لیست دوستان :: 87
لیست کلوبها :: 31پنطیکاست رویای خدا 21 اردیبهشت 87 - 14:49 |
پنطیکاست رویای خدا
و روح خود را در اندورن شما خواهم نهاد و شما را به فرایض خود سالک خواهم گردانید تا احکام مرا نگاه داشته، آنها را بجا آورید" حال که عیسی به آسمان صعود کرده بود می بایست که تحقق آخرین آیات نبوت حزقیال که امید جاودانه قوم خدا بود آغاز شود. این امید جاودانه قوم خدا ریزش روحش بر قوم تازه اش کلیسا و قرار گیری روح قدوس عیسی در قلوب مومنین به عیسی بود تا که سالکان فرایض خدا شوند ولی اینبار نه به اصرار شریعت و نه از طریق فرامین مکتوب بر سنگ بلکه مکتوب بر الواح گوشتین دل مومنین به مسیح در روز پر شکوه پنطیکاست.
"و آب پاک بر شما خواهم پاشید و طاهر خواهید شد. و شما را از همه نجاسات و از همه بتهای شما طاهر خواهم ساخت. و دل تازه به شما خواهم داد و دل سنگی را از جسد شما دور کرده، دل گوشتین به شما خواهم داد. و روح خود را در اندورن شما خواهم نهاد و شما را به فرایض خود سالک خواهم گردانید تا احکام مرا نگاه داشته، آنها را بجا آورید" حزقیال ۳۶: ۲۵ -۲۷ وقتی که این آیات را می خوانیم، نبوتی که ۶ قرن قبل از مسیح از زبان نبیای در تبعید آمال و آرزوهای قومی در اسارت خویش و در اسارت بت پرستان را بیان کرده است خداوند را برای تحقق رویایش در شخص عیسای ناصری سپاس میگوییم. خدایی که برای جهان آفریده اش رویایی دارد. رویای آزادی از اسارت، از تبعید از شیطان و مرگ و تباهی. رویای بازگشت پسر گمشده اش به خانه. سرانجام خدا خود با فرستادن پسر محبوبش بر زمین ملعون تمامی پیاله لعنت را سر کشید و پسران گمشده را به خانه خود دعوت نمود. خدا در خدمت و مرگ و قیام عیسی مسیح آب پاک سرشار شدن از رحمت و بخشایش را بر همگان جاری نمود و طهارت را که جز در حفظ و اجرای موبه موی شریعت با آیینها و مراسم و تکلف و قربانیهایش آنهم بطور گذرا میسر نبود بر همه بشر افاضه نمود. اینبار دیگر نه بر فرزندان ابراهیم و اسحق و یعقوب بلکه بر همگان و نه دیگر مکتوب بر کتب شریعت تورات و انبیا بلکه بر خلقت تازه خود در مسیح. خدا انسانی تازه آفرید با قلبی تازه، گوشتین و پذیرای نوای پدرانه خدا و رستاخیز مسیح مهر برحق بودن این ادعای رفیع خدا در عیسی ناصری بود. حال که عیسی به آسمان صعود کرده بود می بایست که تحقق آخرین آیات نبوت فوق الذکر حزقیال که امید جاودانه قوم خدا بود آغاز شود. این امید جاودانه قوم خدا ریزش روحش بر قوم تازه اش کلیسا و قرار گیری روح قدوس عیسی در قلوب مومنین به عیسی بود تا که سالکان فرایض خدا شوند ولی اینبار نه به اصرار شریعت و نه از طریق فرامین مکتوب بر سنگ بلکه مکتوب بر الواح گوشتین دل مومنین به مسیح در روز پر شکوه پنطیکاست. ما به عنوان کلیسای مومنین مسیح در ریزش روح خدا بر کلیسا بیاد میآوریم که چگونه پاسدار احکام مسیح شویم و این پاسبانی جز با حضور دائم روح خدا بر قلوب ما میسر نیست. بیاد آوریم که ماموریت