همراه شقایقهای عاشق روی پشته ای از انتظار نشسته ام و خیره به افقم تا شاید تو را ببینم.من از احساس یك كودك وام گرفته ام و خود را معطر به یاسمنهایی از اهالی بهشت كرده ام .خورشید را در دستهایم پنهان ساخته ام و با سبدی از ستاره و سوار بر نور به پیشوازت می آیم. بگو از كدامین جاده می آیی تا چشمانم را سنگفرش قدوم مباركت کنم .
خورشید عشقت تنم را سوزاند نگاهت را سایبانم کن