__
لیست دوستان :: 292
لیست کلوبها :: 61
  • نام کلوب :پروازروح
    نام انگلیسی : parvazerooh
    تاسیس : 27 خرداد 1384
    312 عضو ، 52 بحث ، 3 آلبوم ، 3 مقاله ، 4 لینک

    پروازروح

  • نام کلوب :صاحب الزمان
    نام انگلیسی : sahebalzaman
    تاسیس : 2 اردیبهشت 1384
    330 عضو ، 106 بحث ، 1 آلبوم ، 1 لینک

    صاحب الزمان

  • نام کلوب :حجاب اسلامی
    نام انگلیسی : hejab1
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    4428 عضو ، 1216 بحث ، 17 آلبوم ، 22 مقاله ، 12 لینک ، 1 نظرسنجی

    حجاب اسلامی

  • نام کلوب :اعتقادات
    نام انگلیسی : eteqadat
    تاسیس : 4 فروردین 1385
    70 عضو ، 8 بحث ، 1 آلبوم ، 2 مقاله

    اعتقادات

  • نام کلوب :مجله خورشید مكه
    نام انگلیسی : khorshidemakkeh
    تاسیس : 25 آذر 1384
    125 عضو ، 46 بحث ، 10 مقاله ، 3 لینک

    مجله خورشید مكه

  • نام کلوب :انوار الزهرا(سادات )
    نام انگلیسی : sadat
    تاسیس : 19 فروردین 1384
    455 عضو ، 210 بحث ، 3 آلبوم ، 6 مقاله ، 1 لینک

    انوار الزهرا(سادات )

عید فطر با اتحاد و دوستی
10 مهر 87 - 23:36

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت همه دوستان و سروران گرامی عید سعید فطر را تبریک عرض می کنم.

این عید در جهان اسلام از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است و انشاالله ما بتوانیم از این عید بزرگ در نزد پروردگار خود کمال استفاده را ببریم و به مقام قرب او نایل گردیم و همچنین اعمال و عبادات ما در این یک ماه مورد قبول قرار گیرد .

( حضرت آیه الله استاد سید حسن ابطحی در مراسم عید فطر سال ۱۴۲۴ حسینیه جمکران )

نماز روز عید فطر نیز از معنویت خیلی خاصی برخوردار است مخصوصا آن مضامین دعای قنوت که روح انسان را به فرح وصف ناپذیری می رساند . انشاالله که در این روز بزرگ ما را هم از دعای خیرتان فراموش نکرده باشید .

اما بخاطر بحث هایی که در پست قبل در قسمت نظرات انجام شد و شاید کم کسی از روش صحیح مناظره آگاه باشد مناسب دیدم که مطلبی از کتاب اتحاد و دوستی با عنوان " روش مناظره را از اسلام بیاموزید" برای شما دوستان در اینجا قرار دهم .

البته لازم است که در مورد کتاب اتحاد و دوستی اولین کتاب استاد سید حسن ابطحی ابتدا توضیح مختصری بدهم .

در این کتاب شما با ۳۲ وسیله برای جلب محبوبیت دیگران که تماما با قرآن و روایات منطبق است آشنا می شوید . این کتاب همانطور که بیان شد اولین کتاب استاد سید حسن ابطحی است و وقتی که ایشان در سن حدودا سی سالگی کتاب آئین دوستیابی دیل کارنگی را مطالعه کردند و مشاهده نمودند که در آن کتاب که در دانشگاه های آمریکا تدریس می شود و قریب به چند میلیون نسخه از آن به چاپ رسیده و تنها در آن کتاب نه وسیله جلب محبویت بیان گردیده . باعث شد که ایشان با توجه به دستورات عالیه دین مبین اسلام کتابی با عظمت تر و کامل تر از آنچه که دیل کارنگی نوشته است را تالیف نمایند . لذا من به شما عزیزان پیشنهاد می کنم که حتما به مطالعه این کتاب ارزشمند بپردازید .

( حضرت آیه الله استاد سید حسن ابطحی در مراسم عید فطر سال ۱۴۲۴ حسینیه جمکران )

اما موضوع مناظره که ششمین وسیله جلب محبوبیت در این کتاب می باشد را برای شما عزیزان در اینجا قرار می دهم انشاالله که مورد استفاده و عمل قرار گیرد . ( در ضمن دوستان و عزیزان توجه کنند که یکبار تصور نشود که من مدعی هستم که به این مطلب با عظمت در خصوص مناظره که در این کتاب بیان گردیده توانسته ام عمل کنم . اما از شما می خواهم که دعا کنید تا توفیق پیدا کنم و چنان که در این کتاب بیان شده به مناظره بپردازم )

روش مناظره را از اسلام بیاموزید

«من لانت كلمته وجبت محبّته»[1]

