__
لیست دوستان :: 49
لیست کلوبها :: 73
  • نام کلوب :برای آن به سوی تو میآی
    نام انگلیسی : barayeto
    تاسیس : 3 شهریور 1385
    10 عضو ، 1 بحث ، 1 آلبوم ، 3 مقاله

    برای آن به سوی تو میآیم

  • نام کلوب :امام هادی (ع)
    نام انگلیسی : emamhadi
    تاسیس : 31 تیر 1384
    82 عضو ، 51 بحث ، 3 آلبوم ، 10 مقاله ، 3 لینک

    امام هادی (ع)

  • نام کلوب :تكنسین های plc
    نام انگلیسی : plc
    تاسیس : 3 شهریور 1385
    85 عضو ، 23 بحث ، 3 آلبوم

    تكنسین های plc

  • نام کلوب :كاربران ms.project
    نام انگلیسی : project
    تاسیس : 3 شهریور 1385
    27 عضو ، 7 بحث ،

    كاربران ms.project

  • نام کلوب :سرور
    نام انگلیسی : server
    تاسیس : 23 اردیبهشت 1384
    131 عضو ، 6 بحث ، 2 آلبوم ، 2 لینک

    سرور

  • نام کلوب :میکروکنترلرAVR
    نام انگلیسی : avr_micro_controler
    تاسیس : 17 تیر 1384
    209 عضو ، 28 بحث ،

    میکروکنترلرAVR

زندگی
12 آذر 86 - 14:10

زندگی همچون آب است

 

آب اگر راكد بماند , چهره اش افسرده خواهد گشت...

 

و بوی گندمیگیرد.

 

در ملال آبگیرش غنچه ای لبخند میمیرد.

 

آهوان عشق از آب گل آلودش نمی نوشتد...

 

مرغكان شوق در آیینه ی تارش نمی جو شند.

 

من سر تسلیم به درگاه هر دنیای نادیده می آورم جز مرگ

 

من ز مرگ از آن نمی ترسم كه پایانیست بر طور یك غاز

 

بیم من از مرگ یك افسانه ی دلگیر بی آغاز و پایان است .

 


من سرودی را كه عطری كهنه در گلبرگ الفاظش نهان باشد نمی خواهم.

 

من سرودی تازه خواهم خواند؛ كش گوش كسی نشنیده باشد....

 


قلب من با هر تپش یك آرمان تازه می خواهد...

 

سینه ام باهر نفس یك شوق , یا یك درد بی اندازه می خواهد...

لیست توصیفنامه ها
21 دی 86 - 10:48
نیمه شب بود و ، غمی تازه نفس ره خوابم زد و ماندم بیدار، ریخت از پرتو لرزنده شمع، سایه دسته گلی بر دیوار. همه گل بود ولی روح نداشت! سایه ای مضطرب و لرزان بود چهره ای سرد و غم انگیزو سیاه گوئیا مرده سر گردان بود! شمع خاموش شد از تندی باد اثر از سایه به دیوار نماند كس نپرسید كجا رفت ؟كه بود؟ كه دمی چند در اینجا گذراند! این منم خسته در این كلبه تنگ جسم درمانده ام از روح جداست؛ من اگر سایه خویشم یا رب روح آواره من كیست ؛كجاست؟
30 آذر 86 - 07:09
خداوندا دلی دریا به من ده در او عشقی نهنگ آسا به من ده حریفان را بس آمد قطره ای چند بگردان جام و آن دریا به من ده نگارا نقش دیگر باید آراست یكی آن كلك نقش آرا به من ده ز مجنونان دشت آشنایی منم امروز، آن لیلا به من ده به چشم آهوان دشت غربت كه سوز سینه نی ها به من ده تن آسایان بلایش برنتابند بلی من گفتم، آن بالا به من ده چو با دریا دلان افتی ، قدح چیست؟ به جام آسمان دریا به من ده غم دنیا چه سنجد با دل من از آن غمهای بی دنیا به من ده چه دلتنگند این آیینه رویان دلی در سینه بی سیما به من ده به جان سایه و دیدار خورشید كه صبری در شب یلدا به من ده...... شادیهاتان به بلندی شب یلدا
2 آذر 86 - 18:31
بی هراس از دل حوادث هولناك سر بر می آورم و سر فراز می ایستم دل در گرو حرمت عشق چشم بر آسمان تكیه بر عزم سبزم و امید به پاداش صبوری هایم. از ناكامی نمیشكنم می ایستم به همت اندیشه ام و بلند و محكم گام بر می دارم چشم بر اسمان دلم و دل در زنجیر عشق پیش می روم. من زندگی می كنم زیرا عشق می ورزم به آنچه قابل ستایش است شایسته دوست داشت خواستن و تلاش و یافتن است.
__