__
لیست دوستان :: 32
لیست کلوبها :: 103
  • نام کلوب :شکیرا
    نام انگلیسی : shakira2
    تاسیس : 28 دی 1383
    2046 عضو ، 105 بحث ، 1 آلبوم ، 7 مقاله ، 5 لینک

    شکیرا

  • نام کلوب :جواد رضویان
    نام انگلیسی : razavian
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    2233 عضو ، 30 بحث ،

    جواد رضویان

  • نام کلوب :داریوش
    نام انگلیسی : _dariush_
    تاسیس : 25 دی 1383
    4816 عضو ، 75 بحث ، 8 آلبوم ، 7 مقاله ، 8 لینک ، 3 نظرسنجی

    داریوش

  • نام کلوب :سیاوش
    نام انگلیسی : siavash_sahneh
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    221 عضو ، 54 بحث ، 20 آلبوم ، 4 مقاله ، 6 لینک ، 2 نظرسنجی

    سیاوش

  • نام کلوب :کاترین زتا جونز
    نام انگلیسی : cathrine_zeta_jones
    تاسیس : 26 فروردین 1384
    278 عضو ، 32 بحث ، 4 آلبوم ، 2 مقاله

    کاترین زتا جونز

  • نام کلوب :هنگامه
    نام انگلیسی : hengameh
    تاسیس : 3 تیر 1384
    477 عضو ، 2 بحث ، 2 آلبوم ، 2 مقاله

    هنگامه

لیست توصیفنامه ها
7 اردیبهشت 87 - 13:54
ما همیشه صداهای بلند را می شنویم... پر رنگها را می بینیم... سختها را می خواهیم... غافل از اینکه... خوبها نرم می آیند... بی رنگ می مانند... و بی صدا می روند... ... ... ... ...
26 اردیبهشت 86 - 04:31
jiagletooo khily nazii,bossboss
27 فروردین 86 - 22:28
صدف سینه من عمری گهر عشق تو پروردست كس نداند كه درین خانه طفل با دایه چه ها كردست همه ویرانی و ویرانی همه خاموشی و خاموشی سایه افكنده به روزنها پیچك خشك فراموشی روزگاری است درین درگاه بوی مهر تو نه پیچیدست روزگاری است كه آن فرزند حال این دایه نپرسیدست من و آن تلخی و شیرینی من و ‌آن سایه و روشنها من و این دیده اشك آلود كه بود خیره به روزنها یاد باد آن شب بارانی كه تو در خانه ما بودی شبم از روی تو روشن بود كه تو یك سینه صفا بودی رعد غرید و تو لرزیدی رو به آغوش من آوردی كام ناكام مرا خندان به یكی بوسه روا كردی باد هنگامه كنان برخاست شمع لبخند زنان بنشست رعد در خنده ما گم شد برق در سینه شب بشكست نفس تشنه تبدارم به نفس های تو می آویخت خود طبعم به نهان می سوخت عطر شعرم به فضا می ریخت چشم بر چشم تو می بستم دست بر دست تو می سودم به تمنای تو می مردم به تماشای تو خوش بودم چشم بر چشم تو می بستم شور و شوقم به سراپا بود دست بر دست تو می رفتم هركجا عشق تو می فرمود از لب گرم تو می چیدم گل صد برگ تمنا را در شب چشم تو میدیدم سحر روشن فردا را سحر روشن فردا كو گل صد برگ تمنا كو اشك و لبخند و تماشا كو آنهمه قول و غزل ها كو باز امشب شب بارانی است از هوا سیل بلا ریزد بر من و عشق غم آویزم اشك از چشم خدا ریزد من و اینهمه آتش هستی سوز تا جهان باقی و جان باقی است بی تو در گوشه تنهایی بزم دل باقی و غم ساقی
__