userinfo close
1 ساعت و 15 دقیقه پیش :
چت نمی کنم.لطفا پی ام ندید...

دیبا پ

parvaz_aseman_abi

زن 32 ساله مجرد ، مشاهده پروفایل
1 سال و 4 ماه و 21 روز سن کلوبی ،
اززندگی سرشار... شیفته موسیقی ایرانی.مشتاق آموختن آواز ایرانی...
 

آلبوم تصاویر

لیست کلوب ها :: 60

      ,
    هوشنگ ابتهاج ( ه. ا . سایه)
    در این جهان غریبم از آن رها کردی::: که با هزار غم و درد آشنام کنی::: هزار نقش نوام در ضمیر می آمد::: تو خواستی که چو سایه غزل سرام کنی::: لب تو نقطه پایان ماجرای من است::: بیا که این غزل کهنه را تمام کنی .
      ,
    استاد صدیق تعریف
    زندگینامه صدیق تعریف · تولد در سنندج سال 1335 · ورود به دانشگاه هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، سال 1354 · فارغ‌التحصیل در رشته‌های هنرهای نمایشی، سال 1359 · درك محضر استاد برجسته آواز، زنده یاد شادروان محمود كریمی از سال 1354 تا 1356 · آشنایی با مكتب و شیوة آوازی استاد طاهرزاده به روایت استاد برومند از طریق جناب رضوی سروستانی از سال 1355 تا 1357 · آشنائی با شیوه و سبك آوازی استاد عبداله دوامی به یاری و همت جناب نصراله ناصح‌پور از سال 1359 تا 1364 · اجرای اولین كنسرت رسمی و ارائة اولین كاست موسیقی به نام «مكتب اصفهان» به یاد استاد حسین طاهرزاده در دستگاه سه ‌گاه، با همكاری گروه شیدا و عارف به سرپرستی محمدرضا لطفی، سال 1362 · اجرای چند تصنیف کوتاه بر روی رباعیات ابو علی سینا در سریال "ابن سینا" با آهنگسازی فرهاد فخر الدینی در سال 1364 · اجرای كنسرت «شورانگیز» (بیات ترك) با همكاری گروه شیدا و عارف به سرپرستی و آهنگسازی حسین علیزاده در تهران تالار وحدت، پائیز 1367 · عرضه كاست «گلگشت» با همكاری گروه شیدا به سرپرستی پشنگ كامكار، اسفند 1367 · اجرای كنسرت «همیاری» به مناسبت فاجعه زلزله گیلان و مازندران به همراه گروه همنوازان سه تار و به آهنگسازی و سرپرستی حسین علیزاده، تهران تالار وحدت، تابستان 1368 · تدوین و ارائة كاست «شیدائی» كاری مشترك با جناب جلال ذوالفنن و اجرای گروه سه تار نوازان، بهار 1369 · اجرا و ارایه قطعاتی در آلبومی بنام "آثاری از حسین دهلوی" در سال 1367 · فراگیری قطعات و تصانیف استادان قدیمی در محضر استاد زنده یاد شادروان علی اصغر بهاری از سال 1368 تا 1372 · عرضة كاست «فراق» با همكاری گروه شیدا و سرپرستی پشنگ كامكار، زمستان 1371 · تدوین و ارائة كاست «شور دشت» با همیاری گروه همنوازان زمستان 1372 . · آشنائی با مکاتب و شیوه های آوازی قدیم ایران در محضر جناب مجید کیانی از سال 1370 تا 1372 · کنسرت سه گاه و ماهور در پاریس。 پائیز 1373 · کنسرت بیات اصفهان به همراهی گروه شیدا به آهنگسازی و سرپرستی محمدرضا لطفی، در کشورهای ایتالیا، سوئیس، آلمان، انگلستان و فرانسه 1374 و فروردین 1375 · اجرای آواز و تصنیف عبدالقادر مراغه ای موسیقیدان بزرگ قرن نهم ایران در مقدمه سریال تلویزیونی امام علی (ع)، حاصل تحقیق و تدوین استاد فرهاد فخرالدینی · تدوین و ارائه نوار کاست "آبگینه" با همکاری گروه همنوازان، بهار 1376 · درک محضر زنده یاد شادروان استاد