| کلوب آی دی | radmehr_neda ، سن کلوبی : 4 سال و 25 روز |
| درباره من | مگذار عشق به عادت دوست داشتن تبدیل شود! مگذار كه حتی آب دادن گلهای باغچه به آب دادن گلهای باغچه تبدیل شود!عشق عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست پیوسته نو كردن خواستنی ست كه خود خواهان نو شدن و دیگرگون شدن . تازگی ذات عشق و طراوت بافت عشق .چگونه می شود طراوت و تازگی را عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند؟نادر ابراهیمی |
| وضعیت | زن33 ساله مجرد متولد 1/تیر/1358 |
| جنسيت | زن |
| محل سکونت | Iran ، زنجان ، زنجان_چهارمحال و بختیاری |
| علت عضويت | شرکت در بحث هاي کلوبها و امکانات ديگر |
| زندگي با | با والدين |
| تحصيلات | فوق ديپلم |
| شغل | معماری |
| اطلاعات اضافي | ***مادر*** اردیبهشت بود و هوای بهشت بود/ موج نسیم مخملی و رقص برگها/ من بودم وتو بودی و ابری که گاهگاه/ میریخت روی زلف تو نقل تگرگها/ گرد من و تو غیر عروس شکوفه ها/ ابریشم لطیف هوای بهار بود/ از دولت نسیم لطیفی که میوزید/ بر باغ سینه تو گل بیشمار بود/ بسیار نسترن که به همراه رقص باد/ چون پولکی درشت بسوی تو می نشست/ پروانه ای سپید وسبکبال و بو سه خواه/ به جای گل به گلبن روی تو می نشست/ آن شور و مستی مارا در آن بهار / هرگز پرندگان بهاری نداشتند/ اردیبهشت آمدو در ذهن خسته ام/ آن لحظه های رفته به یاد تو جان گرفت/ نام تو در حضور کسان بر لبم شکفت/ الماس اشک پرده ز راز نهان گرفت/ زان روزهای خوب خدا ماهها گذشت/ رفتی ولی امید تو با جان سرشته است/ یاد ترا چگونه ز خاطر برم که عشق/ نامت به برگ برگ درختان نوشته است/ در هر بهار بانگه جستجو گرم / می جویمت میان گل و رقص برگها/ من مانده ام بیاد تو در باغ خاطرات/ گریان میان خنده ی نقل تگرگها/ آن کوچه باغ و نسترن و مخمل نسیم / با هر بهار هست ولیکن تو نیستی/ ادیبهشت هست و هوای بهشت هست/ گل بیشمار هست ولیکن تو نیستی/ آوای وای دریغ که چون اسب باد پای/ آن عشق ها و زمزمه ها با زمان گذشت/ با یک جهان فسوس از این عمر پر شتاب / بی اختیار این سخنم بر زبان گذشت/ بدنامی حیات دو روزی نبود بیش / بشنو زمن که با تو بگویم چسان گذشت/ یک روز صرف بستن دل شد به این و آن/ روز دگر به کندن دل زین و آن گذشت .دوست دارم مامان جون سلام رفتار من عادی است اما نمیدانم چرا این روزها از دوستان و آشنایان هر کس مرا میبیند از دور میگوید: این روزها انگار حا لو هوای دیگری داری!!! اما من مثل هر روزم ،با آن نشانیهای ساده و با همان امضا،همان نام و با همان رفتار معمولی مثل همیشه ساکت وآرام . این روزها تنها حس میکنم گاهی کمی گنگم ،گاهی کمی گیجم حس میکنم از روزهای دیگر قدری بیشتر این روزها را دوست دارم. گاهی - از تو چه پنهان- با سنگها آواز می خوانم و قدر بعضی لحظه هارا خوب می دانم . این روزها گاهی از روز و ماه و سال و روزنامه ها بیخبر هستم ،گاهی کمی کمتر گاهی شدیدا بیشتر .حتی اگر میشد بگویم این روزها گاهی............... از جمله دیشب هم دیگر تر از شبهای بیرحمانه دیگر بود. دراتاق راه می رفتم بعد از آن رفتم تمام نامه ها را زیرو رو کردم دنبال آن افسانه موهوم ،دنبال آن مجهول گشتم و سطر سطر نامه ها را جستجو کردم چیزی ندیدم . تنها یکی از نامه هایم بوی غریب و مبهمی می داد انگار از لابه لای کاغذ تا خورده نامه بوی تمام ماهیهای آسمانی احساس می شد. دیشب دوباره بی تاب در بین درختان تاب خوردم . گاهی برای یادبود لحظه ای یک روز کامل جشن میگیرم . گاهی صد بار در یک روز میمیرم . حتی یک شاخه از شاخه های شب ،یک غنچه مریم هم برای مردنم کافی است. گاهی نگاهم در تمام روز با عابران ناشناس شهر احساس گنگ آشنایی می کند. گاهی دل بی دست و پا سر به زیر م را آهنگ یک موسیقی غمگین هوایی میکند. غیر از این حسها که گفتم و غیر از این رفتار معمولی و غیر از این حا ل وهوای ساده وعادی حال وهوای دیگری ندارم . رفتار من عادی است..... تقدیم به خانوم طلا ی نازم یگانه مادرم روحت شاد. دختر دلتنگت آذر اگر مخالفان خود را به پای چوبهی اعدام می کشانی ! بدان صاحب عقلی هستی بسان طناب . و اگر مخالفان خود را به زندان می فرستی! بدان صاحب عقلی هستی بسان قفس . و اگر با مخالفان خود به جنگ درمی افتی! بدان صاحب عقلی هستی بسان چاقو . و اما اگر با مخالفان خود به بحث و گفتگو می پردازی و آنها را