| کلوب آی دی | pedy_sad ، سن کلوبی : 4 سال و 8 ماه و 1 روز |
| درباره من | روزگاریست همه عرض بدن می خواهند همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند دیو هستند ولی مثل پری می پوشند گرگ هایی که لباس پدری می پوشند آنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجند عشق ها را همه با ز یــــر کمر می سنجند خوب طبیعیست که یکروزه به پایان برسد عشق هایی که سر پیچ خیابان برسد !!!! چی می خواهی درباره ی من بدونی ؟ (البته زیاد هم چنگی به دل نمی زنم ولی سعی می كنم انسان باشم یا شاید هم یه كم بیشتر .) به هر حال به نظر شما من چی میتوانم درباره ی خودم بنویسم؟! به نام خدا هستم. پدی( همون پدرام)! جلف باباته!! از بچگی بزرگ شدم. بچه اول هستم از اول! دانشجو نیستم فارغ شدم چن ماهه.عاشق شوت کردن قورباغه هستم. قهرمانی مهربونی رو دارم. شغلم آزاد. دنیای منم یالان دونیاست!!! دوس دختر هم که اینقد توی چت ازم میپرسید باید بگم یه دونه دارم که نفسم عمرم زندگیمه ولی من براش اینطور نیستم. دوست نداره مامان دختر بچم شه :( پایه هر کاری حتی خودکشی(اگه خودت جرعتشو داری) شوخی کردم پایه میز ناهار خوری ام نیستم چه برسه به خود کشی : دی یکم زیاد خوبم ولی تا حالا کسی قدرمو ندونسته : دی بعدم باید بگم چون نمی خوام ریا بشه نمیخواستم بگم ولی دوستام اصرار کردن بنویسم تا بیشتر بشناستد منم انجام وظیفه کردم : دی از یه چیز خودم خیلی خوشم میاد ، با همه رک هستم و نه گفتن رو خوب بلدم :) و البته دوست دارم طرف مقابلم هم مثل خودم رک باشه با آدمای پاستوریزه زیاد حال نمیکنم ، خوشبختانه از ظرفیت بالایی برخوردارم اما بپا توهین تو کارت نباشه ... !!!! که خشتکت متبرک میکنم :دی بنظر من ادمی که 1 بار اشتباه میکنه بار دومی هم اشتباه خواهد کرد پس اگه خواستی 1 بار هم اشتباه کنی پات رو تو زندگیم نزار البته نه هر اشتباهی منظورم خیانته !!! اگه اومدی دوستم باشی چه دختر چه پسر بدون واسه رفیق از جون مایه میزارم ولی فقط واسه رفیق کافی 2 رنگی ببینم اون وقته میشم جعبه مداد رنگی و به هر رنگی که فکرش رو کنی درمیام..... بخندی میخندم ! سگ شی شیر میشم ! پاچتو میگرم! پایه ام هستی....؟ بزنن قدش رفیق.... خب همینقدر در باره خودم بسه یکم بزنیم توخط دورو ورمون نظره مثبتت چیه؟ :دی _♥♥♥♥___________________♥♥♥♥____ __♥♥♥♥♥________________♥♥♥♥♥____ ___♥♥♥♥♥______________♥♥♥♥♥♥____ ____♥♥♥♥♥♥____________♥♥♥♥♥♥____ _____♥♥♥♥♥♥♥♥________♥♥♥♥♥♥♥____ ______♥♥♥♥♥♥♥♥♥_____♥♥♥♥♥♥♥♥____ ________♥♥♥♥♥♥♥♥____♥♥♥♥♥♥♥_____ __________♥♥♥♥♥♥♥♥__♥♥♥♥♥♥______ _____________♥♥♥♥♥♥_♥♥♥♥♥_______ _______________♥♥♥♥♥♥♥♥♥________ __________♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥_________ ________♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥_______ _______♥♥♥___♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥_______ ______♥♥♥♥♥__♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥______ _____♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥______ ______♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥_______ _______♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥________ ___________♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥___________ __________♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥_________, یاد اون قدیم قدیما بخیـــر یاد روزگاری که سکس گول زدن دختر بود بخیر...یاد روزگار نوجوانی ما بخیر یك سری آدم هستند كه به جای مغز در داخل سرشون سیمی است برای نگه داری گوشهاشون! اگه اینطور ادمی باشی اینارو كه خوندی اولین چیزی كه میگی اینه:وای این حتما ضربه سختی از یك دختر خورده!ولی باید بگم من دو تا گوش دارم كه باهاش میشنوم و دو تا چشم كه باهاش میبینم و عقلی كه برخلاف خیلی از پسرهای زن ذلیل ازش استفاده میكنم! اول از دی جی های خز ایرانی بگم که فقط برای خانوم بازی دی جی شدن!آخه موهاتو بلند گذاشتی زیر ابرو برداشتی حالا دیگه دی جی شدی؟تو اصلا ساز بلدی بزنی که ادعای دی جی میکنی؟حالا ساز هیچی من چه زیاده خواه هستم دی جی های ایرانی حتی اصلا" نت ها رو هم بلد نیستن چه برسه.... فقط اهنگای بندری و به قول مردم عامی بی سواد آهنگهای دوپس دوپسی رو پشت سر هم میذاری کامپولیشن میکنی میری تو پارتی هایی که پر از آدم اسکوله اجرا میکنی؟ دو تا زن و دختر هم دورت جمع میشه به به و چه چه میکنه فکر کردی آخره با کلاس هستی دیگه کسی رو تحویل نمگیری؟تو غیر از تیستو و یاهل دی جی دیگه ای رو میشناسی؟کسی که اسم دی جی رو خودش میزاره باید سبکهای موزیک الکترونیک رو بلد باشه تو بلدی؟یا فقط کلی پول رو حروم خرید میکسر و سینتی سایزرو... کردی فقط برای خود نمایی که عکساشو بزنی تو کلوب و 360 و یک سری مردم عامی از همه جا بی خبر ببینن بگن وای این دم و دستگاه چیه این یارو عجب دی جی حرفه ای هستش کاش دوست پسر ما میشد..