| کلوب آی دی | s_kami ، سن کلوبی : 2 سال و 11 ماه و 22 روز |
| درباره من | از راز درون بسیارکسان باخبرم ، اما هنوز خبر ندارم که خودم کیستم ! چشم من همسایه ایست که زیاده از آنچه باید بمن نزدیک است ، بدین جهت خودمرا نمیتواند ببیند . چقدر دلم میخواست اندکی خودرا از خویشتن دورتر نگاه دارم تا در چهره خویش بهتر نگاه کنم ! اما نمیخواهم بدان دوری بروم که دشمن من از من فاصله دارد ، زیرا حتی نزدیکترین دوستان من نیز زیاده ازحد از من دورند . دلم میخواهد فاصله ای میان دوست و دشمن داشته باشم تا فقط آنچه را که باید از خودم ببینم ، در چهره خویش بنگرم . |
| وضعیت | مرد28 ساله مجرد متولد 13/شهریور/1363 |
| جنسيت | مرد |
| محل سکونت | Iran ، رشت |
| سيگار | نميکشم |
| علت عضويت | تماس با آشنايان و دوستان |
| زندگي با | با والدين |
| تحصيلات | ليسانس |
| شغل | دانشجو - ترم آخر |
| اطلاعات اضافي | من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من من خودم بودم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزید من خودم بودم دستی که صداقت میکاشت گر چه در حسرت گندم پوسید من خودم بودم هر پنجره ای که به سرسبزترین نقطه بودن وا بود و خدا میداند بی کسی از ته دلبستگیم پیدا بود من نه عاشق بودم و نه دلداده به گیسوی بلند و نه آلوده به افکار پلید من به دنبال نگاهی بودم که مرا از پس دیوانگی ام میفهمید آرزویم این بود دور اما چه قشنگ که روم تا در دروازه نور تا شوم چیره به شفافی صبح به خودم میگفتم تا دم پنجره ها راهی نیست من نمیدانستم که چه جرمی دارد دستهایی که تهیست و چرا بوی تعفن دارد گل پیری که به گلخانه نرست روزگاریست غریب تازگی میگویند که چه عیبی دارد که سگی چاق رود لای برنج من چه خوشبین بودم همه اش رویا بود و خدا می داند سادگی از ته دلبستگی ام پیدا بود |
| دین | اسلام |
| گرايش سياسي | هيچکدام ! |
| قد | 165-170 |
| وزن | 75-80 |
| اخلاق و برخورد | شوخ ، جدي ، دوستانه |
| مد و ظاهر | متغيير ، جين ، کت و شلوار ، معمولي |
| تاریخ عضویت | 30 بهمن 1387 ساعت 14:14 |
| علایق | موسیقی.کتاب.فیلم |
| ورزش | تنیس |
| کتاب | عشق - هزار و یک شب - عشق در زمان وبا - ساحره پورتوبلو - ورونیکا تصمیم میگیرد نمیرد - دنیای سوفی - چهار اثر از فلورانس اسکاولشین - غرور و تعصب - شیطان و دوشیزه پریم - مکتوب - صد سال تنهایی - شرق بهشت - خوشه های خشم ... |
| فيلمها | Angeles & Demons - My Sister's Keeper - Imagine That - Law Abiding Citizen - Salt - Seven Pounds - Shutter island - THE PROPOSAL - Twilight The Da Vinci Code - |
| دانشگاه | لاهیجان |
| رشته | برق قدرت |
| عنوان شغلي | دانشجو |
| من در يک جمله ! | در دل من چیزیست
مثل یک بیشه نور
مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم
که دلم می خواهد
بدوم تا ته دشت
بروم تا سر کوه
دورها آوایی است
که مرا می خواند... |
| مهمترين چيزها | اگه از غم می نویسم, اگه با نم می نویسم, اگه از عمق وجودم, اگه با تارم و پودم, اگه از جون, اگه با خون, اگه از شب, اگه با تب, اگه کم کم می نویسم اگه از عشق یه آدم به یه پاره آهن سرد, اگه از نبودن دل تو قفس سینه مرد اگه از ضجه یه زن زیر چکمه های نامرد, اگه از یه شمع خاموش توی یه اتاق تاریک, اگه از گلوله نخ, اگه از تفنگ آبی, اگه از امید واهی, اگه از یه جای خالی وسط یه جاده خاکی, اگه از ارزونی نون توی سفره های مردم, اگه از کشتن مرداب واسه زنده موندن آب, اگه از پرورش مار توی آستینای کفتار, اگه از آه, اگه از دم, اگه از نبود همدم, اگه از تو, اگه بی تو, اگه چون تو می نویسم ... طاقتم شده مضاعف |
| رنگ مو | مشکي |
| رنگ چشم | قهوه اي |
| وضعيت بدني | معمولي |
| وضعيت ظاهري | متوسط |
| مشخصه اصلي | مدعي ! ، مهربان ، باهوش ، گپ زن |
| موارد غیر قابل تحمل | دروغ , دورویی , ریا ، بد قولی |