بزرگ مسیح این بود تا که همگان را به اسم اب و ابن و روح القدس تعمید داده و همه امتها را شاگردش سازیم و ایشان را بر همه اموری که خداوند ما عیسی حکم نمود تعلیم دهیم تا که همه پیروان مسیح، حافظین این تعلیم خداوند زنده خود عیسی مسیح شوند( متی ۲۸:۱۹-۲۳) و خداوند خود در آخرین توصیه خود در این آیات فرمود که خود تا انقضای عالم همراه ما میباشد. در پنطیکاست عیسی مسیح توسط روحش بر کلیسای خود قرار گرفت تا که تا آمدن ثانویه اش همراه کلیسایش باشد. امروز ما نیز لازم است تا حضور و سکونت روح القدس را بر زندگی و قلوب خود بطلبیم تا بتوانیم همچو شاگردان مسیح اجابت کنندگان ماموریت بزرگ باشیم. در پنطیکاست خدا کلیسایش را با روح خویش مجهز میکند تا که آخرین امید حزقیال نیز تحقق یابد. امروز دعای معروف پدر پیو که در سال ۲۰۰۲ رسما از سوی کلیسای کاتولیک به عنوان قدیس شناخته شد را می خواندم. قدیس پیو که ۴۰ سال پیش از این دنیا رحلت نمود نشان زخمهای دردناک میخهای مسیح را بر دستانش بیش از ۵۰ سال حمل میکرد و معجزات و شفاهای بسیاری به او منتسب است. در این دعای زیبا این مرد خدا ملتمسانه حضور دائم مسیح را با خود میطلبد و این بار دیگر این حقیقت را بیادم می آورد که تنها بوسیله روح القدس است که میتوانیم حضور گرم دائمی مسیح را درقلوب و زندگی خود تجربه کنیم. پس بیاییم همصدا با این دعای زیبا حضور مسیح خداوندمان را توسط روح قدوسش بطلبیم تا خدا برای تک تک ما پنطیکاستی پراز برکت و پری را به ارمغان آورد. "دعای قدیس پدر پیو" سرورا با من بمان، بودنت کنارم ضرورتی است که تو را به خاطر داشته باشم تو میدانی که چه آسان رهایت میکنم! سرورا با من بمان، زیرا که ضعیفم و نیازمند قوتت تا که چنین بسیار نلغزم! سرورا با من بمان، زیرا که روشنایی ام تویی بی تو من در ظلمتم! سرورا با من بمان تا که مرا رهنمای راهت شوی! سرورا با من بمان تا که آوایت بشنوم و از پی تو بیایم! سرورا با من بمان زیرا که تنها تو را می جویم عشقت فیضت خواست تو را، قلب و روحت را می جویم! دوستت دارم و پاداشی جز این نخواهم که بیشتر دوستت بدارم! بگذار که بشناسمت همچو شاگردانت در شکستن نان! تا که بزم نان وشرابت نوری شود که بزداید تاریکی ام نیرویی که قوتم دهد و یگانه سرور قلبم باشد. آمین
کیوان سیروس |
لیست توصیفنامه ها1 مرداد 87 - 11:55 | |
بنام زیباترین نغمه های عشق.....
بهترین راه غرق شدن در خدا راه عشق است.....
هیچ کس نمی تواند مالک غروب خورشید شود هرچند شاهد زیبایی اش در یک روز پاییزی باشد . هیچ کس نمی تواند مالک بعدازظهری شود که باران به پنجره ها می کوبد و یا مالک آرامشی شود ، که یک کودک خوابیده در اطرافش پخش کند و یا صاحب لحظه سرآمیز کوبش موج ها بر صخره شود ، هیچ کس نمی تواند خود را مالک زیباترین موجود روی زمین بداند ، امامی توانیم این لحظه ها را بشناسیم و به آنها عشق بورزیم خدا از راه این لحظه ها خود را به آدم ها نشان می دهد.!!!
