| کلوب آی دی | saghi_100 ، سن کلوبی : 4 سال و 17 روز |
| درباره من | من تو رفاقت تا ته خط مروم بلا نسبت شما تف مکنم به هر چه نامرد ونمک نشناس و بی معرفته کسی مثل هیچکس .... من همانم که همچون هیچکس در تنهایی کسانی قدم می گذارم وانها را در ایینه بی کسی و در تابلوی رسوایی نشان همگان می دهم من همانم که بی نشان در بی کسی همگان به دنبال کسی می گردم که هیچ بودنم را به یکتایی تبدیل کند پس مرا یاری ده که با درد بی کسی بسازم ویا رستگارم کن تا تو را که همچون من مثل هیچکسی بیابم تا با هم به مرز یکتایی رسیم ودر یک قدمی پایان به سراغاز اغاز برسیم |
| وضعیت | مرد72 ساله مجرد متولد 3/مرداد/1319 |
| جنسيت | مرد |
| محل سکونت | ، سیستان و بلوچستان ، نصرت اباد |
| سيگار | نميکشم |
| علت عضويت | تماس با آشنايان و دوستان |
| زندگي با | با والدين |
| تحصيلات | ديپلم دبيرستان |
| اطلاعات اضافي | تک درختم سوخت بزار جنگل بسوزد(بیاد سعید b) اگر تنها ترین تنها شوم باز هم خدا هست |
| گرايش سياسي | چپ |
| قد | 165-170 |
| وزن | 60-65 |
| اخلاق و برخورد | جدي ، گوشه گير ، هوش متوسط |
| مد و ظاهر | معمولي |
| تاریخ عضویت | 5 بهمن 1386 ساعت 18:18 |
| علایق | بسم الله الرحمن الرحیم شان نزول سوره والعادیات 1. وَ الْعادِیاتِ ضَبْحاً. 2. فَالْمُورِیاتِ قَدْحاً. 3. فَالْمُغِیراتِ صُبْحاً. 4. فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً. 5. فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً. 6. إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ. 7. وَ إِنَّهُ عَلی ذلِكَ لَشَهِیدٌ. 8. وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِیدٌ. 9. أَ فَلا یَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ ما فِی الْقُبُورِ. 10. وَ حُصِّلَ ما فِی الصُّدُورِ. 11. إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ یَوْمَئِذٍ لَخَبِیرٌ. 1. سوگند به مادیانهائی كه با همهمه تازانند، 2. و با سم[های] خود برق [از سنگ] همی جهانند، 3. و صبحگاهان هجوم آرند، 4. و با آن [یورش]، گردی برانگیزند، 5. و بدان [هجوم]، در دل گروهی درآیند، 6. كه انسان نسبت به پروردگارش سخت ناسپاس است، 7. و او خود بر این [امر]، نیك گواه است. 8. و راستی او سخت شیفته مال است. 9. مگر نمیداند كه چون آنچه در گورهاست بیرون ریخته گردد، 10. و آنچه در سینه هاست فاش شود، 11. در چنان روزی پروردگارشان به [حال] ایشان نیك آگاه است؟ در شأن نزول این سوره گفتهاند كه اهل «وادی یابس» دوازده هزار سوار جمع شدند و با یكدیگر متحد و هم قسم شدند كه پیامبر و امیرالمؤمنین را بكشند و معاهده نمودند و معاهده نمودند كه از جنگ فرار نكنند تا فتح نمایند یا تمامی كشته شوند. جبرئیل موضوع را به پیامبر خبر داد و حضرت، ابوبكر را با چهار هزار سوار مأمور سركوبی آنها فرمود و دستور داد كه اسلام را بر آنها عرضه دارد. اگر قبول ننمودند مردان آنها را بكشد و زنان و فرزندان آنها را اسیر كند و اموالشان را غارت و دیارشان را ویران نماید و ابوبكر به سوی آنها روانه شد و چون نزدیك گردید دویست سوار از آن گروه مسلح بیرون آمدند و مسلمانان را تهدید نمودند و ابوبكر جرأت جنگ با آنها را ننمود و به نهی مجاهدین از مخالفت با پیغمبر، اعتنا نكرد و مراجعت نمود. پیامبر ملول گشت و عمر را رئیس قشون فرمود و دستور سابق را به او داد و به جانب آن قوم روانه فرمود و آنها معاملة سابق را با او تكرار كردند و او هم مانند ابوبكر ترسید و نزدیك بود زهرهاش آب شود و به جانب مدینه فرار نمود. بار دیگر پیامبر امیرالمؤمنین را مأمور به جنگ با آنها فرمود و او با گروه كثیری از مهاجر و انصار شبانه به سوی دشمن حركت كردند و صبح گاهان دشمن را در محاصره خویش گرفتند. اول اسلام را بر آنها عرضه داشتند و چون نپذیرفتند زنان و فرزندانشان را اسیر كردند و اموالشان را به غنیمت گرفتند. این آیات قبل از اینكه امیرالمؤمنین و سپاهیانش به مدینه برسند بر پیامبر نازل شد و حضرت با گروه زیادی از اهل مدینه به استقبال آنها رفتند و پیامبر میان دو چشم امیرالمؤمنین را بوسید . |
| ورزش | بیلیارد چوگان اسکی |
| فعاليتها | بسم الله الرحمن الرحیم شان نزول سوره همزه 1. وَیْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ. 2. الَّذِی جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ. 3. یَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ. 4. كَلاَّ لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَةِ. 5. وَ ما أَدْراكَ مَا الْحُطَمَةُ. 6. نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ. 7. الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی الْأَفْئِدَة.ِ 8. إِنَّها عَلَیْهِمْ مُؤْصَدَةٌ. 9. فِی عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ. 1. وای بر هر بدگوی عیبجویی، 2. كه مالی گرد آورد و برشمردش. 3. پندارد كه مالش او را جاوید كرده، 4. ولی نه! قطعاً در آتش خردكننده فرو افكنده خواهد شد. 5. و تو چه دانی كه آن آتش خردكننده چیست؟ 6. آتش افروخته خدا[یی] است. 7. [آتشی] كه به دلها میرسد. 8و9. و [آتشی كه] در ستونهایی دراز، آنان را در میان فرا میگیرد. خداوند در این سوره كسانی را كه مغرور به ثروت خود شدند و عادت به بدگویی و عیب جویی و هتك حرمت دیگران با اشاره چشم و سایر اعضاء داشتند ملامت نموده. بعضی این اعمال را به ولیدبن مغیره نسبت دادهاند كه با پیغمبر مینمود و در پشت سر ایشان غیبت میكرد و پیش روی ایشان لعن و استهزاء مینمود. |
| کتاب | بسم الله الرحمن الرحیم شان نزول سوره فیل 1. أَ لَمْ تَرَ كَیْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِیلِ. 2. أَ لَمْ یَجْعَلْ كَیْدَهُمْ فِی تَضْلِیلٍ. 3. وَ أَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْراً أَبابِیلَ. 4. تَرْمِیهِمْ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّیلٍ. 5. فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ. 1. مگر ندیدی پروردگارت با پیلداران چه كرد؟ 2. آیا نیرنگشان را بر باد نداد؟ 3. و بر سر آنها، دسته دسته پرندگانی «اَبابیل» فرستاد. 4. [كه] بر آنان سنگهایی از گل [سخت] میافكندند. 5. و [سرانجام، خدا] آنان را مانند كاه جویده شده گردانید. روزی ابوطالب عموی پیامبر از ایشان سوال كرد: آیا تو فقط بر قوم خود مبعوث شدهای یا بر تمام انسانها؟ پیامبر فرمود: به خداوندی كه جانم در دست او است قسم، كه من بر همة انسانها از سیاه و سفید و عرب و عجم و فارس و روم مبعوث شدهام تا آنها را به این آئین بخوانم. وقتی قریش این سخنان را شنیدند گفتند: اگر مردم فارس و روم اینها را بشنوند به سرزمینمان حمله میكنند و ما را از اینجا میرانند و سنگهای كعبه را قطعه قطعه میكنند. پس خداوند در پاسخ به این سخنان سورة فیل را نازل فرمود و ماجرای ابرهه را به آنان یادآور شدند. |
| موسيقي | به داریوش علاقه دارم |
| برنامه تلويزيون | مزخرف |
| فيلمها | فیلمهای که گلشیفته فراهانی بازی کرده و حامد بهداد |
| غذا | عاشق لوبیاهای مادرم هستم |
| ايميل 1 | saghi_100 [at] yahoo [dot] com |
| ايميل 2 | saghi_1000 [at] yahoo [dot] com |
