صبا     , saba.lorestani

صبا

 خدایا حرف دارم از جنس هیچ......
صبا     , saba.lorestani

صبا

مطالب
cloobid
saba.lorestani
، 2 سال و 11 ماه و 17 روز
زن 33 ساله متاهل
دکتري و بالاتر ، _


تبلیغات

صبا     , saba.lorestani
حرف دل 2 ساعت پیش
کسی بیاید....
مارادعوت کند به رفتن!!!!

به رفتن ازکسانی که رفته اند....

وماهنوز
درآنها مانده ایم............
ادامه
99
صبا     , saba.lorestani
ضرب المثلی تقریبا در تمام فرهنگ های دنیا وجود دارد که می گوید زمانی که چشم نمی بیند، قلب هم احساس نمی کند ... ولی من تاکید می کنم که این گفته اشتباه است. هر کس هرچه دور تر برود، به قلب نزدیک تر خواهد بود. حتی اگه بکوشیم او را به فراموشی بسپاریم. حتی اگه در غربت زندگی کنیم، باز هم کوچکترین خاطرات مربوط به اصل و نسب خود را به یاد می آوریم. اگر از کسی که دوست داریم، دور باشیم، حتی عبور رهگذران نیز ما را به یاد او می اندازد
ادامه
صبا     , saba.lorestani
اینجا سومالی نیست
اینجامیربگ جنوبی نورآبادلرستان است
بسیاری ازساکنان این روستابرای تهیه یک قرص نان ناتوانندودرسقفهای لرزان شب راب صبح میرسانند
ادامه
صبا     , saba.lorestani
از آجیل سفره عید
چند پسته لال مانده است .
انها که لب گشودند ؛ خورده شدند
انها که لال ماندن ؛ می شکنند.
دندانساز راست میگفت:
پسته لال؛ سکوتش دندان شکن است.
ادامه
صبا     , saba.lorestani
"به نقل از دکتر الهی قمشه ای"

پیرمردی که‌ شغلش ‌دامداری‌ بود‌، نقل‌ میکرد:

گرگی در اتاقکی در آغل گوسفندان ما زاییده بود و سه چهار توله داشت و اوائل کار به طور مخفیانه مرتب به آنجا رفت و آمد می کرد و به بچه هایش میرسید ، چون ‌آسیبی ‌به‌ گوسفندان‌ نمیرساند‌ وبخاطر ترحم‌ به‌ این ‌حیوان‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و‌ بچه‌هایش‌، او را بیرون ‌نکردیم‌، ولی ‌کاملا ا‌و را زیر نظر‌ داشتم‌.
این‌ ماده‌ گرگ ‌به ‌شکار میرفت‌ و هر بار مرغی‌، خرگوشی ‌، بره‌ای شکار میکرد و برای ‌مصرف ‌خود و بچه‌هایش ‌می آورد‌.
اما با اینکه ‌رفت ‌آمد ‌او از آغل‌ گوسفندان ‌بود، هرگز متعرض‌ گوسفندان ‌ما نمیشد‌.
ما دقیقا آمار گوسفندان ‌و‌بره های‌ آنها ‌را داشتیم‌ وکاملا" مواظب‌ بودیم‌، بچه‌ها تقریبا‌ بزرگ ‌شده‌‌‌‌ بودند.
یک‌بار و در غیاب ‌ماده ‌گرگ ‌که ‌برای ‌شکار رفته‌ بود، بچه‌های ‌او‌‌ یکی ‌از ‌بره‌ها را کشتند!
ما صبرکردیم، ببینیم ‌چه ‌اتفاقی‌ خواهد افتاد‌؛ وقتی ‌ماده ‌گرگ ‌برگشت ‌و این ‌منظره ‌را دید، به ‌بچه‌هایش ‌حمله‌ور شد؛ آنها ‌را گاز می گرفت و میزد ‌و بچه‌ها ‌سر و صدا و جیغ ‌میکشیدند ‌و پس ‌از آن ‌نیز ‌همان‌ روز ‌آنها را برداشت‌‌ و از ‌آغل ‌ما رفت‌.
روز بعد، با کمال ‌تعجب ‌دیدیم، گرگ، یک ‌بره‌ ای شکار کرده و آن‌ را نکشته ‌و زنده ‌آن‌ را از دیوار‌ آغل ‌گوسفندان ‌انداخت ‌رفت‌.»
این ‌یک ‌گرگ ‌است‌ و با سه‌ خصلت‌:
درندگی
وحشی‌بودن‌
و حیوانیت
‌شناخته‌میشود‌
اما میفهمد، هرگاه ‌داخل ‌زندگی ‌کسی‌ شد و کسی ‌به ‌او ‌پناه‌ داد و احسان‌کرد به‌ او خیانت ‌نکند ‌و اگر‌ ضرری‌ به ‌او زد ‌جبران نماید
هر ذاتی رو میشه درست کرد،جز ذات خراب....!!
ادامه