__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوبها :: 11
  • نام کلوب :جاده چالوس
    نام انگلیسی : jadechalos
    تاسیس : 9 اردیبهشت 1384
    2009 عضو ، 16 بحث ، 6 آلبوم ، 1 مقاله ، 1 نظرسنجی

    جاده چالوس

  • نام کلوب :چالوس
    نام انگلیسی : chalous
    تاسیس : 23 اردیبهشت 1384
    301 عضو ، 72 بحث ، 4 آلبوم

    چالوس

  • نام کلوب :موسسه آموزش عالی طبرس
    نام انگلیسی : tabarestan
    تاسیس : 20 خرداد 1384
    212 عضو ، 13 بحث ، 8 آلبوم ، 5 مقاله ، 8 لینک

    موسسه آموزش عالی طبرستان چالوس

  • نام کلوب :دانشگاه آزاد چالوس
    نام انگلیسی : chaloosazaduniv
    تاسیس : 23 اردیبهشت 1384
    104 عضو ، 22 بحث ، 41 آلبوم ، 1 مقاله ، 3 لینک

    دانشگاه آزاد چالوس

  • نام کلوب :جملات زیبا
    نام انگلیسی : cute
    تاسیس : 23 اردیبهشت 1384
    7141 عضو ، 131 بحث ، 6 آلبوم ، 61 مقاله ، 7 لینک ، 1 نظرسنجی

    جملات زیبا

  • نام کلوب :روز والنتاین
    نام انگلیسی : valentine
    تاسیس : 22 دی 1383
    13066 عضو ، 45 بحث ، 10 آلبوم ، 39 مقاله ، 18 لینک ، 1 نظرسنجی

    روز والنتاین

یاد تو، ما را بس است
20 تیر 87 - 00:31

نیمه شب آواره و بی حس و حال

در سرم سودای جامی بی زوار

پرسه ای آغاز کردیم در خیال

دل به یاد آورد ایام وصال

..........................

از جدایی یک دو سالی می گذشت

یک دو سال از عمر، رفت و بر نگشت

دل به یاد آورد اول بار را

خاطرات اولین دیدار را

آن نظر بازی آن اسرار را

آن دو چشم مست آهو وار را

........................

هم چو رازی مبهم و سر بسته بود

چون من از تکرار، او هم خسته بود

آمد و هم آشیان شد با من او

هم نشین وهم زبان شد با من او

خسته جان بودم که جان شد با من او

ناتوان بود و توان شد با من او

دامنش شد خوابگاه خستگی

این چنین آغاز شد دلبستگی

.........................

وای از آن شب زنده داری تا سحر

وای از آن عمری که با او شد به سر

مست او بودم ز دنیا بی خبر

دم به دم این عشق می شد بیشتر

آمد و در خلوتم دمساز شد

گفتگو ها بین ما آغاز شد

...........................

گفتمش در عشق پا برجاست دل

گر گشایی چشم دل، زیباست دل

گر تو زورق مان شوی دریاست دل

بی تو شام بی فرداست دل

دل ز عشق روی تو حیران شده

در پی عشق تو سرگردان شده

..........................

گفت در عشقت وفادارم بدان

من تو را بس دوست می دارم بدان

شوق وصلت را به سر دارم بدان

چون تویی مخمور، خمارم بدان

با تو شادی می شود غم های من

با تو زیبا می شود فردای من

..........................

گفتمش عشقت به دل افزون شده

دل ز جادوی رخت افسون شده

جز تو هر یادی به دل مدفون شده

عالم از زیباییت مجنون شده

..........................

بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش

طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش

در سرم جز عشق او سودا نبود

بهر کس جز او در این دل جا نبود

دیده جز بر روی او بینا نبود

همچو عشق من هیچ گل زیبا نبود

خوبی او شهره آفاق بود

در نجابت در نکویی طاق بود

.............................

روزگار اما وفا با ما نداشت

طاقت خوشبختی ما را نداشت

پیش پای عشق ما سنگی گذاشت

بی گمان از مرگ ما پروا نداشت

آخر این قصه هجران بود و بس

حسرت و رنج فراوان بود و بس

یار ما را از جدایی غم نبود

در غمش مجنون عاشق کم نبود

بر سر پیمان خود محکم نبود

سهم من از عشق جز ماتم نبود

............................

با من دیوانه پیمان ساده بست

ساده هم آن عهد و پیمان را شکست

بی خبر پیمان یاری را گسست

این خبر ناگاه پشتم را شکست

آن کبوتر عاقبت از بند رست

رفت و با دلداری دیگر عهد بست

...........................

با که گویم او که هم خون من است

خصم جان و تشنه خون من است

بخت بد بین وصل او قسمت نشد

این گدا مشمول آن رحمت نشد

آن طلا حاصل به این قیمت نشد

..........................

عاشقان را خوشدلی تقدیر نیست

با چنین تقدیر بد تدبیر نیست

از غمش با دود و دم همدم شدم

باده نوش غصه او من شدم

مست و مخمور و خراب از غم شدم

ذره ذره آب گشتم کم شدم

............................

آخر آتش زد دل دیوانه را

سوخت بی پروا پر پروانه را

عشق من از من گذشتی خوش گذر

بعد از این حتی تو اسمم را نبر

خاطراتم را تو بیرون کن ز سر

دیشب از کف رفت، فردا را نگر

آخرین یکبار از من بشنو پند

بر من و بر روزگارم دل مبند

عاشقی را دیر فهمیدی چه سود

عشق دیرین گسسته تار و پود

گرچه آب رفته باز آید به رود

ماهی بیچاره اما مرده بود

..............................

بعد از این هم آشیانت، هر کس است

باش با او، یاد تو، ما را بس است

http://prettyminds.blogfa.com/

لیست توصیفنامه ها
25 تیر 87 - 00:50
سلام پیمان جان تولدتو بهت تبریک میگم امیدوارم همیشه موفق و پیروز باشی
27 دی 86 - 02:18
باز هم من و تو تا کجا نمی رسیم می رویم و بازهم به ما نمی رسیم می رویم و در شبیه خوانی غروب باز هم به یک دل آشنا نمی رسیم این تمام سرنوشت ما پرنده هاست می پریم و تا ستاره ها نمی رسیم چون کبوتر از تب ترانه تا رها می پریم و بازهم به لانه می رسیم حرفی این میان همیشه گنگ مانده است اینکه ما به حرمت صدا نمی رسیم تشنه مانده آفتاب و هرچه می دویم باز هم به ظهر ماجرا نمی رسیم این تمام نا تمامی من و شماست ما که از کجا به نا کجا نمی رسیم می دویم و می دویم و باز می دویم می دویم و باز هم به ما نمی رسیم
__