| آدرس | بسم الله الرحمن الرحیم شان نزول سوره كوثر 1. إِنَّا أَعْطَیْناكَ الْكَوْثَرَ. 2. فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ. 3. إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ. 1. ما تو را [چشمه] كوثر دادیم، 2. پس برای پروردگارت نمازگزار و قربانی كن. 3. دشمنت خود بیتبار خواهد بود. پیامبر از حضرت خدیجه دو پسر داشت یكی به نام قاسم و دیگری عبدالله كه هر دو در كودكی از دنیا رفتند. به همین جهت مشركان نام ابتر را برای پیامبر انتخاب كردند. روزی یكی از سران قریش به نام عاصبن وائل پیامبر را زمان بیرون آمدن از مسجدالحرام دید و مدتی با حضرت گفتگو كرد. وقتی وارد مسجد شد دوستانش به او گفتند با چه كسی صحبت میكردی و او گفت: با آن مرد ابتر، عرب كسی را كه پسر ندارد ابتر مینامند. پس این سوره نازل شد و پیامبر را به خیر كثیر بشارت داد و دشمن او را ابتر خواند. |
| در مورد کار من | . وَ اللَّیْلِ إِذا یَغْشی. 2. وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّی. 3. وَ ما خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثی. 4. إِنَّ سَعْیَكُمْ لَشَتَّی. 5. فَأَمَّا مَنْ أَعْطی وَ اتَّقی. 6. وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنی. 7. فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْری. 8. وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنی. 9. وَ كَذَّبَ بِالْحُسْنی. 10. فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْری. 11. وَ ما یُغْنِی عَنْهُ مالُهُ إِذا تَرَدَّی. 12. إِنَّ عَلَیْنا لَلْهُدی. 13. وَ إِنَّ لَنا لَلْآخِرَةَ وَ الْأُولی. 14. فَأَنْذَرْتُكُمْ ناراً تَلَظَّی. 15. لا یَصْلاها إِلاَّ الْأَشْقَی. 16. الَّذِی كَذَّبَ وَ تَوَلَّی. 17. وَ سَیُجَنَّبُهَا الْأَتْقَی. 18. الَّذِی یُؤْتِی مالَهُ یَتَزَكَّی. 19. وَ ما لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزی. 20. إِلاَّ ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلی. 21. وَ لَسَوْفَ یَرْضی. 1. سوگند به شب چون پرده افكند، 2. سوگند به روز چون جلوهگری آغازد، 3. و [سوگند به] آنكه نر و ماده را آفرید، 4. كه همانا تلاش شما پراكنده است. 5. اما آنكه [حق خدا را] داد و پروا داشت، 6. و [پاداش] نیكوتر را تصدیق كرد، 7. بزودی راه آسانی پیش پای او خواهیم گذاشت. 8. و اما آنكه بخل ورزید و خود را بینیاز دید، 9. و [پاداش] نیكوتر را به دروغ گرفت، 10. بزودی راه دشواری به او خواهیم نمود. 11. و چون هلاك شد، [دیگر] مال او به كارش نمیآید. 12. همانا هدایت بر ماست. 13. و در حقیقت، دنیا و آخرت از آن ماست. 14. پس شما را به آتشی كه زبانه میكشد هشدار دادم. 15. جز نگونبختتر[ین مردم] در آن درنیاید: 16. همان كه تكذیب كرد و رخ برتافت. 17. و پاكرفتارتر[ین مردم] از آن دور داشته خواهد شد: 18. همان كه مال خود را میدهد [برای آنكه] پاك شود، 19. و هیچ كس را به قصد پاداشیافتن نعمت نمیبخشد، 20. جز خواستن رضای پروردگارش كه بسی برتر است [منظوری ندارد]. 21. و قطعاً بزودی خشنود خواهد شد. این سوره در شأن مردی از انصار نازل شده كه در خانة مرد فقیری درخت خرمایی داشت. او برای چیدن خرما و یا سركشی به درخت بدون اجازه وارد خانة مرد فقیر میشد و آنقدر بخیل بود كه اگر كودكان آن مرد دانة خرمایی را به دهان گذاشته بودند به زور از دهان آنها بیرون میكشید. سپس مرد فقیر به پیامبر شكایت نمود و آن حضرت درخت را طلبید و فرمود: درخت خرمای خود را به من در مقابل درخت خرمایی در بهشت بفروش. آن مرد قبول ننمود. فرمود: به من به حدیقهای یعنی باغ مخصوصی در بهشت بفروش. گفت: حاضر نیستم چون من درختان بسیاری دارم و خرمای هیچ كدام به خوبی خرمای این درخت نیست. این را گفت و رفت. یكی از یاران پیامبر به نام «ابودحداح» این سخنان را شنید و گفت: اگر من این درخت را از این مرد خریداری كنم، به من همان چیزی را كه میخواستید به او بدهید، میدهید. پیامبر فرمود: آری. ابودحداح رفت و آن درخت را به مبلغ چهل نخل از او خرید و نزد پیامبر آمد و عرضه داشت: یا رسول الله از من آن درخت را بگیر و به من آن باغ را كه به او وعده فرمودی عطاكن. پیامبر فرمود: برای تو در بهشت باغها و باغهایی است و خداوند در شأن ابودحداح و آن مرد بخیل سوره اللیل را نازل فرمود. |
| مهارتها | 1. قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ. 2. مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ. 3. وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ. 4. وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِی الْعُقَدِ. 5. وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ. 1. بگو: «پناه میبرم به پروردگار سپیده دم، 2. از شرّ آنچه آفریده، 3. و از شرّ تاریكی چون فراگیرد، 4. و از شرّ دمندگان افسون در گره ها، 5. و از شرّ [هر] حسود، آنگاه كه حسد ورزد.» 1. قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ. 2. مَلِكِ النَّاسِ. 3. إِلهِ النَّاسِ. 4. مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ. 5. الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ. 6. مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ. 1. بگو: «پناه میبرم به پروردگار مردم، 2. پادشاه مردم، 3. معبود مردم، 4. از شرّ وسوسهگر نهانی؛ 5. آن كس كه در سینه های مردم وسوسه میكند، 6. چه از جنّ و [چه از] انس.» در شأن نزول این دو سوره مباركه، كه آن را «معوذتان» خواندهاند آمده است كه پیامبر بیمار شد و جبرئیل به آن حضرت خبر داد كه لبیدبن اعصم یهودی برای او جادو كرده و در چاه ازوان انداخته. باید موثق ترین مردم و كسی را كه مانند خودت باشد بفرستی آن را بیرون آورد و آن حضرت امیرالمؤمنین را مأمور این كار كرد. و او با دو نفر كه گفتهاند زبیر و عمار بودند رفتند و آب چاه را كشیدند و بعد از جستجو در ته چاه حقهای یافتند و آن را خدمت پیامبر آوردند و گشودند در آن ریسمانی از موی سر یا زه كمانی بود كه یازده گره خورده بود و این دو سوره در آن روز نازل شد و امیرالمؤمنین به امر پیامبر آن را به ریسمان خواند و هر آیهای كه میخواند یك گره باز میشد. بعد از آن پیامبر بهبودی یافت. |
| علايق کاري | ولا حَولَ وَ لا قُوَّةَ اِلا بِالله العَلُیِ العظیم توکّلتُ عَلَی الحَیّ الّذی لایَموت |
| من در يک جمله ! | وقتی که دل تنگه فایدش چیه آزادی
زندگی زندونه وقتی نباشه شادی
آدم که غمگینه دنیا براش زندونه
ما بین صد ملیون بازم تنها میمونه
دنیای زندونی دیواره زندونی از دیوار بیزاره
پرنده که بالش میسوزه
دل غم به حالش میسوزه
آخه مرگه واسش رهایی
پرنده که بالش میسوزه
آدمی که شادی نداره
بخدا آزادی نداره
میکنه زندگیشو زندون
آدمی که شادی نداره
دنیای زندونی دیواره زندونی از دیوار بیزاره
هوای قفس کشنده
بیرون پر از درنده
کجا بره پرنده
دنیای زندونی دیواره زندونی از دیوار بیزاره
////////////// |
