رضا تواضعی , rezatavazoie

رضا تواضعی

 بزرگترین ایراد صدا و سیما و وزارت ارشاد و کلیه متولیان فرهنگی کشور این است که فکر می کنند آگاهی بر سرگرمی مقدم است
رضا تواضعی , rezatavazoie

رضا تواضعی

مطالبدوستان 347
cloobid
rezatavazoie
، 4 سال و 10 ماه و 9 روز
مرد 40 ساله متاهل
فوق ديپلم ، آزاد

دوستان

  • رضا خزایی , rezakhazai135
  •   , 0310677386
  • شیخ گراف الدین پشمک آبادی , sr_graphic
  • انسان با هایلایت انسانیت , ghameshgh
  • 347 نفر

    morebox img

رسانه ها

  • قبیله سلمان , salmantribe
  • ایران , iranhamishejavidan
    معاونایران
  • 167 رسانه

    morebox img


تبلیغات

رضا تواضعی , rezatavazoie
روزنامه اعتماد در یادداشتی به قلم عباس عبدی یا اشاره به سخنان اخیر دادستان کل کشور در باره حضور زنان در ورزشگاهها نوشت: اولین پرسش این است که مستقل از درستی یا نادرستی ادعاهای مطرح شده مبنی بر گناه بودن حضور بانوان در ورزشگاه‌ها، این اظهارات براساس کدام یک از وظایف قانونی دادستان کل انجام شده است؟ در هیچ یک از مواد قانونی از قانون آیین دادرسی کیفری در خصوص وظایف و اختیارات دادستان کل کشور وظیفه‌ای در ورود به این موضوع برای دادستان کل کشور منظور نشده است. پرسش بعدی این است که مگر وظیفه دستگاه قضایی جلوگیری از گناه است؟ بر فرض که این عمل گناه باشد، قطعا چنین نیست. وظیفه دستگاه قضایی اجرای قانون است. فرض اساسی این است که نظام جمهوری اسلامی ایران آنچه را که از اسلام به صورت واجب و حرام ضرورت دانسته است در قالب قانون در آورده، و برای اجرا به دستگاه قضایی ابلاغ کرده است. به همین خاطر وظیفه این دستگاه نیز اجرای قانون است. به علاوه هیچ‌کس را نمی‌توان از انجام کاری منع کرد، مگر آنکه قانون در آن مورد صریح باشد. حضور بانوان در ورزشگاه‌ها براساس کدام ماده قانونی منع شده است؟ دادستان کل کشور فارغ از اینکه این کار را گناه بداند یا نداند، باید نسبت به جلوگیری‌کنندگان سوال کند که چرا تاکنون مانع می‌شدند، نه نسبت به کسانی که چنین حقی را روا داشته‌اند. مگر آنکه جلوگیری‌کنندگان قانون معتبری ارایه کنند که باید در همان چارچوب عمل کرد. اتفاقا در مورد دیدن مردان نیمه‌لخت که معلوم نیست، چرا چنین توصیف شده‌اند، هیچ مشکلی شرعی وجود ندارد. خیلی خوب بود ایشان مستند این حکم را هم می‌گفتند. در مراسم حج پوشش مردان کمتر از فوتبالیست‌ها است. به علاوه تلویزیون خیلی نیمه‌لخت‌تر از اینها را چه در مورد مردان و حتی زنان نشان می‌دهد. شاید بفرمایند آن تصویر است و حکمش با انسان زنده فرق می‌کند. ولی در عمل فرقی ندارد. چرا که در مورد تصویر هم مانع از انتشار حدی از ناپوشیدگی می‌شوید. اگر این اقدام خلاف قانون و در نتیجه جرم است، دیگر ارجاع دادن به نوبت بعد چه معنا دارد؟ به علاوه پیش‌تر هم بارها و بارها انجام شده است از جمله در مسابقات والیبال شاهدش بودیم. اگر جرم است بلافاصله باید اقدام کرد و مجرم را مجازات نمود. تخفیف در مرحله صدور حکم است، نه در رسیدگی اولیه. و اگر جرم نیست به چه مجوزی مانع از انجام عملی خواهید شد که جرم نیست؟ اگر دیدن افراد نیمه پوشیده حتی مردان گناه است، پس چرا بسیاری از خانم‌های آقایان به خارج می‌روند و از آن مهم‌تر اینکه چرا خود آقایان به خارج می‌روند که زنان بی‌حجاب، اغلب آنان را تشکیل می‌دهند؟ حتما خواهند گفت ضرورت! هرچند بعید است گردش جزو ضرورت باشد، ولی اگر هست، احترام به خواست مردم در داخل که ضرورت مهم‌تری است که باید رعایت شود. تا هنگامی که نتوانیم تمایز میان گناه و قانون را تعریف کنیم، این درب همچنان بر همین پاشنه خواهد چرخید. وقتی که گفته می‌شود به حریم خصوصی افراد کاری نداریم، ولی در فضای عمومی قضیه فرق می‌کند، به این معناست که با دین خداحافظی کرده‌ایم. زیرا مساله اصلی دین، نفوذ به حریم خصوصی است. در واقع نه تنها حضور در خصوصی‌ترین حریم که قلب انسان است بلکه تسخیر آن هدف دین است و الا در فضای عمومی که هر قدرتی می‌تواند به هر نحوی عمل کند. هنگامی که می‌گوییم آن بخش را کاری نداریم ولی در بخش عمومی قاطع هستیم، نتیجه شکاف روزافزون میان دو دنیای خصوصی و عمومی می‌شود. دو نوع فرهنگ، دو نوع ادبیات و یک دورویی تمام‌عیار. و البته ناپایدار که در نهایت با پیروزی حریم خصوصی به پایان خواهد رسید. مدعیانی که حریم خصوصی را به مردم واگذار کنند، سرنوشتی بهتر از غلبه نهایی آن حریم بر حریم عمومی آکواریومی خود نخواهند داشت.
ادامه
99
5
7
7
رضا تواضعی , rezatavazoie
جهان هفده روز دنبال خاشقچی میگردد. تمام تلویزیونها بیست و چهار ساعته مشغول وراجی درین باره. تمام تحلیلگران جهان (به غیر از کاملیا انتخابی تحلیلگر ایران اینترنشنال) حدس میزنند کار سعودی بوده و در کنسول به قتل رسیده. سعودی هم با اعتماد به نفس میگوید در سفارت هیچ جنازه‌ای نیست و ما هم هیچ اطلاعی نداریم.

