__
لیست دوستان :: 77
لیست کلوبها :: 29
  • نام کلوب :سلطان ویلن (بیژن مرتض
    نام انگلیسی : kingofviolin
    تاسیس : 31 تیر 1384
    287 عضو ، 39 بحث ، 14 آلبوم ، 14 مقاله ، 3 لینک

    سلطان ویلن (بیژن مرتضوی )

  • نام کلوب :26 تیرماه
    نام انگلیسی : 26tir
    تاسیس : 9 تیر 1385
    11 عضو ، 4 بحث ،

    26 تیرماه

  • نام کلوب :ساحل
    نام انگلیسی : sahel
    تاسیس : 19 خرداد 1385
    112 عضو ، 17 بحث ، 6 آلبوم ، 4 مقاله

    ساحل

  • نام کلوب :ویلن
    نام انگلیسی : violin2
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    931 عضو ، 110 بحث ، 5 آلبوم ، 6 مقاله ، 4 لینک

    ویلن

  • نام کلوب :ویولونیست
    نام انگلیسی : azviolonist
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    559 عضو ، 58 بحث ، 11 آلبوم ، 4 مقاله

    ویولونیست

  • نام کلوب :عاشقان ویولن
    نام انگلیسی : violin_lover
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    591 عضو ، 89 بحث ، 9 آلبوم ، 14 مقاله ، 9 لینک

    عاشقان ویولن

فقط برای امروز
25 خرداد 86 - 23:13

(( ما نمی توانیم چیزی را در خود تغییر بدهیم مگر اینکه اول نیاز به این تغییر را قبول داشته باشیم. قدم پنجم به ما در شناخت خود کمک می کند . با پذیرش خود و بیماریمان می توانیم امیدوار باشیم که تغییر کرده  و بهبودی میابیم ))

----------------------------------------------------------------------------------------------

پذیرش یعنی قبول و درک واقعیت که نیاز به راستی شجاعت حقیقت گویی و تمایل داریم بعضی اوقات پذیرش فراتر از تحمل انسان به نظر می رسد اما برای رهایی باید هرچه سریعتر از این مرحله عبور کنیم .

اگر من قبول نداشته باشم که بیمارم بنابراین دنبال هیچ پزشکی نمی روم اگر دوست نداشته باشم که داروهایم را مصرف کنم بنابراین بهبودی و تغییر در من حاصل نمی شود .

ما نمی دانیم این مسئله چقدر حائز اهمیت است . اگر برای وقت انرژی و پولم ارزش قائل نباشم بنابراین این جوری به نظر می آید که تمایلی برای پرداخت ارزش آن در من نیست .

اگر لذت زندگی توام با بهبودی بهره وری از منافع آن مورد توجه واقعی من باشد آن موقع هست که من با کمال میل حاضر به پرداخت قیمت آن می شوم و این فرصت برای رشد خواهم بود.

لیست توصیفنامه ها
8 اسفند 86 - 20:54
زنی از تاریخ من سراغ دریچه ای بارانی می روم که روبه افقی سبز گشوده می شود به پیشواز کبوتری سرخ که از خاکسترش گل می روید من از سمت ستاره ها به پیشواز مردی خواهم رفت که با تمام ابعاد کج و معوج خیالش ، قابل پرستش است و عاقبت به انتظار کسی خواهم ماند که با سکوتش سخن می گوید من کسی هستم که با خود ققنوس سوغات می برد و تنها آرزویش این است که باورش کنند و در پایان قصه ... پشت تمام این دریچه های خیس ، یک افق به سمت پنجره تنهایی من سبز می شود ... وقتی که باران با تمام قطراتش انتظار مرا باور کند . من ثبت خواهم شد در تاریخ: زنی از جنس باران ... خیس خیس ... به ا نتظار مردی بود دستفروش... که در خیابان تلخ تنهایی ، کبوتر سرخ می فروخت . من ثبت خواهم شد ، "در تاریخ"
5 اردیبهشت 86 - 08:49
سلام تبریک من رو بخاطر آهنگی که خواهرتون خوندند بپذیرید. آهنگ خوبی بود ولی احتمالا به خاطر این که توی اینترنت گوش کردم کیفیتش اومده بود پایین ولی سرجمع عالی بود. موفق باشید
12 فروردین 86 - 03:48
از خواهرت شنیدم ویولن کار میکنی در مورد بیژن صحبت میکرد منم چند سالی هست که ساز میزنم خوشحال میشم با هنرمندان آشنا بشم سال نو مبارک موفق باشی سعید
__