حضرت على علیه‏السلام

     با اجازه خوانندگان مایلم سرگذشت عجیبى را كه در سال گذشته واقع شد و مرا بسیار تحت تأثیر خود قرار داد و اكنون كه در كتابخانه شخصیم ضمن مطالعه‏ى كتاب آئین دوست یابى به یادم آمده نقل كنم. روز تعطیلى عیدى بود، با دو نفر از دوستان مسلمان خود بنام عبدالعلى و عبدالغفار براى تفریح به طرف یكى از باغهاى خارج شهر مى‏رفتیم در بین راه عبدالغفار كه مرد بسیار عصبانى و ناراحتى بود و مى‏دانست كه رفیق دیگر ما عبدالعلى شیعه است براى رنجاندن او بناى فحاشى و بدگوئى را نسبت به مذهب تشیع گذارد. اما عبدالعلى سخنى نگفت، ولى من همین كه چند جمله از او كلمات دور از ادب و انصاف را شنیدم سخت برآشفتم و سخنان او را قطع كردم و با ناراحتى فوق‏العاده‏اى گفتم: این گفتار شما ابدا نمى‏تواند دامن مقدس مذهب شیعه را لكه‏دار كند، چون همه‏ى دانشمندان مسلمان مى‏دانند كه قوانین محكم اسلام را تنها پیشوایان مذهب شیعه تكمیل و تفسیر كرده و همه‏ى افتخارات را در مقابل بیگانگان براى ما مردم مسلمان كسب نموده‏اند.اما عبدالغفار با شنیدن سخنان من آتش بغض و عنادش افروخته‏تر شد و جملاتى كه خلاف عفت لسان و قلم است به زبان جارى كرد كه من شرم دارم آنها را در این كتاب نقل كنم. در این هنگام عبدالعلى آهسته به من گفت: آقاى محترم! گویا این فحشهائى كه دوباره ایشان به شیعیان دادند، تو به شیعیان داده‏اى!

گفتم: من؟

 گفت: آرى تو، براى آنكه اگر كلام او را قطع نمى‏كردى و شیعیان را مدح نمى‏نمودى ممكن بود بتوانیم او را متوجه اشتباه خود بنمائیم و به او موقعیت مذهب شیعه را عرضه بداریم و یا لااقل به او بفهمانیم كه فحّاشى كار خوبى نیست.

     ابراهیم بن عباس مى‏گوید: «ما رأیت الرضا  علیه‏السلام جفا احدا بكلمة قطّ و لا رأیته قطع على احد كلامه حتّى یفرغ منه».[2]

    هیچ‏گاه على بن موسى علیه‏السلام پیشواى هشتم مسلمانان با گفتن جمله‏ى ناروا به دیگران ظلم و ستم نمى‏نمود و ابدا سخن كسى را قطع نمى‏كرد و مى‏گذاشت كاملاً همه‏ى گفتار گوینده تمام شود سپس سخنى مى‏فرمود.

     من گفتم: فرمایش شما صحیح است ولى اگر ما در برابر او ساكت مى‏بودیم ممكن نبود این مرد هرزه دست از جسارتهاى خود بردارد.

     استاد عبدالعلى گفت: آه كه ما مردم مسلمان به دستورات اسلام عمل نمى‏كنیم و الا متوجه مى‏شدید كه چگونه بر تمام جهانیان حكومت مى‏كردیم. آیا مى‏خواهى با همین مرد نادان متعصب طبق دستور اسلام بحث و مناظره كنم و او را به عظمت مذهب شیعه متوجه سازم؟ و به دنبال این سخن رو به عبدالغفار كرد و گفت برادر عزیز پیشواى عظیم الشأن اسلام پیغمبر اكرم  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمودند:

     «من عرض لاخیه المسلم المتكلم فى حدیثه فكأنّما خدش وجهه».[3]

    كسى كه در میان كلام برادر مسلمان خود بدود و سخن او را قطع سازد مانند این است كه صورت او را مجروح نموده باشد.من تا به حال صبر كردم كه سخنان شما تمام شود سپس براى رفع كسالت سفر درباره‏ى این موضوع با یكدیگر گفتگو نمائیم اگر اجازه مى‏فرمائید بنده هم در تأیید فرمایشات شما چند جمله‏اى بگویم.

     آقاى عبدالغفار، همین كه كلمه‏ى «تأیید» را شنید با صورت باز و لبانى متبسم به عبدالعلى نگاهى كرد و گفت خواهش مى‏كنم بفرمائید.

     استاد عبدالعلى گفت: در واقع یك مشت از مردم راجع به على بن ابى‏طالب  علیه‏السلام جملاتى مى‏گویند كه اگر در حضور آن حضرت این سخنان را مى‏گفتند با مشت محكم خود به دهان آنها مى‏كوبید، مثلاً عده‏اى در گوشه و كنار سوریه و تركیه و ایران قائلند كه على  علیه‏السلام خدا است! دسته‏ى دیگرى معتقدند كه خدا اختیار تمام امور را واگذار به على بن ابى‏طالب  علیه‏السلام نموده و خود در كنارى نشسته است!

     و خلاصه بلندپردازیهاى دسته‏هاى مختلف مردم را درباره على  علیه‏السلام تذكر داد و سپس بعضى از فتوحات عمر بن خطاب را نقل كرد و در نتیجه كاملاً عبدالغفار را متوجه خود ساخت و در قلب او براى خود محبوبیت عجیبى ایجاد نمود كه بى‏اختیار عبدالغفار گفت: قربان این فكر آزاد و عقل پاك، من با هر یك از شیعیان كه تا به حال سخن گفته‏ام مانند این آقا (اشاره به من كرد) عصبانى شده و مشغول بدگوئى به خلیفه عمر رضى اللّه عنه گردیده‏اند و ابدا حاضر نیستند قبول كنند كه عده‏اى از مردم درباره على  علیه‏السلام تندرویهائى دارند. اصحابى كه درباره‏ى آنها پیغمبر  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرموده:

     «لا تجتمع امتى على خطاء»[4] جمع شدند ابى‏بكر رضى اللّه عنه را جانشین پیغمبر  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله قرار دادند و امروز شیعیان آن را قبول ندارند! معنى كاسه‏ى از آش داغ‏تر همین است!