| مهمترين چيزها | اگر تنها ترین تنها شوم باز هم خدا هست ///////////////////////////////////////////////////// بسم الله الرحمن الرحیم شان نزول سوره تبت 1. تَبَّتْ یَدا أَبِی لَهَبٍ وَ تَبَّ. 2. ما أَغْنی عَنْهُ مالُهُ وَ ما كَسَبَ. 3. سَیَصْلی ناراً ذاتَ لَهَبٍ. 4. وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ. 5. فِی جِیدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ. 1. بریده باد دو دست ابولهب، و مرگ بر او باد. 2. دارایی او و آنچه اندوخت، سودش نكرد. 3. بزودی در آتشی پرزبانه درآید. 4. و زنش، آن هیمهكش [آتش فروز]، 5. بر گردنش طنابی از لیف خرماست. این سوره در شأن ابولهب عموی پیامبر و همسرش ام جمیل، خواهر ابوسفیان نازل شده. زمانی كه پیامبر از طرف خداوند به دعوت اقارب و عشیرة خود به سوی توحید مأمور شد به كوه صفا رفت و آنها را به صوت بلند طلبید. پس قریش گرد او جمع شدند و گفتند: برای تو چه روی داده؟ فرمود: اگر من به شما خبر دهم كه دشمنی به شما روی آورده و به زودی بر شما دست مییابد از من قبول میكنید؟ گفتند : بلی. فرمود: پس من شما را از عذاب الیمی كه متوجه شما است میترسانم. ابولهب گفت: هلاكت باد بر تو، ما را برای این جمع نمودی ؟ پس این سوره نازل شد و با صراحت او را نفرین نمود. ابولهب از كسانی بود كه بسیار پیامبر را اذیت و آزار مینمود و با قریش در تصمیم به قتل حضرت موافقت كرد. و زمانی كه پیامبر برای دعوت مردم به میان آنها میرفت ابولهب پشت سر حضرت حركت میكرد و به پای ایشان سنگ میزد به طوری كه خون جاری میشد و میگفت: ای مردم! این دروغگو است، او را تصدیق نكنید و به سخنان او گوش ندهید و هر گاه مردمی از خارج مكه میآمدند و از او در مورد پیامبر سوال میكردند میگفت : او ساحر است یا میگفت: دیوانه است و ما مشغول مداوای او هستیم. همسر او ام جمیل هم بر ضرر پیامبر نمامی میكرد و اخبار آن حضرت را به كفار میرساند و شوهر را وادار به اذیت پیامبر میكرد. به این جهت خداوند او را حماله الحطب خوانده كه خار و خاشاك جمع آوری میكرد و میبست و شب سر راه پیامبر پراكنده مینمود تا پای مبارك پیامبر و اصحاب را مجروح كند. و گفته شده كه ابولهب بعد از چند روز از واقعه بدر به مرض عدسه كه نوعی آبله است مرد. و سه روز نعش او بر زمین ماند، برای اینكه عفونت داشت و كسی به او نزدیك نمیشد. |
| رنگ مو | مشکي |
| رنگ چشم | مشکي |
| وضعيت بدني | لاغر |
| وضعيت ظاهري | متوسط |
| مشخصه اصلي | مهربان |
| فرد مورد نظر آشنایی | بزار نگم //////////////////////////////////////// ادرس های سایت شما با ادرس های زیر می توانید به سایت دسترسی پیدا کنید. www.BeSoyeNoor.com www.BSN.ir لینک RSS سایت شان نزول سوره ال عمران قرآن - شان نزول ایات قران ۰۲ آذر ۱۳۸۵ بسم الله الرحمن الرحیم در ادامه مطلب می توانید شان نزول ایات 1 , 2 , 12 , 13 , 23 , 26 , 31 , 32 , 69 , 72 , 75 , 77 , 79 , 80 , 86 , 89 , 90, 100 , 111 , 112 , 113 , 114 , 118, 119 , 120 , 144 , 165 ,472 , 181 , 183 , 186 , 188 , 196 , 197, 199 سوره ال عمران را بخوانید. آیات 1 و 2 سوره آل عمران 1. الم. 2. اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ. 1. الف، لام، میم. 2. خداست كه هیچ معبودِ [بحقی] جز او نیست و زنده [پاینده] است. شصت نفر از مسیحیان نجران برای تحقیق دربارة اسلام و محاجّه با رسول خدا وارد مدینه شدند. چهارده نفر از آنها از اشراف و بزرگان نجران بودند. امیر و رئیس آنها «عاقب» نام داشت و مشاور او ایهم نامیده میشد و نفر سوم «ابوحارثه» نام داشت كه مردی عالم و دانشمند بود و پادشاهان روم به دستور او بنای كلیسا مینمودند و او تمام كتب مسیحیان را از حفظ داشت. این گروه با لباسهای فاخر و زیبا و پرزرق و برقی وارد مسجد پیامبر شدند. پیامبر نماز عصر را با مسلمانان خوانده بود و آنها هم طبق رسوم خودشان مشغول خواندن نماز شدند. پس از آن با حضرت به گفتگو پرداختند. پیامبر آنها را به دین اسلام دعوت نمود. ولی آنها اجابت ننمودند و گفتند: مذهب ما حق است و ما از حق تجاوز نمیكنیم. پیامبر فرمود: شما چگونه بر آئین حق هستید در حالی كه برای خداوند فرزند قائلید، عیسی را پسر خدا میدانید و صلیب را پرستش میكنید؟ عاقب و ایهم پرسیدند: اگر عیسی پسر خدا نیست پس پسر كیست؟ پیامبر فرمود: آیا شما قبول دارید كه هر پسری به پدر خود شبیه است؟ گفتند: بله. فرمود: آیا اینطور نیست كه خداوند به هر چیزی احاطه دارد و روزی موجودات با اوست؟ گفتند: آری. فرمود: آیا عیسی چنین بود؟ گفتند: نه. فرمود: آیا میدانید كه خداوند دانا است و هیچ چیزی در آسمان و زمین بر او پوشیده نیست، آیا عیسی غیر از آنچه خدا به او یاد داده بود چیزی میدانست؟ گفتند: خیر. فرمود: آیا عیسی را مادرش مانند سایر كودكان در رحم خود حمل نكرد و بعد او را به دنیا آورد و عیسی پس از تولد همچون كودكان دیگر غذا میخورد؟ گفتند: بله. فرمود: پس او چگونه پسر خداست در حالی كه هیچ شباهتی به پدرش ندارد؟ در اینجا همة آنها ساكت شدند و سپس حدود 80 آیه از سورة آل عمران نازل شد. آیه 12 سوره آل عمران 12. قُلْ لِلَّذِینَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَ تُحْشَرُونَ إِلى جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ الْمِهادُ. 12. به كسانی كه كفر ورزیدند بگو: «به زودی مغلوب خواهید شد و [سپس در روز رستاخیز] در دوزخ محشور میشوید، و چه بد بستری است». پس از پیروزی مسلمانان در جنگ بدر یهودیان گفتند: آن پیامبری كه ما توصیف او را در كتاب خود تورات خواندهایم كه در جنگ شكست نمیخورد همین پیامبر است. ولی در جنگ احد كه به شكست پیامبر و شكست مسلمانان انجامید گفتند: به خداوند سوگند این آن پیامبری نیست كه در تورات به آن بشارت داده شده و بر كینه و عدوات و دشمنی خود با رسول خدا و مسلمانان افزودند و پیمانی را كه با پیامبر بسته بودند قبل از پایان مدت نقض كردند. پس از آن تعدادی از آنان به مكه رفتند و با مشركان برای مبارزه با مسلمانان همدست شدند و سپس به مدینه برگشتند. به دنبال این واقعه آیة فوق نازل شد و خداوند به وعدة خود وفا نمود، یهود بنیقریظه كشته و بنینضیر تبعید شدند و قلعة خبیر به دست امیرالمؤمنین گشوده شد و حقیقت دین اسلام و صدق ادعای پیامبر به آنان ثابت شد. آیه 13 سوره آل عمران 13. قَدْ كانَ لَكُمْ آیَةٌ فِی فِئَتَیْنِ الْتَقَتا فِئَةٌ تُقاتِلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ أُخْرى كافِرَةٌ یَرَوْنَهُمْ مِثْلَیْهِمْ رَأْیَ الْعَیْنِ وَ اللَّهُ یُؤَیِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ یَشاءُ إِنَّ فِی ذلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِی الْأَبْصارِ. 13. قطعاً در برخورد میان دو گروه، برای شما نشانهای [و درس عبرتی] بود. گروهی در راه خدا میجنگیدند، و دیگر [گروه] كافر بودند كه آنان [= مؤمنان] را به چشم، دو برابر خود میدیدند؛ و خدا هر كه را بخواهد به یاری خود تأیید میكند، یقیناً در این [ماجرا] برای صاحبان بینش عبرتی است. این آیه دربارة چگونگی جنگ بدر نازل شده و اینكه خداوند چگونه جمعیت مسلمانان را در نظر كفار بیش از دو برابر جلوه دارد. در جنگ بدر تعداد مسلمانان 313 نفر بود. فرماندهی مهاجران با علی و فرماندهی انصار با سعدبن عباده بود. ابتدا لشكر اسلام به نظر مشركان حقیر و قلیل آمد و سبقت به قتال نمودند ولی بعداً به قدرت الهی چنان مرعوب شدند كه آنها را دو برابر تعداد خودشان میدیدند. سرانجام سپاه اسلام با پیروزی كامل به مدینه بازگشت و خداوند آنها را بر كفار غلبه داد. آیه 23 سوره آل عمران 23. أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْكِتابِ یُدْعَوْنَ إِلى كِتابِ اللَّهِ لِیَحْكُمَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ یَتَوَلَّى فَرِیقٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ مُعْرِضُونَ. 