهان نیست ،بدان یك شب از عشق بخوان عاشق من باش نترس http://www.dadashreza.coo.ir/ نارنینم نازنینم چه دعا بهتر از این گریه ات از سر شوق خنده ات از ته دل نبود هیچ غروبت غمناك http://www.dadashreza.coo.ir/ آنکه رخسار ترا اینهمه زیبا می کرد کاش از روز ازل فکر دل ما می کرد آنکه می داد ترا حسن و نمی داد وفا کاشکی فکر دل عاشق شیدا میکرد http://www.dadashreza.coo.ir/ نمی خوام دیگه تو عاشقم باشی نمی خوام دشت شقایقم باشی نمی خوام تو آسمون دل من تو همون ستاره ی تکم باشی من میخوام عاشق دلخسته باشم اونیکه امیدشو به مهر تو بسته باشم تو باشی یا نباشی فرقی نداره عاشقی من میخوام معنای این واژه ی پر بسته باشم http://www.dadashreza.mihanblog.com/ بسی گفتند : دل از عشق برگیر که نیرنگ است و افسون است و جادوست ولی ما دل به او بستیم و دیدیم که این زهر است ، اما نوشداروست http://www.dadashreza.coo.ir/ شمع را باید از این خانه برون بردن و کشتن تا که همسایه نداند که تو در خانه ی مایی کشتن شمع و برون بردنش از خانه چه حاصل نور رخسار تو گوید که تودر خانه ی مایی http://www.dadashreza.coo.ir/ سر سبز ترین بهار تقدیم تو باد اواز خوش هزار تقدیم تو باد گویند كه لحظه ای است روییدن عشق ان لحظه هزار بار تقدیم تو باد http://www.dadashreza.coo.ir/ یك چند به كودكی به استاد شدیم یك چند به استادی خود شاد شدیم پایان سخن شنو كه ما را چه رسید از خاك در آمدیم و بر باد شدیم http://www.dadashreza.coo.ir/ دیشب باران قرار با پنجره داشت روبوسی آبدار با پنجره داشت یكریز به گوش پنجره پچ پچ كرد چك چك،چك چك،چه كار با پنجره داشت؟ http://www.dadashreza.coo.ir/ شبی مرغ سپیدی می شوم من گشاده بادبان بال در باد به دریا می زنم دل را و چون موج به هر ره می روم آزاد آزاد http://www.dadashreza.coo.ir/ برخیز به خون دل وضویی بکنیم در آب ترانه شستشویی بکنیم عمر اندک و فرصت خموشی بسیار تلخ است سکوت گفتگویی بکنیم http://www.dadashreza.coo.ir/ خیالت دوش مهمان شبم بود سحر تا صبح نامت بر لبم بود ز پهنای نگاهت عشق می ریخت که گرما بخش جان پر تبم بود http://www.dadashreza.coo.ir/ تو بارانی و من باران پرستم تو دریایی , من امواج تو هستم اگر روزی بپرسی باز گویم تو من هستی و من نقش تو هستم http://www.dadashreza.coo.ir/ ابر بارنده به دریا می گفت: گرنبارم تو کجا دریایی؟! در دلش خنده زنان دریا گفت: ابر بارنده تو هم از مایی http://www.dadashreza.coo.ir/ آن شب كه دلی بود به میخانه نشستیم آن عهد كه بستیم به پیمانه شكستیم ای فاتح هر قلب همانطور كه گفتی ما عهد شكستیم ولی دل نشكستیم http://www.dadashreza.coo.ir/ بیا قدر پرستو را بفهمیم تب و تاب دل قو را بفهمیم اگر چه عشق والا تر ز فهم است ولی کوشش کنیم او را بفهمیم http://www.dadashreza.coo.ir/ از شبنم عشق خاک آدم گل شد بس فتنه و شور در جهان حاصل شد سرنشتر عشق بر رگ روح زدند یک قطره از آن چکیدو نامش دل شد http://www.dadashreza.coo.ir/ زرد است كه با درد موافق شده است تلخ است كه لبریز حقیقت شده است عاشق نشدی وگرنه میفهمیدی پاییز بهاریست كه عاشق شده است http://www.dadashreza.coo.ir/ خدای اطلسی ها با تو باشد پناه بی کسی ها با تو باشد تمام لحظه های خوب یک عمر به جز دلواپسی ها با تو باشد http://www.dadashreza.coo.ir/ من مدیر وبلاگ داداش رضا و آبجی شبنم هستم خوشحال می شوم سری به وبلاگ بزنید و اگر مطالبش جالب بود آدرس وبلاگ را به دوستانتان هم بدهید . شاد بودن دل زیبایتان آرزومه دوست عزیز http://www.dadashreza.coo.ir www.dadashreza.mihanblog.com فقط لازم می دانم بگویم متاسفانه وبلاگ برای بعضی از اكنتها فیلتر است . اگر برای شما فیلتر بود با یك اكانت دیگر می توانید وارد وبلاگ شوید . شاد باشید
18 آبان 86 - 09:26
آرزویم این است نتراود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد . . . نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز . . . و به اندازه هر روز تو عاشق باشی عاشق آنكه تو را می خواهد . . . و به لبخند تو از خویش رها می گردد . . . و تو را دوست بدارد به همان اندازه كه دلت می خواهد ...
__