__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوبها :: 14
  • نام کلوب :دخترهای شهسوار
    نام انگلیسی : shahsavar_girls
    تاسیس : 2 اردیبهشت 1384
    477 عضو ، 52 بحث ، 5 آلبوم

    دخترهای شهسوار

  • نام کلوب :مهندسین شبکه
    نام انگلیسی : net
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    4132 عضو ، 642 بحث ، 8 آلبوم ، 4 مقاله ، 1 لینک

    مهندسین شبکه

  • نام کلوب :مدیران شبکه
    نام انگلیسی : network_administrator
    تاسیس : 21 اسفند 1383
    690 عضو ، 81 بحث ، 5 آلبوم ، 1 مقاله ، 2 لینک

    مدیران شبکه

  • نام کلوب :سیسکو و ام.سی.اس.ای
    نام انگلیسی : cisco
    تاسیس : 5 دی 1383
    499 عضو ، 136 بحث ، 5 آلبوم ، 7 مقاله ، 2 لینک

    سیسکو و ام.سی.اس.ای

  • نام کلوب :قصه بی قصه
    نام انگلیسی : hiss
    تاسیس : 6 خرداد 1384
    513 عضو ، 24 بحث ، 42 آلبوم ، 9 مقاله ، 8 لینک ، 2 نظرسنجی

    قصه بی قصه

  • نام کلوب :دوستهای واقعی
    نام انگلیسی : doosthaye_vagheii
    تاسیس : 23 اردیبهشت 1384
    833 عضو ، 13 بحث ، 31 آلبوم ، 7 مقاله ، 4 لینک ، 2 نظرسنجی

    دوستهای واقعی

لیست توصیفنامه ها
25 اردیبهشت 87 - 23:46
در زمان های قدیم، پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد و برای این که عکس العمل مردم را ببیند، خودش را جایی مخفی کرد. بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از کنار تخته سنگ می گذشتند. بسیاری هم غرولند می کردند که این چه شهری است که نظم ندارد. حاکم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است و... با وجود این هیچ کس تخته سنگ را از وسط راه برنمی داشت. نزدیک غروب، یک روستایی که پشتش بار میوه و سبزیجات بود، نزدیک سنگ شد. بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و ان را کناری قرار داد. ناگهان کیسه ای را دید که وسط جاده و زیر تخته سنگ قرار داده شده بود. کیسه را باز کرد و داخل آن سکه های طلا و یک یادداشت پیدا کرد. پادشاه در آن یادداشت نوشته بود: " هر سد و مانعی می تواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد."
25 اردیبهشت 87 - 23:42
^^^^^^######^^^^^^^^^^^^^######^^^^^^^^ ^^^^^#####^^^^^^^^^^^^^^^^^######^^^^^^ ^^^^####^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^#####^^^^^ ^^^####^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^#####^^^^ ^^####^^^^^####^^^^^^^^^###^^^^^###^^^^ ^^###^^^^^######^^^^^^^###^^^^^^####^^^ ^####^^^^^######^^^^^^###^^^^^^^^###^^^ ^###^^^^^^^####^^^^^^###^^^^^^^^^####^^ ^###^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^###^^ ^###^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^###^^ ^###^^^^##^^^^^^^^^^^^^^^^^##^^^^^###^^ ^###^^^^###^^^^^^^^^^^^^^^^##^^^^####^^ ^####^^^^###^^^^^^^^^^^^^^###^^^^###^^^ ^^###^^^^####^^^^^^^^^^^####^^^^####^^^ ^^####^^^^#####^^^^^^^#####^^^^^###^^^^ ^^^####^^^^###############^^^^#####^^^^ ^^^^####^^^^^###########^^^^^#####^^^^^ ^^^^^#####^^^^^^^^^^^^^^^^^######^^^^^^ ^^^^^^#########################^^^^^^^^ ^^^^^^^^#####################^^^^^^^^^^
11 اسفند 86 - 10:52
مردی می‌خواست زنش را طلاق دهد. دوستش علت را جویا شد و او گفت: این زن از روز اول همیشه می خواست من را عوض كند. مرا وادار كرد سیگار و مشروب را ترك كنم. لباس بهتر بپوشم، قماربازی نكنم، در سهام سرمایه‌گذاری كنم و حتی مرا عادت داده كه به موسیقی كلاسیك گوش كنم و لذت ببرم! دوستش گفت: این ها كه می‌گویی كه چیز بدی نیست! مرد گفت: ولی حالا حس می‌كنم كه دیگر این زن در شان من نیست
__