رجب امیری فلاح از 1372 تا 1375 · عرضه دیسکت های "به یاد طاهرزاده"، "شیدائی"، "شور دشت" از سال 1372 به بعد · ارائه آلبوم "ماه بانو" بمناسبت چهلمین سال درگذشت قمرالملوک وزیری، ماه همیشه تابان آواز ایران در سال 1378 · ارائه آلبوم کردانه با اجرای گروه کامکارها در سال 1382 · اجرای اثری بنام " ماه عروس" با آهنگسازی و تنظیم حمید متبسم و اجرای گروه دستان در سال 1383 - آلبوم این اثر بزودی منشر خواهد شد. – · تعلیم و تدریس آواز ایرانی از سال 1364 تاکنون
      ,
    حافظ
    انجمن دوستداران و مریدان حافظ شیراز .
      ,
    مولانا جلال الدین محمد بلخی
    مختصری از احوال مولانا زادگاه مولانا: جلال‌الدین محمد درششم ربیع‌الاول سال604 هجری درشهربلخ تولد یافت. سبب شهرت او به رومی ومولانای روم، طول اقامتش‌ و وفاتش درشهرقونیه ازبلاد روم بوده است. بنابه نوشته تذكره‌نویسان وی درهنگامی كه پدرش بهاءالدین از بلخ هجرت می‌كرد پنجساله بود. اگر تاریخ عزیمت بهاءالدین رااز بلخ در سال 617 هجری بدانیم، سن جلال‌الدین محمد درآن هنگام قریب سیزده سال بوده است. جلال‌الدین در بین راه در نیشابور به خدمت شیخ عطار رسید و مدت كوتاهی درك محضر آن عارف بزرگ را كرد. چون بهاءالدین به بغدادرسیدبیش ازسه روزدرآن شهراقامت نكرد و روز چهارم بار سفر به عزم زیارت بیت‌الله‌الحرام بر بست. پس از بازگشت ازخانه خدا به سوی شام روان شد و مدت نامعلومی درآن نواحی بسر برد و سپس به ارزنجان رفت. ملك ارزنجان آن زمان امیری ازخاندان منكوجك بودوفخرالدین بهرامشاه‌نام داشت، واو همان پادشاهی است حكیم نظامی گنجوی كتاب مخزن‌الاسرار را به نام وی به نظم آورده است. مدت توقف مولانا در ارزنجان قریب یكسال بود. بازبه قول افلاكی، جلال‌الدین محمددرهفده سالگی ‌درشهرلارنده به‌امرپدر، گوهرخاتون دخترخواجه لالای سمرقندی را كه مردی محترم و معتبر بود به زنی گرفت و این واقعه بایستی در سال 622 هجری اتفاق افتاده باشد و بهاءالدین محمد به سلطان ولد و علاءالدین محمد دو پسر مولانا از این زن تولد یافته‌اند. رحلت مولانا درسال672وجودمولانا به ناتوانی گرائید ودر بستر بیماری افتاد و به تبی سوزان و لازم دچار گشت و هر چه طبیبان به مداوای او كوشیدند و اكمل‌الدین و عضنفری كه از پزشكان معروف آن روزگاربودند به معالجت او سعی كردند، سودی نبخشیدتادر روزسكشنبه پنچم ماه جمادی‌الاخر سال672 روان پاكش از قالب تن بدرآمد و جان‌به‌جان آفرین تسلیم كرد. اهل قونیه ازخردوبزرگ درتشییع جنازه ‌او حاضرشدند و حتی عیسویان و یهودیان در ماتم او شیون و افغان می‌كردند. شیخ صدرالدین قونوی برمولانا نماز خواند و سپس جنازه او ا برگرفته و با تجلیل بسیار در تربت مبارك بر سر گور پدرش بهاءالدین ولد به خاك سپردند. پس از وفات مولانا،علم‌الدین قیصر كه از بزرگان قونیه بود با مبلعی بالغ بر سی‌هزار درهم بر آن شد كه بنائی عظیم بر سر تربت مولانا بسازد. معین‌الدوله سلیمان پروانه كه از امیران زمان بود،او را به هشتاد هزار درهم نقد مساعدت كردوپنجاه هزاردیگربه حوالت بدو بخشید و بدین‌ترتیب تربت مبارك كه آنرا قبه خضراء گویند بنا شد و علی‌الرسم پیوسته