متقاعد می سازی و به سخنان حق آنها قناعت می کنی! بدان صاحب عقلی هستی بسان عقل. دكتر علی شریعتی خداوندا تو می دانی که من دلواپس فردای خود هستم مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را مبادا گم کنم اهداف زیبا را مبادا جا بمانم از قطار محبت هایت ، دلم بین امید و ناامیدی می زند پرسه ، می کند فریاد ، می شود خسته ، مرا تنها تو نگذاری خداوندا... نیچه" مذهب مردم را متقاعد كرده كه : مرد نامرئی در آسمانها زندگی میكند كه كه تمام رفتارهای تو را زیر نظر دارد ، لحظه به لحظه آن را . و این مرد نامرئی لیستی دارد از تمام كارهایی كه تو نباید آنها را انجام دهی و اگر یكی از این كارها را انجام دهی ، او تو را به جایی میفرستد كه پر از آتش و دود و سوختن و شكنجه شدن و ناراحتی است و باید تا ابد در آنجا زندگی كنی ، رنج بكشی ، بسوزی و فریاد و ناله كنی ... ولی او تو را دوست دارد ! ;كویر ... شگفتا! وقتی كه بود نمی دیدم ، وقتی میخواند نمی شنیدم.... وقتی دیدم كه نبود ...وقتی شنیدم كه نخواند ...!چه غم انگیز است كه وقتی چشمه ای سرد و زلال ، در برابرت ،می جوشد ومیخواند و می نالد ،تشنه آتش باشی و نه آب، وچشمه كه خشكید،پشم كه از آن آتش كه تو تشنه آن بودی بخار شد و بهوا رفت،و آتش ،كویر را تافت و در خود گداخت و اززمین آتش روئید و ارآسمان آتش بارید ، تو تشنه آب گردی و نه تشنه آتش ، وبعد،عمری گداختن از غم نبودن ،كسی كه،تابود،از غم نبودن تو میگداخت ! ... و توای آموزگار بزرگ درسهای شگفت من! ای كه دست كینه تو زمرگ درآن حال عطشم به نوشیدن جرعه هائی كه از چشمه جاوید درون پر از عجایب در پیمانه های زرین كلماتت می ریختی ، مرا بیتاب كرده بود ،در این كویر سوخته پر هول تنها رها كرد،ای كه بمن آموختی كه عشقی فراتراز خدا نیز هست وآن دوست داشتن است وآن آسمان پر آفتاب و زیبای "ارادت" است وآن بیتابی پرنیاز و دردمند دو روح خویشاوند است ،آشنایی دو تنهای سرگردان بی پناه در غربت پر هراس و خفقان آور این عالم است،كه عالمیان همه همزبانان وهموطنان همند،برادران و خواهران همند ودر خانه خویشتنند و برادر من زمین ،مادر خویش ودر سایه زمان ،پدر خویش ،كه زادگان زمین و زمانی اند و ساكنان خاك، ... وتو آموختی كه آنچه دو روح خویشاوند را ،در غربت این آسمان و زمین بیدرد ،دردمند می دارد و نیازمند بیتاب یكدیگر می سازد دوست داشتن است و من در نگاه تو ،ای خویشاوند بزرگ من ، ای كه درسهایت هراس غریب پیدا بود و در ارتعاش پر اضطراب سخت شوق فرار پدبدار ! دیدم كه تبعیدی این زمینی، ... و اكنون تو با مرگ رفته ای ومن ،اینجا،تنها به این امید دم میزنم كه با هر«نفس»،«گامی» بی تو نزدیكتر می شوم و ... .... این زندگی من است. «دكتر علی شریعتی » |
| دین | اسلام |
| قد | 160-165 |
| وزن | 60-65 |
| اخلاق و برخورد | جدي ، بد اخلاق ، تيزهوش |
| مد و ظاهر | متغيير |
| تاریخ عضویت | 27 دی 1386 ساعت 11:27 |
| علایق | بخودم مربوطه فقط |
| ورزش | والیبال بدمینتون تنیس خاكی شنا شطرنج . گرگم به هوا . قایم موشك . لی لی .وسطی .هفت سنگ.زوووووووو.بقیشم یادم نمیاد علی الحساب اینارو بدونید. |
| فعاليتها | كار ورزش خواب و گردش |
| کتاب | گتسبی بزرگ |
| موسيقي | سنتی :3تار. سنتور |
| برنامه تلويزيون | مسابقه های تلویزیونی و اخبار و گاهی اوقات سریال |
| فيلمها | فیلم زیاد نگا میكنم اما اسمشون خاطرم نیست یادم اومد مینوسم حتما .... |
| غذا | همه ی غذاهای خوشمزه ییكه مامان عزیزم درست میكرد والان از همشون محرومم. |
| آدرس | خیلی دور خیلی نزدیك |
| در مورد کار من | طراحی لباس-معماری |
| مهارتها | طراحی لباس-معماری |
| من در يک جمله ! | من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی كه بلغزد بر من ...من خودم هستم و تنهایی و یك حس غریبه كه به صد عشق و هو س می ارزد....
|
| مهمترين چيزها | مهمترین چیزها در موردم زیاده ولی اینكه چیا هستن باید چشم و دل بصیرت داشته باشی كه ببینی و بفهمی. |
| رنگ مو | قهوه اي |
| رنگ چشم | قهوه اي |
| وضعيت بدني | معمولي |
| مشخصه اصلي | مهربان ، باهوش ، لبخند دائمي |
| فرد مورد نظر آشنایی | هر وقت خواستم خبرتون میكنم . |
| فرد ايده آل زندگي | نیازی ندارم |
| موارد غیر قابل تحمل | دوری از مادرم |
| مهارتهاي شخصي | فضولی نکن که کاملا شخصیه ،البته باهوش باشی میفهمی ! |