مجلهWrap مصاحبه‌ای با تیتر بزرگ درباره خاشقچی و در خطر بودن جان بقیه خبرنگاران مینویسید. شخصت مصاحبه؟ مسیح علی‌نژاد که میگوید از مرگ خاشقچی وحشت کرده و معتقد است دولت ایران میخواهد او را هم سربه نیست کند. با خود فکر میکنی خاشقچی را به ایران وصل کردن دکترای بیوطنی میخواهد.

ناگهان دیشب بن‌سلمان یادش آمد تمام مدت چیزهایی میدانسته. حالا میگویند خاشقچی رفته کنسول و مشت زنی و دعوا راه انداخته و خودش را به قتل رسانده است.
فکر میکنی رسوایی بدتر از این ممکن است؟ هم برای سعودی هم برای آمریکایی که باید به شعور سیصد میلیون شهروندش توهین کند و این مزخرف را بجای خبر به خوردشان بدهد.

فکر میکنی آبروریزی از این بزرگتر؟ هم برای غرب پرادعای طرفدار حقوق بشری که سالی یکبار باید کثافتکاریهای بن‌سلمان را ببیند و دروغهای کودکانه بعدش را بشنود و هم برای آن اپوزیسیونی که یکسال پیش این موقع اصلاحات بنیادی بن‌سلمان را در بوق کرده و بر سر ایرانیان میزدند که از سعودی هم کمترید.

فکر میکنی اپوزیسیون بعد چنین بی‌شرمی یک هفته‌ منفعل و ساکت میشود.

ناگهان سیل نوشته‌های «تصادفی» و خودجوش اپوزیسیون را می‌بینی که مشغول عزاداری برای قتل فروهرها و زهرا کاظمی و کالبدشکافی تاریخ قتل سیاسی در ایران از هخامنشیان تا امروزمیشوند.

