لیست دوستان :: 6
لیست کلوبها :: 8بند چرمی 11 تیر 86 - 06:51 |
و چرا فکر میکردم تو همونی بودی که من همیشه درخیالم می دیدم. عاشق عاشق. کاش میتونستم تو رو همونطور که هستی تعریف کنم. سرد و بی احساس مثل یخ که اگه کمی گرما بخودش ببینه حاضره آب شه اما از معنای یخ بودنش کم نشه و در دنیای بی مهر تو جایی برای من نبود. اون بند جرمی یادت هست؟ دستکشهای مشکلی چرمت و تموم اون چیزای بی ارزشی که من چه ابلهانه زمانی آرزو داشتم بجای اونها باشم. آخه تو اونا رو بیشتر از من دوست داشتی. |
لیست توصیفنامه ها10 فروردین 86 - 19:30 | |
میتوان با شاخه گلی
لبخندی
تبسمی
با ترنم موج
در سکوت شب
خوشبخت بود
میتوان با کلامی
نگاهی
و امیدی هر چند کوچک
خوشبخت بود
میتوان گذشت
میتوان رفت
و هیچ ندید
اما !
میتوان ماند
و با ماندن
به همین سادگی
خوشبخت بود
میتوان جست خوشبختی را
در لحظه ای
در آنی
به بلندای یک عمر
میتوان خوشبخت بود
میتوان گریست
و خوشبخت بود.... |
5 اسفند 85 - 18:47 | |
بی آنکه بخواهم آمدنت را جشن گرفتم
و بی انکه بفهمم رفتنت را به نظاره نشستم |
2 بهمن 85 - 22:59 | |
غدغه هاتون ارزشمنده امیدوارم موفق و پیروز باشید
خوشا پر کشیدن، خوشا رهایی،. خوشا اگر نه رها زیستن، مردن به رهایی! آه این پرنده در این قفس تنگ نمیخواند |





