     استاد عبدالعلى بدون آنكه اظهار ناراحتى كند و بلكه مدتى هم اهمیت او را برایش محسوس كرد، گفت: واقعا عجیب است ولى دوست عزیز بنده سابقه‏ى شما را دارم و مى‏دانم كه مطالعاتتان در اینگونه مطالب زیاد بوده است مسلما كتاب فلان و فلان را مطالعه نموده‏اید سپس نام چند نفر از بزرگان علماى سنى كه نویسندگان آن كتب بودند برد و آنگونه خود را قلمداد كرد كه از مذهب آنها اطلاعى ندارد و گفت: آنان این اجتماع را قبول نداشته‏اند و خلاصه مانند شخصى كه مخالف گفتار علماى شیعه است و از این عقاید تعجب مى‏كند تمام فضائل على بن ابى طالب  علیه‏السلام و ترجیح او را بر دیگران از زبان دانشمندان و علماى عامه نقل كرد تا آنكه آقاى عبدالغفار سر را به زیر افكنده و پس از آنكه مدتى در فكر فرو رفته بود گفت: مسأله جانشینى و امامت هم یكى از مسائل بغرنج اسلام است.

     استاد عبدالعلى گفت: آرى واقعا پیچیده است، ولى یكى از دانشمندان اروپا در طى مقاله‏اى مى‏نویسد كه من در قوانین و معارف اسلام دقت كاملى نموده‏ام آن قدر كه مسأله جانشینى را اسلام اهمیت و توضیح داده هیچ یك از قوانین دیگر را به آن درجه توضیح نداده است و عجیب است كه مسلمانان راجع به این مسأله بیشتر از هر چیز با یكدیگر اختلاف نموده‏اند و این دلیل بزرگى است كه مسلمین نسبت به یكدیگر حق‏كشى مى‏كنند!

     آقاى عبدالغفار در حالى كه سخت متأثر شده بود گفت: دوست محترم بسیار مایلم كه در فرصت مناسبى درباره این موضوع بیشتر با هم سخن بگوئیم تا شاید همین اندازه كه بین من و شما اختلاف برداشته شود این لكه‏ى ننگ را از دامن مسلمانان پاك كنیم و به همین جهت پس از چند روز آقاى عبدالغفار نزد استاد عبدالعلى رفت و در مدت سه شبانه روز كه استاد عبدالعلى با آقاى عبدالغفار در مسأله امامت بحث كردند استاد عبدالعلى توانست رفیق خود را از رویه‏ى اولیه‏اش منصرف كند و سپس رو به من كرد و گفت: دوست ارجمند تجربه براى ما ثابت كرد كه اگر شخصى به دستورات دین مقدس اسلام در سخن گفتن و مناظره عمل نماید مى‏تواند بر طرف مقابل خود فائق گردد. من گفتم بسیار مایلم مشروحا طرز مباحثه و گفتگو را از شما بیاموزم.

     دستورات شش گانه بحث و مناظره

     استاد عبدالعلى گفت: من با عمل نمودن به شش دستور از قوانین بحث و مناظره اسلام در مدت ده سال اخیر توانسته‏ام جمع زیادى را به دین مقدس اسلام مشرّف كنم تا آنها در آغوش سعادت و خوشبختى زندگى كنند و آن شش دستور این است:

     یك: حُسن استماع.

     مى‏توان به این وسیله طرف را تشویق كرد كه به سخنان خود ادامه دهد؛ اخلاق و عقائد خود را ظاهر سازد و نكات ضعف و اشتباه او معلوم گردد و بعلاوه با استماع دقیق مى‏توان خود را در قلوب دیگران جاى داد پیغمبر اسلام  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود:  «من المروة ان ینصت الاخ لاخیه اذا احدثه».[5]

    از آثار جوانمردى این است كه در مقابل سخن گفتن دوست خود لب فرو بندد و به سخنان او گوش دهد. پیشواى پنجم مسلمانان امام باقر  علیه‏السلام فرمود:

     «وتعلم حسن الاستماع كماتتعلم حسن القول و لا تقطع على احد حدیثه».[6]

    (اى مسلمان) استماع دقیق را هنگام سخن گفتن دیگران بیاموز چنانكه خوش‏زبانى را باید بیاموزى و تا مى‏توانى در میان گفتار دیگران سخن مگو و كلامشان را قطع منما.

     قرآن كتاب آسمانى مسلمین این نمونه افراد را ستوده و آنان را مردان با خرد اجتماع دانسته است كه مى‏فرماید:

     «اَلَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ اَحْسَنَهُ اُولئِكَ الَّذینَ هَداهُمُ اللّهُ وَ اُولئِكَ هُمْ اُولُوا الاَْلْبابِ».[7]

    كسانى كه سخن را مى‏شنوند و از نیكوترینش پیروى مى‏كنند، آنها كسانى هستند كه خدا هدایتشان كرده و آنها همان صاحبان مغزند.

     و در موارد زیاد پیشواى عظیم الشأن اسلام  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به این عمل یعنى قانون صمت و استماع دقیق در مقابل گویندگان، اصرار ورزیده كه علماء بزرگ و مؤلفین عالیقدر مسلمان در تمام كتب اخلاقى آن را نقل نموده‏اند.

     دو: با نرمى سخن گفتن.

ممكن است یك دانشمند با مرد جاهلى مواجه شود كه در اثر نداشتن حلم و بردبارى، نرمى و متانت، مردم گمان كنند كه آن جاهل بر این دانشمند در مقام مباحثه، غلبه‏ى علمى نموده است لذا از نظر اسلام علمى كه با حلم آمیخته نباشد جهل است. نرمى و ملایمت یكى از اساسى‏ترین راز پیشرفت انبیاء عظام  علیهم‏السلام است.