یعنی قتل خاشقچی توسط بن‌سلمان هم محرک حمله به حکومت ایران میشود؟ چرا که نه. وقتی یازده سپتامبری که تحقیقات مقامات آمریکا به صراحت نشان داده با دخالت سفارت عربستان در واشنگتن بوده به ایران وصل میشود چرا خاشقچی وصل نشود؟ یازده سپتامبری که به خاطرش دو کشور افغانستان و عراق تا امروز اشغال شده و به هیچ تبدیل شده‌اند.

اسامی خبرنگارانی که خاشقچی را به قتلهای ایران وصل میکنند را مرور میکنی. کشف میکنی به صورت «کاملا تصادفی» اکثریت این خبرنگاران یا مستقیما برای سعودی کار میکنند و یا غیرمستقیم بودجه سازمان‌شان به سعودی وصل است.

ازین خبرنگاران بپرسی اغلبشان انکار میکنند که محل کار یا بودجه‌شان روی نگاه و نظرشان تاثیری داشته است. فکر میکنند چون دستورالعمل کتبی نداشته‌اند آزادند. آنها بر خویش جاهلند ولی ما میدانیم که معیشت و شرایط زیست مادی و اقتصاد، ایدئولوژی انسان را تعیین میکند و به آگاهی تعین میبخشد.

*تیتر این متن کنایی است و نه جدی. لطفا از این تیتر بهانه‌ای برای نفوذی بودن نگارنده استخراج نکنید.
علی علیزاده
ادامه
7
1
14
رضا تواضعی , rezatavazoie
روزنامه قانون نوشت: در روز‌های نخست تابستان بود که سخنان جنجالی رییس سازمان پدافند غیرعامل درخصوص ابردزدی اسراییلی‌ها خبرساز شد و کارشناسان نیز این سخنان را بدون پایه و اساس علمی اعلام کردند، اما در میان تمامی این جنجال‌ها مسئولان کشور به‌راحتی از کنار آب دزدی اسراییلی‌ها می‌گذرند و نسبت به پروژه‌ای که آینده ایران را به مخاطره می‌اندازد، بی‌تفاوت هستند. اما ماجرای آب دزدی اسراییلی‌ها از پروژه‌ای به‌نام «گاپ» آغاز می‌شود. پروژه آناتولی بزرگ یا طرح «گاپ» ترکیه، متهم ردیف نخست معضل ریزگرد‌های ایران است. در پروژه گاپ، ۲۲ سد و ۱۵ نیروگاه پیش‌بینی شده است. در جنوب شرقی ترکیه هشت سد بزرگ و متوسط، از جمله آتاتورک در رودخانه فرات و ایلیسو در دجله احداث شده اند.
در دو دهه گذشته ۲۳میلیارد دلار هزینه پروژه گاپ شده که هدف آن تامین ۲۵ درصد از منابع آبی و ۲۰ درصد از مجموعه برق مورد نیاز ترکیه است؛ طرحی که بیش از ۶۰ هزار میلیارد مترمکعب آب از حقابه رودخانه‌های دجله و فرات را به‌وسیله سدسازی ربوده و تیشه به ریشه محیط‌زیست ایران زده است. معروف‌ترین سد این پروژه «آتاتورک» است. این طرح موجب شد منطقه میان‌رودان یا بین‌النهرین از ۹۰ رودخانه به‌ابعاد زاینده‌رود محروم شود. پیامد اجرای طرح گاپ تاکنون به بحران خشکسالی در سوریه و عراق، بایر شدن چند میلیون هکتار از اراضی کشاورزی این کشور‌ها و قطع حقابه رودخانه هور‌العظیم ایران از دجله و فرات بوده است. کم‌آب شدن اروندرود و اتکایش به کارونِ بی‌رمق، سبب شده آب شور خلیج فارس در مواقع مد، سوار بر نخلستان‌ها شده و بیش از یک‌میلیون