این طوری ارضا میشی..یا دی جی باید با یک میکس خوب و ساخت یک ملودی خوب که فقط باس نداشته باشه ارضا بشه؟پس اسم خودت رو نذار دی جی بزار ک.ل ... تازه اوضاع از این هم فجیع تره!طرف اصلا هنوز نمیدونه ملودی چیه برا خودش لوگو ساخته،سایت زده اسمش رو گذاشته دی جی! از دوستا و فامیلاش هم میخواد بیان تو سایت thedjlist بهش رای بدن که ذوق کنه تو خیابون کنار شمارش بنویسه من دی جی هستم و به دخترا بده (قهقهه) از اونجایی که همه چیز دیر به ایران میرسه این دوستان خز خبر ندارند که بابا اسم دی جی رو دیگه آرتیستها رو اسمشون نمیذارن ولی این دوستان برای اینکه همه بفهمن یک دی جی کنار اسمشون میذارن و تازه اسم هنری هم از قبیل خرچنگ،سوسک،حلزون ،یاغی،شبه،شیطان و....برای خودشون انتخاب میکنن!انسانهایی که با گوش کردن به دوتا موزیک psy و متال و راک تبدیل به شیطان شدند (قهقهه ی زیرکانه) ای خدا ایران داره از ادمهایی که به جای عقلشون شهوتشون تصمیم میگیره و ادمهای مثل این دی جی ها که تبل توخالی هستند اشباع میشه!توی ایران هر کاری از سوی این مردم انقلابی صورت میگیره متاسفانه فقط برای رسیدن به دختر انجام میگیره...شاید شعار باشه اما واقعا" آدمی که از صبح فقط فکر ارضای شهوتشه با حیوون فرقی داره؟ هر اسکولی رو که تو عمر بیهودش اهنگی به جز اسکوتر نشنیده و اصلا" سبکهای الکترونیک موزیک رو بلد نیست شده دی جی!بابا جدا" چه فکری پیشه خودت میکنه خدایی؟ جدا" اگه یک فردی که مثلا در هلند زندگی میکنه شبکه iranmusic رو ببینه چی میگه پیش خودش؟فقط جوجه تیغی میبینه و از دیدن یک شبکه animal لذت میبره! پسرهای زن ذلیل برای رسیدن به sex از گفتن هیچ واژه ی رمانتیکی دریغ نمی ورزند و جالبه اینطوری دخترهای احساستی و آی کیو فکر میکنن از حق انتخاب برخوردار هستند و بر خود میالند که نمیدونم اقایون پیف پی ام ندهند یا پسر با عکس پی ام بده ولی در آخر دختر ی میماند که خانومی شده واسه خودش که طعم هر ماری رو چشیده و روی دست مادرش ترشیده و حال اگر دختری هم خودش رو بندال پسری بکنه میخواهد مادری باشد برای فرزندانش، مادری دلسوز ! من هرچی توی اجتماع خارجی دقت میكنیم میبینیم كه نه از عمل دماغی تا این حد خبری هست نه از رژ لب بنفش! این مواد فقط برای بزك زنهای شتر عرب و بعضی دختر ها ساخته شده! كه با هاش پسرهایی كه به دنبال ادامس خوشمزه ای هستند در دام بندازن ولی نمیدونن كه اخر این كار تموم شدن مزه ادامس و پرت شدن در پلاستیكهای مشكی سطل زباله! الان یك نگاه اجمالی كه به دور و برت بندازی میبینی از نه شعور موزیكی هست نه شعور فرهنگی... یه دختر عكس از دماغ عملیش انداخته با صورتی كه با رنگ مو و بتونه كاری و استتار جوشها زیر پنكیك خواسته خوشگلش كنه! تازه خدارو هم بنده نیست! دخترها و پسرها متال باز و رپر شدن! از این علاقه ی وافر چی نصیبشون شده؟ معلوم بودن بند شرتشون از شلوار! چی بگم والا همینقدر بسه ------------------------------------------------------------------------------- من 99% با 99% آدمای دیگه فرق دارم! فقط 1% با اون 99% اشتراک دارم! و بیش از 50% با 1% بقیه آدمها اشتراک دارم! پس فقط اگه از اون 1% هستی روم حساب کن! ------------------------------------------------------------------------------- من آخرین دیوانه ای هستم كه تو می بینی ! با كله خالی از مغز و شكمی همیشه گرسنه ! و دل كه هیچ كس را دوست ندارد ... چشم هایم ، انتخاب می كنن ببینم یا نبینم ! هیچ قسمتی از بدنم از مغزم دستور نمی گیرد .... حرف هایم را باور نكن چون من یك دیوانه بیش نیستم ... ------------------------------------------------------------------------------- نام: تنها نام خانوادگی: سرگردان رنگ چشم: قهوه ای به رنگ ارزوهای محال رنگ مو: به رنگ خزان پائیز وزن:به سبکی گلبرگ های لاله قد:به بلندی غم جرم:عاشق شدن محکومیت:مرگ تدریجی ------------------------------------------------------------------------------- فقط اینقدر بگم که خیلی خستم خیلی !!!! :( من اگر خوبم اگر بد تو برو خود را باش. ------------------------------------------------------------------------------- اسم من چیست؟ خدایا چه کنم یادم نیست. من که همسایه ی نزدیک شقایق بودم. پا شدم آمدم اینجا چه کنم ؟یادم نیست. من چرا ازتو بریدم وچرا برگشتم. وبنا شد که دلم را چه کنم یادم نیست. ------------------------------------------------------------------------------- چیستم من ؟ زاده یک شام لذت بار ?????!!! ناشناسی پیش می راند در این راهم روزگاری پیکری بر پیکری پیچید من به دنیا آمدم بی آنکه خود خواهم ... ------------------------------------------------------------------------------- مرا اینگونه باور کن … کمی تنها،کمی بی کس ،کمی از یادها رفته … خدا هم ترک ما کرده ------------------------------------------------------------------------------- اگر از وسعت تنهایی من می پرسی به بلندای خیال به بلندای فرو ریختن قطره اشکی از دل و به عمق وحشت وحشت از آنچه حقیقت دارد وحشت از من بی تو وحشت از تو بی عشق وحشت از عشق بی ما .... شرق تنهایی من رو به سوی افق غم دارد غرب تنهایی من پشت این تکرار است اگر از وسعت تنهایی من دانستی تو بیا تو بیا تا که به دست احساس پر کنیم صفحه خالی نیاز تا که این شمع خیال برود رو به زوال ------------------------------------------------------------------------------- من از نهایت شب حرف میزنم من از نهایت تاریکی و از نهایت تنهایی اگر به دفتر تنهایی من آمدی ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم و شاخه گلی از حضورت برایم یادگاری بگذار... ------------------------------------------------------------------------------- صدای سگی مرا مجروح می کند مرده ی پروانه ای مرا می ترساند من نازکتر از آنم تا کسی مرا بیازارد مجروح تر از آنم تا بادی بوزد یا شوری ِ اشکی مرا بکشد یا که بفریبد سوسوی ستاره ای خطی ساده ام اسبی از غبار نعلینی از ابر لعلی بیش نیستم یا استکان خون دلی ------------------------------------------------------------------------------- هی ، فلانی ! زندگی شاید همین باشد ؟ یک فریب ساده و کوچک. آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را جز برای او و جز با او نمی خواهی. من گمانم زندگی باید همین باشد. ------------------------------------------------------------------------------- احساساتم سیلی خورده اند, وحشیانه ترین نگاهها , چشمانم را قاپیده اند, هنوز درد خنجرت در پهلویم مرا به نفرت می کشاند تو که روح شفاف مرا خاکستری کردی, از ته مانده ی وجودم چه می خواهی؟ تنهایم بگزار, تمام برگ های احساسم زیر پای عابران لگدمال شد, خش... خش... صدای خرد شدنشان را میشنوی؟ ------------------------------------------------------------------------------- تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست ... تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست ... تنهایی را دوست دام زیرا تجربه کردم ... تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست .. . تنهایی را دوست دارم زیرا.... در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد ------------------------------------------------------------------------------- و اینجا هم برایت چند خطی سکوت مینویسم !! همین قد سکوت بسه ؟ پس بزن بریم بقیه پروفایل و بخونیم ------------------------------------------------------------------------------- آدمک آخر دنیاست بخنــــد آدمک مرگ همین جاست بخنــد دست خطــی که تو را عـاشق کرد شوخی کاغــذی ماست بخنــد آدمک خر نشــوی گریه کنی کل دنیا ســراب است بخنــد آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل تو تنهاست بخنـد ------------------------------------------------------------------------------- سهراب نیستم و پدرم تهمتن نبود . اما زخمی در پهلو دارم . زخمی که به دشنه ای تیز ، پدر برایم به یادگار گذاشته است. هزار سال است که از زخم پهلوی من خون میچکد و من نوشدارو ندارم . پدرم وصیت کرده است که هرگز برای نوشدارو ، برابر هیچ کی کاووسی ، گردن کج نکنم و گفته است که زخم در پهلو و تیر در گرده ، خوشتر تا طلب نوشدارو از ناکسان و کسان . زیرا درد است که مرد ، می زاید و زخم است که انسان می آفریند . پدرم گفته است : قدر هر آدمی به عمق زخمهای اوست . پس زخمهایت را گرامی دار . زخمهای کوچک را نوشدارویی اندک بس است ، تو اما در پی زخمی بزرگ باش که نوشدارویی شگفت بخواهد ؛ و هیچ نوشدارویی ، شگفت تر از عشق نیست . و نوشداروی عشق تنها در دستان اوست . او که نامش خداوند است . پدرم گفته بود که عشق شریف است و شگفت است و معجزه گر . اما نگفته بود که عشق چقدر نمکین است و نگفته بود او که نوشدارو دارد ، دستهایش این همه از نمک عشق پر است و نگفته بود که او هر که را دوست تر دارد ، بر زخمش از نمک عشق بیشتر می پاشد ! زخمی بر پهلویم است و خون می چکد و خدا نمک می پاشد . من پیچ می خورم و تاب می خورم و دیگران گمانشان که می رقصم ! من این پیچ و تاب را و این رقص خونین را دوست دارم ، زیرا به یادم می آورد که سنگ نیستم ، چوب نیستم ، خشت و خاک نیستم ، که انسانم ... پدرم وصیت کرده است و گفته است : از جانت دست بردار ، از زخمت اما نه ، زیرا اگر زخمی نباشد ، دردی نیست و اگر دردی نباشد در پی نوشدارو نخواهی بود و اگر در پی نوشدارو نباشی عاشق نخواهی شد و عاشق اگر نباشی ، خدایی نخواهی داشت ... دست بر زخمم می گذارم و گرامی اش می دارم که این زخم عشق است و عشق میراث پدر است . میراث پدر علیه السلام ! ------------------------------------------------------------------------------- من همونم که همیشه غم و غصم بی شماره اونی که تنهاترینه حتی سایه ام نداره این منم که خوبیاشو کسی هرگز نشناخته اونکه در راه رفاقت همه هستیشو باخته هر رفیقه راهی با من دو سه روزی همسفر بود انتهای هر رفاقت واسه من چه زود گذر بود هر کی با زمزمه عشق،دو سه روزی عاشقم شد عشق اون باعث زجره همه دقایقم شد اونکه عاشق بود و عمری از جدا شدن میترسید همه هراس و ترسش به دروغش نمی ارزید چه اثر از این صداقت چه ثمر از این نجابت وقتی قد سر سوزن به وفا نکردیم عادت ------------------------------------------------------------------------------- خدایا کفر نمی گویم ، پریشانم چه می خواهی تو از جانم؟ مرا بی آنکه خود خواهم ، اسیر زندگی کردی خداوندا تو مسئولی خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است... ------------------------------------------------------------------------------- اسیر انتظار بیشمارم روز ها را سال ها را تا مگر مردی زنی ناحوانده مهمانی به روی چشم ما پایی گذارد پس خدایا کو؟ خدایا باز هم نام ترا بردم؟ بمن لعنت به من لعنت تو هم دیگر نزار و خسته و وامانده از راهی تو هم دیگر سخت رنجوری خدای من عبث بر تخت سلطانیه عالم خویشتن را رنج میدادی نه تو فرمان دهی بر من نه من فرمانبرم از تو و گرنه اینچنین بودی ------------------------------------------------------------------------------- نه من دیگر نمیخندم نه من دیگر به روی ناکسان هرگز نمیخندم دگر پیمان عشق و جاودانی با شما معروفه های پست هرجایی نمیبندم شما کیسان در این پهنای محنت گستر ظلمت به دریا و بصحرای امید عشق بیپایان این ملت تگرگ فقر میپاشید شما کاندر چمنزاره بذون آب این دوران طوفانی بفرمان خدایان طلا . تخم فساد و یاس میکارید شما معروفه های پست بی سرو بی پا که با ساز هوس انگیز و افسون کار بیگانه بروی کلبه ی فقر و بروی لاشه صد پاره زجمت سحر تا شمام در رقصید قسم بر آتش عصیان ایمانی که سوزندست . تخم یاس را . در عمق قلب آرزومندی که من هرگز بروی چون شما معروفه های پست هرجایی نمیخندم پای میکوبیدو میرقصید؟ اما من به چشم خویش میدیدم که میلرزید !!! میدیدم که میلرزید و میترسید از فردای ظلمت کوب و بیداد افکن مردم ------------------------------------------------------------------------------- هیچ کس ویرانــــیم را حس نکرد وسعت تنهایـــیم را حـس نــــکرد در مـــیان خـــنده های تــــلخ من گریه ی پـــنهانیم را حـــس نــکرد در هجوم لــحظه های بی کسی درد بی کس ماندنم را حس نکرد آنـــکه با آغاز من مانــــــــوس بود لحظه ی پایانـــیم را حـــس نکرد! ------------------------------------------------------------------------------- از هوش مومن بهراسید که با نور خدا مینگرد . (حضرت محمد "صل الله") ! ------------------------------------------------------------------------------- ابتدا تو را نادیده می گیرند، سپس مسخره ات می کنند و بعد با تو می جنگند. ولی در نهایت پیروزی از آن توست ------------------------------------------------------------------------------- نامم را پدرم انتخاب کرد!نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم!دیگر بس است!راهم را خودم انتخاب خواهم کرد... ------------------------------------------------------------------------------- هرکی میاد تو ایدی من و ادد کنه ------------------------------------------------------------------------------- اگر عشق بورزم میگویند سبک مغزم اگر شاد باشم میگویند ساده لوح و پیش پا افتاده ام اگر سخاوتمند و نوع دوست باشم میگویند مشکوکم اگر گناهان دیگران را ببخشم میگویند ضعیف هستم اگر اطمینان کنم می گویند احمقم اگر سعی کنم جمع این صفات را در خود گرد آورم مردم لحظه ای تردید نمیکنند که شیاد و حقه باز هستم ------------------------------------------------------------------------------- دکتر علی شریعتی:اگر خفه ام کنند سازش نخواهم کرد وحقیقت را قربانی مصحلت نمیکنم و اما آن قوم اگر موفق شوند و مرا بر دار کشند و یا همچون عین القضاه شمع آجین کنند و یا مانند ژور دانو در آتشم بسوزانند حسرت شنیدن یک آخ را هم بر دلشان خواهم گذاشت ------------------------------------------------------------------------------- هیچ کس اشکی برای ما نریخت هر که با ما بود از ما می گریخت چند روزی هست حالم دیدنیست حال من از این و آن پرسیدنیست حافظ دیوانه (عاشق) فالم را گرفت یک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زیاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم ------------------------------------------------------------------------------- ما با توانائیها و قابلیتهایمان می توانیم قله های افتخار و موفقیت را فتح کنیم، امّا آنچه باعث می شود آنجا ماندگار باشیم، شایستگی