لیست کلوبها :: 45delam gerefte 14 آذر 86 - 20:58 |
salam be hame delam kheili gerefte nemidonam chera vali badjor gerefte ye doaei baramon bokonid shayad maham adam shudim
هرکس بدی ما به خلق گوید ما سینه او نمی خراشیم* ما خوبی او به خلق گوییم تا هر دو دروغ گفته باشیم* |
لیست توصیفنامه ها25 تیر 87 - 21:53 | |
همیشه به یاد داشته باش تا به فراموشی بسپاری آنچه را كه اندوهگینت می سازد
اما...
هرگز فراموش نكن كه به یاد داشته باشی آنچه را كه شادمانت می سازد .
|
25 تیر 87 - 21:50 | |
خدایا : من گمشده ی دریای متلاطم روزگارم و تو بزرگواری ! پس ای خدا! هیچ می دانی که بزرگوار آن است که گمشده ای را به مقصد برساند ؟ تا ابد محتاج یاری تو ، رحمت تو ، توجه تو ، عشق تو ، گذشت تو ، عفو تو ، مهربانی تو ، و در یک کلام ... محتاج توام ! |
24 تیر 87 - 21:19 | |
درویشی قصه زیر را تعریف می کرد: یکی بود یکی نبود مردی بود که زندگی اش را
با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود. وقتی مُرد همه می گفتند به بهشت رفته است
آدم مهربانی مثـل او حتما ً به بهشت می رود. در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ی
کیفیت فراگیر نرسیده بود و استـقبال از او با تشریفات مناسب انجام نشد. فرشته
نگهبانی که باید او را راه می داد نگاه سریعی به فهرست نام ها انداخت و وقتی
نام او را نیافت او را به جهنم فرستاد. در جهنم هیچ کس از آدم دعوت نامه یا
کارت شناسایی نمی خواهد هر کس به آنجا برسد می تواند وارد شود. مَرد وارد شد
و آنجا ماند . . . چند روز بعد شیطان با خشم به دروازه بهشت رفت و یقه فرشته
نگهبان را گرفت و گفت: « این کار شما تروریسم خالص است! » نگهبان که نمی
دانست ماجرا از چه قرار است پرسید: چه شده ؟ شیطان که از خشم قرمز شده بود
گفت: « آن مَرد را به جهنم فرستاده اید و آمده وکار و زندگی ما را به هم
زده.از وقتی که رسیده نشسته و به حرف های دیگران گوش می دهد و به درد و دلشان
می رسد.حالا همه دارند در جهنم با هم گفت و گو می کنند یکدیگر را در آغوش می
کشند و می بوسند. جهنم جای این کارها نیست! لطفا ً این مَرد را پس بگیرید!! »
وقتی قصه به پایان رسید درویش گفت: « با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا
به تصادف در جهنم افتادی خود شیطان تو را به بهشت بازگرداند! »
|












