__
لیست دوستان :: 18
لیست کلوبها :: 35
  • نام کلوب :ولادیمیر ناباکوف
    نام انگلیسی : nabakov
    تاسیس : 6 مرداد 1385
    76 عضو ، 12 بحث ، 3 آلبوم ، 5 مقاله ، 4 لینک

    ولادیمیر ناباکوف

  • نام کلوب :ابراهیم گلستان
    نام انگلیسی : golestan
    تاسیس : 6 مرداد 1385
    101 عضو ، 39 بحث ، 2 آلبوم ، 2 مقاله ، 4 لینک ، 3 نظرسنجی

    ابراهیم گلستان

  • نام کلوب :ریدیوهد
    نام انگلیسی : radio_head1
    تاسیس : 12 خرداد 1385
    88 عضو ، 28 بحث ، 11 آلبوم ، 2 مقاله ، 3 لینک

    ریدیوهد

  • نام کلوب :ساموئل بکت
    نام انگلیسی : 28387
    تاسیس : 26 خرداد 1385
    223 عضو ، 22 بحث ، 4 آلبوم ، 9 مقاله ، 1 لینک

    ساموئل بکت

  • نام کلوب :رومن گاری
    نام انگلیسی : romain_gary
    تاسیس : 6 مرداد 1385
    117 عضو ، 21 بحث ، 4 آلبوم ، 3 مقاله

    رومن گاری

  • نام کلوب :ویرجینیا وولف
    نام انگلیسی : virginia
    تاسیس : 12 خرداد 1385
    172 عضو ، 16 بحث ، 6 آلبوم ، 4 مقاله

    ویرجینیا وولف

لیست توصیفنامه ها
21 تیر 87 - 10:33
i can be without you ,i can die without you,i can be happy or angry without you.i can cook without you,i can be lover without you,can i be your best friend or more than this? huh! i forget that you are english teacher,i cant speak english without you
11 بهمن 86 - 17:29
...
2 آبان 86 - 14:10
اگه همه چی معمول بود، هیچ وقت، نمیتونستم فکر کنم که تصویر استاد، ممکنه این همه وقت و بی وقت، درست مثل یک رمان کلاسیک روسی،سیگار دانهیل قدیمی و یا روسری های هزار رنگین کمان در ذهن ام ثابت بمونه اما استاد این جوری شد و بود. همیشه، وقتی درست فکر میکنی اون مثل همه است و نمیتونی بیشتر از این، معطل چیره دستی های معمول اش بشی، می بینی که رودست خوردی ...وضع من هم امروز به همین تعبیر، شبیه شد که دیدم، چقدر هی راه و بیراه، یادداشت وتوصیه نامه و توصیف گری و از این قبیل ها، نوشته ام و خب! نه تنها استاد هرگز برای پاسخ دادن قدمی پیش ننهاده است که من حتا تصور چنین محبتی را هم به ذهن ام نکشانده بودم! اینکه استاد جوابی نداده بود آنقدر ترسناک نبود که من هیچوقت فکر نکرده بودم می شود چنین انتظاری داشته باشم! استاد نه انتظاری داره ونه انتظاری خلق می کنه ...چیزی شبیه به کرم ابریشیمی که تمام عمرش رو مشغول بافتن پیله بود تا به آزادی پرواز برسه (شاعر می گه: تمام عمر قفس می ساخت ولی به فکر پریدن بود...شاعر منظورش رو با وسواس تمام توصیف کرده اما استاد یه جور دیگه به شاگرداش و خوب اون چندتاییش که داخل پیله های استاد منتظر تموم شدن این طناب ها و رشته های پی در پی اند، نگاه می کنه ...داشتم فکر میکردم فقط میخاستم کنا یه ای به بی توجهی استاد نسبت به خودم زده باشم اما....
__