و اخلاقمان است. نمی خوام فقط یه عکس باشم تو پر فایل کسی . کاغذ سفید را هر چه قدر هم که تمیز و زیبا باشد کسی قاب نمی گیرد ، برای ماندگاری در ذهن ها باید حرفی برای گفتن داشت ------------------------------------------------------------------------------- به جای آنکه جای کسی را بگیرید، تلاش کنید جای واقعی خود را بیابید. «چارلی چاپلین» ------------------------------------------------------------------------------- طالع روزانه : این خوش بینی تو به زندگی است كه موانع بزرگ را تحقیر می كند و كوچك می شمارد شاید بعضی تو را تمسخر كنند اما تو خود خوب می دانی كه از این راه موفق تر خواهی بود. ------------------------------------------------------------------------------- من بـــا پوتین بزرگ شدم و کلاه بوده سرم رفیــق تــنــهایبهام هم خدا بوده فقط دلــــم از کف خیابون اسفالت ترو با لطافت و نرمی هم اشناست بله نه اینکه برف باشم نه این فکر بقیست همه فکر میکنن ادم خوبه شکل پریست من قووووول دیدم .. من خوب دیدم...... ادم خوبایی که خیلی وقته بو میدن !!!!!!!!!!!! ------------------------------------------------------------------------------- همیشه ازم جا میمونی .. چه ببری چه ببازی من بردمت !!! اگه نفهمی بعدا میفهمی !!! -------------------------------------------------------------------------------حاضریم واسه چهار چیز جونه قابلو بدیم * خدا ، وطن ، خونواده و رفیق ------------------------------------------------------------------------------- اگر به خانه ی من آمدی"...برایم مداد بیاور.....مداد سیاه...می خواهم روی چهره ام خط بكشم تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم ، یك ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم ! یك مداد پاك كن بده برای محو لبها.....نمی خواهم كسی به هوای سرخیشان ، سیاهم كند! یك بیلچه، تا تمام غرایز زنانه را از ریشه در آورم....شخم بزنم وجودم را ...بدون اینها راحت تر به بهشت می روم گویا! یك تیغ بده؛ موهایم را از ته بتراشم.... سرم هوایی بخورد... و بی واسطه روسری كمی بیاندیشم ! نخ و سوزن هم بده ، برای زبانم می خواهم ... بدوزمش به سق....اینگونه فریادم بی صداتر است! قیچی یادت نرود......می خواهم هر روز اندیشه هایم را سانسور كنم ! پودر رختشویی هم لازم دارم.....برای شستشوی مغزی....مغزم را كه شستم ، پهن كنم روی بند... تا آرمانهایم را باد با خود ببرد به آنجایی كه عرب نی انداخت... می دانی كه؟ باید واقع بین بود ! صدا خفه كن هم اگر گیر آوردی بگیر......می خواهم وقتی به جرم عشق و انتخاب ، برچسب فاحشه می زنندم.... بغضم را در گلو خفه كنم! یك كپی از هویتم را هم می خواهم.... برای وقتی كه خواهران و برادران دینی به قصد ارشاد، فحش و تحقیر تقدیمم می كنند ! تو را به خدا....اگر جایی دیدی "حقی" می فروختند .....برایم بخر....تا در غذا بریزم.... ترجیح می دهم خودم قبل از دیگران حقم را بخورم ! و سر آخر اگر پولی برایت ماند ...برایم یك پلاكارد بخر......به شكل گردنبند.....بیاویزم به گردنم....و رویش با حروف درشت بنویسم: "من یك انسانم "..." من هنوز یك انسانم" ...." من هر روز یك انسانم" ------------------------------------------------------------------------------- به اطلاع کلیه انسان ها میرسانم... که حالم به هم میخورد از شما... شما که با من هیچ نسبتی ندارید... شما خانم که دیروز با چتر به پایم کوبیدی.. شما آقا که من در ذهنت...هزار بار عریان شدم و تو هزار بار طعم گوشت بدنم را با نمک مزه مزه کردی... و به حضار محترم خوش آمد میگویم۰۰۰ که در نکبت زمین غرق شده اید و سالهاست... بوی گندتان را تحمل میکنم و شما دوست عزیز... دست بردار از این نمایش احمقانه ی عشق که ما به طعم لبهای شهرزاد روی لبه های باریک استکان چای هم قناعت کرده ایم...! و تمنا دارم از حضار محترم که سکوت را رعایت فرمایند آخر جناب مدیر دارد یک ساعت ساندویچ مغز میخورد با دوغ..! و ملالی نیست... بجز این که سبزی تازه نداریم! پسرم این برازنده ی شما نیست.. دخترم از شما توقع نداشتم... تا کی وقت دارم دلش را بدست آورم؟! مانتو..چکمه..ابرو... قانون ما را کدام ابله به بازی گرفت؟ به نام اهورا مزدا.. خانم روسری ات را درست کن! و کورش کبیر... چرا پاهای لختش را بیرون انداخته؟!!! و من به یانگوم حسودیم میشود... چون که او میتواند بانو باشد بی آنکه کسی هیکلش را سانت بزند... و در اتمام از همه ی دست اندر کاران و مسئولین... با شکم های گنده و گوش های ناشنوا کمال تشکر را دارم۰ که این بنده ی حقیر را قابل ترحم دانسته... و امروز تیرباران میکنند... باشد که خدای رحمت کند!!!! ------------------------------------------------------------------------------- دل من تنها بود دل من هرزه نبــــــود دل من عادت داشت كه بماند یك جا به كجا ؟ مـــــــــعلوم است به در خانه ی تو دل من عادت داشت كه بماند آنجا پشت یك پرده ی تور كه تو هر روز آن را به كناری بزنــــــــی دل من ساكن دیوار و دری كه تو هر روز از آن می گذری دل من ساكن دستان تو بود دل من گوشه ی یك باغچه بود كه تو هر روز به آن می نگری دل من را دیـــــــدی ؟ ساكن كفش تو بود یادت هست ؟ ------------------------------------------------------------------------------- چه كسی میگوید كه گرانی است اینجا؟ دوره ارزانی است چه شرافت ارزان تن عریان ارزان و دروغ از همه چیز ارزانتر آبرو قیمت یك تكه نان و چه تخفیف بزرگی خورده است قیمت هر انسان! ------------------------------------------------------------------------------- خدا وندا! اگر روزی بشر گردی زحال بندگانت با خبر گردی پشیمان می شدی از قصه خلقت از اینجا از آنجا بودنت ! خداوندا! اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر به تن داری برای لقمه ی نانی غرورت را به زیر پای نا مردان فرو ریزی زمین و آسمان را کفر می گویی نمی گویی؟ خداوندا اگر با مردم آمیزی شتابان در پی روزی ز پیشانی عرق ریزی شب آزرده ودل خسته تهی دست و زبان بسته به سوی خانه باز آیی زمین آسمان را کفر می گویی نمی گویی؟ خدا وندا اگر در ظهرگرماگیر تابستان تن خود را به زیر سایه ی دیواری بسپاری لبت را بر كاسه ی مسی قیر اندود بگذاری و قدری آن طرف ترکاخ های مرمرین بینی واعصا بت برای سکه ای این سو و آن سودر روان باشد و شاید هر رهگذر هم از درونت با خبر باشد زمین و آسمان را کفر می گویی نمی گویی؟ خدایا خالقا بس کن جنایت را تو ظلمت را! تو خود سلطان تبعیضی تو خود یک فتنه انگیزی اگر در روز خلقت مست نمی کردی یکی را همچون من بدبخت یکی را بی دلیل آقا نمی کردی جهانی را چنین غوغا نمی کردی دگر فریاد ها در سینه ی تنگم نمی گنجد دگر آهم نمی گیرد دگر این سازها شادم نمی سازد دگر از فرط می نوشی می هم مستی نمی بخشد دگر در جام چشمم باده شادی نمی رقصد نه دست گرم نجوائی به گوشم پنجه می ساید نه سنگ سینه ی غم چنگ صدها ناله می کوبد اگر فریادهایی از دل دیوانه برخیزد برای نا مرادی های دل باشد خدایا گنبد صیاد یعنی چه ؟ فروزان اختران ثابت سیار یعنی چه ؟ اگر عدل است این پس ظلم ناهنجار یعنی چه؟ به حدی درد تنهایی دلم را رنج می دارد که با آوای دل خواهم کشم فریاد و برگویم خدایی که فغان آتشینم در دل سرد او بی اثر باشد خدا نیست ؟ !شما ای مولیانی كه می گویید خدا هست و برای او صفتهای توانا هم روا دارید! بگویید تا بفهمم چرا اشك مرا هرگز نمی بیند؟ چرا بر ناله پر خواهشم پاسخ نمی گوید چرا او این چنین کور و کر و لال است و یا شاید درون بارگاه خویش کسی لب بر لبانش مست تنهایی و یا شاید دگر پر گشته است آن طاقت و صبرش کنون از دست داده آن صفتها راچرا در پرده می گویم خدا هرگز نمی باشدمن امشب ناله نی را خدا دانم من امشب ساغر می را خدا دانم خدای من دگر تریاک و گرس و بنگ می باشد خدای من شراب خون رنگ می باشد مرا پستان گرم لاله رخساران خدا باشد خدا هیچ است خدا پوچ است خدا جسمی است بی معنی خدا یک لفظ شیرین است خدا رویایی رنگین استشب است و ماه میرقصد ستاره نقره می پاشد و گنجشك از لبان شهوت آلوده ی زنبق بوسه می گیرد من اما سرد و خاموشم!من اما در سکوت خلوتت آهسته می گریم اگر حق است زدم زیر خدایی!!! عجب بی پرده امشب من سخن گفتم خداوندا اگر در نعشه ی افیون از من مست گناهی سر زد ببخشیدم ولی نه؟!چرا من روسیه باشم؟ چرا غلاده ی تهمت مرا در گردن آویزد؟ خداوندا تو در قرآن جاویدت هزاران وعده ها دادی تو می گفتی كه نامردان بهشتت را نمی بینند ولی من با دو چشم خویشتن دیدم كه نامردان به از مردانز خون پاک مردانت هزاران كاخها ساختند خداوندا بیا بنگر بهشت کاخ نامردان را خدایا ! خالقا ! بس کن جنایت را بس کن تو ظلمت را تو خود گفتی اگر اهرمن شهوتبر انسان حکم فرماید تو او را با صلیب عصیانت مصلوب خواهی کرد ولی من با دو چشم خویشتن دیدم پدر با نورسته خویش گرم میگیرد برادر شبانگاهان مستانه از آغوش خواهر کام میگیرد نگاه شهوت انگیز پسر دزدانه بر اندام مادر می لرزد قدم ها در بستر فحشا می لغزد پس...قولت! اگر مردانگی این است به نامردی نامردان قسم نامرد نامردم اگر دستی به قرآنت بیالایم ------------------------------------------------------------------------------- آسمان بر من میغرد زمین بر من میلرزد دریا با موجــــهایش بر من میکوبد همه و همه در برابرم صف کشیده اند !!!!!! چــــــر اااااااااا؟؟؟؟؟ نمیدانم !!!!!!!!!!!! به چه میاندیشم !!! ؟ نمیدانم ! به دو ست؟؟؟ که ندیدمش به عشق ؟؟؟ که نیافتمش به زندگی؟؟؟ که فانیست به دلم؟؟؟ که خالیست به تنهایی ؟؟؟ اری !!!!!!!!!! 