__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوبها :: 63
  • نام کلوب :خیابان شیشه گران
    نام انگلیسی : sheshegaran
    تاسیس : 5 خرداد 1385
    224 عضو ، 19 بحث ، 9 آلبوم ، 2 مقاله ، 1 لینک ، 1 نظرسنجی

    خیابان شیشه گران

  • نام کلوب :شهر لاهیجان
    نام انگلیسی : lahijan_city
    تاسیس : 7 مرداد 1384
    167 عضو ، 46 بحث ، 4 آلبوم ، 5 مقاله ، 1 لینک

    شهر لاهیجان

  • نام کلوب :دخترا و پسرایه لاهیجا
    نام انگلیسی : lahijanchilds
    تاسیس : 10 تیر 1384
    236 عضو ، 26 بحث ، 10 آلبوم ، 13 مقاله ، 3 لینک ، 3 نظرسنجی

    دخترا و پسرایه لاهیجانی

  • نام کلوب :بزرگان
    نام انگلیسی : bozorgan
    تاسیس : 8 اردیبهشت 1385
    2131 عضو ، 30 بحث ، 2 آلبوم ، 203 مقاله ، 5 لینک ، 1 نظرسنجی

    بزرگان

  • نام کلوب :آنتی خودکشی
    نام انگلیسی : anti suicide
    تاسیس : 6 خرداد 1384
    518 عضو ، 24 بحث ، 5 آلبوم ، 9 مقاله ، 1 نظرسنجی

    آنتی خودکشی

  • نام کلوب :لاهیجان برای لاهیجانی
    نام انگلیسی : lahijan_cloob
    تاسیس : 12 خرداد 1385
    1155 عضو ، 236 بحث ، 9 آلبوم ، 19 مقاله ، 11 لینک ، 4 نظرسنجی

    لاهیجان برای لاهیجانی

کوچولو و خدا (کلووب بزرگان)
5 مرداد 87 - 02:01

http://www.cloob.com/clubname/bozorgan

 الو؟؟… خونه خدا؟؟ خدایا نذار بزرگ شم

الو ... الو... سلام کسی اونجا نیست ؟؟؟؟؟ مگه اونجا خونه ی خدا

نیست؟ پس چرا کسی جواب نمیده؟ یهو یه صدای مهربون! مثل اینکه

صدای یه فرشتس ، بله با کی کار داری کوچولو؟ خدا هست؟ باهاش

قرار داشتم... قول داده امشب جوابمو بده. بگو من میشنوم . کودک

متعجب پرسید: مگه تو خدایی ؟ من با خدا کار دارم ... هر چی

میخوای به من بگو قول میدم به خدا بگم . صدای بغض آلودش

آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره؟؟ فرشته ساکت بود ، بعد

از مکثی نه چندان طولانی : نه خدا خیلی دوستت داره مگه کسی

میتونه تو رو دوست نداشته باشه؟؟ بلور اشکی که در چشمانش

حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روی گونه اش غلطید

وباهمان بغض گفت :اصلا اگه نگی خدا باهام حرف بزنه گریه میکنما...

بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت ؛ بگو زیبا بگو، هر آنچه را که بر دل

کوچکت سنگینی میکند بگو.. دیگر بغض امانش را بریده بود بلند بلند

گریه کرد وگفت:خدا جون خدای مهربون، خدای قشنگم میخواستم

بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا... چرا؟این مخالف تقدیره

چرا دوست نداری بزرگ بشی؟ آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم

قد مامانم ، ده تا دوستت دارم .اگه بزرگ شم نکنه مثل بقیه

فراموشت کنم؟ نکنه یادم بره که یه روزی بهت زنگ زدم ؟ نکنه یادم

بره هر شب باهات قرار داشتم؟ مثل بقیه که بزرگ شدن و حرف منو

نمی فهمن. مثل بقیه که بزرگن و فکر میکنن من الکی میگم با تو

دوستم مگه ما باهم دوست نیستیم؟ پس چرا کسی حرفموباور

نمیکنه؟ خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟ مگه اینطوری نمی

شه باهات حرف زد... خدا پس از تمام شدن گریه های کودک:آدم ،

محبوب ترین مخلوق من ... چه زود خاطراتش رو به ازای بزرگ شدن

فراموش میکنه... کاش همه مثل تو به جای خواسته های عجیب من

رو از خودم طلب میکردند تا تمام دنیا در دستشان جا میگرفت کاش

همه مثل تو مرا برای خودم ونه برای خودخواهی شان میخواستند .

دنیا برای تو کوچک است ... بیا تا برای همیشه کوچک بمانی وهرگز

بزرگ نشوی ... کودک کنار گوشی تلفن، درحالی که لبخند برلب

داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت.

 

2cijok7.gif

 

http://www.cloob.com/clubname/bozorgan

 

 

لیست توصیفنامه ها
13 مرداد 87 - 07:01
بدنام گشت گرگ ولی چون نظر کنی...انسان هزار مرتبه از گرگ بدتر است !
7 مرداد 87 - 18:20
«وقتی از اخلاق یک فرد سر در نمی‌آوری، به دوستانش نگاه کن!»
3 مرداد 87 - 03:06
زمان بهم یاددادکه دست دادن معنی رفاقت نیست بوسیدن قول ماندن نیست وعشق ورزیدن ضمانت تنها نبودن نیست تنها باشی بهتره
__