نفر نخل نابود شود؛ روند کاهنده‌ای که همچنان ادامه دارد و حتی منجر به شورش‌های خیابانی در بصره، آبادان و خرمشهر، ناشی از افت شدید آب شرب شده است. دولت ایران طبق ادعای مقامات دولتی در ترکیه که پیوسته اعلام می‌کنند: «ما فقط آب را تنظیم کرده و از حقابه خود عدول نکرده و نخواهیم کرد»، باید دولت ترکیه را مجاب کند که همچنان همان حقابه سابق، یعنی ۲۵۰ مترمکعب بر ثانیه را از دو رودخانه دجله و فرات رها کنند؛ در حالی که به گفته مقامات عراقی این رقم هم‌اینک به کمتر از یک‌سوم کاهش یافته است و ضمن هماهنگی با دولت‌های سوریه و عراق، مطابق کنوانسیون UNCCD و رامسر، اجازه دهند مسیر طبیعی این رودخانه‌ها تا خلیج فارس ادامه یابد. یکی از سد‌های معروف و البته بسیار خطرناک طرح گاپ، «ایلیسو» است، طبق برنامه‌ریزی‌ها این پروژه تا دو سال دیگر به اتمام می‌رسد. کارشناسان محیط‌زیست بار‌ها به‌علت پیامد‌های احداث و آبگیری این سد به دولت ترکیه هشدار داده‌اند، اما دولت ترکیه بدون توجه به این هشدار‌ها باسرعت بیشتری این پروژه را ادامه می‌دهد. اگر سد ایلیسو به بهره‌برداری رسد، کار ایران برای همیشه تمام است. هشداری که تاکنون مسئولان کشور به آن واکنشی نشان نداده‌اند. آنچه بدون تردید باید مورد توجه قرار گیرد، این نکته است که افزایش ناپایداری‌های زیست محیطی و کشاورزی درمنطقه میان‌رودان تاثیرمستقیمی بر زندگی مردم ایران دارد. پرونده سدسازی کشور‌های همسایه در کمیته امنیت آب درحال بررسی است، اما دیپلماسی ضعیف آبی ایران اعتراض بسیاری از فعالان، کارشناسان و مسئولان را به‌دنبال داشته است. دستگاه دیپلماسی ایران در برابر پروژه‌های خانمان‌برانداز ترکیه، واکنش مشخصی نشان نداده است. به‌گفته برخی کارشناسان، شاید مهم‌ترین دلیل بی‌تفاوتی وزارت امورخارجه ایران به پروژه‌های مخرب آبی ترکیه، عدم مطالبه از سوی وزارت نیرو است. وزارت نیروی ایران هنوز به این باور نرسیده است یا نمی‌خواهد بپذیرد که سدسازی عامل بحران آب و تخریب محیط‌زیست است؛ چراکه اگر وزارت نیرو ایران قبول کند که سدسازی مخرب و عامل بیابان‌زایی است، بسیاری از پروژه‌های سدسازی داخل کشور نیز تحت تاثیر این مساله قرار می‌گیرند و باید به بازی سدسازی در ایران پایان داد. این موضوع مهم‌ترین دلیل برای عدم اعتراض و پیگیری ایران در مجامع بین‌المللی در خصوص سدسازی‌های بی‌رویه ترکیه است. همچنین دلیل دیگر بی‌تفاوتی ایران به این مساله نیز می‌تواند برخی ملاحظات سیاسی درباره موضع‌گیری ترکیه و ایران در قبال داعش در منطقه باشد؛ چر اکه ایران نمی‌خواهد ترکیه در جبهه مخالفان قرار گیرد. به‌همین دلیل این موضوع را به‌صورت رسمی از طریق سازمان‌های جهانی پیگیری نمی‌کند.
ادامه
9
2
8
رضا تواضعی , rezatavazoie

