__
لیست دوستان :: 87
لیست کلوبها :: 67
  • نام کلوب :مشاعره
    نام انگلیسی : 110sher
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    1003 عضو ، 129 بحث ، 10 آلبوم ، 1 مقاله ، 1 لینک ، 1 نظرسنجی

    مشاعره

  • نام کلوب :سفارت خانهء اعضای تبی
    نام انگلیسی : tabyan
    تاسیس : 26 فروردین 1384
    135 عضو ، 51 بحث ، 37 آلبوم ، 36 مقاله ، 10 لینک ، 1 نظرسنجی

    سفارت خانهء اعضای تبیان!!!

  • نام کلوب :یاهو 360 درجه
    نام انگلیسی : yahoo360
    تاسیس : 26 فروردین 1384
    1128 عضو ، 52 بحث ، 8 آلبوم ، 7 مقاله ، 1 لینک

    یاهو 360 درجه

  • نام کلوب :كتاب
    نام انگلیسی : book
    تاسیس : 26 فروردین 1384
    7167 عضو ، 99 بحث ، 6 آلبوم ، 95 مقاله ، 79 لینک ، 1 نظرسنجی

    كتاب

  • نام کلوب :پاتوق تبیانیا
    نام انگلیسی : patoghetebyania
    تاسیس : 28 اسفند 1383
    405 عضو ، 419 بحث ، 11 آلبوم ، 4 مقاله ، 5 لینک

    پاتوق تبیانیا

  • نام کلوب :دهه شصتیها (1369-1360)
    نام انگلیسی : 1360_1369_borns
    تاسیس : 26 دی 1383
    7682 عضو ، 29 بحث ، 2 لینک ، 1 نظرسنجی

    دهه شصتیها (1369-1360)

ندارد
13 اردیبهشت 84 - 19:44
كاش می شد هیچ كس تنها نبود
كاش می شد دیدنت رویا نبود

گفته بودی با تو می مانم ولی
رفتی و گفتی كه اینجا جا نبود

سالهای سال تنها مانده ایم
شاید این رفتن سزای ما نبود

باز هم گفتی كه فردا می رسی
كاش روز دیدنت فردا نبود

$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
 

اگه چشات پرسید.. بگو ندیدمش
اگه گوشات پرسید... بگو نشنیدمش
اگه دستت لرزید .... بگو از سرماست
اگه پاهات سست شد..... بگو از ضعفه
اگه دلت لرزید ... . بگو
دیگه به خودت که دروغ نگو



$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$

ـ عاشق واقعی كسی است كه معشوق خود را آزاد می گذارد تا خودش باشد . در عشق اجباری نیست . عشق یعنی امكان انتخاب به معشوق دادن . برای آنكه كسی یا چیزی را بدست آوری رهایش كن !

$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$

دل وحشت زده در سینه ی من می لرزید ... دست من ضربه به دیواره ی زندان كوبید ... « آی ، همسایه ی زندانی من ، ضربه ی دست مرا پاسخ گوی !» ... ضربه ی دست مرا پاسخ نیست
تا به كی باید تنها ، تنها ... وندر این زندان زیست
ضربه هر چند به دیوار فرو كوبیدم ، پاسخی نشنیدم
سال ها رفت كه من ... كرده ام با غم تنهایی خو ... دیگر از پاسخ خود نومیدم

راستی ، هان ! چه صدایی آمد ؟ ... ضربه ای كوفت به دیواره ی زندان دستی ؟
ضربه می كوبد همسایه ی زندانی من ... پاسخی می جوید ... دیده را می بندم ... در دل از وحشت تنهایی او می خندم
حمید مصدق