81/11/14 22: 03 ------------------------------------------------------------------------------- در تار عنكبوتی گیر كردم كه عنكبوتش سیر است نه میتوانم پرواز كنم و نه بمیرم !!!!!!!!!!! ------------------------------------------------------------------------------- ------------------------------------------------------------------------------- وقتی خاطره های آدم زیاد می شه، دیوار اتاقش پر’ه عكس می شه، اما دلت برای اونی تنگ می شه كه نمی تونی عكسشو به دیوار بزنی ------------------------------------------------------------------------------- هی فلانی.... می دانی؟... می گویند رسم زندگی چنین است!!!!!!! می آیند....... می مانند....... عادتت می دهند....... و می روند....... و تو در خود می مانی....... و تو تنها می مانی....... راستی نگفتی؟ رسم تو نیز چنین است؟ مثل همه ی فلانی ها ------------------------------------------------------------------------------- سعی كن تنها باشی: زیرا تنها بدنیا آمده ای و تنها از دنیا خواهی رفت. بگذار عظمت عشق را درك نكنی: زیرا آنقدر عظیم است كه تو را نابود خواهد كرد. بگذار خانه ی عشقت خالی از وجود باشد: زیرا اگر عشقی در آن منزل كند به ویرانه های آن هم رحم نخواهد كرد. اما اگر عاشق شدی: سعی كن تنها یك نفر را دوست داشته باشی ------------------------------------------------------------------------------- ------------------------------------------------------------------------------- ** نامه ای عجیب و غریب** محبت شدیدی که سابقا ابراز میکردم دروغ وبی اساس بود و در حقیقت نفرت به تو روز به روز زیادتر میشود و هرچه بیشتر ترا میشناسم پستی و وقاحت تو بیشتر در نظرم آشکار میگردد . در قلب خود احساس میکنم که ناچارباید از تو دور باشم و هیچگاه فکر نکرده بودم که شریک زندگی تو باشم زیرا ملاقاتهاییکه اخیرا با تو کردم طبیعت و زمانه روح پلیدت را آشکار ساخت و بسیاری از اخلاق و صفات تو را به من شناساند و میدانم که خشونت طبع و تند خوئی ترا بدبخت خواهد کرد . اگر عروسی ما سر بگیرد مسلما همه عمر خود را با تو به پریشانی و بد ختی خواهم گذراند و بدون تو عمر خود را در نهایت شادکامی طی خواهم کرد در نظر داشته باش که روح من هیچگاه بتو رام نخواهد شد و نفرت و کینه ام پیوسته متوجه تواست این نکته را باید در نظر داشته باشی و بدانی که از تو میخواهم آنچه را که گفته ام شوخی و مسخره نکنی و بدانی که این نامه را از صمیم قلب مینویسم و چقدر تاسف میخورم اگر باز هم در صدد دوستی با من باشی با نهایت نفرت از تو میخواهم که از پاسخ دادن به این نامه خودداری کنی زیرا نامه های تو سراسر مهمل و دروغ است و نمیتوان گفت که دارای لطف و حرارت میباشد بطور قطع بدان که همیشه دشمن تو هستم و از تو بشدت متفنر هستم و نمیتوانم فکر کنم که دوست صمیمی و وفادار تو هستم دوست خوبم اگر میخواهی بدانی که راز این نامه چه بوده است نامه را یک بار دیگر یک خط در میان بخون امیدوارم اوقات خوبی داشته باشید ------------------------------------------------------------------------------- رویا ها چه زود می گذرند، زودتر از آنچه که باور کنم که می بینم ، شاید این یک خواب است ،خوابی که دورتر از دیدار است آنگاه که چشمانم را دوباره می گشایم چه کسی می داند ،چشمانم چه را می بیند، آیا رویا حقیقت دارد؟ ------------------------------------------------------------------------------- لاک پشت ها هم عاشق میشن ولی تحمل درد عشق براشون راحته چون حداقل عشقشون آروم آروم ترکشون میکن ------------------------------------------------------------------------------- ------------------------------------------------------------------------------- روز قسمت بود. خدا هستی را قسمت می کرد. خدا گفت : چیزی از من بخواهید. هر چه که باشد‚ شما را خواهم داد. سهمتان را از هستی طلب کنید زیرا خدا بسیار بخشنده است.وهر که آمد چیزی خواست. یکی بالی برای پریدن و دیگری پایی برای دویدن. یکی جثه ای بزرگ خواست و آن یکی چشمانی تیز. یکی دریا را انتخاب کرد و یکی آسمان را.در این میان کرمی کوچک جلو آمد و به خدا گفت : من چیز زیادی از این هستی نمی خواهم. نه چشمانی تیز و نه جثه ای بزرگ. نه بالی و نه پایی ‚ نه آسمان ونه دریا. تنها کمی از خودت‚ تنها کمی از خودت را به من بده. و خدا کمی نور به او داد. نام او کرم شب تاب شد. خدا گفت : آن که نوری با خود دارد‚ بزرگ است‚ حتی اگربه قدر ذره ای باشد. تو حالا همان خورشیدی که گاهی زیر برگی کوچک پنهان می شوی.و رو به دیگران گفت : کاش می دانستید که این کرم کوچک ‚ بهترین را خواست. زیرا که از خدا جز خدا نباید خواست.