__
لیست دوستان :: 5
لیست کلوبها :: 25
  • نام کلوب :نقد ادبی
    نام انگلیسی : naghdeadabi
    تاسیس : 27 مرداد 1385
    53 عضو ، 9 بحث ، 5 آلبوم ، 1 مقاله ، 3 لینک

    نقد ادبی

  • نام کلوب :عمران صلاحی
    نام انگلیسی : emran
    تاسیس : 14 مهر 1385
    82 عضو ، 10 بحث ، 2 آلبوم

    عمران صلاحی

  • نام کلوب :دکتر نصر
    نام انگلیسی : hoseinnasr
    تاسیس : 12 آبان 1385
    61 عضو ، 12 بحث ، 4 آلبوم ، 3 مقاله ، 2 لینک

    دکتر نصر

  • نام کلوب :حکیم ابونصر فارابی
    نام انگلیسی : abunasr
    تاسیس : 19 خرداد 1385
    38 عضو ، 9 بحث ، 1 آلبوم

    حکیم ابونصر فارابی

  • نام کلوب :دانشجویان فلسفه دانشگ
    نام انگلیسی : maktabetehran
    تاسیس : 19 خرداد 1385
    75 عضو ، 24 بحث ، 3 مقاله

    دانشجویان فلسفه دانشگاه تهران

  • نام کلوب :صادق هدایت
    نام انگلیسی : sadeghhedaayat
    تاسیس : 8 دی 1383
    5809 عضو ، 375 بحث ، 6 آلبوم ، 15 مقاله ، 10 لینک

    صادق هدایت

هم
14 شهریور 85 - 04:09

چون ندارم برگردم


از تازه اگر چنان به پهنای صورتم هم


بی چشم داشت از خط چشمش است


خیلی از مرور زمان رد می شوم


ولی او خم می شود و بغلش می شوی یك روز


و مدام از چند دقیقه یادت می آید كه


آن جا می رفتیم و می نشستیم


وقتی مداد را دست می گرفتی برای حالا


كه در تلفن گوشی را روی تلفن كوبید


بعد از آن


سوی صورتش هم روی زمین افتاده بود


و هم چیزهایی از خجالت دارم كه می آورم


یك بار دیگر هم نبضش را گرفتم


برای آن كه حالت به من دست داده بود و می كشیدم چیزی را كه از رگ


بجهد با حالتی كه در حال بالا


رفتم طول می كشید


ولی خیلی از مانده ام


مثل خیلی احساسات دیگر برای تولدش هم


تا تمام سوهای دیگر به سویی دیگر


بریزد


از چیزی پنهان

  • ارسال نظر (1)
لیست توصیفنامه ها
1 بهمن 85 - 00:44
زنی از تاریخ من سراغ دریچه ای بارانی می روم که روبه افقی سبز گشوده می شود به پیشواز کبوتری سرخ که از خاکسترش گل می روید من از سمت ستاره ها به پیشواز مردی خواهم رفت که با تمام ابعاد کج و معوج خیالش ، قابل پرستش است و عاقبت به انتظار کسی خواهم ماند که با سکوتش سخن می گوید من کسی هستم که با خود ققنوس سوغات می برد و تنها آرزویش این است که باورش کنند و در پایان قصه ... پشت تمام این دریچه های خیس ، یک افق به سمت پنجره تنهایی من سبز می شود ... وقتی که باران با تمام قطراتش انتظار مرا باور کند . من ثبت خواهم شد در تاریخ: زنی از جنس باران ... خیس خیس ... به ا نتظار مردی بود دستفروش... که در خیابان تلخ تنهایی ، کبوتر سرخ می فروخت . من ثبت خواهم شد ، "در تاریخ" http://hoora.berahma.mihanblog.com/ ...................................................................................................................................................... خوشحال میشم در این کلوب هم عضو شوید: http://www.cloob.com/club.php?id=28062#&postlist
__