$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$

فقط كنار همدیگه صبح وبه شب می رسونیم
مطمئنم به جز یه اسم از هم چیزی نمی دونیم
چشمات مثله دو تا شیشه تو صورتم خیره می شه
به هرجا رسیدیم می گیم عاشق می مونیم تا همیشه
هیچ موقع پیش نیومده كه من برات دلتنگ بشم
سردیهای توباعث شدعین خودت دل سنگ بشم
وقتی می گم دوست دارم از خودمم بدم میاد
واسه دروغام باید بدتر از این سرم بیاد
نمی دونم چرا داریم با هم مدارا می كنیم
سردی این رابطه رو همیشه حاشا می كنیم
دلیل با هم بودنمونو خدا می دونه و بس
فقط میدونم كه با توانگار كه هستم تو قفس

$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$


اگه یه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نمی دم که می خندونمت ولی می تونم باهات گریه کنم
اگه یه روز نخواستی به حرفای کسی گوش کنی بهم بگو .... قول می دم که خیلی ساکت باشم
اگه یه روز خواستی در بری حتما خبرم کن قول نمی دم که ازت بخوام بمونی اما می تونم باهات بدوم
اگه یه روز سراغم رو گرفتی و خبری ازم نشد سری بهم بزن احتمالا بهت احتیاج دارم

اما اگه یه روز رفتی و دیگه برنگشتی بهت قول نمی دم که منتظرت می مونم اما ازت می خوام وقتی
اومدی یه شاخه گل روقبرم بذاری


$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$

عزیزم سلام یه چیزی ؛ چرا قلبم و شكستی
منی كه عشق تو بودم ؛ حالا عاشق كی هستی؟

نمی گم دلت گرفته ؛ می دونم كه تنها نیستی
همدمت بودم یه روزی ؛حالا با دیگری نشستی!!

نكنه عاشقش نباشی ؛ اون كه امروز تو باهاشی
بگو كه دلم باهاته ؛ هر جای دنیا كه باشی

تو كه احساسی نداری ؛ میدونی دلم چه تنگه؟
كاش منم مثل تو بودم ؛ قلبی كه از جنس سنگه

می دونی این شعر من نیست ؛ حرف یه دل شكستست
كسی كه تموم حرفاش ؛ توی ابهام گذشتست

راستی مرگم و ندیدی ؟ من كه چشمام نمی بینه
اخه از روزی كه رفتی ؛ ارزوی من همینه

من كه اسراری ندارم ؛ خوشحالم یكی باهاته
اخه همدمم تا امروز ؛ یه دونه شاخه نباته

ببینم عكسام و داری ؟ اونی كه توی غروبه؟
یادمه وقتی كه دیدیش ؛ گفتی وای این یكی خوبه

مثل اینكه می دونستی ؛ عشقمون رو به غروبه
رفتی و غروب تموم شد ؛ حالا چشمام بی فروغه

راستی شعرام و می خونی ؟ یا كه وقتش و نداری؟
یادمه بهم می گفتی ؛ واسه من شعری نداری؟

بیا قابلی نداره ؛ اخرین هدیه یاره
من و باید تو ببخشی ؛ این یكی اسمی نداره

$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$


جزیره تنها
تو هجوم روشن موجای دریا وسط آبی زیبای تماشا
توی اون سکوت رؤیا یه جزیره تک و تنها
یه جزیره مثل رؤیا ساکت و خلوت و تنها
قامتش یه بستر نرم برای موجهای دریا
ولی اون جزیر? سبز با خودش تنها می شینه
منتظر چشماش به دریاست تا یکی چشماش ببینه
ببینه که یه جزیره تنها منتظر نشسته
دنبال یک همزبون که بیاد پیشش بمونه
بگه از دل دیوونه بگه از غم زمونه
بگه از غربت چشماش که همش تنها می مونه
ولی اون جزیره حرفهاش توی اون دلش می مونه
تا که یک روز یه غریبه بیاد و پیشش بمونه
حالا اون جزیره تنهاست منتظر چشماش به دریاست
انگاری چشماش می بینه یه غریبه توی دریاست
منم اون جزیر? سبز که همش تنها می مونه
که می خواد هنوز بدونه چرا قسمتش جنونه
اون غریبه منو دیده میاد و پیشم می شینه
منم از دلم می خونم برای دل غریبه
ولی حرفهای دل من ندارن ارزش بوندن
برای غریب? سرد که نشد رازی به موندن
قایقی اومد تو دریا غریبه باهاش سفر کرد
رفت و از این دل تنهام غریبه راهت گذر کرد
شاید اون غریبه بازم بیاد وپیشم بشینه
دل من تا روز موعود چشم براه اون می شینه