23. آیا داستان كسانی را كه بهرهای از كتاب [تورات] یافتهاند ندانستهای كه چون به سوی كتاب خدا فرا خوانده میشوند تا میانشان حكم كند، آنگه گروهی از آنان به حال اعراض، روی برمیتابند؟ زن و مردی از اهل خبیر مرتكب زنا شدند و حكم تورات آن بود كه باید سنگسار شوند ولی چون آنها از طبقه اشراف بودند از اجرای این دستور دربارة آنها سرباز زدند و نزد پیامبر آمدند به امید آنكه حكمی فرماید كه آسانتر باشد. پیامبر نیز همان حكم را برای آنها تعیین كرد. بعضی از بزرگان یهود به پیامبر اعتراض كردند و گفتند این قضاوت از عدالت به دور است و منكر چنین مجازاتی در تورات شدند. حضرت فرمود تورات را حاضر كردند و «ابن صوریا» را كه دانشمندان یهود و اعلم به تورات بود آوردند. پیامبر دستور داد قسمتی از تورات را تلاوت كند و او چون به آیه رجم رسید دست روی آن گذاشت و تلاوت نكرد. عبداللهبن سلام كه از دانشمندان یهود بود و اسلام اختیار كرده بود در آنجا حضور داشت، او فوراً متوجه شد و برخاست و دست ابن صوریا را برداشت و آن آیه را تلاوت نمود. در تورات نوشته كه مرد زندار و زن شوهر دار اگر مرتكب زنا شوند و ثابت شود باید آن دو را رجم نمود. سپس به حكم پیامبر آن دو را سنگسار كردند. در این هنگام جمعی از یهودیان خشمناك شدند و این آیه دربارة آنان نازل گردید. آیه 26 سوره آل عمران 26. قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِی الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِیَدِكَ الْخَیْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. 26. بگو: «بار خدایا، تویی كه فرمانفرمایی؛ هر آن كس را كه خواهی، فرمانروایی بخشی؛ و از هر كه خواهی، فرمانروایی را باز ستانی؛ و هر كه را خواهی، عزت بخشی؛ و هر كه را خواهی، خوار گردانی؛ همه خوبیها به دست توست، و تو بر هر چیز توانایی». در زمان جنگ خندق وقتی مسلمانان مشغول حفر گودال در اطراف مدینه بودند ناگهان به سنگ بزرگ و سختی برخوردند كه از حركت دادن و یا شكستن آن درماندند، این جریان را به عرض پیامبر رساندند. پیامبر وارد خندق شد و كلنگی برگرفت و محكم بر روی سنگ فرود آورد. از برخورد كلنگ با سنگ جرقهای جستن كرد و پیامبر تكبیر گفت و مسلمانان هم با او تكبیر گفتند. پیامبر برای بار دوم كلنگ را بر سر سنگ فرود آورد و دوباره جرقهای ظاهر شد و پیامبر تكبیر گفت و مسلمانان هم تكبیر گفتند و بار سوم هم همین اتفاق افتاد. سلمان از پیامبر علت این كار را پرسید و پیامبر فرمود: در میان برقی كه اول بار ظاهر شد كاخهای حیره و مداین را دیدم و بار دوم كاخهای روم و بار سوم كاخهای صنعا و یمن را دیدم و هر سه بار برادرم جبرئیل به من مژده داد كه آنها در زیر پرچم اسلام و در اختیار مسلمانان قرار خواهد گرفت و من در آن حال تكبیر پیروزی گفتم. مسلمانان واقعی از این بشارت بسیار خوشحال شدند ولی منافقان با ناراحتی و استهزاء گفتند: چه خیال باطل و چه وعدة محالی. در حالی كه اینجا از ترس جان خود مشغول حفر خندق هستند آرزوی فتح كشورهای بزرگ را در سر میپرورانند. در این زمان بود كه این آیات نازل شد. آیات 31 و 32 سوره آل عمران 31. قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ یَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ. 32. قُلْ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْكافِرِینَ. 31. بگو: «اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی كنید تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشاید، و خداوند آمرزنده مهربان است». 32. بگو: «خدا و پیامبر [او] را اطاعت كنید.» پس اگر رویگردان شدند، قطعاً خداوند كافران را دوست ندارد. برای این آیات دو شأن نزول آمده است یكی اینكه: كسانی بودند كه در ظاهر ادعای دوستی و محبت خداوند داشتند ولی عمل به دستورات الهی در آنها كمتر دیده میشد. دیگر اینكه: گروهی از نصارای نجران خدمت پیامبر رسیدند و اظهار داشتند كه ما عبادت مسیح میكنیم برای محبت به خدا. آیه 69 سوره آل عمران 69. وَدَّتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَوْ یُضِلُّونَكُمْ وَ ما یُضِلُّونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما یَشْعُرُونَ. 69. گروهی از اهل كتاب آرزو میكنند كاش شما را گمراه میكردند، در صورتی كه جز خودشان [كسی] را گمراه نمیكنند و نمیفهمند. طایفهای از اهل كتاب كه یهودی بودند میخواستند به لطایف الحیل حذیفه و عمار و معاذ را كه از مسلمانان سرشناس و مبارز به آئین خود درآوردند و با وسوسههای شیطانی از اسلام باز دارند. در این جا این آیه نازل شد و به همة مسلمانان هشدار داد. آیه 72 سوره آل عمران 72. وَ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ آمِنُوا بِالَّذِی أُنْزِلَ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ. 72. و جماعتی از اهل كتاب گفتند: «در آغاز روز به آنچه بر مؤمنان نازل شد، ایمان بیاورید، و در پایان [روز] انكار كنید؛ شاید آنان [از اسلام] برگردند». 12 نفر از مسلمانان یهود نقشهای برای متزلزل ساختن ایمان مسلمانان طرح نمودند و با یكدیگر همدست شدند كه اول روز به حسب ظاهر خدمت پیامبر برسند و ایمان بیاورند ولی در آخر روز كافر شوند و وقتی از آنان سؤال شد كه چرا چنین كردید بگویند ما صفات محمد را از نزدیك مشاهده كردیم و وقتی به كتب دینی خود مراجعه كردیم متوجه شدیم صفات و روش او با آنچه در تورات است تطبیق نمیكند و لذا برگشتیم. این موضوع سبب میشود كه در ایمان مسلمانان تزلزل ایجاد شود و آیه فوق به این دلیل نازل شد. آیه 75 سوره آل عمران 75. وَ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطارٍ یُؤَدِّهِ إِلَیْكَ وَ مِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِینارٍ لا یُؤَدِّهِ إِلَیْكَ إِلاَّ ما دُمْتَ عَلَیْهِ قائِماً ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لَیْسَ عَلَیْنا فِی الْأُمِّیِّینَ سَبِیلٌ وَ یَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ. 75. و از اهل كتاب، كسی است كه اگر او را بر مال فراوانی امین شمری، آن را به تو برگرداند؛ و از آنان كسی است كه اگر او را بر دیناری امین شمری، آن را به تو نمیپردازد، مگر آنكه دایماً بر [سر] وی به پا ایستی.این بدان سبب است كه آنان [به پندار خود] گفتند: «در مورد كسانی كه كتاب آسمانی ندارند، بر زیان ما راهی نیست.» و بر خدا دروغ میبندند با اینكه خودشان [هم] میدانند. این آیه درباره دو نفر از یهودیان نازل شد. یكی از آنان امانتدار و درستكردار بود و دیگری پست و خیانتكار. اولی «عبدالله بن سلام» بود كه یكی از ثروتمندان مقدار زیادی طلا نزد او به امانت گذاشت و او همة آن را به موقع به صاحبش برگرداند و به این خاطر خداوند در این آیه او را میستاید و دیگری «فنحاصبن عازورا» بود كه شخصی یك دینار به وی امانت داد و او در آن خیانت كرد و به این خاطر خداوند او را در این آیه سرزنش میكند. آیه 77 سوره آل عمران 77. إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَیْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلاً أُولئِكَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ وَ لا یُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَ لا یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ لا یُزَكِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ. 