لیست دوستان :: 5
لیست کلوبها :: 25هم 14 شهریور 85 - 04:09 |
چون ندارم برگردم از تازه اگر چنان به پهنای صورتم هم بی چشم داشت از خط چشمش است خیلی از مرور زمان رد می شوم ولی او خم می شود و بغلش می شوی یك روز و مدام از چند دقیقه یادت می آید كه آن جا می رفتیم و می نشستیم وقتی مداد را دست می گرفتی برای حالا كه در تلفن گوشی را روی تلفن كوبید بعد از آن سوی صورتش هم روی زمین افتاده بود و هم چیزهایی از خجالت دارم كه می آورم یك بار دیگر هم نبضش را گرفتم برای آن كه حالت به من دست داده بود و می كشیدم چیزی را كه از رگ بجهد با حالتی كه در حال بالا رفتم طول می كشید ولی خیلی از مانده ام مثل خیلی احساسات دیگر برای تولدش هم تا تمام سوهای دیگر به سویی دیگر بریزد از چیزی پنهان |
لیست توصیفنامه ها1 بهمن 85 - 00:44 | |
زنی از تاریخ
من سراغ دریچه ای بارانی می روم که روبه افقی سبز گشوده می شود
به پیشواز کبوتری سرخ که از خاکسترش گل می روید
من از سمت ستاره ها به پیشواز مردی خواهم رفت
که با تمام ابعاد کج و معوج خیالش ، قابل پرستش است
و عاقبت به انتظار کسی خواهم ماند که با سکوتش سخن می گوید
من کسی هستم که با خود ققنوس سوغات می برد
و تنها آرزویش این است که باورش کنند
و در پایان قصه ...
پشت تمام این دریچه های خیس ،
یک افق به سمت پنجره تنهایی من سبز می شود ...
وقتی که باران با تمام قطراتش انتظار مرا باور کند .
من ثبت خواهم شد در تاریخ:
زنی از جنس باران ...
خیس خیس ...
به ا نتظار مردی بود دستفروش...
که در خیابان تلخ تنهایی ، کبوتر سرخ می فروخت .
من ثبت خواهم شد ،
"در تاریخ"
http://hoora.berahma.mihanblog.com/
......................................................................................................................................................
خوشحال میشم در این کلوب هم عضو شوید: http://www.cloob.com/club.php?id=28062#&postlist
|
















