| کلوب آی دی | saeed_107_dm ، سن کلوبی : 7 سال و 8 روز |
| درباره من | همه ما اینجا عكسای قشنگی داریم، مجردیم و تحصیل كرده بر حسب اتفاق همه لیسانس به بالا هستیم و به ندرت پیش میاد كه ایران درس خونده باشیم، از نظر اوضاع مالی كه اصلا حرفشم نزن، همه بیزینس و سرمون شلوغ ؛ اونقد كار رو سرمون ریخته كه زیاد فرصت واسه نت اومدن نداریم پس بهتره واسه آشنایی بیشتر و بقای دوستی از امكاناتی مثل تلفن همراه یا حداقل از تلفن شخصی اتاقمون استفاده كنیم، اكثرا زندگی مجردی با دوستان داریم و اتفاقاً پایتخت هم زندگی می كنیم، از نظر هنری یه جورایی همه هنرمندیم، وقتی كم میاریم گیتار می زنیم وقتی هم زرنگیم سه تار می زنیم، ورزشكار هستیم و تو ورزشای انفرادی فعالیت می كنیم (اكثرا بیلیارد و سواركاری) وب سایت شخصی مون كه در حال احداثه و چون خیلی بیزی هستیم این روزا هنوز فرصت كافی واسش نداریم، از مسافرت به كشورای خارجی بگیم، فقط منطقه ی مثلث برمودا رو نرفتیم اونم به خاطر مسایلی كه قطعاً خودتون اطلاع دارید، از نظر زبانهای خارجی فقط فارسی مون یك كم ضعیفه كه باید ببخشید و علتش هم عرض شد خدمتتون "تحصیلات دانشگاهی خارج از كشور"، شبها تا دیر وقت كارهای شركت رو انجام میدیم و چون باید بصورت آنلاین انجام شن اجباراً مسنجرمون هم آنلاینه، ولی خداییش با كسی چت نمی كنیم اصلا اگه دوست دارید User و pwd بهتون بدیم كه ببینین فقط شما تو اد لیستمونین، از نرم افزارهای جاسوسی هم استفاده نمی كنیم، به ما چه ربطی داره شما تو شبكه چی كاره ای فقط انتظار نداریم جواب آفها رو ندین، اااا دیدین داشت یادمون می رفت، به شدت از دروغ متنفریم و اصلا اهل كلاس گذاشتن نیستیم، اصلا این صداقتمون بود كه ما رو به اینجا رسوند، اگه احتمالا با كسی تو نت آشنا شدیم صرفا به خاطر این بوده كه از پروفایل و اخلاقش خوشمون اومده و اصلا به خاطر عكسش نبوده كه براش پیام دادیم...راستی هممون اسم و عكسامون هم واقعیه.مگه نه؟!!..........این پروفایل و مطالب رو سال 85 تنظیم کردم ... چه زود گذشت |
| وضعیت | مرد38 ساله متاهل متولد 20/اسفند/1353 |
| جنسيت | مرد |
| محل سکونت | Iran ، تهران |
| سيگار | ميکشم |
| زندگي با | با والدين |
| تعداد بچه ها | 1 |
| تحصيلات | فوق ديپلم |
| شغل | کارمند |
| اطلاعات اضافي | من سازگارم با روزگارم...از تلخیش اما شکایتی ندارم |
| دین | اسلام |
| قد | 185-190 |
| وزن | 85-90 |
| تاریخ عضویت | 13 بهمن 1383 ساعت 19:55 |
| علایق | یه خونه تو یه شهر شمالی |
| ورزش | فــوتـبـال ؛ شـنــــا |
| فعاليتها | نـــــت |
| کتاب | قـبـل از ایـنـکــه نـت بـیــاد کـتـاب هـمـدمـم بـود اما الان دیگه خیلــی دیــر به دیــر یـه نـیـمـچـه کـتـابـــی مـیـخـونــم |
| فيلمها | بی وفا ، پیشنهاد بی شرمانه ، داگویل و ... عجب سوالی باید 3صفحه نوشت |
| آدرس | . . . کاش دانه های برف اینهمه برای هبوط عجله نداشته باشند . . . |
| من در يک جمله ! | وقـتــی کـه ۳۰ سالـه شـدم انـگار پـوست تـنـم تـرک بـر داشت تـرکـهــای عـمـیـــق! و چـه دردی داشت . . .// بـــزرگ شدن بـرای مــن از ۳۰ سـالـگــــی شـروع شــد. و بـزرگ شـدن چــه دردی داشت. |
| مهمترين چيزها | اصـلاً آدم خـــوبـــی نیــســتــم |
| رنگ مو | مشکي |
| رنگ چشم | قهوه اي |
| وضعيت بدني | ورزشي |
| وضعيت ظاهري | زيبا |
| مشخصه اصلي | مهربان ، باهوش |
| موارد غیر قابل تحمل | پـوزخـنـد بــی احـتــرامــی بـه عـقـایـدم الـفـاظ رکـیـک پــلـیـس یــا مامــور نِروی انتـــظامــی کــه فکــر کنــه احتـــرام بــه لبــاسش احتــرام بــه خــودشــه بگــم دروغ؟ نـــه چـــون شـــاید خـــودم هــم گاهـــی بــگم امــا ســـعـــی مــی کــنــم ارزون دروغ نگــم |
| مهارتهاي شخصي | - از دست دادن آدمهـــایـــی کــه بـــرام مهـــم هستـنــد |