__
لیست دوستان :: 260
لیست کلوبها :: 19
  • نام کلوب :متفاوت ترین آدمها
    نام انگلیسی : the_most_different_persons
    تاسیس : 7 مهر 1385
    69 عضو ، 9 بحث ،

    متفاوت ترین آدمها

  • نام کلوب :کافه عشق
    نام انگلیسی : kafieshgh
    تاسیس : 20 مرداد 1385
    144 عضو ، 60 بحث ، 8 آلبوم ، 15 مقاله ، 5 لینک

    کافه عشق

  • نام کلوب :آنتی لاو
    نام انگلیسی : anti_l0ve
    تاسیس : 23 تیر 1385
    353 عضو ، 42 بحث ، 15 آلبوم ، 2 مقاله

    آنتی لاو

  • نام کلوب :رالی
    نام انگلیسی : only_race
    تاسیس : 20 خرداد 1384
    261 عضو ، 55 بحث ، 16 آلبوم ، 1 لینک ، 1 نظرسنجی

    رالی

  • نام کلوب :طرفداران هفته نامه عل
    نام انگلیسی : elmerooz
    تاسیس : 20 خرداد 1384
    28 عضو ، 12 بحث ، 1 لینک

    طرفداران هفته نامه علم روز

  • نام کلوب :مشکلات جامعه امروزی
    نام انگلیسی : moshkelate_jameye_emrozi
    تاسیس : 24 شهریور 1385
    343 عضو ، 116 بحث ، 3 آلبوم ، 2 مقاله ، 3 لینک

    مشکلات جامعه امروزی

قطره
22 بهمن 85 - 19:35
به نام آنکه
باران
  قطره
        و...
            من
                را آفرید...
                          
                                 
لیست توصیفنامه ها
27 شهریور 86 - 14:48
اگر عشق عشق باشد زمان حرف احمقانه ای است .
24 شهریور 86 - 23:13
چه لطیف است حس آغازی دوباره، و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس... و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن! و چه اندازه شیرین است امروز... روز میلاد... روز تو! روزی که تو آغاز شدی!
3 فروردین 86 - 00:19
گضنفر جان سلام! ما اینجا حالمان خوب است. امیدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. این نامه را من میگویم و جعفر خان کفاش براید مینویسد. بهش گفتم که این گضنفر ما تا کلاس سوم بیشتر نرفته و نمیتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنویس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند. وقتی تو رفتی ما هم از آن خانه اسباب کشی کردیم. پدرت توی صفحه حوادت خوانده بود که بیشتر اتفاقا توی 10 کیلومتری خانه ما اتفاق میافته. ما هم 10 کیلومتر اینورتر اسباب کشی کردیم. اینجوری دیگر لازم نیست که پدرت هر روز بیخودی پول روزنامه بدهد. آدرس جدید هم نداریم. خواستی نامه بفرستی به همان آدرس قبلی بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلی را آورده و اینجا نصب کرده که دوستان و فامیل اگه خواستن بیان اینجا به همون آدرس قبلی بیان. آب و هوای اینجا خیلی خوب نیست. همین هفته پیش دو بار بارون اومد. اولیش 4 روز طول کشید ، ‌دومیش 3 روز . ولی این هفته دومیش بیشتر از اولیش طول کشید گضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجیه که خواسته بودی را مجبور شدم جدا جدا برایت پست کنم. آن دکمه فلزی ها پاکت را سنگین میکرد. ولی نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توی کارتن مقوایی برایت فرستادم. پدرت هم که کارش را عوض کرده. میگه هر روز 800،‌ 900 نفر آدم زیر دستش هستن. از کارش راضیه الحمدالله. هر روز صبح میره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهای اونجا رو کوتاه میکنه و شب میاد خونه. .. .. .. .. .. ببخشید معطل شدی. جعفر جان کفاش رفته بود دستشویی حالا برگشت. اون یکی خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نمیدونم بچه اش دختره یا پسره . فهمیدم بهت خبر میدم که بدونی بالاخره به سلامتی عمو شدی یا دایی. راستی حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصیت کرده بود که بدنش را به آب دریا بندازن. حسن آقا هم طفلکی وقتی داشت زیر دریا برای مرحوم پدرش قبرمیکند نفس کم آورد و مرد، ‌شرمنده. همین دیگه .. خبر جدیدی نیست. قربانت .. مادرت. راستی: گضنفر جان خواستم برات یه خرده پول پست کنم، ‌ولی وقتی یادم افتاد که دیگه خیلی دیر شده بود و این نامه را برایت پست کرده بودم عیدت مبارک
__