__
لیست دوستان :: 34
لیست کلوبها :: 64
  • نام کلوب :نویسندگان جوان
    نام انگلیسی : young_authers
    تاسیس : 25 فروردین 1385
    429 عضو ، 70 بحث ، 11 آلبوم ، 42 مقاله ، 12 لینک

    نویسندگان جوان

  • نام کلوب :پائولو کوئیلو
    نام انگلیسی : paulo
    تاسیس : 15 دی 1383
    4927 عضو ، 240 بحث ، 2 مقاله ، 2 لینک

    پائولو کوئیلو

  • نام کلوب :گیلان
    نام انگلیسی : gilan
    تاسیس : 29 دی 1383
    1185 عضو ، 186 بحث ، 16 آلبوم ، 8 مقاله ، 12 لینک

    گیلان

  • نام کلوب :متولدین اردیبهشت1364
    نام انگلیسی : 1914
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    166 عضو ، 36 بحث ،

    متولدین اردیبهشت1364

  • نام کلوب :پت و مت
    نام انگلیسی : 821
    تاسیس : 28 دی 1383
    7159 عضو ، 35 بحث ، 11 آلبوم ، 1 مقاله

    پت و مت

  • نام کلوب :دی جی الیگیتور
    نام انگلیسی : djaligator
    تاسیس : 22 دی 1383
    3107 عضو ، 59 بحث ، 9 آلبوم ، 4 مقاله ، 4 لینک ، 2 نظرسنجی

    دی جی الیگیتور

سایه
4 اسفند 84 - 22:01
باز از پشت نگاه بی تاب پنجره، نور لرزان چراغ را می شد دید. وقتی بیشتر دقت می کردی، جزئیات بیشتری به چشم می آمد. سایه هایی به زیبایی اندام کسی، که در این نزدیکی است! شاید چند ده متری، آنطرفتر .. نمی گویم کدام طرف.

لرزش چراغ به سایه هم سرایت کرده بود. همه چیز در درون پنجره می لرزید. نمی شد قدری که گذشت، چراغ از مرض رعشه اش مرد. شاید اولین بار بود که این مرض منجر به مرگ می شد اما این اتفاق هیچ جا ثبت نشد. سایه دیگر نبود. صاحب سایه هم که از اولش نبود.

صاجب سایه را می شد از جنس نور تصور کرد. آنقدر زلال که به چشم نمی آمد. یا بزرگتر از آن که به چشم محقر من پا بنهد، اما کمترین احتمال به این تفکر اختصاص داشت که او لابد زیادی کوچک بوده که نمی شد دیدش.

صاحب سایه را نمی شد دید. اما او شاید می دید که چشمانی از حدقه بیرن زده، چرخان و گردان، از روی دیوار، چهار کنج پنجره را می کاود. شاید می دید. لختی که گذشت و خبری از صاحب سایه نبود، می شد از پنجره نا امید شد.

نوبت پنجره ی بعدی بود....

لیست توصیفنامه ها
21 اردیبهشت 86 - 20:30
salam naz khobi rezvan jonam agha tavalodet besyar mobarak bashe ishala har che zodtar damad shi rasti shirini tavalodemon yadet nare dostdare u moji
4 دی 85 - 05:48
حکایت کرده اند که روزی عیسی( علیه السلام ) از جایی می گذشت روباهی دید که از سوراخی بیرون آمد و باز در سوراخ رفت . عیسی ( علیه السلام) گفت : روباه برای خود جایی دارد و عیسی نه . همراهان عیسی که چنین سخنی را شنیدن گفتند : یا نبی الله اگر می خواهی خانه ای برای تو بسازیم تا در آنجا زندگی کنی . عیسی گفت : من مالی ندارم تا خانه ای بسازم . گفتند : با مال خود آن را برای تو می سازیم . عیسی گفت : شما مالتان را جمع کنید تا به شما بگویم چه انجام دهید . روز دیگر آنها مالشان را جمع کرده و به نزد عیسی آوردند . عیسی به کناره دریا رفت و به آنها گفت : (( در اینجا برای من خانه ای بنا کنید . )) گفتند : یا نبی الله بر گذر موج چگونه می توان خانه ای ساخت ؟ عیسی گفت : این دنیا همچون موج در حال گذر است و زود می گذرد و فانی است و آن جهان باقی است و خانه و آرامگاه برای آن جهان باید ساختن . التماس دعا : خواهر کوچیکتون رهنما
__