لیست کلوبها :: 23شعر 8 آبان 86 - 23:41 |
روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست اندر طلب طعمه پرو بال بیاراست بر راستی بال نظر کردو چنین گفت امروز همه روی جهان زیر پر ماست بر اوج چو پرواز کنم از نظر تیز میبینم اگر ذره ای اندر تک دریاست بسیار منی کرد و ز تقدیر نترسید بنگر که از این چرخ جفا پیشه چه برخاست ناگه ز کمینگاه یکی سخت کمانی تیری ز قضا بد بگشاد و بر او راست بر بال عقاب آمد آن تیر جگر دوز وز ابر مر او را به سوی خاک فرو کاست بر خاک بیفتاد و بغلتید چو ماهی و آنگاه پر خویش گشاد از چپ و ازراست گفتا عجب است این که ز چوبی و ز آهن این تیزی و تندی و پریدن ز کجا خاست زی تیر نگه کرد و پر خویش گفتا ز چه نالیم که از ماست که بر ماست
|













((