77. كسانی كه پیمان خدا و سوگندهای خود را به بهای ناچیزی میفروشند، آنان را در آخرت بهرهای نیست؛ و خدا روز قیامت با آنان سخن نمیگوید، و به ایشان نمینگرد، و پاكشان نمیگرداند، و عذابی دردناك خواهند داشت. جمعی از احبار یهود مانند «كعببن اشرف و ابیبن رافع و حیّبن اخطب» كه موقعیت اجتماعی خویش را در خطر میدیدند كوشش كردند نشانههایی را كه در تورات درباره آخرین پیامبر وجود داشت و شخصاً نگارش كرده بودند تحریف كنند و سوگند یاد كنند كه جملههای تحریف شده، از جانب خداست. به همین جهت این آیه نازل شد و به آنان هشدار داد. و بعضی گفتهاند كه این آیه در مورد «اشعثبن قیس» است كه میخواست زمین شخصی را به دروغ تصاحب كند و زمانی كه قصد داشت برای اثبات ادعای خود سوگند یاد كند این آیه نازل شد. در این هنگام اشعث ترسید و زمین را به صاحبش برگرداند. آیه 79 و 80 سوره آل عمران 79. ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُؤْتِیَهُ اللَّهُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ ثُمَّ یَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِباداً لِی مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لكِنْ كُونُوا رَبَّانِیِّینَ بِما كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتابَ وَ بِما كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ. 80. وَ لا یَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِكَةَ وَ النَّبِیِّینَ أَرْباباً أَ یَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ. 79. هیچ بشری را نسزد كه خدا به او كتاب و حكم و پیامبری بدهد؛ سپس او به مردم بگوید: «به جای خدا، بندگان من باشید.» بلكه [باید بگوید:] «به سبب آنكه كتاب [آسمانی] تعلیم میدادید و از آن رو كه درس میخواندید، علمای دین باشید.» 80. و [نیز] شما را فرمان نخواهد داد كه فرشتگان و پیامبران را به خدایی بگیرید.آیا پس از آنكه سر به فرمان [خدا] نهادهاید [باز] شما را به كفر وامیدارد؟ دربارة این آیات دو شأن نزول ذكر كردهاند. یكی اینكه دو نفر از یهودیان به نامهای «ابورافع قرظی و سید نجرانی» خدمت پیامبر رسیدند و عرض كردند: آیا اراده داری ما تو را عبادت كنیم و مقام خدایی برای تو قایل شویم؟ پیامبر فرمود: معاذالله كه غیر خدا معبود شود و من اجازه دهم كسی غیر از خدای یگانه مورد پرستش قرار گیرد و من هرگز برای چنین امری مبعوث نشدهام و مأمور نیستم. و دیگر اینكه شخصی نزد پیامبر اسلام آمد و اظهار داشت ما به تو مانند دیگران سلام میكنیم و به نظر ما چنین احترامی كافی نیست از تو تقاضا داریم به ما اجازه دهی تو را سجده كنیم. پیامبر فرمود: سجده برای غیر خدا جایز نیست. شما فقط به پیامبر خود احترام بگذارید و از او پیروی نمایید. آیات 86 و 89 سوره آل عمران 86. كَیْفَ یَهْدِی اللَّهُ قَوْماً كَفَرُوا بَعْدَ إِیمانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ. 87. أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَیْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ. 88. خالِدِینَ فِیها لا یُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ یُنْظَرُونَ. 89. إِلاَّ الَّذِینَ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ. 86. چگونه خداوند، قومی را كه بعد از ایمانشان كافر شدند، هدایت میكند؟ با آنكه شهادت دادند كه این رسول، بر حق است و برایشان دلایل روشن آمد، و خداوند قوم بیدادگر را هدایت نمیكند. 87. آنان، سزایشان این است كه لعنت خدا و فرشتگان و مردم، همگی برایشان است. 88. در آن [لعنت] جاودانه بمانند؛ نه عذاب از ایشان كاسته گردد و نه مهلت یابند. 89. مگر كسانی كه پس از آن توبه كردند و درستگاری [پیشه] نمودند، كه خداوند آمرزنده مهربان است. مردی از انصار به نام «حارثبن سویدبن صامت» شخصی به نام «محذّربن زیاد بلوی» را به مكر كشت و از ترس مجازات به مكه فرار كرد و مرتد شد و به مشركین مكه پیوست. ولی بعد از كار خود سخت پشیمان شد و یك نفر از اقوام خویش را به مدینه نزد پیامبر فرستاد تا از ایشان سؤال كند كه راه بازگشتی برای او هست یا نه؟ در این زمان آیات فوق نازل شد و خداوند توبه او را با شرایط خاصی پذیرفت. آن شخص این آیات را نوشت و نزد او برد. حارث گفت: من میدانم كه تو راست میگویی و پیامبر از تو راستگوتر و خداوند راستگوترین است و به خدمت پیامبر رسید و مجدداً اسلام آورد و عاقبت به خیر شد. آیه 90 سوره آل عمران 90. إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا بَعْدَ إِیمانِهِمْ ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الضَّالُّونَ. 90. كسانی كه پس از ایمان خود كافر شدند، سپس بر كفر [خود] افزودند، هرگز توبه آنان پذیرفته نخواهد شد، و آنان خود گمراهانند. همانطور كه در آیات قبل اشاره شد حارثبن سوید و یازده نفر از یارانش بنابه دلایلی مرتد شدند. حارث پشیمان شدو به اسلام برگشت اما یاران او گفتند: ما در مكه میمانیم و به راه خود بر ضد پیامبر ادامه میدهیم و انتظار شكست او را داریم؛ اگر مقصود ما حاصل شد چه بهتر در غیر این صورت توبه میكنیم و محمد نیز توبة ما را خواهد پذیرفت. آیه 100 سوره آل عمران 100. یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تُطِیعُوا فَرِیقاً مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْكِتابَ یَرُدُّوكُمْ بَعْدَ إِیمانِكُمْ كافِرِینَ. 100. ای كسانی كه ایمان آوردهاید، اگر از فرقهای از اهل كتاب فرمان برید، شما را پس از ایمانتان به حال كفر برمیگردانند. گفته شده این آیه درباره دو قبیلة اوس و خزرج نازل شده است. روزی جمعی از برزگان این دو قبیله نشسته بودند و با یكدیگر صحبت میكردند، در این هنگام «شاس بن قیس» یهودی بر آنها عبور نمود و به واسطة عنادی كه با اسلام داشت در غضب شد كه چگونه مابین این دو قبیله كه همیشه نزاع بود این چنین صلح و صفا برقرار شده و چگونه اسلام به تألیف قلوب آنها پرداخته است. لذا جوانی از یهود را مأمور نمود كه به میان آنها برود و حوادث جنگ «بغاث» را به یاد آنان آورد. او آمد در كنار آنها نشست و صحبت روز ظفر یافتن اوس بر خزرج را نمود و اشعاری كه در آن روز ظفر یافتن اوس بر خزرج را نمود و اشعاری كه در آن روز گفته بودند را خواند. این سخنان مؤثر واقع شد و و طرفین با یكدیگر به صحبتهای خشونتآمیز پرداختند تا آنكه هر دسته اسلحة خود را برداشته و آمادة جنگ شدند. خبر به پیامبر رسید و با اصحاب آمدند. حضرت به آنان فرمود: آیا به جاهلیت رجوع نمودید با آنكه من در میان شما هستم و خداوند شما را به اسلام، گرامی فرمود و رسوم جاهلیت را برداشت و مابین شما تألیف نمود. بعد از این سخنان پشیمان شدند و فهمیدند كه این از وساوس شیطان و حیله دشمنان بوده و اسلحه را كنار گذاشته دست در گردن یكدیگر انداختند و گریستند و استغفار نمودند. آیات 111 تا 114 سوره آل عمران 111. لَنْ یَضُرُّوكُمْ إِلاَّ أَذىً وَ إِنْ یُقاتِلُوكُمْ یُوَلُّوكُمُ الْأَدْبارَ ثُمَّ لا یُنْصَرُونَ. 112. ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ أَیْنَ ما ثُقِفُوا إِلاَّ بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَ حَبْلٍ مِنَ النَّاسِ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَ ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا یَكْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَ یَقْتُلُونَ الْأَنْبِیاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا یَعْتَدُونَ. 113. لَیْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ یَتْلُونَ آیاتِ اللَّهِ آناءَ اللَّیْلِ وَ هُمْ یَسْجُدُونَ. 114. یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ وَ أُولئِكَ مِنَ الصَّالِحِینَ. 111. جز آزاری [اندك] هرگز به شما زیانی نخواهند رسانید؛ و اگر با شما بجنگند، به شما پشت نمایند، سپس یاری نیابند. 112. هر كجا یافته شوند، به خواری دچار شدهاند- مگر آنكه به پناه امان خدا و زینهار مردم [روند]- و به خشمی از خدا گرفتار آمدند، و [مُهر] بینوایی بر آنان زده شد. این بدان سبب بود كه به آیات خدا كفر میورزیدند و پیامبران را بناحق میكشتند. [و نیز] این [عقوبت] به سزای آن بود كه نافرمانی كردند و از اندازه درمیگذرانیدند. 113. [ولی همه آنان] یكسان نیستند.از میان اهل كتاب، گروهی درستكردارند كه آیات الهی را در دل شب میخوانند و سر به سجده مینهند. 114. به خدا و روز قیامت ایمان دارند؛ و به كار پسندیده فرمان میدهند و از كار ناپسند باز میدارند؛ و در كارهای نیك شتاب میكنند، و آنان از شایستگانند. زمانی كه «عبدالله بن سلام»، كه از دانشمندان یهود بود و گروهی دیگر اسلام آوردند دوستانشان نزد آنان آمدند و شروع به ملامت و نكوهش آنها نمودند كه چرا آئین گذشتگان خود را ترك گفته و به اسلام ایمان آورده اند و در صدد برآمدند آنها را به شرارت متهم كنند تا در نظر دیگر یهودیان خوار و زبون جلوه كنند و دیگران از آنها پیروی نكنند، به همین خاطر همه جا پخش كردند كه فقط جمعی از اشرار مسلمان شدهاند. پس این آیات نازل شد و از مسلمانان پشتیبانی كرد و ذلت و بیچارگی یهودیان را بیان كرد. آیات 118 تا 120 سوره آل عمران 118. یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ لا یَأْلُونَكُمْ خَبالاً وَدُّوا ما عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفِی صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَیَّنَّا لَكُمُ الْآیاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ. 119. ها أَنْتُمْ أُولاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَ لا یُحِبُّونَكُمْ وَ تُؤْمِنُونَ بِالْكِتابِ كُلِّهِ وَ إِذا لَقُوكُمْ قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا عَضُّوا عَلَیْكُمُ الْأَنامِلَ مِنَ الْغَیْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَیْظِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ. 120. إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْكُمْ سَیِّئَةٌ یَفْرَحُوا بِها وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا لا یَضُرُّكُمْ كَیْدُهُمْ شَیْئاً إِنَّ اللَّهَ بِما یَعْمَلُونَ مُحِیطٌ. 118. ای كسانی كه ایمان آوردهاید، از غیر خودتان، [دوست و] همراز مگیرید. [آنان] از هیچ نابكاری در حق شما كوتاهی نمیورزند. آرزو دارند كه در رنج بیفتید. دشمنی از لحن و سخنشان آشكار است؛ و آنچه سینه هایشان نهان میدارد، بزرگتر است.در حقیقت، ما نشانه ها[ی دشمنی آنان] را برای شما بیان كردیم، اگر تعقل كنید. 119. هان، شما كسانی هستید كه آنان را دوست دارید، و [حال آنكه] آنان شما را دوست ندارند، و شما به همه كتابها[ی خدا] ایمان دارید؛ و چون با شما برخورد كنند میگویند: «ایمان آوردیم.» و چون [با هم] خلوت كنند، از شدت خشم بر شما، سر انگشتان خود را میگزند. بگو: «به خشم خود بمیرید» كه خداوند به راز درون سینهها داناست. 120. اگر به شما خوشی رسد آنان را بدحال میكند؛ و اگر به شما گزندی رسد بدان شاد میشوند؛ و اگر صبر كنید و پرهیزگاری نمایید، نیرنگشان هیچ زیانی به شما نمیرساند؛ یقیناً خداوند به آنچه میكنند احاطه دارد. بعضی از مسلمانان به واسطه قرابت یا همسایگی یا عهد مودتی كه با كفار داشتند با آنها مراوده و دوستی داشتند. آنها مكار و حیلهگر بودند و مسلمین ساده و بینفاق و از روی صمیمیتی كه با آنان داشتند بعضی از اسرار را به آنها میگفتند. به همین خاطر خداوند به پیامبر خود وحی فرمود كه به مسلمانان بگوید از كفار بپرهیزند و آنها را محرم اسرار خود قرار ندهند. اینها مشقت و سختی شما را در دنیا و آخرت دوست دارند و با اینكه ظاهراً میخواهند با شما دوستی كنند ولی عداوت از سخنان آنان آشكار است و بغض و كینة باطنی آنها و آنچه در دل دارند زیادتر است از آنچه اظهار میكنند. آیه 144 سوره آل عمران 144. وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئاً وَ سَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاكِرِینَ. 144. و محمد، جز فرستادهای كه پیش از او [هم] پیامبرانی [آمده و] گذشتند، نیست. آیا اگر او بمیرد یا كشته شود، از عقیده خود برمیگردید؟ و هر كس از عقیده خود بازگردد، هرگز هیچ زیانی به خدا نمیرساند، و به زودی خداوند سپاسگزاران را پاداش میدهد. این آیه دربارة یكی از حوادث جنگ احد نازل شده و آن این است كه در بحبوحة جنگ یكی از كفار با سنگی پیشانی و دندان پیامبر را شكست و لب حضرت شكافت و خون صورت ایشان را پوشانید و دشمن از همه طرف به پیامبر حمله میكرد تا ایشان را به قتل برساند و یكی از پرچمداران اسلام به نام «مصعببن عمیر» حملات آنان را دفع میكرد تا اینكه كشته شد و دشمنان فكر كردند پیامبر است كه كشته شده، به همین خاطر یكی با صدای بلند فریاد زد محمد را كشتم، محمد را كشتم. این خبر به همان اندازه كه باعث تقویت روحیة مشركان شد موجب تضعیف روحیة مسلمانان شد و در میان آنان تزلزل ایجاد كرد به همین خاطر از همه طرف شروع به فرار نمودند و بعضی از آنها به فكر افتادند كه توسط عبدالله بن ابی سفیان امان بگیرند و بعضی گفتند اگر محمد پیامبر بود كشته نمیشد. و این دو دسته گرچه ظاهراً مسلمان بودند ولی سست عقیده و منافق بودند، ولی بعضی مثل علی و ابودجانه و تعدادی دیگر، مردم را به مقاومت دعوت میكردند و میگفتند، اگر پیامبر كشته شده خدای او كه كشته نشده، بعد از پیامبر زندگی به چه درد میخورد؛ بروید بكشید بخاطر آن چیزی كه محمد به خاطرش كشته شد و جنگ كردند تا كشته شدند. بعد از این جریان و روشن شدن این اشتباه آیه فوق نازل شد. آیه 165 سوره آل عمران 165. أَ وَ لَمَّا أَصابَتْكُمْ مُصِیبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَیْها قُلْتُمْ أَنَّى هذا قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. 