     وقتى خداى مهربان حضرت موسى  علیه‏السلام پیامبر بزرگ خود را نزد فرعون یعنى شقى‏ترین مردم آن زمان مى‏فرستد به او و برادرش هارون  علیهماالسلام خطاب مى‏كند:

     «اِذْهَبا اِلى فِرْعَوْنَ اِنَّهُ طَغى * فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَیِّنا».[8]

    بروید به سوى فرعون كه او طغیان كرده است پس با ملایمت با او سخن بگویید.

     قرآن مقدس بزرگترین راز موفقیت پیغمبر اسلام  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله را مربوط به حلم و بردبارى او مى‏داند و مى‏گوید:

     «وَ لَوْ كُنْتَ فَظّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ».[9]

    و اگر تو یك شخص خشن و سخت‏دلى مى‏بودى مردم از دورت متفرق مى‏شدند.

      رهبر بزرگ مسلمین خاتم انبیاء  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود:

     «لأخبرنكم على من تحرم النار علیه غدا على كل هین لین قریب سهل».[10]

    به شما مى‏گویم به چه كسى فرداى قیامت آتش حرام است بر كسى كه خوش‏زبان و داراى حلم و نرمى و ملاطفت باشد.

     اسلام به مسلمانان دستور مى‏دهد كه اگر مى‏خواهید در میان مردم محترم باشید حلم و بردبارى را از دست ندهید. پیشواى ششم مسلمانان امام صادق  علیه‏السلام به یكى از دوستان خود فرمود:

     «ان شئت ان تكرم فلن وان شئت ان تهان فاخشن».[11]

    اگر مى‏خواهى همه‏ى مردم تو را محترم بشمارند با همه نرمى و ملایمت بنما و اگر مى‏خواهى مورد اهانت و حمله‏ى دیگرى واقع گردى تندى و خشونت كن.

     و حضرت رسول اللّه  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به اباذر فرمودند: «الكلمة الطیبة صدقة»[12] یعنى این را بدان كه حسن كلام، خود تحفه‏اى است كه به دوستان تقدیم نموده‏اى.

     پیغمبر اسلام  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود:

     «حسن السئوال نصف العلم».[13]

    نیكو سؤال كردن نیمى از علم و دانش است.

به گوش هوش گرانمایه گوهرى بسپار          از آن سفینه‏ى علم و كمال و بخشش و حلم

مدار ننگ زپرسش كه اهل دانش را              نبى سروده كه «حسن السؤال نصف العلم»

     اسلام كامل‏ترین دستورات را به مسلمانان تعلیم داده است و آداب مناظره را با بهترین وجه بیان كرده، حتى درجه‏ى اوج صدا را هم تحت كنترل در آورده است تا مبادا افراد مسلمان در یك بحث مذهبى نتوانند حق مسلم خود را اظهار كنند و عظمت و قوانین اسلام را بر دیگران آشكار سازند.

     پیشواى عظیم الشأن مسلمانان حضرت رسول اكرم  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود:

     «انّ اللّه یحب الصوت الخفیض و یبغض الصوت الرفیع».[14]

    خدا دوست مى‏دارد سخنى را كه به آهستگى گفته شود ولى دشمن مى‏دارد صداى بلند و گفتارى كه درجه اوج آن زیادتر از عادى باشد.

     شخصى كه داراى عقائد و آراء صحیح است ممكن نیست بدون نرمى و ملایمت و حلم و بردبارى بتواند آن را به مردم اظهار كند.

     سه: ترك اهانت، هو كردن، خصومت، تندى.

     این مطلب را باید در نظر داشت كه عزیزترین چیزها نزد اكثر افراد، اهمیت و بزرگى آنها است. حاضراند جان و مال و ناموسشان را در راه ریاست و عظمت نثار كنند. امروز بزرگترین همت دانشمندان روانشناس در معالجات امراض روانى این است كه غریزه‏ى خودخواهى مریض را به رخش كشیده و عظمت او را در نظرش مجسم بنمایند تا در مرحله‏ى اول، حس محرومیت و عقب‏ماندگى او را از بین برده كه وقتى این عمل انجام گرفت قطعا همه‏ى ناراحتى‏ها و نگرانیهاى او مبدل به شادمانى و خوشحالى مى‏گردد و سپس با استراحت قلبى به معالجات امراض دیگر روانى او مى‏پردازند.

     من نمى‏گویم این عمل از نظر اسلام و عقل صحیح است.

     ولى این اندازه را باید مسلم دانست كه این صفت (حس خودخواهى) در اكثر افراد بطور كامل وجود دارد و تا سرحد امكان با كسى كه شئونات و بزرگى آنها را مورد حمله قرار دهد مبارزه مى‏كنند، بنابراین اگر كسى بخواهد عقائد و آراء خود را به دیگران تحمیل كند باید به مقام شامخ و عظمت و اهمیت و بزرگى آنان جسارت ننماید من خود شاگردى داشتم كه این موضوع را از او آموخته‏ام. جوانى كه داراى استعداد سرشارى بود و هر مبحث علمى را با اندك تأملى درك مى‏كرد یك روز در اول درس اعتراض كرد در مقابل شاگردان گفتم: تو نمى‏فهمى، او ناراحت شد سر را به زیر افكند از قیافه‏اش خوب پیدا بود كه گوش به سخنان من نمى‏دهد در آخر كار هم مطالب مورد بحث را كه از او سؤال نمودم با آن استعداد سرشارى كه داشت نتوانست درس را تقریر كند.

