__
لیست دوستان :: 97
لیست کلوبها :: 45
  • نام کلوب :استقلال تهران
    نام انگلیسی : esteghlal_tehran
    تاسیس : 6 دی 1383
    16483 عضو ، 3941 بحث ، 36 آلبوم ، 41 مقاله ، 24 لینک ، 46 نظرسنجی

    استقلال تهران

  • نام کلوب :دوستداران دایدو
    نام انگلیسی : dido_01
    تاسیس : 2 اردیبهشت 1384
    611 عضو ، 36 بحث ، 5 آلبوم ، 2 مقاله

    دوستداران دایدو

  • نام کلوب :انریکه
    نام انگلیسی : enrique_i
    تاسیس : 28 دی 1383
    5584 عضو ، 89 بحث ، 29 آلبوم ، 10 مقاله ، 3 لینک ، 1 نظرسنجی

    انریکه

  • نام کلوب :طر فداران داریوش
    نام انگلیسی : eshghedariush
    تاسیس : 16 اردیبهشت 1384
    504 عضو ، 86 بحث ، 5 آلبوم ، 2 مقاله ، 3 لینک

    طر فداران داریوش

  • نام کلوب :بک استریت بویز
    نام انگلیسی : back_street_boyss
    تاسیس : 6 خرداد 1384
    788 عضو ، 100 بحث ، 81 آلبوم ، 12 مقاله ، 10 لینک ، 2 نظرسنجی

    بک استریت بویز

  • نام کلوب :کامران و هومن
    نام انگلیسی : KamranHooman
    تاسیس : 24 فروردین 1384
    2731 عضو ، 42 بحث ، 32 آلبوم ، 3 مقاله ، 2 لینک ، 1 نظرسنجی

    کامران و هومن

اطلاعات علایق برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات ارتباط برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات حرفه برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات شخصی برای دوستان مقدور می باشد.
لیست توصیفنامه ها
27 دی 85 - 10:23
سلام خواهشمندم در کلوب عشق ما استقلال عضو شوید .......... http://www.cloob.com/club.php?id=33182#&postlist&20&
12 آبان 85 - 03:39
***سلام دوست من*** عضویت و شنیدن اظهار نظرهای شما درکلوب کویر آنلاین باعث مسرت و خوشحالی ماست. هر زنده دلی که به شهرهای کویری تعلق دارد و همه کویر یاران به باشگاه کویر آنلاین دعوت می شوند. ما در جاده های کویری منتظر حضور سبز شما هستیم. شاد باشید و آن را وابسته به کسی یا چیزی ندانید تا همیشه از آن برخوردار باشید کلوب کویر انلاین: http://www.cloob.com/club.php?id=32771 روز شمار حضور شما در کویرآنلاین از:9/8/1385 *****شما هم معرف کلوب خودتان باشید.*******
3 آبان 84 - 08:28
شاید آخرش یک روز دیوانه شوم و بروم وسط جالیز بایستم. درست مثل یک مترسک . آری اینطوری شاید دوستی پرنده ها را بخرم یا شاید هم دشمنی شان را! اما نه ؛ من بارها دیده ام پرنده ها روی بازوهای مترسک می نشینند . می دانی چیست ؟ آنها از نگاه مترسک ها نمی ترسند . آری ، فکر خوبیست . شاید یک روز بروم و میان یک دنیا گل بایستم تا دوست گنجشک ها شوم. چه آسوده خاطر و بی تکلف، در فضایی باز و راحت، دستانت را صد و هشتاد درجه می گشایی. حتی می توانی دهانت را نیز باز کنی و نفس های عمیقی بکشی که هیچگاه پیش از این نتوانسته ای . چقدر لذت بخش است . بعد گنجشک ها از راه می رسند. یکی یکی، دوتادوتا و دسته دسته دورت می چرخند. در آغاز کمی می ترسند، اما پس از چند لحظه با هم ریز ریز می خندند . روی بازوها، دستان و کلاهت می نشینند و پس از مدتی نوک زدن، موهایت را پریشان می کنند. گاه خورشید با نورش می تابد به تو و نشاطت می بخشد. باران غمهایت را می شوید و باد نوازشت می دهد. گل ها به تو می نگرند چونان نگاهبانی نالایق که با دشمنان دوستی می کند. شاید هم در دادگاهشان تو را به جرم خیانت محکوم به مرگ کنند. اما تو فقط به همه لبخند می زنی، به گل ها و گنجشک ها، به آفتاب، به باران، به باد، به ابر، به خورشید و ماه ... آه، به روی همه می خندی. هر روز پیرتر و پیرتر می شوی. لباس هایت پاره تر می شوند و موهایت آشفته تر. خورشید گاه گاهی سربه سرت می گذارد و بی رحمانه می تابد، آفتاب لباس هایت را بی رنگ می کند و تو ناچار می سوزی و می سوزی... ابر می گرید و می بارد، بی مدارا به سر و رویت می کوبد و تو با او بی دریغ می باری و می باری... باد می وزد و موهایت را پریشان می کند و لباس هایت را به رقص وا می دارد و تو بی پروا دست در دست باد می رقصی ... فصل ها را پشت سر می گذاری و پیر می شوی. خورشید و ابر و باد، می تابند و می بارند و می وزند و تو همچنان استوار ایستاده ای و به روی همه لبخند می زنی. می ایستی و می خندی و می ایستی و می خندی، تا روزی محو شوی،هیچ شوی همچنان می ایستی و می خندی و دوستی ات تنها به یاد گنجشک ها می ماند
__