هزاران سال است که او می تابد. روی دامن هستی می تابد. وقتی ستاره ای نیست چراغ کرم شب تاب روشن است و کسی نمی داند که این همان چراغی است که روزی خدا آن را به کرمی کوچک بخشیده است ------------------------------------------------------------------------------- خیام اگر ز باده مستى خوش باش با ماه رخى اگر نشستى خوش باش چون عاقبت كار جهان نیستى است انگار كه نیستى، چو هستى خوش باش آنانكه ز پیش رفتهاند اى ساقى درخاك غرور خفتهاند اى ساقى رو باده خور و حقیقت از من بشنو باد است هرآنچه گفتهاند اى ساقى اسرار ازل را نه تو دانی و نه من، وین حرف معما نه تو خوانی و نه من؛ هست از پس پرده گفتگوی من و تو، چون پرده برافتد، نه تو مانی و نه من. آنانکه ز پیش رفتهاند ای ساقی، در خاک غرور خفتهاند ای ساقی، رو باده خور و حقیقت از من بشنو: باد است هر آنچه گفتهاند ای ساقی. عمرت تا کی بخودپرستی گذرد، یا در پی نیستی و هستی گذرد؛ می خور که چنین عمر که غم در پی اوست آن به که بخواب یا بمستی گذرد. دوران جهان بی می و ساقی هیچ است، بی زمزمه نای عراقی هیچ است؛ هرچند در احوال جهان مینگرم، حاصل همه عشرت است و باقی هیچ است. لب بر لب کوزه بردم از غایت آز، تا زو طلبم واسطه عمر دراز، لب بر لب من نهاد و میگفت بر از: می خور، که بدین جهان نمیآیی باز! تا کی غم آن خورم که دارم یا نه؛ وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه، پر کن قدح باده، که معلومم نیست کاین دم که فرو برم برآرم یا نه. با باده نشین که ملک محمود اینست، وز چنگ شنو، که لحن داوود اینست؛ از آمده و رفته دگر یاد مکن، حالی خوش باش، زانکه مقصود این است. ------------------------------------------------------------------------------- امشب بـه ســرم هوای یــارم زده است بـر دیده هـوس، روی نگارم زده است امشب كــه زحـالش خبری نیست مـرا باد آمده از ســـایه كنـــــارم زده است امشب ز فــــراغ روی ماهش زخمـــی بـــر این دل تنــگ بـی قرارم زده است فردا كه رسد بر ســـر من خواهد دید دیشب غمش از حنجره دارم زده است ------------------------------------------------------------------------------- این روزا عادت همه رفتن و دل شکستنه درد تموم عاشقا پایه کشی نشسنته این روزا مشق بچه ها یه صفحه آشفتگی گردای روی آینه ها فقط غم زندگیه این روزا در عاشق فقط غم ندیدنه مشکل بی ستاره ها یکم ستاره چیدنه این روزا کار آدما دلای پاک و بردن بعدش اون رو گرفتن و به دیگری سپردنه این روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه ساده ترین بهونشون از هم خبر نداشتنه این روزا سهم عاشقا قصه و بی وفایه جرم تمومشون لذت آشــــــناییه !!!! این روزا عادت گلا مرگ و بهونه کردنه کار چشای آدما دل رو دیونه کردنه این روزا کار رویامون از پونه خونه ساختنه نشونگی پروانگی زندگی ها رو باخنته این روزا قصه ها همش قصه یه دل سوزوندنه خلاصه یه حرف همه پر زدن و نموندنه ------------------------------------------------------------------------------- |
| وضعیت | مرد29 ساله مجرد |
| جنسيت | مرد |
| محل سکونت | Turkey ، گیلان ، رشـــــــــت بـــزرگ صـــ ــفــ ا ر ی |
| سيگار | نميکشم |
| علت عضويت | تماس با آشنايان و دوستان |
| زندگي با | با حيوان خانگي ام |
| تحصيلات | ليسانس |
| شغل | در انتظار اشخوری |
| اطلاعات اضافي | Learning Learning isn't easy… Frustration tends to set in You are hurt You feel defeated You want to give up or quit You want to walk away and Pretend that it doasnt matter But you wont… Because you are not a loser You're a fighter… We all have to lose sometimes Before we can win We have to cry sometimes Before we can smile We get hurt Before we can be strong But if you keep on working and believing You'll have victory in the end. when i saw you i was scard to talk to you when i first talked to you i was scared to kiss you when i first kissed you i was scared to love you Now that i love you I 'm Scared To Lose YOU!!! تا که بودیم نبودیم کسی کشت مارا غم بی همنفسی تا که رفتیم همه یار شدند خفته ایم و همه بیدار شدند قدر ایینه بدانیم چو هست نه در ان وقت که اقبال شکست.((یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم وقت پر پر شدنش سوز و نوایی نکنیم... یادمان باشد سر سجاده عشق جز برای دل محبوب دعایی نکنیم... یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم گرچه در خود شکستیم صدایی نکنیم... یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم)) ***************************** من آخرین دیوانه ای هستم كه تو می بینی ! با كله خالی از مغز و شكمی همیشه گرسنه ! و دل كه هیچ كس را دوست ندارد ... چشم هایم ، انتخاب می كنن ببینم یا نبینم ! هیچ قسمتی از بدنم از مغزم دستور نمی گیرد .... حرف هایم را باور نكن چون من یك دیوانه بیش نیستم ... |
| دین | اسلام |
| گرايش سياسي | هيچکدام ! |
| قد | 170-175 |
| وزن | 70-75 |
| اخلاق و برخورد | شوخ ، جدي ، دوستانه ، بد اخلاق ، گوشه گير ، تيزهوش |
| مد و ظاهر | متغيير ، جين ، راحت ، معمولي |
| صفحه وب | http://www.www.com |
| تاریخ عضویت | 21 خرداد 1386 ساعت 22:11 |