165. آیا چون به شما [در نبرد اُحد] مصیبتی رسید- [با آنكه در نبرد بدر] دو برابرش را [به دشمنان خود] رساندید- گفتید: «این [مصیبت] از كجا [به ما رسید]؟» بگو: «آن از خود شما [و ناشی از بیانضباطی خودتان] است.» آری! خدا به هر چیزی تواناست. روایت شده كه مسلمانان در جنگ بدر هفتاد نفر از كفار را كشتند و هفتاد نفر را اسیر نمودند و قرار بود اسرا هم كشته شوند ولی بعضی از اصحاب گفتند: خوب است از آنها فدیه بگیریم و آنها را رها كنیم. در این هنگام جبرئیل نازل شد و عرض كرد:خداوند گرفتن فدا و رها نمودن آنها را به شرط آنكه مسلمین حاضر شوند كه در سال بعد به همان عددی كه از آنها فدا گرفتند، شهید شوند جایز فرمود و پیامبر به اصحاب ابلاغ فرمود آنها قبول كردند و گفتند: فعلاً فدیه را میگیریم و قوت پیدا میكنیم بعد هم شهید میشویم و به بهشت میرویم و چون در جنگ احد به عدد همان هفتاد نفر فدیه ای گرفته بودند شهید شدند گقتند: از چه رو این مصیبت به خاطرآن شرط بوده كه قبول نموده بودند. آیه 172 سوره آل عمران 172. الَّذِینَ اسْتَجابُوا لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ ما أَصابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَ اتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِیمٌ. 172. كسانی كه [در نبرد اُحد] پس از آنكه زخم برداشته بودند، دعوت خدا و پیامبر [او] را اجابت كردند، برای كسانی از آنان كه نیكی و پرهیزگاری كردند پاداشی بزرگ است. بعد از جنگ احد وقتی پیامبر وارد مدینه شد به دستور جبرئیل از جانب خداوند به مهاجر و انصار خطاب فرمود كه هركس مجروح شده باید با من از مدینه بیرون بیاید و هركس سلامت است در مدینه بماند و اصحاب با زحمت بسیار و با درد شدیدی كه داشتند با پیامبر رفتند تا به محلی به نام «حمراءُالاسد» رسیدند. و لشكر قریش وقتی به سرزمین «روحاء» رسیدند تصمیم به بازگشت به مدینه و غارت آنجا نمودند. ناگاه مردی را دیدند كه از مدینه میآمد از او سؤال نمودند كه از پیامبر و اصحابش چه خبر داری؟ او جواب داد: آنها را در حمراءُالاسد دیدم كه جداً در طلب شما بودند. پس قریش تصمیم گرفتند كه عقبنشینی كنند و به مكه بازگردند. و به شخصی كه عازم مدینه بود گفتند كه به حمراءُ الاسد برود و به پیامبر بگوید كه قریش لشكری جمعآوری كرده و عازم حمله بر مسلمانان شده، او هم قبول نمود و خود را به پیامبر رساند و این خبر را به حضرت عرض كرد. ولی مسلمانان هرچه انتظار كشیدند از آنان خبری نشد؛ پس جبرئیل نازل شد و عرض كرد: خداوند قریش را مرعوب نمود و به محل خود بازگشتند و پیامبر با اصحاب به مدینه مراجعت فرمود و این آیه نازل شد. آیه 181 سوره آل عمران 181. لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِینَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِیرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِیاءُ سَنَكْتُبُ ما قالُوا وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِیاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَ نَقُولُ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِیقِ. 181. مسلماً خداوند، سخن كسانی را كه گفتند: «خدا نیازمند است و ما توانگریم»، شنید. به زودی آنچه را گفتند، و بناحق كشتنِ آنان پیامبران را، خواهیم نوشت و خواهیم گفت: «بچشید عذاب سوزان را». این آیه دربارة یهود است. زمانی كه پیامبر نامهای به آنان نوشت و ایشان را دعوت به خواندن نماز و پرداختن زكات و دادن وام نیكو به خداوند نمود یكی از علمای یهود به نام «فنحاص» وقتی نامه را خواند با لحن تمسخرآمیزی گفت: اگر این سخنان راست باشد پس معلوم میشود خداوند فقیر است و ما اغنیاء. چون اگر فقیر نبود از ما طلب وام نمیكرد و بر خدا به غنی بودن فخر نمودند. پس این آیه نازل شد. آیه 183 سورة آل عمران 183. الَّذِینَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَیْنا أَلاَّ نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّى یَأْتِیَنا بِقُرْبانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ قُلْ قَدْ جاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِی بِالْبَیِّناتِ وَ بِالَّذِی قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ. 183. همانان كه گفتند: «خدا با ما پیمان بسته كه به هیچ پیامبری ایمان نیاوریم تا برای ما قربانیی بیاورد كه آتش [آسمانی] آن را [به نشانه قبول] بسوزاند.» بگو: «قطعاً پیش از من، پیامبرانی بودند كه دلایل آشكار را با آنچه گفتید، برای شما آوردند. اگر راست می گویید، پس چرا آنان را كشتید؟» یكی از یاوهسراییهای یهود این بود كه خدمت پیامبر آمدند و گفتند: خداوند در تورات به ما امر و وصیت فرموده است كه ایمان نیاوریم به كسی كه مدّعی نبوت باشد مگر آنكه معجزة مخصوص به انبیاء بنیاسرائیل را داشته باشد و آن معجزه آن است كه وقتی مردم پیشكشیهای خود را برای تقرب به خداوند نزد او حاضر نمودند دعا كند و آتش از آسمان بیاید و قربانی كسی را كه قبول شده است بسوزاند. اگر چنین معجزهای بنمایید ما ایمان میآوریم و چون این مطلب از مفتریات آنها بود و این معجزه با معجزات دیگر پیامبر فرقی نداشت معلوم بود كه غرض آنها دشمنی و لجاجت است، لذا خداوند به وسیلة این آیه به آنها جواب داد فرمود: اگر راست میگویید چرا پیامبرانی كه پیش از من آمدند و این معجزه را نمودند مانند حضرت زكریا و فرزندش حضرت یحیی را كشتید. آیه 186 سوره آلعمران 186. لَتُبْلَوُنَّ فِی أَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ وَ لَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ مِنَ الَّذِینَ أَشْرَكُوا أَذىً كَثِیراً وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ. 186. قطعاً در مالها و جانهایتان آزموده خواهید شد، و از كسانی كه پیش از شما به آنان كتاب داده شده و [نیز] از كسانی كه به شرك گراییدهاند، [سخنان دل]آزار بسیاری خواهید شنید، و[لی] اگر صبر كنید و پرهیزگاری نمایید، این [ایستادگی] حاكی از عزم استوار [شما] در كارهاست. وقتی مسلمانان از مكه به مدینه هجرت نمودند اموال و دارایی آنها در مكه به تصرف مشركان در آمد و خودشان هم در مدینه مورد اذیت و آزار یهودیان این شهر قرار گرفتند. یكی از یهودیان به نام «كعببن اشرف» كه شاعری هجوگو و بدزبان بود همیشه پیامبر و اصحاب ایشان را با اشعار خود مورد توهین و آزار قرار میداد تا اینكه پیامبر فرمان قتل او را صادر كرد و به دست مسلمانان كشته شد. این آیه به این موضوع اشاره دارد و مسلمانان را امر به پایداری و مقاومت مینماید. آیه 188 سوره آلعمران 188. لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَفْرَحُونَ بِما أَتَوْا وَ یُحِبُّونَ أَنْ یُحْمَدُوا بِما لَمْ یَفْعَلُوا فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ. 188. البته گمان مبر كسانی كه بدانچه كردهاند شادمانی میكنند و دوست دارند به آنچه نكردهاند مورد ستایش قرار گیرند، قطعاً گمان مبر كه برای آنان نجاتی از عذاب است، [كه] عذابی دردناك خواهند داشت. بعضی میگویند این آیه در مورد یهودیانی است كه وقتی آیات تورات را تحریف میكردند و اوصاف پیامبر را تغییر میدادند و كتمان میكردند از این عمل خودشان بسیار خوشحال و خوشنود میشدند كه مردم را فریب دادند و در عین حال میخواستند كه مردم آنها را دوست خود بدانند. و بعضی میگویند این آیه در مورد منافقانی است كه به انواع بهانهها از شركت در میدان جنگ و جهاد سرباز میزدند و وقتی مسلمانان از جنگ باز میگشتند میگفتند: اگر ما فلان عذر را نداشتیم حتماً شما را یاری میكردیم و در دل از این عمل خود خوشحال بودند. پس این آیه نازل شد كه گمان مبر آنها برای كفر و ریا و خلف عهد و كتمان حق و دروغ و ترك عبادت از عذاب الهی در امان هستند. آیه 196 و 197 سوره آلعمران 196. لا یَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِینَ كَفَرُوا فِی الْبِلادِ. 