در پناه عشق خداوند.
|
30 تیر 87 - 00:15 | |
سلام فلیمون عزیز
تولدت مبارک
شاد زی و مهر افزون |
20 خرداد 87 - 19:44 | |
در اوائل قرن نوزدهم شیخ احمد احسائی و سید كاظم رشتی، (شخصیت و اندیشههای كاشف الغطاء كتاب (الایات البینات) مؤلف آیت الله العظمی كاشفالغطاء به كوشش دكتر احمد بهشتی، كانون نشر اندیشه اسلامی) مدعی رابطه مستقیم با امام زمان(عج) شدند و خود را واسطه میان مردم مسلمان و آنحضرت معرفی كردند" از همینجا راه و رسم شیخی پدید آمد و جمعی از افراد سادهلوح و گروهی از فرصتطلبها به آن گرایشپیدا كردند.
شیخ ملاحسین بشرویه، پس از سید كاظم رشتی، رهبری فرقه را به عهده میگیرد و در سفری به شیراز با سید علی محمد شیرازی(محمد باب) ملاقات نموده و مرید و سرسپرده او میشود.
محمد باب بعد از ادعای بابیت امام زمان(عج)، ادعا میكند كه خودامام زمان است و كار را تا ادعای نبوت پیش میبرد و بعد از محاكمه و زندان در تبریز اعدام میشود. بعد از اعدام سید باب عدهای ازفریبخوردگان و به تشویق و تحریك فرصتطلبان و توطئه استعمار، عدهای به میرزا یحیی نوری (صبح ازل) و عدهای دیگر بهمیرزا حسینعلی نوری (بهاءالله) گرویدند، بهاء خود را پیامبر نامید و از همینجا فرقه بهایی پدید آمد.
میرزا حسینعلی نوری و میرزا یحیی نوری دو فرزند میرزا عباس بودند كه در شهر نور مازندران زندگی میكرد. "بهاء" همراه بابرادرش در تهران پرورش یافت و مقدمات علوم را آموخت. بهاء و برادرش در ابتدا متمایل به تصوف شدند و به مسلك درویشهادرآمدند. سپس به باب گراییدند. این دو برادر ضمن ملاقات با علی محمد باب، تصمیم گرفتند كه از طریق تلاش در راه بابیت به آبو نان و مقامی برسند، لذا بهاء و صبح ازل در تهران كار تبلیغات بابیت را آغاز میكنند آنگاه به مازندران و جاهای دیگر رفتند و همهجا گرد و غبار و فتنه را برمیانگیختند و باب هم به هنگام مرگ وصیتنامهای نوشت و صبح ازل را جانشین خود كرد و بهاء را بهمحافظت او گماشت.
عقاید بهاییت:
به چند مورد از عقاید آنها اشاره میشود.
1- این فرقه میگوید، سید علی محمد باب امام زمان است كه ظهور كرده و با ظهور او اسلام پایان گرفته و اینك دین جدید ظهوركرده و مردم باید همگی بهایی شوند، (شخصیت و اندیشههای كاشف الغطاء كتاب (الایات البینات) به كوشش دكتر احمد بهشتی، ص 109، كانون نشر اندیشه اسلامی)
2- پنهان كردن دینشان را ضروری میدانند به اصطلاح قائل به تقیه هستند.
3- روزه نوزده روز است قبل از عید شروع و به عید نوروز ختم میشود.
4- نماز جماعت باطل است مگر در نماز میت.
5- قبله آنها مرقد بهاءالله است در عكا.
6- حج برای مردان واجب است و بر زنان واجب نیست، آن هم (حج) در خانهای است كه بهاء در آن اقامت داشته، یا درخانهای كه سید علی محمد باب در شیراز در آن سكنی داشته است به جا آورده میشود.
7- چند تا اعیاد دارند:
- عید ولادت باب، اول محرم.
- عید ولایت بهاء، دوم محرم.
- عید اعلان دعوت باب، پنجم جمادی.