     پیشواى ششم مسلمانان حضرت امام صادق  علیه‏السلام فرمود:

     «ایاكم والخصومة فى الدین فانها تشغل القلب عن ذكر اللّه عز وجل وتورث النفاق وتكسب الضغائن وتستجیر الكذب».[15]

    بر شما باد كه در مناظرات و بیان كردن معارف عالیه‏ى دین اسلام با تندى و خشونت سخن نگوئید (چون نفعى كه بر آن بار نیست بماند چهار نتیجه‏ى سوء هم دارد) قلب را از یاد خدا باز مى‏دارد، نفاق و دشمنى ایجاد مى‏كند. بغض و حسد كسب مى‏نماید و ممكن نیست كه در ضمن بحث و مناظره‏اى كه با خصومت انجام گیرد انسان به دروغ و پشت هم اندازى پناهنده نشود.

     پیغمبر اسلام  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود:

     «انّ اول ما نهانى عنه ربّى عزّ وجلّ عن عبادة الأوثان وشرب الخمر و ملاحاة الرجال».[16]

    اول چیزى كه خداى بزرگ مرا از آن نهى فرمود (سه چیز بود) بت پرستى، شرب خمر و در مناظرات سخن را با تندى و خصومت اداء كردن.

     امام صادق  علیه‏السلام فرمود: «من لاحى الرجال ذهبت مروءته».[17]

    كسى كه با مردم در مقام خصومت و جدال برخیزد جوانمردى او از بین مى‏رود.

     شاعر شیرین زبان گفت:

تندى مكن كه رشته‏ى چل سال دوستى در حال بگسلد چو شود تند آدمى[18]

    عجیب است، انسان در اثر تندى و خشونت، هر چه داراى فضیلت باشد پایمال است، از شخص تند خو و عصبانى همه‏ى افراد منزجرند. این مرض بزرگترین آفت دوستى و اتحاد است، هیچكس حاضر نیست كه با او رفاقت و آشنائى داشته باشد، سخن درست و صحیح او غلط و زشت جلوه مى‏كند.

     پس اگر مى‏خواهید در قلوب مردم محبوبیت پیدا كنید و سخنان شما مورد قبول همه واقع گردد در مباحثات به یكدیگر اهانت و جسارت ننمائید.

     چهار: انصاف دادن.

     زیاد دیده شده افرادى كه انصاف را از دست مى‏دهند و تنها مایلند سخن خود را اثبات كنند، در مباحثات محكوم مى‏شوند.شاید جهتش این است كه حس خودخواهى آنان به قدرى قوى و سركش شده كه ابدا مایل نیستند كسى را برتر و بهتر از خود ببینند.

     آنان فكر مى‏كنند اگر به طرف مقابل خود بگویند مطلب شما حق است در برابر او كوچكى نموده و عظمت خود را از دست داده‏اند، لذا با كمال بى‏انصافى اعلام مى‏كنند كه این موضوع خلاف واقع است.

      طرف مقابل هم وقتى دید كه مطلبش با این همه توضیحى كه داده مورد قبول واقع نشده با خود فكر مى‏كنند كه شاید او این اندازه فهم و درك ندارد كه این مطالب را بفهمد، باز توضیح بیشترى مى‏دهد آن مرد بى‏انصاف هم هنوز درست به سخنان او گوش نداده گوینده را رد مى‏كند، رفته رفته طرف مباحثه كاملاً معتقد مى‏شود كه این مرد ابدا لیاقت فهم مطالب جزئى و واضح را هم ندارد و با این اعتقاد، تفوّق بر او پیدا كرده طرف را تحقیر مى‏نماید و به این وسیله او را محكوم مى‏كند پس مى‏توان گفت جاهل‏ترین افراد از نظر مردم كسى است كه انصاف ندارد، براى افكار و گفتار دیگران ارزش و وقرى نمى‏گذرد.

     امام صادق  علیه‏السلام فرمود:

     «من اخلاق الجاهل الاجابة قبل ان یسمع والمعارضة قبل أن یفهم والحكم بما لایعلم».[19]

    از علائم و صفات مرد جاهل این است كه جواب را قبل از شنیدن سؤال مى‏دهد و قبل از آن كه مطلبى را بفهمد رد مى‏كند و بلكه در مقام معارضه با آن برمى‏خیزد و آنچه را نمى‏داند درباره او حكم مى‏كند.

     پس اگر مى‏خواهید عظمت شما محفوظ بماند و در تمام مباحثات حاكم باشید انصاف را از دست ندهید.

     پنج: ترك مجادله و مراء.

     گاهى مى‏شود كه فقط مناظره براى اثبات برترى است. هر یك از طرفین مى‏خواهند خود را در بحث بر دیگرى فائق سازند این چنین مناظره‏اى بر دو قسم است:

     اول: براى اثبات تفوق حق بر باطل، كه اگر با ملایمت و شرائط مذكوره انجام گیرد خود یكى از دستورات مذهبى و رویه‏ى هر عاقلى است.

     این همان دستورى است كه قرآن مجید به پیغمبر اكرم  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله براى پیشرفت اسلام مى‏دهد: «وَ جادِلْهُمْ بِالَّتى هِىَ اَحْسَنُ».[20] و با آنها به نحوى كه آن نیكوتر است مباحثه كن.

     دوم: مناظره‏اى كه فقط براى اثبات عظمت و اهمیت شخص خود مى‏باشد، مایل است شخصیت خود را به رُخ دیگران بكشد، این مناظره ریشه‏ى دوستى را قطع مى‏كند خصومت و بدبینى ایجاد مى‏نماید افتراق و دشمنى را زیاد مى‏كند.

