لیست کلوبها :: 605a 26 دی 85 - 23:33 |
به نام خالق یکتا
زندگی!
زندگی یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق زندگی یعنی لطافت گمشدن در نرمی عشق زندگی یعنی دویدن بی امان در وادی عشق رفتن و آخر رسیدن بر در آبادی عشق می توان هر لحظه هر جا عاشق و دلداده بودن پر غرور چون آبشاران بودن و ساده بودن می شود اندوه شب را از نگاه صبح فهمید یا به وقت ریزش اشک شادی گذشته را دید می توان در گریه ابر با خیال غنچه خشک بود زایش آینده را در هر خزانی دید و آسود می توان هر لحظه هر جا عاشق و دلداده بودن پر غرور چونآبشاران بودن اما ساده بودن 1. هیچ کس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود.
|
لیست توصیفنامه ها22 اسفند 85 - 06:39 | |
من از سکوت می ترسم
از تکرار واژه های بی کلمه........
از دوری واژه ها با ذهن.....
من از هر چه مرا منتظر می گذارد می ترسم.....
دیریست
در پشت این حصار
غمگین نشسته ام
لب بسته ام
ولی ...
در خویشتن , هنوز
فریاد میزنم .
سهم من از شب
شاید
همان ستاره ای باشد
که همیشه پنهان است
همیشه
همیشه
همیشه
و یا به قول قاصدکها
ستاره ی من
همان است
که پیدا نیست
|












