تنها تر از همیشه ! ! ! 29 شهریور 87 - 23:20 |
هیچ کس ویرانیم را حس نکرد... وسعت تنهائیم را حس نکرد... در میان خنده های تلخ من... گریه پنهانیم را حس نکرد... در هجوم لحظه های بی کسی... درد بی کس ماندنم را حس نکرد... آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پایانیم را حس نکرد هیچ کس ویرانیم را حس نکرد... وسعت تنهائیم را حس نکرد... در میان خنده های تلخ من... گریه پنهانیم را حس نکرد... در هجوم لحظه های بی کسی... درد بی کس ماندنم را حس نکرد... آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پایانیم را حس نکرد شبی از پشت یک تنهایی غمناک و بارانی ، تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم تمام شب ، برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم
من غریقی تنهایم ... در دریایی پر تلاطم ... پایین رفتن را بنگر ... چه آرام و بی صداست ! ... گویی من همان نبودم ... که لحظه ای پیش ... مست از عشق و سرشار از احساس ... در ساحلِ این دریا ... این عشق را در آغوش داشتم ... پایین رفتنم را بنگر ... من آنم که طراوتش را از بهار ... و شادی اش را از گل سرخ ... وام گرفته بود ... آن بهار ، خزان است ... و گل سرخ ، پرپر و مرده ... حالا می فهمم که من آن نیستم ... من همین غریق تنهایم
زیر این گنبد نیلی .....زیر این چرخ کبود....توی یک صحرای دور .....یک برج پیر و کهنه بود.....یه روزی زیر هجوم وحشی بارون وباد......از افق کبوتری تا برج کهنه پر گشود.......برج تنها سر پناه خستگی شد......مهربونیش مرهم شکستگی شد.....اما این حادثه ی برج و کبوتر ......قصه ی فاجعه ی دلبستگی شد..........باد و بارون که تموم شد اون پرنده پر کشید..........التماس و اشتیاق رو ته چشم برج ندید..............عمر بارون عمر خوشبختی برج کهنه بود.......بعد از اون حتی تو خواب هم اون پرنده رو ندید..........ای پرنده
|
لیست توصیفنامه ها21 مرداد 87 - 18:52 | |
خیلی دور هم كه بروی..........................نقطه نمیشوی..................سه نقطه میشوی در شعرهایم... |
26 تیر 87 - 11:18 | |
میلاد با سعادت بهترین پدر دنیا و روز پدر و مرد رو بهت تبریک می گم بابای آینده!!!D: |
29 اردیبهشت 86 - 18:46 | |
بابا دمت گرم |