     امام صادق  علیه‏السلام  فرمود:

     «المراء داء ردىّ ولیس للانسان خصلة شرّ منه».[21]

    مراء و جدال دردى است كه بشر را به سرحد هلاكت مى‏رساند و براى انسان بدتر از این خصلت چیزى نیست.

     اسلام دستور مى‏دهد كه مسلمانان این عمل مهلك را ترك كنند مرد عاقل و دانشمند كسى است كه وقتى متوجه شد طرف مناظره‏اش قصد جدل دارد و یا براى خودش چنین نیتى پیدا شده فورا ترك آن مناظره را بنماید اگر چه مطلب او صددرصد صحیح و حق است.

     پیغمبر اسلام  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود:

     «اورع الناس من ترك المراء وان كان محقا».[22]

    پرهیزگارترین مردم كسى است كه ترك جدل و خودنمائى را بنماید اگر چه حق با او باشد.

     روزى پیغمبر اكرم  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله بر اجتماعى كه از ابى درداء و ابى‏امامه و وائله و أنس تشكیل شده بود وارد شد دید آنان مشغول مراء و جدالند آن حضرت به حدى خشمناك گردید كه هیچ‏گاه كسى او را تا این اندازه غضبناك ندیده بود سپس فرمود:

     «جمعیتى بودند در زمان گذشته در اثر این عمل به هلاكت رسیدند شما هم جدل و مراء را ترك كنید چون مردمان با ایمان جدل و ستیزگى با یكدیگر نمى‏كنند.

     جدل مكنید كه مرد جدلى در كمال خسارت و زیان است و روز قیامت من این چنین كسى را شفاعت نخواهم كرد.

     جدل و مراء را ترك كنید كه من در بهشت صاحب سه خانه‏ام بهتر آن را به كسى واگذار مى‏كنم كه ترك مراء كند با آنكه در حق و راستى باشد.

     مراء و جدال مكنید كه اولین چیزى كه من از آن نهى شده‏ام بعد از شرك و بت‏پرستى، مراء و جدال بوده است».[23]

    پس اگر مى‏خواهید در مناظرات و مباحثات بر دیگران غلبه كنید و در عین حال همه شما را دوست بدارند هیچ‏گاه با یكدیگر در مقام مجادله و مناظره براى اثبات شخصیت و عظمت خود بر نیائید.

     شش: عملى كه طرف را معتقد كند كه بناى جدل در كار نیست.

     گفته‏اند: «مستمع صاحب سخن را بر سر كار آورد».

     مسلم است كه اگر دانشمندى ملاحظه كرد دید شما قصد مخاصمه و معارضه‏ى با او را ندارید و فقط مى‏خواهید از سخنان او استفاده كنید بهتر خود را در اختیار شما مى‏گذارد ولى بعكس اگر سؤال با تكبر آمیخته شد و نمایش سؤال امتحانى را به خود گرفت طرف هر قدر نادان هم باشد حاضر نمى‏شود كه با طیب خاطر سؤال شما را پاسخ دهد.

     روزى یك مرد مغرور در محضر على بن ابیطالب  علیه‏السلام حاضر شد سؤالاتى نمود كه از گفتارش به خوبى ظاهر مى‏شد كه قصد استفاده را ندارد على  علیه‏السلام به او فرمود: «سل تفقها ولاتسأل تعنتا».[24]

    اگر مى‏خواهى به سؤالت درست پاسخ بدهم به قصد فرا گرفتن آنچه كه نمى‏دانى سؤال كن نه آنكه سؤال تو آمیخته با تكبر و خودخواهى باشد.

     آیا مى‏دانید كه اگر شخصى در عین آنكه به مطالب مورد بحث احاطه‏ى كاملى دارد خود را مانند شخصى كه اطلاعى را ندارد معرفى كند چقدر مورد علاقه واقع مى‏شود و بعكس اگر شخص نادانى خود را مانند افراد دانشمند قلمداد كند قلوب مردم از او منزجر مى‏گردد.

     هنوز فراموش نكرده‏ام مردى كه حافظه‏اش قدرى كمتر از عادى بود یك حكایت را متجاوز از بیست دفعه برایم نقل كرد من در هر مرتبه به سخنانش بیشتر دقت مى‏كردم تا مبادا او متوجه شود كه این سرگذشت را بار دیگر هم براى من گفته كه در نتیجه شرمنده و خجل گردد، اما پس از چندى كه متوجه شد آن داستان را مكرر در مكرر برایم نقل كرده است و من همچنان مانند بار اول به سخنان او گوش مى‏دادم علاقه و محبتش به من شدیدتر گردید.

     پس اگر مى‏خواهید افراد از شما منجز نشوند و شما را دوست بدارند خود را چنان نشان دهید كه گمان كنند بناى استماع و فهمیدن مطالبشان را دارید.

     سپس استاد عبدالعلى گفت: این را بدانید كه من با به كار بستن این دستورات خود را در میان مردم یك مرد اخلاقى معرفى نموده‏ام و به عقیده من مهم‏ترین راز محبوبیت دانستن آداب سخن گفتن و مناظره است.