چند مثنوی خوان و قاری بر سر قبر مولانا بودند. مولانادرنزد پدرخود سلطان‌العلماء بهاءالدین ولدمدفون است واز خاندان و كسان وی بیش از پنجاه تن در آن بارگاه به خاك سپرده شده‌اند. بنا به بعضی از روایات،ساحت این مقبره پیش ازآمدن بهاءالدین ولد به قونیه به نام باغ سلطان معروف بود و سلطان علاءالدین كیقباد آن موضع را به وی بخشید و سپس آنرا ارم‌باغچه می‌گفتند. افلاكی در مناقب‌العارفین می‌نویسد كه:«افضل‌المتأخرین نجم‌الدین طشتی روزی در مجمع اكابر لزیفه می‌فرمودند كه در جمیع عالم سه چیز عام بوده چون به حضرت مولانا منسوب شد خاص گشت و خواص مردم مستحسن داشتند: اول‌كتاب مثنوی‌است كه هردومصراع رامثنوی می‌گفتند،دراین زمان چون‌نام مثنوی گویند عقل به بدیهه حكم می‌كند كه مثنوی مولاناست.دوم:همة علمارا مولانا می‌گفتند،درین خال چون نام مولانا می‌گویند حضرت او مفهوم می‌شود. هركورخانه‌راتربت می‌گفتند،بعدالیوم‌چون یادتربت می‌كنندوتربت می‌گویند،مرقد‌مولاناكه‌تربت است معلوم می‌شود». پس از رحلت مولاناحسام‌الدین چلبی جا نشین وی گشت. چلبی یا چالابی كلمه‌ای است تركی به معنی آقا وخواجه ومولای من، واصل آن چلب یا چالاب به معنی معبود ومولاوخدااست درتركیه غالبأاین لغت عنوان بر پوست تخت نشینان وجانشینان مسندنشینی مولانا اطلاق می‌شود حسام ا لدین در683 هجری در گذشت وسلطان ولد پسر مولانا با لقب چلبی جانشین وی گشت .سلطان ولدكه مردی دانشمد وعارفی متتبع بود تشكیلات درویشان مرید پدرش را نظم‌وترتیبی تازه دادوبارگاه مولانارامركزتعلییمات آن طایفه ساخت. پس ازمرگ ودر 710 هجری پسرش اولو عارف چلبی جانشین اوشد. پس ازوی درسال720هجری برادرش شمس‌الدین امیرعالم پیشوای‌دراویش مولویه گشت .وی درسال 734 هجری در گذشت. درزمان اوخانقاه‌های فراوانی دراطراف واكناف آناطولی برای دراویش مولویه ساخته شد، وبارگاه مولانا به صورت مدرسه‌ومركزتعلیمات صوفیان‌درآمدوزیارتگاه اهل معرفت ازترك‌وعرب وعجم گردید .شمار چلبیانی كه پس ازمولانا پیاپی برتخت پوست درویشی اونشسته‌اند تا1927 به سی و دو تن میرسد .دراین این سال این بارگاه تبدیل به موزه شد وموزه مولانا نام گرفت
      ,
    استاد شجریان
    استاد مسلم موسیقی ایران
      ,
    همایون شجریان
    همایون شجریان، فرزند چهره شاخص ایران، در 31 اردیبهشت 1354 در تهران در خانواده ای سرشار از موسیقی چشم به جهان گشود. از کودکی علاقه به موسیقی و ریتم در او نمایان بود تا با تشخیص پدر نزد استاد بی همتای تنبک شادروان ناصر فرهنگفر به فراگیری تنبک و شناخت ریتم که اساس موسیقی است پرداخت و چند سالی هم نزد جمشید محبی ادامه داد. از ده سالگی در کنار خواهران خود نزد پدر آواز را شروع کرد و در دوران بلوغ روزانه تنبک، آواز و صدا سازی را بصورت فشرده فرا گرفت. در همان زمان به هنرستان موسیقی رفت و کمانچه را به عنوان ساز تخصصی خود انتخاب کرد و در خارج از هنرستان به ادامه فراگیری آن نزد اردشیر کامکار پرداخت. از سال 1370 پدر و گروه آوا را در کنسرتهای آمریکا، اروپا و ایران با تنبک همراهی کرد و از 1378 به بعد در صحنه کنسرت ها با پدر همخوانی را آغاز نمود