$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$

نه تو رو نفرین میکنم ونه تو فکر انتقام از تو هستم نه برات آرزوهای بد میکنم

نمیذارم آه سرد من دامنت رو بگیره نمیذارم سایه ی انتقام رنگهای خوشی زندگیت رو تاریک و درهم کنه

مهم نیست همراهت کیه دوست من دشمن من یا هر کسی که هست

امیدوارم فقط خوش باشی و نفس بکشی و .....

فقط همین یه خواهش رو توی این لحظه های آخر ازت دارم

فقط همین...

بهاری باش!!!!!

$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$

كاش میشد پرنده بودیم توی دست آسمون

تا برای هم می ساختیم از پَرامون آشیون

من برای تو میساختم سقفی از بال و پرم

تو میزاشتی عاشقونه پرت رو زیر سرم

وای اگه پرنده بودیم تو رو با خودم می بردم

وقتی با تو می پریدم آسمون كم میاوردم

نمیذاشتم شوق پرواز تو دلامون بره از یاد

تو رو با خودم میبردم جایی كه نباشه صیّاد

تو فقط باید بمونی ای پناهِ آخر من

تا كه پرپر نشه بی تو همه ی بال و پر من

كاش میشد پرنده بودیم توی دست آسمون

تا برای هم می ساختیم از پَرامون آشیون

من برای تو میساختم سقفی از بال و پرم

تو میزاشتی عاشقونه پرت رو زیر سرم

وای نگو این فقط یه خوابه ، من و تو پرنده نیستیم

وقتی همدیگرو داریم نگو ما برنده نیستیم

ما میتونیم از محبّت با هم آسمون بسازیم

حتی با دستای خالی با هم آشیون بسازیم

*****************************


منو ببخش عزیزم
که از تو می گریزم
می سوزم و خاموشم
تو خودم اشک می ریزم
از لحظه تولد
سفر ، تقدیر من بود
تنم اسیر جاده
دلم اسیر تن بود
یه قصه تازه نیست
خونه به دوشی من
هراس دل سپردن
عذاب دل بریدن
اگه یه دست عاشق
یه شب پناه من شد
فردا عذاب جاده
شکنجه گاه من شد
لحظه رفتنه ، دستاتو می بوسم
باید برم ، حتی اگه اونجا بپوسم
منو ببخش ، منو ببخش که ناگزیرم
باید برم حتی اگه بی تو بمیرم
دریایی از مصیبت
پشت سرم گذاشتم
وقتی به تو رسیدم
دیگه نفس نداشتم
من مرده بودم اما
دوباره جونم دادی
هم گریه من شدی
عشقو نشونم دادی
اگه یه شب تو عمرم
چشمای من آسوده
همون یه خواب کوتاه
زیر سقف تو بوده
لحظه رفتنه ، دستاتو می بوسم
باید برم ، حتی اگه اونجا بپوسم
منو ببخش ، منو ببخش که ناگزیرم
باید برم حتی اگه بی تو بمیرم


***************************


بیمناکم باز هم
سالها آزمودم رنج بی افسوس را
اینک از اتش برون می آورم ققنوس را
شب به پایان آمد اما بیمناکم باز هم
ننگرم از خانه بیرون رفتن کابوس را
زوزه گرگان شب این قریه را آشفته کرد
محو کن زین آستان پژواک نا مانوس را
می شناسم دوستان تازه ام را سالهاست
بسته بر گلدسته اندیشه ها ناقوس را
گر بیاساییم رونق می دهد آشوب شهر
سکه بی اعتبار عهد دقیانوس را
بیمناکم باز تیغی از قضا زخمم زند
پیش از مرهم ببندد دست جالینوس را
راستی ساحل رسیده می برد از یادها؟
مرگ طوفانی ترین فرزند اقیانوس را
نی نی هرگز نخواهد شد چنین با خون خود
بر مزارش تا ابد روشن کنم فانوس را .
 