     آرى واقعا از استاد عبدالعلى تصورى، من و شما خوانندگان محترم استفاده نمودیم من امروز وقتى كتاب آئین دوست‏یابى را مطالعه مى‏كردم دیدم آنچه مربوط به مناظره و مباحثه است دیل كارنگى در بیست و چهار فصل توضیح داده است ولى وقتى تعلیمات اسلام را كه از عمل و گفتار استاد عبدالعلى آموخته بودم با سخنان دیل كارنگى تطبیق نمودم نتوانستم امتیازى براى افكار و جملات به اصطلاح ابتكارى او بر قوانین محكم اسلام قائل شوم. اگر خوانندگان محترم اجازه بفرمایند مایلم خلاصه گفتار دیل كارنگى را نقل كنم و قضاوت را به عهده آنان گذارم.

     دیل كارنگى مى‏گوید: اگر مى‏خواهید در میان مردم محبوب باشید به این سه دستور عمل كنید:

     1 ـ استماع دقیق را بیاموزید طرف را تشویق كنید كه از خود سخن بگوید.

     2 ـ از چیزى كه به آن علاقه دارد سخن برانید و آنچه را در قلب او جایگزین است نام ببرید.

     3 ـ اهمیت او را برایش محسوس سازید.

      باز مى‏گوید: اگر مى‏خواهید طرف خود را متقاعد كنید به این دوازده قاعده توجه داشته باشید:

     1 ـ بهترین وسیله غلبه در مناظره و مباحثه احتراز از ورود در مشاجره و مباحثه است.

     2 ـ عقائد طرف خود را محترم شمارید و هرگز به او مگوئید كه به خطا مى‏رود.

     3 ـ اگر مى‏دانید كه خطا كار هستید بى‏درنگ و از صمیم قلب به خطاى خود اعتراف نمائید.

     4 ـ به ملایمت سخن آغاز كنید.

     5 ـ خصم را به جایى بكشانید كه از ابتداء مكالمه جوابهاى مثبت بدهد.

     6 ـ بگذارید طرف، مطلب خود را آزادانه بیان كند.

     7 ـ بگذارید طرف تلقین كرده شما را از ابتكارات خود تصور نماید.

     8 ـ صمیمانه بكوشید كه مسائل را از دریچه‏ى نظر طرف بنگرید.

     9 ـ دیگران را مشمول عواطف و همدردى و غمگسارى خود كنید.

     10 ـ متوسل به عواطف عالیه‏ى مخاطب خود شوید.

     11 ـ در چشم و خیال طرف تصرف كنید.

     12 ـ طرف را بر سر غیرت آورید.

     باز همان استاد روانشناس گفته اگر مى‏خواهید رفتار كسى را تغییر دهید این دستورها را بكار برید:

     1 ـ از روى صدق و صفا او را بستائید.

     2 ـ خطاها و عیبها را بطور غیرمستقیم خاطر نشان كنید.

     3 ـ پیش از انتقاد و عیب‏جوئى به بعضى از خطاهاى خود معترف شوید.

     4 ـ حكم را مستقیم ندهید مطلب را تلقین كنید و به صورت پرسش ادا نمائید.

     5 ـ خودخواهى او را مراعات كنید بگذارید حیثیت خود را نگاه دارد.

     6 ـ كوششهاى او را عادلانه قدردانى كنید كمترین پیشرفت او را بستائید به شرط آنكه تمجید صمیمانه و جوانمردانه باشد.

     7 ـ او را وادارید كه خود را شایسته‏ى نام و شهرت نیكى كند.

     8 ـ عیبى را كه مى‏خواهید رفع نمائید كارى را كه مى‏خواهید تحمیل نمائید آسان جلوه دهد.

     9 ـ چنان رفتار كنید كه با شعف و خرسندى تقاضاى شما را انجام دهد.

     این بود خلاصه‏ى گفتار دیل كارنگى در بیست و چهار فصل كه عمده‏ى كتاب آئین دوست یابى را ترتیب داده و وسائل محبوبیت را خاتمه مى‏دهد.

     حالا از شما خوانندگان محترم سؤال مى‏كنیم كه آیا وسائل مقبولیت و محبوبیت منحصر به همین چند موضوعى است كه دانشمند بزرگ دیل‏كارنگى بیان كرده است؟

     آیا اگر متوجه مى‏شد كه با وسائل دیگرى هم مى‏توان ایجاد علاقه و محبوبیت در قلوب مردم نمود در كتابى كه براى دوست‏یابى نوشته متذكر نمى‏شد؟

     من از شما سؤال مى‏كنم آیا ملاطفت و خوش‏زبانى، حسن خلق و مهربانى، عدالت و دادگسترى، تواضع و فروتنى، استقامت و وفادارى، ایمان و وظیفه شناسى، صداقت و راستى، صمت و سكوت، وفاى به عهده، عفو و اغماض، احسان و بذل مال، تحف و هدایا، سور و ضیافت، دید و بازدید، مصافحه و معانقه، استغناء و عفت‏نفس، كتمان سرّ و امانت‏دارى، خوش‏گمانى و مانند آن براى جلب دوستان نافع نیست!؟

     آیا نمى‏توان براى دوستى و مردم دارى این امور را متذكر شد و آن را در ضمن وسائل محبوبیت و مقبولیت بحث كرد؟!

     ما با اینكه دیل كارنگى این مباحث را در اعداد وسائل دوست‏یابى نیاورده كارى نداریم و خود، مستقلاً از نظر اسلام آن را بحث خواهیم كرد ولى به این وسیله به شما خوانندگان محترم هم مى‏گوئیم كه زیاد تحت تأثیر سر و صدا و جنجال دیگران قرار نگیرید و از قوانین آسمانى اسلام تا این حد بى‏اطلاع نباشید.

     و اینك بقیه‏ى دستورات دوست‏یابى از نظر دین مقدس اسلام.