اپیزود1: پلیس فرانسه چند زن را در ساحل شهر نیس دستگیر و جریمه نقدی کرد. جرم؟ پوشیدن بورکینی یا مایوی پوشیده به جای مایوی دو تکه. این عمل چنان فاشیستی بود که حتی صدای بخشی از لیبرالهای غرب را دراورد. در روزهایی که حقوق اقلیت مسلمان برای اولین بار داشت موضوع رسانه های غرب میشد یک زن 16شهریو95 در پارلمان اروپا حاضر شد و گفت: «چرا فقط دلتان برای مسلمانان میسوزد، پس ما زنان ایرانی که توسط حجاب سرکوب میشویم چه؟ چرا هیچ کس از حق ما نمیگوید؟» این زن تلویحا میخواست اروپا رابطه با ایران را مشروط به لغو حجاب کند. امری غیرممکن. او میدانست ایران مقابل دخالت یک قدرت استعماری در امور داخلیش مجبور به واکنش تند خواهد بود و تنها فایده چنین تقاضایی، تخریب رابطه ایران و اروپا است. سخنرانی این زن با تشویق نمایندگان نژادپرست اوپا روبرو شد. این زن مسیح علی نژاد بود که خود را نماینده و سخنگوی میلیونها زن سرکوب شده ایرانی مینامید. او مرتب تاکید میکرد مادر و خواهرانی مسلمان و با حجاب دارد. تکنیکی شناخته شده در علم تبلیغات که اجازه میداد مواضع مسلمان-ستیزان را بیان کند بدون اینکه چنین اتهامی بخورد.
علینژاد خوب میدانست در اروپا کسی برای مسلمان دل نمیسوزاند و مطبوعات روزانه آنان را هیولا و تروریست نشان میدهند . آمار بالای حمله فیزیکی و زبانی به زنان مسلمان در فرانسه و ممنوعیت استخدامشان را میدانست. میدانست در آلمان مروه شروینی محجبه و حامله داخل دادگاه مقابل چشم پلیس توسط نژادپرستان چاقو خورد و به قتل رسید. میدانست دهها زن محجبه لندن قربانی اسیدپاشی هستند. اما علینژاد عامدانه دروغ گفت تا فشارنقد را از روی رفتار اقلیت-ستیز و مسلمان-ستیز دولتهای غربی بردارد و روی ایران بگذارد و همینطور رابطه اقتصادی ایران و اروپا که بعد از برجام رو به بهبود بود را تخریب و مانع سرمایه گذاری اروپا در ایران شود.
اپیزود2: جمال قاشقجی خبرنگار سعودی در ترکیه به قتل رسیده و احتمالا شقه شقه شده. بیاد بیاورید سعودی عملا ایالتی از آمریکا محسوب میشود. که آمریکا سال گذشته 400میلیارد دلار قرارداد با آن امضا کرد و به خاطر منافع سعودی برجام را پاره کرد. که وقتی شاه سعودی میمیرد پرچم بریتانیا به احترام پایین می آید. که فرانسه سری ترین هواپیماهای جنگیش را به آن میفروشد. و حالا این شریک غرب رفتار یک گروه مافیای تبهکار را انجام داده
اپیزود3: سعودی سالانه میلیاردها دلار خرج تبلیغات و جنگ نرم میکند. فقط خرج یک«ایران اینترنشنال» 250میلیون دلار در سال است. و حالا قاشقجی مکر سعودی را به خودش برگردانده و جهان از وحشیگری این دولت که نیمی از منطقه را ویران کرده میگوید. دقیقا در چنین شرایطی علینژاد ظاهر میشود و در مصاحبه با مجله «رپ» میگوید: «نگران جان خودم هستم. انچه برای قاشقچی اتفاق افتاد میتواند برای من اتفاق بیفتد. ما خبرنگاران خاورمیانه این ترس را همیشه با خود داریم. ما از حمله آنها (یعنی دولت ایران) در امان نیستیم.» مقاله بنام قاشقجی اما در عمل یک رپرتاژ آگهی کامل علیه ایران است: درباره فشار به خانواده علینژاد و داستانی درباره تلاش ایران برای ربودن علینژاد در ترکیه و تهدیدهای جانی فروان. و همه بدون مدرک. ایران-ستیزی جدید نیست اما این شکل کاملا بدون ظرافت باورکردنی نیست. اینطور منحرف کردن افکار عمومی از ترور وحشیانه سعودی و بردن انگشت اتهام به ایران که زمانی کشور مادری علینژاد بوده سطحی جدید از بی اخلاقی در جنگ رسانه ای است. روی سخن اما با علی نژاد و «شرکت تجاری آزادیهای یواشکی و شرکا» نیست. آنها دقیقا میدانند چه میکنند. روی سخن با مردم است. بویژه کسانی که منتقد و یا مخالف سیاستهای نظام در جزایی و قضایی کردن مسایل پوشش هستند. خانمها و آقایان. بلند میگویم: مساله علینژاد حجاب نیست. حجاب بهانه است. هدف فشار به ایران است. و منظورم ایران است نه جمهوری اسلامی. تک تک شما که این سالها از علینژاد حمایت کردید مقصرید. تک تک شما که با حمایت تان در قلک و صندوق علینژاد اعتبار ریختید مقصرید. علینژاد به اعتبار شما در رسانه غربی شرایط تحریم شما را فراهم میکند. خانمهای ایرانی. شمایی که نگاهی متفاوت به حجاب دارید. نگاه متفاوت شما محترم. اما راه تغییر قوانین درباره حجاب از گفتگو در داخل با بقیه جامعه میگذرد و نه اعتبار دادن به علی نژاد که وظیفه سازمانی و رسمیش ایجاد فضای رسانه ای علیه ایران و کمک به تصویب تحریمهای اقتصادی جدید علیه ایران است. حتی به قیمت دفاع مستقیم از سعودی. هر یک دنبال کننده علی نژاد نادانسته یک حامی تحریم اقتصادی ایران است و هر یک لایک بر نوشته های علی نژاد یک لایک بر تحریم خودتان است.
علی علیزاده
ادامه
16
9
11
رضا تواضعی , rezatavazoie

