سعید خسروی , saeid_220

سعید خسروی

 دوش آگهی زیار سفر کرده داد و رفت ... من نیز دل بباد دهم هر چه باد باد ... از دست رفته بود وجود ضعیف من ... صبحم ببوی وصل تو جان باز داد باد
سعید خسروی , saeid_220

سعید خسروی

مطالب
cloobid
saeid_220
، 7 سال و 4 ماه و 14 روز
مرد 38 ساله مجرد
دکتري و بالاتر ،

رسانه ها

  • بچه با حال های اصفهان , isfclub
  • دهکده ی دوستی , friend_village
  • سایلنت , silent
  • بچه های خوب , go0od_baby
  • قلب , heart_ghalb
  • 79 رسانه

    morebox img


تبلیغات

مرضیه مرضیه , sssaba86
سلام و عرض ادب خدمت شما

کانال تلگرامی انسانم آرزوست کمی متفاوت هست با کانالهای دیگه
مطالب تماما نوشته خودم هست و از هیچ سایت، گروه یا کانالی کپی نشده
کپی برداری از مطالب آزاد هست و مایه افتخار و دلگرمی بنده
برای احترام به وقت و حجم اینترنت شما تعداد مطالب حداکثر سه مطلب در روز هست
خوشحال میشم از کانالم بازدید بفرمایید
ادامه
99
سعید خسروی , saeid_220
عجیب ترین معلم دنیا بود ، امتحاناتش عجیب تر...امتحاناتی که هر هفته می گرفت و هر کسی باید برگه ی خودش را تصحیح می کرد...آن هم نه در کلاس،در خانه...دور از چشم همه
اولین باری که برگه ی امتحان خودم را تصحیح کردم سه غلط داشتم...نمی دانم ترس بود یا عذاب وجدان، هر چه بود نگذاشت اشتباهاتم را نادیده بگیرم و به خودم بیست بدهم...
فردای آن روز در کلاس وقتی همه ی بچه ها برگه هایشان را تحویل دادند فهمیدم همه بیست شده اند به جز من...به جز من که از خودم غلط گرفته بودم...
من نمی خواستم اشتباهاتم را نادیده بگیرم و خودم را فریب بدهم...بعد از هر امتحان آنقدر تمرین می کردم تا در امتحان بعدی نمره ی بهتری بگیرم...
مدت ها گذشت و نوبت امتحان اصلی رسید،امتحان که تمام شد ، معلم برگه ها را جمع کرد و برخلاف همیشه در کیفش گذاشت... چهره ی هم کلاسی هایم دیدنی بود... آن ها فکر می کردند این امتحان را هم مثل همه ی امتحانات دیگر خودشان تصحیح می کنند... اما این بار فرق داشت...این بار قرار بود حقیقت مشخص شود...
فردای آن روز وقتی معلم نمره ها را خواند فقط من بیست شدم... چون بر خلاف دیگران از خودم غلط می گرفتم ؛ از اشتباهاتم چشم پوشی نمی کردم و خودم را فریب نمی دادم...
زندگی پر از امتحان است... خیلی از ما انسان ها آنقدر اشتباهاتمان را نادیده می گیریم تا خودمان را فریب بدهیم ... تا خودمان را بالاتر از چیزی که هستیم نشان دهیم... اما یک روز برگه ی امتحانمان دست معلم می افتد... آن روز چهره مان دیدنی ست...
آن روز حقیقت مشخص می شود و نمره واقعی را می گیریم...
راستی در امتحان زندگی از بیست چند شدیم؟
ادامه
کامنت بنویسید...
رحمان خسروشاهی , rahmankhosroshahi
چهارشنبه 26 مهر ، 10:23
خیلی جالب و آموزنده....
ادامه
احسان ت , ehsan_turk94
دوشنبه 17 مهر ، 13:32
عالیست
ادامه
رضا   , rezasefid
دوشنبه 17 مهر ، 09:32
ممنون از نگاه عالیتون
ادامه
لذت زندگی , labman
نوشته لذت برای سعید 9 ماه پیش
t.me/afshar_sketch +18
ادامه
ابوذر کیانپور , abouzarkianpour
مردی نزد عارفی وارد شد که در نجف اشرف مشغول شرح احادیثی از اهل بیت برای شاگردان خود بوده ..

مرد به عارف گفت : غربی ها به ماه رسیدند وتو هنوز هم اینجا هستی !؟

عارف گفت : چه چیزی باعث تعجب تو شده ، مخلوقی است که به مخلوق دیگری رسیده !!

اما ما خواهان رسیدن به خالق هستیم !

چه پاسخ زیبایی
ادامه
سرو ناز  , parastoo49
نوشته سرو ناز برای سعید 1 سال پیش
زندگی چیدن سیبی است که باید چید و رفت
زندگی تکرار پاییز است باید دید و رفت
ادامه
کامنت بنویسید...
وصا فت , wesaltak
چهارشنبه 20 اردیبهشت ، 22:40
زیبا میشه پیام بدی کارت دارم
ادامه