- عید نوروز، (المدخل الی دراسة الادیان والمذاهب، العمید عبدالرزاق محمد اسود، ج 3، صص 311 - 308، انتشارات الدار العربیة للموسوعات).
8- نماز پنج تكبیر دارد ودر دو وقت خوانده میشود یكی هنگام تولد و یكی هم هنگام مرگ. و مطهرات پنج تا است: آب، هوا،آتش، خاك، بیان. همه چیز نجس است مگر آنچه آیه (الله اطهر) بر آن خوانده شود و عبادتگاهها طبق وصیت بهاء باید از نه كناره ویك گنبد تشكیل بشود و این عبادتگاهها در فرانكفورت در آلمان و سیدنی در استرالیا و كامپالا در اوگاندا، لیمیت در شیكاگو و پاناماسیتی در پاناما و دهلی نو در هندوستان است، (شخصیت و اندیشههای كاشفالغطاء، ص 111 و 139، دكتر احمد بهشتی).
فرقههای بابیه و بهائیه:
بعد از اعدام سید علی محمد باب بابیت به سه فرقه تقسیم شد و بعد از مرگ بهاءالله نزاعی كه بین دو برادر عباس افندی ومحمد علی به وجود آمد دو فرقه دیگر اضافه شد، مجموعا پنج فرقه شدند.
1- ازلیه (به رهبری میرزا یحیی نوری، صبح ازل)
2- بهائیه (به رهبری میرزا حسین علی، بهاءالله)
3- بابیه خالص (فقط رهبری سید علی محمد را قبول دارند)
4- بابیه بهائیه عباسیه (رهبری عبدالبهاء عباس افندی)
5- ناقضون (اتباع میرزا محمد علی برادر عبدالبهاء)، (المدخل الی دراسة الادیان والمذاهب، ج 3، ص 312، العمید عبدالرزاق محمد اسود).
كتابهای بهائیها عبارتند: 1- الاتقان ؛ 2- اشراقات والبشارات والطرزات ؛ 3- مجموعه الواح مباركه، كه وصایایی بهاء بهپسران خود میباشد ؛ 4- كتاب شیخ ؛ 5- الدرر البهیة ؛ 6- الحج البهیة ؛ 7- الفرائد ؛ 8- فصل الخطاب.
این كتابها را به بهاء نسبت دادهاند ولی در حقیقت او ننوشته است بلكه پیروان بهاء اینها را نوشته و به او نسبت دادهاند، (المدخل الیدراسة الادیان والمذاهب، ص 311 و 312).
در كتاب شخصیت و اندیشههای كاشفالغطاء نیز از سه كتاب دیگر اسم آورده است. 1- هفت وادی، 2- هیكل، 3- اقدس.
برای آگاهی بیشتر ر.ك:
1- شخصیت و اندیشههای كاشف الغطاء (الایات البینات) آیت الله العظمی جعفر كاشف الغطاء، دكتر احمد بهشتی، نشر اندیشههای اسلامی.
2- بهائیت چگونه پدید آمد، نورالدین چهاردهی، انتشارات فتحی.
3- ارمغان استعمار، محمد محمدی اشتهاردی، انتشارات نسل جوان.
هم چنین می توانید به آدرس های زیر مراجعه كنید و اطلاعات بیشتری در مورد بهائیت به دست آورید.
http://www.al-shia.com/html/far/books/aqaed/baha-iran/index.htm
http://bahaeeat.blogfa.com/
http://www.rahpouyan.org/
. در این سایت اخیر می توانید سخنرانی های حجه الاسلام انجوی از فضلای حوزه علمیه را گوش دهید
http://www.rahpouyan.us/ سایتی در نقد بهائیت
http://www.al- shia.com/html/far/books /aqaed/bahiran/index.htm
این سایت نیز بهائیت در ایران را مورد بحث و بررسی قرار می دهد.
|























