__
لیست دوستان :: 8
لیست کلوبها :: 23
  • نام کلوب :پت و مت
    نام انگلیسی : 821
    تاسیس : 28 دی 1383
    7592 عضو ، 47 بحث ، 12 آلبوم ، 8 مقاله ، 3 لینک ، 2 نظرسنجی

    پت و مت

  • نام کلوب :پیام کوتاه (sms)
    نام انگلیسی : s_m_s_sms
    تاسیس : 20 خرداد 1384
    8036 عضو ، 45 بحث ، 9 آلبوم ، 21 مقاله ، 1 لینک ، 1 نظرسنجی

    پیام کوتاه (sms)

  • نام کلوب :پیاده روی
    نام انگلیسی : p_i_a_d_e_r_a_v_i
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    3598 عضو ، 300 بحث ، 5 آلبوم ، 2 مقاله

    پیاده روی

  • نام کلوب :قلیون
    نام انگلیسی : ghelyoon
    تاسیس : 30 دی 1383
    6634 عضو ، 67 بحث ، 6 آلبوم ، 8 مقاله ، 6 لینک ، 1 نظرسنجی

    قلیون

  • نام کلوب :لوک خوش شانس23
    نام انگلیسی : luckyluke23
    تاسیس : 16 تیر 1385
    44 عضو ، 9 بحث ، 4 آلبوم

    لوک خوش شانس23

  • نام کلوب :سهراب سپهری
    نام انگلیسی : sohrab_sepehri
    تاسیس : 15 دی 1383
    13316 عضو ، 76 بحث ، 15 آلبوم ، 3 مقاله ، 4 لینک ، 1 نظرسنجی

    سهراب سپهری

لیست توصیفنامه ها
9 خرداد 87 - 05:58
ای قشنگترین بهانه تو کتاب عاشقانه ای که بوی تورو داره همه حرفام تو ترانه سهم من از زنده بودن روزایی بود که تو بودی توی هر لحظه کنارم منو از شبام ربودی هرچی دارم ازتو بوده ای امید شاعرانه میدونم با رفتن تو گم میشه شعر و ترانه این کتاب عاشقانه بعد تو تو دست باده از من و خاطره هامون این ترانه ها بیاده .
8 خرداد 87 - 06:09
ای روی تو همچو لاله احمر وی موی تو همچو ناقه اذفر ای لعل تو همچو چشمه حیوان وی کام تو همچو معدن گوهر ای قامت تو قیامت عظمی وی خدمت تو سعادت اکبر ای طره تو چو سنبل خوشبو وی دیده تو چو نرگس عبهر ای از همه دلیران تو زیباتر وی از همه نیکوان تو نیکوتر تو نوری و دیگران همه سایه تو حوری و دلبران همه انتر از چهر تو باغ را بود رونق وز مهر تو روح را بود زیور اصحاب کمال را توئی رهبر ارباب جمال را توئی سرور هر جا یاری بود ترا بنده هر جا ماهی بود ترا چاکر گفتار تو دلپذیر و روح افزا دیدار تو دلپسند و جان پرور لعل تو کند چو شکر افشانی یاقوت تو قند ریزد و شکر جعد تو کند چو عنبر افشانی گیسوی تو مشک بیزد و عنبر خندان لب تو چو غنچه سوری تابان رخ تو چو زهره ازهر چون زلف تو مشک نیست در خلخ چون قد تو سرو نیست در کشمر ابروی تو خم چو قامت شمشیر مژگان تو نیز چون سر نشتر مهرویان را سجود تو واجب نیکویان را وجود مفخر مویت مشکین چو نافه تبت رویت روشن چو شاهد خاور دیباچه حسن را توئی عنوان اوراق جمال را توئی دختر مانند تو کس ندیده در دوران فرزند چو تو نزاده از مادر اندام لطیف تو شد رنجه سازند گرت ز برگ گل بستر گه آتش عشق تو زند شعله جان و دل ما شوند خاکستر با آن قد سرو اگر به پا خیزی زنهار که میشود به پا محشر ور آن رخ دلفروز بنمائی از رشک فتد به جان گل آذر بالجمله تو ای سرور قلب من امروز چرا نیامدی دیگر؟
30 اردیبهشت 87 - 06:47
ای کاش احساسم صدایی داشت از حال و روزش با تو دم میزد مثل هزاران دانه برفی سرما به جان دشت غم می زد
__