لیست دوستان :: 34
لیست کلوبها :: 64سایه 4 اسفند 84 - 22:01 |
باز از پشت نگاه بی تاب پنجره، نور لرزان چراغ را می شد دید. وقتی بیشتر دقت می کردی، جزئیات بیشتری به چشم می آمد. سایه هایی به زیبایی اندام کسی، که در این نزدیکی است! شاید چند ده متری، آنطرفتر .. نمی گویم کدام طرف.
لرزش چراغ به سایه هم سرایت کرده بود. همه چیز در درون پنجره می لرزید. نمی شد قدری که گذشت، چراغ از مرض رعشه اش مرد. شاید اولین بار بود که این مرض منجر به مرگ می شد اما این اتفاق هیچ جا ثبت نشد. سایه دیگر نبود. صاحب سایه هم که از اولش نبود. صاجب سایه را می شد از جنس نور تصور کرد. آنقدر زلال که به چشم نمی آمد. یا بزرگتر از آن که به چشم محقر من پا بنهد، اما کمترین احتمال به این تفکر اختصاص داشت که او لابد زیادی کوچک بوده که نمی شد دیدش. صاحب سایه را نمی شد دید. اما او شاید می دید که چشمانی از حدقه بیرن زده، چرخان و گردان، از روی دیوار، چهار کنج پنجره را می کاود. شاید می دید. لختی که گذشت و خبری از صاحب سایه نبود، می شد از پنجره نا امید شد. نوبت پنجره ی بعدی بود.... |
لیست توصیفنامه ها21 اردیبهشت 86 - 20:30 | |
salam naz khobi rezvan jonam
agha tavalodet besyar mobarak bashe ishala har che zodtar damad shi
rasti shirini tavalodemon yadet nare
dostdare u moji |
4 دی 85 - 05:48 | |
حکایت کرده اند که روزی عیسی( علیه السلام ) از جایی می گذشت روباهی دید که از سوراخی بیرون آمد و باز در
سوراخ رفت .
عیسی ( علیه السلام) گفت : روباه برای خود جایی دارد و عیسی نه . همراهان عیسی که چنین سخنی را شنیدن
گفتند : یا نبی الله اگر می خواهی خانه ای برای تو بسازیم تا در آنجا زندگی کنی .
عیسی گفت : من مالی ندارم تا خانه ای بسازم .
گفتند : با مال خود آن را برای تو می سازیم .
عیسی گفت : شما مالتان را جمع کنید تا به شما بگویم چه انجام دهید .
روز دیگر آنها مالشان را جمع کرده و به نزد عیسی آوردند . عیسی به کناره دریا رفت و به آنها گفت :
(( در اینجا برای من خانه ای بنا کنید . ))
گفتند : یا نبی الله بر گذر موج چگونه می توان خانه ای ساخت ؟
عیسی گفت : این دنیا همچون موج در حال گذر است و زود می گذرد و فانی است و آن جهان باقی است و خانه و
آرامگاه برای آن جهان باید ساختن .
التماس دعا : خواهر کوچیکتون رهنما
|



