اطلاعات پروفایل

همه چیز اگر گاه تیره می نماید، باز روشن می شود ، زود، تنها به خاطر بسپار، بارانی باید تا رنگین کمانی برآید،..... آفتاب دوباره خواهد درخشید، خیلی زود، خواهی دید.
کلوب آی دی
cloobid
parvaz_aseman_abi
، سن کلوبی : 1 سال و 4 ماه و 21 روز
درباره من
اززندگی سرشار...
شیفته موسیقی ایرانی.مشتاق آموختن آواز ایرانی...


وضعیت
زن32 ساله مجرد
جنسيت
زن
محل سکونت
Iran ، تهران ، کرج
سيگار
نميکشم
علت عضويت
تماس با آشنايان و دوستان
زندگي با
با والدين
تحصيلات
ليسانس
اطلاعات اضافي
شکیباو شاد و امیدوارم.

ایمان دارم که عشق هنوز و همیشه هست.آن را در دلم

یافته ام و از آن لبریزم.می دانم که اونیز مرا می یابد.عشق در پی خویش است.

ارزش مهر و فاداری را خوب می دانم.

اهل دوستی بیرون از نت نیستم.

زیاد چت نمی کنم.

مهربانی ، امید و آموختن پیشه من است.

از هیچ چیز ،جز دروغ نمیرنجم.

خودم هستم.ساده و شفاف.خودم!
قد
165-170
وزن
65-70
اخلاق و برخورد
دوستانه
مد و ظاهر
متغيير
تاریخ عضویت
13 مهر 1389 ساعت 23:08

اطلاعات علایق

علایق
خانواده ام.کارم.دوستان.موسیقی.سکوت.نگارش.مطالعه.آسمان شب.طلوع.زندگی.......
موسیقی سنتی ایران زمین و صد البته، صدای آسمانی علیرضا قربانی
ورزش
کوهنوردی.
فعاليتها
طراحی.خوشنویسی.....

"مار را خواهم گفت: چه شكوهی دارد غوك!آشتی خواهم داد.

.آشنا خواهم كرد.راه خواهم رفت.نور خواهم خورد.دوست خواهم داشت "
کتاب
ادبیات .تاریخی.هنری.روانشناسی.هر آنچه که در رسیدنم به رشد ، آرامش و کمال انسانی کمک می کند.
موسيقي
سنتی.لایت.
غذا
همه غذا هارو دوست دارم از جمله میوه ها رو.
(اینقدر بهم نگید میوه غذا نیست.میدونم.:).
خب میوه هارو بیشتر از غذا دوست دارم.)

اطلاعات شخصی

من در يک جمله !
آرامشی را در اندیشه‌ام که از راستی و روشنایی روایت کند.
مهمترين چيزها
گاه آرام......گاه پر هیاهو اما همیشه در تکاپوی.از سکون و بی خیالی گریزان.

تمام سعی ام بر این است که ارزش انسان بودنم رو حفظ کنم.راستی و درستی پیشه کنم و مهر بورزم به هستی.و در این دنیای بی عشق و بی مهر،ذره ای باشم که هنوز عشق را درک میکند.

گمان میکنم لازمه یکبار دیگه یاد آوری کنم .هیچ تمایلی به دوستی بیرون از نت ندارم.لطفا به این نیت درخواست دوستی نگذارید.....
رنگ مو
قهوه اي
رنگ چشم
قهوه اي
وضعيت بدني
معمولي
وضعيت ظاهري
زيبا
مشخصه اصلي
مهربان ، لبخند دائمي ، پر سرو صدا ، پر هيجان
فرد مورد نظر آشنایی
با اخلاق
فرد ايده آل زندگي
کسی که بتواند بهترین و نزدیک ترین دوست زندگیم باشد و بهترین و نزدیک ترین دوست زندگی اش باشم.......کسی که ارزش مهر ، وفاداری و انسانیت را بداند.
موارد غیر قابل تحمل
1.همه میگن دروغ..و من میگم ترس.این ترسه که باعث هر اشتباه و دروغی میشه.
2.به بازی گرفتن اعتماد دیگران...در دوستی ،همکاری و هر رابطه اجتماعی دیگه.
3.خودخواهی.
4.اندوه و بد بینی.
مهارتهاي شخصي
من گره خواهم زد،چشمان را با خورشید،دل ها را با عشق ، سایه را با آب، شاخه ها را با باد.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.