توحید صف ارا  , rezarobo

توحید صف ارا

    کار کامپیوتری وکار امورشهری(عمرانی وپروژه وو...)]  واموزشی و.....کاری داشتن با tohidsafara2@gmail.com
توحید صف ارا  , rezarobo

توحید صف ارا

مطالبدوستان 924
cloobid
rezarobo
، 2 سال و 8 ماه و 4 روز
مرد 35 ساله مجرد
ليسانس ، ازاد

دوستان

  • احسان کرمی , karami_5
  • شادی زینال پور , shadi_soroush1
  • ایرسا آذرمهر , airsa_tehran
  •   , rap_rock
  • ایدا جمشیدی , safa_808
  • احمد حامدی , ahmad_hamedi
  • سما سمین , samalan
  • شایان مهربون , tnashayan
  • كمال امیری , zendageyiraney
  • مهناز حسین پور , mahnaz.69
  • استاد حسین انصاریان , ostad.ansarian
  • مجمع نخبگان ایران منان , nokhbeganiran
  • آناهیتا مددی , aanahitamadadi
  • محمدعلی قربانی , 110ghorbani
  • نغمه شریف , naghmeh00sh
  • نادر صادقی , shahrams9240
  • سَحَرخانــــــــوووم  , saharentezar
  • علی  , labaik
  • فلزیاب مولایی , golddetector
  • 924 نفر

    morebox img

رسانه ها

  • کلوب دات کام , recreation
  • همبستگی ایرانیان , iranian_solidarity
  • امیر سردار , amir_sardaar
  • نســل مــا , NaSlE_Ma
  • رویال , r_o_y_a_l
  • 429 رسانه

    morebox img


تبلیغات

توحید صف ارا  , rezarobo
اگه کسی کاری داره پیام خصوصی درخواست گفتگو نکنید گفتگوم خراب شده است
باتشکر
ادامه
99
توحید صف ارا  , rezarobo
اتاق گفتگوم باز نمیشه ؟!
ادامه
    کامنت بنویسید...
    توحید صف ارا  , rezarobo
    شنبه 2 بهمن ، 10:50
    لطفا بصوت پیام خصوص کارتون بگین
    ادامه
    توحید صف ارا  , rezarobo
    2 هفته پیش
    سلام من خوب م حالم خوبه
    ولی کاری دارم نمیتونم بیام
    ادامه
    توحید صف ارا  , rezarobo
    چشمانم را فرو می بندم غرق می شوم در رؤیایی شبانه
    ناگاه می بینم پولکی از جنس ستاره ریخته بر گیسوان سیاه این عاشقانه
    آسمان جشن رنگی می گیرد در این سرور نور افشان
    ستارگان دنباله دار هل هله می کنند در این رسم رندان
    می آید از کهکشان شاهزاده ای با اسب سپید
    بر سر اسبش شاخ سپیدی از جنس حریر
    می رسد قلبش به نزدیکی قلب آن تازه عروس
    تیر 2 شاخه ای می خورد بر قلب آن 2 عاشق ونوس
    بعد از آن عشق رخ می نماید از آسمان
    زمینی می شود آن عشق بی نشان
    بر زمین که می رسد دگر نشانی از حقیقت نیست
    سنبل وفا ترک می خورد و شروعی از رفاقت نیست
    به ناگاه لرزه ای رعشه می زند بر وجودم
    بیدارم می کند کابوس سیاه ظلمت گونه ی بی فروغم
    حسی به من می گوید آن همه خواب بود
    آن خوشبختی و جشن ستاره ها و سپیدی شنل فقط توهم یک رؤیا بود
    تیر 2 شاخه ای نیست بر قلب آن 2 عاشق اسیر
    آن همه فقط بود یک کابوس،کابوس رؤیایی نفس گیر
    پس از آن سوگند می خورم که نباشم در رؤیا
    جویای حقیقت باشم حتی اگر تلخ باشد در این دنیا
    ادامه
    کامنت بنویسید...