__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوبها :: 248
  • نام کلوب :حقوق بشر
    نام انگلیسی : hoghooghebashar
    تاسیس : 7 مرداد 1384
    557 عضو ، 146 بحث ، 4 مقاله ، 3 لینک ، 1 نظرسنجی

    حقوق بشر

  • نام کلوب :ارجینال سین
    نام انگلیسی : originalsin
    تاسیس : 28 مهر 1385
    29 عضو ، 6 بحث ،

    ارجینال سین

  • نام کلوب :جعفر پناهی
    نام انگلیسی : jafarpanahi
    تاسیس : 28 مهر 1385
    20 عضو ، 5 بحث ،

    جعفر پناهی

  • نام کلوب :خاطرات دوران دانشجویی
    نام انگلیسی : 5251
    تاسیس : 26 فروردین 1384
    4174 عضو ، 402 بحث ، 1 مقاله ، 1 نظرسنجی

    خاطرات دوران دانشجویی

  • نام کلوب :لیسانسه های بیکار
    نام انگلیسی : bikar_lisans
    تاسیس : 6 مرداد 1385
    26 عضو ، 16 بحث ،

    لیسانسه های بیکار

  • نام کلوب :ردیف آخر کلاس
    نام انگلیسی : last_radif
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    3404 عضو ، 27 بحث ، 64 مقاله ، 1 لینک ، 1 نظرسنجی

    ردیف آخر کلاس

همراه شو عزیز
4 خرداد 86 - 09:15
 

همراه شو عزیز همراه شو عزیز
تنها نمان به درد
کاین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود
دشوار زندگی هرگز برای ما بی رزم مشترک آسان نمی شود
تنها نمان به درد همراه شو عزیز
همراه شو همراه شو همراه شو عزیز
همراه شو عزیز تنها نمان به درد
کاین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود
دشوار زندگی هرگز برای ما بی رزم مشترک آسان نمی شود


(برزین آذر مهر)

  • ارسال نظر (0)
لیست توصیفنامه ها
12 مرداد 87 - 02:16
امروز در آنسوی مرزهای دروغین فرزندانی از ایران زمین از آریا زیر چکمه غارتگران واشغالگرانند.. (( ایران کشتار هموطنان خود را در کردستان ترکیه به نظاره نشسته است)) چگونه و با چه رویی به دیدار قبر پدرم کوروش روم..
5 آذر 86 - 00:45
سگ هم به دیوار خانه اَت نمی شاشید اما من عاشقت شدم . تنها برهنه گی و لباس های زیرت بود که دست به دست می شد و می گفتند : « این دانشجوی غریبه چه اندام لیز و لغزانی دارد . » وَ زن ها زن های همسایه ، زن های محل از ترس جهنم و قهر خدا نمازشان را نیمه کاره رها می کردند تا عبور تو از کوچه و عابرِ همراهت را به چشم ببینند و به خدا پناه ببرند از شرِّ شیطان و دختر دانشجوی غریبه و خدا را شکر کنند که کارمندِ سربه راهی را به شوهری گرفته اَند . اما من عاشقت شدم . هر بار که از خانه ای بیرونت می کردند جگر صاحبخانه را در خیالم می جویدم از خشم . هر بار که نیمه شب از اتومبیلی پیاده می شدی یا پیاده اَت می کردند جگر راننده را در خیالم می جویدم ازحسادت . هر بار که استادی جوان ، نمره ی خوبی به ورقه ی امتحانیِ بدت می داد جگرش را در خیالم می جویدم از ناچاری . وَهر بار که نگاهم می کردی جگرم بالا می آمد از اضطراب و به مهدی شادمانی روشن  همکلاسیِ شاعرمان  پناه می بردم و عاشقانه هایی را که سروده بود از بَر می کردم تا روزی برایت زمزمه کنم . وَ روزی برایت عاشقانه های مهدی شادمانی روشن را زمزمه کردم به چشم هایم خیره شدی سپس لبخند زدی سپس پرسیدی که این شعرهای کیست سپس اشک در چشم هایت دوید سپس از من تشکر کردی و رفتی ... حالا دیگر لباس های زیر و اندامِ لیز و لغزانت دست به دست نمی شوند وَ زن های همسایه و محل نمازشان را نیمه کاره رها نمی کنند ، حتا صاحبخانه اَت به دخترش می گوید که از تو یاد بگیرد . نه مجبوری که از اتومبیلی پیاده اَت کنند نه مجبوری که استاد جوانی به ورقه ی امتحانیِ بدت نمره ی خوبی بدهد اما من هر شب جگرت را در خیالم می جوم وَ جگر مهدی شادمانی روشن را هم چنین چرا که تو او را از من گرفتی و او تو را از من دزدید و بُرد و عاشقانه سرود . 0/0
12 تیر 86 - 16:47
آرش به فروغ و نور ایمان با یاد یگانه ایزد جان با نام وطن خجسته ایران آن روز بلند "تیرگان" را بنوشت به قلب سرخ تاریخ با خامه ی عشق و جوهر جان بنهاد یکی نشان جاوید بر سینه ی افتخار انسان یعنی دل خود ز عشق ایران هرگز نتوان برید آسان جشن تیرگان تیر روز از تیر ماه یادآور پاکی باران و پاکبازی آرش خجسته باد
__