[1]      ـ بحارالانوار، جلد 68، صفحه‏ى 396، باب 92، حدیث 79.

[2]      ـ عن ابراهیم بن هاشم عن ابراهیم بن العباس قال: ما رأیت الرضا  علیه‏السلام جفا احدا بكلمة قطّ و لا رأیته قطع على احد كلامه حتّى یفرغ منه و ما ردّ أحدا عن حاجة یقدر علیها و لا مدّ رجله بین یدى جلیس له قطّ ولا اتّكا بین یدى جلیس له قطّ ولا رأیته شتم أحدا من موالیه و ممالیكه قطّ ولا رأیته تفل قطّ ولا رأیته تقهقه فى ضحكه قطّ بل كان ضحكه التبسّم الحدیث. (وسائل الشیعة، جلد 12، صفحه‏ى 209، باب 122، حدیث 16104)

[3]      ـ كافى، جلد 2، صفحه‏ى 660، باب فى المناجاة، حدیث 3.

[4]      ـ الفصول المختاره، صفحه‏ى 239.

[5]      ـ تاریخ بغداد للخطیب البغدادى، جلد 6، صفحه‏ى 391، حدیث 3440 و كنزالعمال (للمتقى الهندى)، جلد 3، صفحه‏ى 408، حدیث 7177.

[6]      ـ عن الاختصاص قال الباقر  علیه‏السلام: اذا جلست الى عالم فكن على أن تسمع أحرص منك على أن تقول و تعلّم حسن الاستماع كما تتعلّم حسن القول ولاتقطع على احد حدیثه. (بحارالانوار، جلد 1، صفحه‏ى 222، باب 7، حدیث 5).

[7]      ـ سوره‏ى زمر، آیه‏ى 18.

[8]      ـ سوره‏ى طه، آیه‏ى 43 و قسمتى از آیه‏ى 44.

[9]      ـ سوره‏ى آل عمران، آیه‏ى 159.

[10]      ـ ارشاد القلوب، جلد 1، صفحه‏ى 195.

[11]      ـ عن تحف العقول عن ابى عبداللّه  علیه‏السلام لایصلح من لایعقل ولا یعقل من لایعلم و سوف ینجب من یفهم و یظفر من یحلم و العلم جنّة و الصّدق عزّ و الجهل ذلّ و الفهم مجد و الجود نجح و حسن الخلق مجلبة للمودّة و العالم بزمانه لا تهجم علیه اللّوابس و الحزم مشكاة الظنّ واللّه ولىّ من عرفه و عدوّ من تكلّفه و العاقل غفور و الجاهل ختور و ان شئت ان تكرم فلن وان شئت ان تهان فاخشن. (بحارالانوار، جلد 75، صفحه‏ى 269، باب 23، حدیث 109)

[12]      ـ مجموعة ورّام، لابن ابى فراس، جلد 1، صفحه‏ى 110، باب ما جاء فى المراء و المزاح و...

[13]      ـ عن رسول اللّه  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: التودّد الى النّاس نصف العقل و حسن السؤال نصف العلم و التقدیر فى النفقة نصف العیش. (بحارالانوار، جلد 1، صفحه‏ى 224، باب 7، حدیث 14).

[14]      ـ بحارالانوار، جلد 2، صفحه‏ى 63، باب 12، حدیث 12.

[15]      ـ بحارالانوار، جلد 2، صفحه‏ى 128، باب 17، حدیث 6.

[16]      ـ بحارالانوار، جلد 2، صفحه‏ى 127، باب 17، حدیث 4.

[17]      ـ بحارالانوار، جلد2، صفحه‏ى 128، باب 17، حدیث 7.

[18]      ـ ملك الشعراء بهار، دیوان اشعار.

[19]      ـ بحارالانوار، جلد 2، صفحه‏ى 62، باب 12، حدیث 4.

[20]      ـ سوره‏ى نحل، آیه‏ى 125.

[21]      ـ عن مصباح الشریعة عن الصادق  علیه‏السلام المراء داء ردىّ ولیس للانسان خصلة شرّ منه و هو خلق ابلیس و نسبته فلا یمارى فى أىّ حال كان الاّ من كان جاهلا بنفسه و بغیره محروما من حقائق الدّین. (بحارالانوار، جلد 2، صفحه‏ى 134، باب 17، حدیث 31).

[22]      ـ بحارالانوار، جلد 2، صفحه 127، باب 17، حدیث 3.

[23]      ـ عن محمد بن مسلم قال سئل الصادق  علیه‏السلام عن الخمر فقال: قال رسول اللّه  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: انّ اول ما نهانى عنه ربّى عزّ وجلّ عن عبادة الأوثان وشرب الخمر و ملاحاة الرجال الخبر. (بحارالانوار، جلد 2، صفحه‏ى 127، باب 17 فى ما جاء فى التجویز المجادلة، حدیث 4).

[24]      ـ عن نهج البلاغه قال امیر المؤمنین  علیه‏السلام لسائل سأله عن معضلة سل تفقّها ولا تسأل تعنّتا فانّ الجاهل المتعلّم شبیه بالعالم و انّ العالم المتعسّف شبیه بالجاهل. (بحارالانوار، جلد 1، صفحه‏ى 222، باب 7، حدیث 7).


دانلود کتاب اتحاد و دوستی مخصوص موبایل

لینک دانلود : http://rezaabtahi.googlepages.com/ETEHADDOOSTO.jar

لینک کمکی دانلود : http://www.box.net/shared/uuro3eagw8

لیست توصیفنامه ها برای دوستان مقدور می باشد.
__