| کلوب آی دی | sabajo0o0o0n ، سن کلوبی : 3 سال و 1 ماه و 29 روز |
| درباره من | ایمان آوردم امشب ... ایمان آوردم که به ذکر مصیبت حاجتی نیست ... ما را نسیم ِ نام ِ تو دیوانه می کند ... السلام علیک یا مولانا الغریب ... |
| وضعیت | زن22 ساله متاهل متولد 26/مرداد/1369 |
| جنسيت | زن |
| محل سکونت | Iran ، هرکجا هستم باشم آسمان مال من است |
| علت عضويت | شرکت در بحث هاي کلوبها و امکانات ديگر |
| زندگي با | با همسر |
| تحصيلات | ليسانس |
| شغل | انسان . . . |
| اطلاعات اضافي | وقتی می گویم : " برایم دعا کن ؛ یعنی کم آورده ام ... یعنی دیگر کاری از دست خودم برای خودم بر نمی آید! " |
| دین | اسلام |
| گرايش سياسي | راست |
| اخلاق و برخورد | جدي ، خشک ، بد اخلاق |
| مد و ظاهر | متغيير ، راحت |
| صفحه وب | http://aftabmahtab2009.blogfa.com/ |
| تاریخ عضویت | 23 آذر 1387 ساعت 01:40 |
| علایق | این روزها هوای بقیع كرده ام ، كربلا ، نجف ، سامرا ، هر جایی كه بشود ساعتی نشست و دم زد از بی كسیها . این روزها نمی دانم به كدامین قبله پناه برم . . . اتفاقها زیاد شده . حوادث و بلایا و سختی ها . نمی دانم دیگر چه نشانی از آخر الزمان مانده كه او نمی آید ... |
| فعاليتها | مردن چقدر حوصله می خواهد/ بی آنکه در سراسر عمرت/ یک روز ، یک نفس/ بی حس مرگ زیسته باشی ... (قیصر) |
| کتاب | کتابای سید مهدی شجاعی : آفتاب در حجاب (حضرت زینب و امام حسین) پسر عشق پدر (علی اکبر و امام حسین) سقای آب و ادب ( قمر بنی هاشم و...) کشتی پهلو گرفته (حضرت فاطمه) مردها و رجز هایشان (عاشورا و رجز خوانی ها) و.... |
| نام محل کار | دنیا |
| در مورد کار من | با گریه بر حسین ما پا گرفته ایم / با بیرق حسین تسلا گرفته ایم / در دفتری که شغل خلائق نوشته اند / ما در ردیف سینه زنان جا گرفته ایم... |
| وب سايت کاري | http://aftabmahtab2009.blogfa.com/ |
| مهارتها | برگرد و ببین کجای کاریم آقا / تا عید چه قدر کار داریم آقا / در فصل زمستان تو تنها بلدیم / جایت گل نرگس بگذاریم آقا ... |
| علايق کاري | روزی حضرت صادق (علیه السلام) ابوحمزه ی ثمالی را به محضرش خواند . ابوحمزه سراسیمه خود را به حضرت رساند و منتظر ایستاد تا حضرت امر بفرمایند و دستور دهند برای انجام. حضرت صادق (علیه السلام) رو می کند به ابوحمزه و می فرمایند : یا اباحمزه ! کاری نیست ... دلمان برایت تنگ شده بود ... . به کجا باید رسید که دل ِ مولای زمان برای کسی تنگ شود ... |
| من در يک جمله ! | چه لذتی دارد وقتی میخواهی از خودت بگویی ... سرت را بالا بگیری و بگویی... : "امیـــــــــــــــــــــری حسیـــــــــــــن و نـِعمَ الاَمیــــــــــــر...." |
| مهمترين چيزها | گویند : مـِى ، نمیشود از راه گوش خورد ! من یا حسین (ع) میشنوم مست میشوم ... |
| رنگ مو | مشکي |
| رنگ چشم | قهوه اي |
| وضعيت بدني | لاغر |
| وضعيت ظاهري | افتضاح ! |
| مشخصه اصلي | پر هيجان |
| فرد مورد نظر آشنایی | چنان زندگی کن که کسانی که تو را می شناسند، اما خدا را نمی شناسند به واسطه آشنایی با تو، با خدا آشنا شوند... |
| فرد ايده آل زندگي | من نیـــــمه گمشده م را یافته امـ همسفـــــریم با هم تا آنسوی خوشبختی ها ... ( انشاالله ) |
| موارد غیر قابل تحمل | آقا جان ! نیستی . . . و دارم حس می کنم آن جهنمی که می گویند هر چه در آن می سوزی تمام نمی شوی همین جاست . . . |