__
لیست دوستان برای دوستان مقدور می باشد.
لیست کلوبها :: 148
  • نام کلوب :والیبالیست ها
    نام انگلیسی : volleybal_sportl
    تاسیس : 2 اردیبهشت 1384
    1046 عضو ، 122 بحث ، 2 آلبوم ، 5 مقاله ، 6 لینک

    والیبالیست ها

  • نام کلوب :پرسپولیس
    نام انگلیسی : persepolis
    تاسیس : 8 دی 1383
    23286 عضو ، 3861 بحث ، 59 آلبوم ، 18 مقاله ، 21 لینک ، 42 نظرسنجی

    پرسپولیس

  • نام کلوب :جواد كاظمیان
    نام انگلیسی : javadkazemian
    تاسیس : 24 تیر 1384
    260 عضو ، 75 بحث ، 10 آلبوم ، 1 مقاله

    جواد كاظمیان

  • نام کلوب :رئال مادرید
    نام انگلیسی : real_madrid
    تاسیس : 25 دی 1383
    3172 عضو ، 573 بحث ، 74 آلبوم ، 93 مقاله ، 10 لینک ، 14 نظرسنجی

    رئال مادرید

  • نام کلوب :جزیره زیبای کیش
    نام انگلیسی : kishclub
    تاسیس : 19 فروردین 1384
    404 عضو ، 53 بحث ، 22 آلبوم ، 8 مقاله ، 4 لینک

    جزیره زیبای کیش

  • نام کلوب :ما دختر ها
    نام انگلیسی : 2857
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    11544 عضو ، 29 بحث ، 59 آلبوم ، 76 مقاله ، 23 لینک ، 1 نظرسنجی

    ما دختر ها

وبلاگ
28 بهمن 85 - 19:13

آیدی من


 


                  s_lotolot_2008   =D>

 


 

لیست توصیفنامه ها
24 خرداد 87 - 23:43
خدا گفت زمین سردش است ، چه كسی می تواند زمین را گرم كند؟ لیلی گفت : من خدا شعله ای به او داد. لیلی شعله را توی سینه اش گذاشت . سینه اش آتش گرفت خدا لبخندی زد . لیلی هم خدا گفت: شعله را خرج كن ، زمینم را به آتش بكش لیلی خودش را به آتش كشید . خدا سوختنش را تماشا می كرد . لیلی ، گُر می گرفت. خدا حظ می كرد. لیلی می ترسید. می ترسید آتشش تمام شود. لیلی چیزی از خدا خواست خدا اجابت كرد مجنون سر رسید . مجنون هیزم آتش لیلی شد . آتش زبانه كشید . آتش ماند . زمین خدا گرم شد. خدا گفت: اگر لیلی نبود، زمین همیشه سردش بود
24 خرداد 87 - 04:10
شعر شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند.فرشته پری به شاعر داد و شاعر ، شعری به فرشته. شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت : دیگر تمام شد.دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود.زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین برایش کوچک است و فرشته ای که مزه عشق را بچشد، آسمان برایش تنگ
19 خرداد 87 - 08:05
نم نم باران چشمان تر بنفشه را دل داری داد و گفت چرا می ترسی مگر آسمان دل ندارد که عاشق باشد بنفشه بغض سکوتش شکست و گفت آسمان دلدار ندارد که عاشق باشد شمع گریست و سوسن خندید و گفت چرا می ترسی مگر پروانه دل ندارد که عاشق باشد شمع سکوت شعله ور شدن را شکست و گفت پروانه دل دار ندارد که عاشق باشد پرنده گریست و یاس خندید و گفت چرا می ترسی مگر انسان دل ندارد که عاشق باشد پرنده سکوت پرواز را شکست و گفت انسان دل دار دارد انسان خداوند را دارد اما تنها اوست که می ترسد عاشق باشد چون عشق ندیده و معنایش را هم نفهمیده است انسان ... انسان می ترسد عاشق باشد
__