197. مَتاعٌ قَلِیلٌ ثُمَّ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمِهادُ. 196. مبادا رفت و آمد [و جنب و جوش] كافران در شهرها تو را دستخوش فریب كند. 197. [این] كالای ناچیز [و برخورداری اندكی] است؛ سپس جایگاهشان دوزخ است، و چه بد قرارگاهی است. پس از ورود پیامبر به مدینه و ملحق شدن تدریجی مهاجرین به آن حضرت، مسلمانان به تنگی معشیت مبتلا شدند. چون از ترس كفار جرأت مسافرت برای كسب و تجارت نداشتند و در محاصرة شدید اقتصادی قرار داشتند و وسایل زراعت و كشاورزی هم برای آنان مهیا نبود، ولی كفار در كمال رفاه قرار داشتند و در ناز و نعمت به سر میبردند و این موضوع به طبع مسلمانان گران آمد و بعضی از آنها میگفتند: دشمنان خدا در نعمت و آسایش به سر میبردند و ما در گرسنگی و فقر. پس این آیات نازل شد و خداوند خطاب به آنان فرمود:مسلمانان خیال نكنند كفار نزد خدا محبوبتر از آنانند و بدانند كه دنیا قابل دوستان خدا نیست و خداوند نعمت دایم برای دوستان خود تهیه نموده و دشمنان خداوند در دوزخ جای دارند. آیه 199 سوره آلعمران 199. وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَمَنْ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْكُمْ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ خاشِعِینَ لِلَّهِ لا یَشْتَرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ ثَمَناً قَلِیلاً أُولئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللَّهَ سَرِیعُ الْحِسابِ. 199. و البته از میان اهل كتاب كسانی هستند كه به خدا و بدانچه به سوی شما نازل شده و به آنچه به سوی خودشان فرود آمده ایمان دارند، در حالی كه در برابر خدا خاشعند، و آیات خدا را به بهای ناچیزی نمیفروشند. اینانند كه نزد پروردگارشان پاداش خود را خواهند داشت. آری! خدا زودشمار است. وقتی نجاشی پادشاه حبشه وفات نمود، پیامبر به الهام الهی از این قضیه باخبر شد و به مسلمانان فرمود: یكی از برادران شما در خارج از این سرزمین وفات یافته و از آنان خواست كه برای نماز بر او حاضر شوند و در بقیع، خداوند حجابها را از پیش چشم پیامبر برداشت و جنازة او را مشاهده فرمود و بر او نماز گزارد و برای او طلب آمرزش كرد. بعضی از منافقان گفتند: محمد بر كسی كه از ترسایان حبشه است نماز میگزارد با آنكه او را هرگز ندیده است. پس این آیه نازل شد. و بعضی گفتهاند این آیه دربارة مؤمنین اهل كتاب مانند عبدالله سلام كه از علماء بزرگ یهود بود و تعداد قابل ملاحظهای از یهودیان و مسیحیان است كه اسلام آوردند. |
| فرد ايده آل زندگي | بزار نگم ////////////////////////// بسم الله الرحمن الرحیم شان نزول سوره علق 1. اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِی خَلَقَ. 2. خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ. 3. اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ. 4. الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ. 5. عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ. 6. كَلاَّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغی. 7. أَنْ رَآهُ اسْتَغْنی. 8. إِنَّ إِلی رَبِّكَ الرُّجْعی. 9. أَ رَأَیْتَ الَّذِی یَنْهی. 10. عَبْداً إِذا صَلَّی. 11. أَ رَأَیْتَ إِنْ كانَ عَلَی الْهُدی. 12. أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوی. 13. أَ رَأَیْتَ إِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّی. 14. أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَری. 15. كَلاَّ لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ لَنَسْفَعاً بِالنَّاصِیَةِ. 16. ناصِیَةٍ كاذِبَةٍ خاطِئَةٍ. 17. فَلْیَدْعُ نادِیَهُ. 18. سَنَدْعُ الزَّبانِیَةَ. 19. كَلاَّ لا تُطِعْهُ وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ. 1. بخوان به نام پروردگارت كه آفرید. 2. انسان را از عَلَق آفرید. 3. بخوان، و پروردگار تو كریمترین [كریمان] است. 4. همان كس كه به وسیله قلم آموخت. 5. آنچه را كه انسان نمیدانست [بتدریج به او] آموخت. 6. حقاً كه انسان سركشی میكند، 7. همین كه خود را بینیاز پندارد. 8. در حقیقت، بازگشت به سوی پروردگار توست. 9. آیا دیدی آن كس را كه باز میداشت، 10. بندهای را آنگاه كه نماز میگزارد؟ 11. چه پنداری اگر او بر هدایت باشد، 12. یا به پرهیزگاری وادارد [برای او بهتر نیست]؟ 13. [و باز] آیا چه پنداری [كه] اگر او به تكذیب پردازد و روی برگرداند [چه كیفری در پیش دارد]؟ 14. مگر ندانسته كه خدا میبیند؟ 15. زنهار، اگر باز نایستد، موی پیشانی [او] را سخت بگیریم؛ 16. [همان] موی پیشانی دروغزن گناهپیشه را. 17. [بگو] تا گروه خود را بخواند. 18. بزودی آتشبانان را فرا خوانیم. 19. زنهار! فرمانش مَبَر، و سجده كن، و خود را [به خدا] نزدیك گردان. این سوره اولین سورهای است كه بر پیامبر نازل شد. حضرت برای راز و نیاز با خداوند به كوه حرا رفته بود كه جبرئیل فرود آمد و عرضه داشت: ای محمد بخوان. حضرت فرمود: من قرائت كننده نیستم. جبرئیل او را در بغل گرفت و فشرد و بازگفت بخوان و حضرت همان جواب را تكرار فرمود و جبرئیل برای دومین بار این كار را تكرار كرد و گفت: بخوان به نام پروردگارت كه خلق فرمود و تا آیة پنجم این سوره را خواند و از دیدة پیامبر غایب شد. پس پیامبر به خانه برگشت در حالی كه خسته بود و فرمود: مرا بپوشانید تا استراحت كنم. و گفتهاند پیامبر به حضرت خدیجه فرمود: زمانی كه تنها هستم ندایی میشنوم. خدیجه به او گفت: خداوند جز خیر برای تو نمیخواهد زیرا تو ادای امانت میكنی و صلة رحم انجام میدهی و در گفتارت صادق هستی. سپس با هم به سراغ ورقهبن نوفل كه از دانشمندان عرب و از نزدیكان خدیجه (س) بود رفتند و پیامبر آنچه را دیده بود برای او نقل كرد. ورقه به او گفت: این بار كه آن منادی به سراغ تو آمد با دقت گوش كن ببین چه میگوید. پیامبر بار دیگر در خلوتگاه خود شنید كه آن صدا میگوید: ای محمد بگو: به نام خداوند بخشندة مهربان و آیات سورة حمد را به گوش او زمزمه كرد و گفت: بگو خدایی جز خداوند یگانه نیست. پیامبر دوباره به سراغ ورقه رفت و مطلب را برای او بیان كرد ورقه گفت: بشارت بر تو باد، من گواهی میدهم كه تو همان هستی كه عیسیبن مریم مژدة آمدنش را داده و تو پیامبر مرسل هستی همچون موسی و پیامبران دیگر. و گفتهاند بعضی از آیات این سوره درباره ولیدبن مغیره است كه مردم را از نماز و اطاعت خدا و پیغمبر نهی مینمود و دربارة ابوجهل گفت: آیا محمد محمد صورت خود را بر روی خاك میگذارد؟ مردم گفتند: بلی، گفت: به خدا قسم اگر ببینم این كار را میكند پای برگردن او میگذارم. گفتند: الان مشغول است و او رفت كه گردن پیامبر را لگد كند ولی ناگهان مضطرب شد و برگشت گفتند: چرا برگشتی؟ گفت: ما بین خودم و او خندقی از آتش دیدم و هیكلهای هولناك بال داری را دیدم و پیامبر سوگند یاد فرمود كه اگر نزدیك به من میشد ملائكه یك یك اعضاء او را ربوده بودند. |
| موارد غیر قابل تحمل | بزار نگم |
| مهارتهاي شخصي | بعدآ |