**************************************

دوباره رفتیو موندم با یه قاب عکس خالی
خودتو مثل همیشه باز بزن به بی خیالی
من تو فکر با تو موندن تو همش به فکر رفتن
بی تو تعریفی نداره روزای تنهایی من
حتی ساعت رو دیوار داره خوابتو می بینه
تو که نیستی حال و روز منو این خونه همینه
کوچه ی خاطره ها رو پرسه میزنم دوباره
پسر شب و صدا کن دختر ماه و ستاره
پا گذاشتی روی قلبم رو تموم آرزوهام
اما با این همه غصه من هنوزم تو رو میخوام
هنوزم وقتی که عطرت توی این خونه می پیچه
باورم نمیشه که بی تو تموم زندگی هیچه
خواستن تو یه دلیل برای نفس کشیدن
دست رو دست نذار عزیزم بیا تا تنهای من
بی تو و خیال چشمات پرسه میزنم
پسر شب و صدا کن دختر ماه و ستاره!

 

************************************
دو چیز را فراموش نكن : یاد خدا و یاد مرگ .
دو چیز را فراموش كن : بدی دیگران در حق تو و خوبی تو در حق دیگران .
چهار چیز را نگه دار : گرسنگیت را سر سفره دیگران، زبانت را در جمع، دلت را سر نماز و چشمت را در خانه دوست.

لیست توصیفنامه ها
9 مهر 86 - 17:47
من .! خالی از عاطفه و خشم خالی از خویشی و غربت گیج و مبهوت بین بودن و نبودن عشق .! آخرین همسفر من مثل تو من رها کرد حالا دستام مونده و تنهایی من ای دریغ از من .! که بیخود مثل تو گمشدم گمشدم تو ظلمت تن ای دریغ از تو .! مثل عکس عشق هنوزم داد میزنی تو آینه من وای .! گریمون هیچ خندمون هیچ باخته و برندمون هیچ تنها گوش تو مونده غیر از اون هیچ ای .! ای مثل من تک و تنها دستام بگیر که عمر رفت همه چی تویی زمین و آسمان هیچ ... باتو میبینم همه بود و نبود بیا پر کن من رو ای خورشید دل سرد بی تو می میرم مثل قلب چراغ نور تو بودی کی من رو از تو جداکرد ؟
21 فروردین 86 - 23:32
بهتر از من چه كسی، عاشق تر از من چه كسی واسه عشق تو دیونه تر از من چه كسی اگه قربونی می‌خواستی، بهتر از من چه كسی واسه پیش مرگ تو آمده‌تر از من چه كسی تو اگه چشمه نبودی، تشنه‌تر از من چه كسی واسه دل داری دادن، خسته‌تر از من چه كسی همه راهها رو به من سد كردی، عشقمو رد كردی به خودت بد كردی، به خودت بد كردی فصل گل فصل اقاقی، فصل سازگاری، ساغر و ساغی فصل خوب انتظار از پشت شیشه فصل دلبستگی ساقه و ریشه واسه تسلیم و رضا، دست و پا بسته‌تر از من چه كسی در پرستیدن تو دیگه وارسته‌تر از من چه كسی در کلوب جوانان اصفهان عضو شوید و فعالیت کنید(امتیاز به کلوب یادتون نرود). http://www.cloob.com/club.php?id=9711
5 دی 85 - 20:38
تا که خوب خوب بشه زخم های دلواپسی عشق رو مرحم میکنم توی دلها میذارم تو وجود آدما حسه آشنایی هست مثله حسه من و تو اسم شما میذارم عزم آدما بلند روح آدما وسیع توی شعرم واسشون کوه و دریا میذارم توی بهت جاده ها هر جا که دیدنی نیست چشمامو میبندم جاش یه رویا میذارم من مسافر و غریب اما لبریز یقین میدونم توی راه عشق همه رو جا میذارم
__