اپیزود یک: فرخ نژاد در مصاحبه با تی وی پلاس گفت «میخواهم هشتاد میلیون ایرانی نباشد اما یک خم به ابروی فرزندم نیاید.» همان فرزندی که آنقدر نگران امنیتش بود که از دوازده سالگی به آمریکا فرستاد و باید برایش ماهی ده هزار دلار جور کند. همان ده هزار دلاری که اگر گران شود، قیصریه را آتش میزند و برای توپخانه تلویزون منوتو مهمات تولید میکند.
اپیزود دو: فرخ نژاد در پاسخ به اعتراضات ویدیو یی منتشر کرد. آیا از خانواده هایی که فرزندانشان را برای امنیت و منفعت بقیه هشتاد میلیون قربانی کردند عذرخواست؟ خیر. گفت مصاحبه دو ساعت و نیم بوده و حالا یکی دو جمله از دهانش پریده و منتقدین غرض و مرض داشتند که این دو جمله را بزرگ کردند. فرخ نژاد که اینقدر عاشق غرب است نمیداند یک جمله این چنینی پایان عمر یک سیاستمدار و بازیگرغربی است؟
اپیزود سه: امیرمهدی ژوله به دفاع از رفیقش برخاسته و من را هم به خاطر نقد فرخ نژاد تلویحا «نامرد» خوانده. اگر فرخ نژاد با حرفش به ارزش خانواده دوست بودن اولویت داد حالا ژوله، ارزشهای ملی و «دفاع از وطن» را قربانی ارزشهای «رفیق بازی» و «مرام بازی» و «دفاع از هم صنف» کرده.
آقای ژوله! ایران مورد حمله تروریسم اقتصادی آمریکاست و شرایط حساس. ولی شما وضع را با فیلم فارسی های قبل انقلاب اشتباه گرفتید. به جای انکه از فرخ نژاد بخواهید از مردم عذر بخواهد، برای «خطای اجتماعی» یک خاطی راه فرارباز میکنید و همدستش میشوید. وظیفه شهروندی و تکلیف ملی خود را قربانی «رفیق بازی» و «مرام بازی» میکنید. به جای اینکه کنار ایران قرار بگیرید، کنار هم صنفی تان قرار میگیرد. شاید هم احساس کردید صورتک سلبریتی ها دارد میفتد و نگرانید.
آقای ژوله. من «نامرد»، من «نفوذی»، من «مزدور». در کشوری که برایش صدها هزار نفر جان دادند و میدهند، توهین و اتهام شنیدن اصلا هزینه ای محسوب نمیشود. اما شما هم حاضرید به خاطر مردمتان به رفیقتان بگویید بالای چشمش ابروست؟
آقایان سلبریتی! شمایی که روزانه از عذرخواهی و استعفای سیاستمداران غربی و خودکشی مدیران ژاپنی داستان مینویسید. با همه شما هستم. «رفیق تان»، آقای فرخ نژاد بخش مهمی از مردم ایران را «آزار عاطفی» داده. رفیقتان در شرایطی که ایران نیاز به انسجام و همبستگی ملی دارد، منفعت طلبی و سودجویی را رسما تبلیغ کرده . لازم نیست خودکشی کند و استعفا بدهد، اما به شعور مردم توهین نکنید و به جای کمک به رفیقتان در فرار رو به جلو، مجبورش کنید از اینکه زخم صدها هزار خانواده عزیز از دست داده ایران را تازه کرده با یک جمله صریح عذرخواهی کند.
علی علیزاده
ادامه
16
9
12