| کلوب آی دی | parto3000n ، سن کلوبی : 5 سال و 1 ماه و 12 روز |
| درباره من | شکلات تلخم عاشق حق،شعر،فلسفه،سکوت،هوای ابری،تنهایـــــی من عاشقم عاشق کـرم های ابریشمی که حسرت گل ها را هیاهوی باغ را و حسرت پروانه شدن را به گـور می برند!! و خداوند مهربان دستان مرا كه خویش را گم كرده بودم در دستانش گرفت و من به اندازه تمام ابدیت احساس "امنیت "كردم دستانش بوی گل یاس ، بوی مهربانی، بوی نوازش می داد خدایا و تویی آن بالا ٬ اینجا پیش من. و هیچ وقت هم نه غریبه بودی که امروز آشنایم باشی٬نه بی محبت که امروز مهربانم شده باشی. و همیشه هر جا رفتم بودی الهی تو را دارم چه کم دارم پس چه غم دارم تا رسیدن به کمال راه طریقت خواهم آموخت..تا جائی که در دانشگاه معرفت دکتری انسانیت را کسب کنم آنجا که قلبم شکست درد هایم را فقط،آسمان میدانست خدایا تو را به وسعت تنهایی هایم دوست دارم خداوندا تو در جان منی من غم ندارم تو ایمان منی من کم ندارم اگر درمان تویی دردم فزون باد اگر عشقی تو سهم من جنون باد |
| وضعیت | زن23 ساله مجرد متولد 18/تیر/1368 |
| جنسيت | زن |
| محل سکونت | Iran ، کرمان ، کرمان |
| سيگار | نميکشم |
| علت عضويت | شرکت در بحث هاي کلوبها و امکانات ديگر |
| زندگي با | با والدين |
| تحصيلات | ليسانس |
| شغل | دانشجو |
| اطلاعات اضافي | من هستم جدا از همه بودن ها همانطور که اسمان هست من هستم اما نه برای تو و نه برای هیچکس خسته ام خسته از زمزمه های بیهوده این شهر شلوغ که در گوشم ترانه وسوسه انگیز زندگی می خواند خسته از زرق و برقی پوچ که مانند آب شدن شکلاتی در دهانم تنها لحظه ای می تواند تلخی روزگار را از کامم بگیرد رهایم کنید که من اینها را به شما می بخشم تنهایم بگذارید دیده فرو بسته ام از خاکیان تا نگرم جلوه افلاکیان شاید از این پرده ندایی دهند یک نفسم راه به جایی دهند ای که براین پرده خاطر فریب دوخته ای دیده ی حسرت نصیب آب بزن چشم هوسناک را با نظر پاک ببین پاک را من گم شدم بین حس بودن و نبودن بین حیات ومرگ بین گناه و معصومیت اینجا منم تنهای تنها همان حوای ساده دلی که برای دلخوشی آدمش ننگ شیطان صفتی را به نوادگان هم جنسش هدیه داد آدمی٬گاهی آنقدر تا می خورد و مچاله می شود٬که حتی حوصله جوانی اش٬ از کاسه ی صبر٬ سر می رود! چه رسد به توان پایداری در میان این همه میان سالی که نصیبش می شود به سلام ها دل نمی بندم ، از خداحافظی ها غمگین نمی شوم دیگر عادت کرده ام به تکرار یکنواخت دوری و دوستی خوشا به حال ستاره ها٬چقدر از درنده خو های آراسته دورند.چقدر از وحشت مرگزای این غصه فاصله گرفته اند.چقدر به مهتاب نزدیکند.همیشه هم آغوش آسمانند. همیشه از انتهای نرمترین و لطیف ترین آبیها به تبعیدی |
| دین | اسلام |
| گرايش سياسي | هيچکدام ! |
| قد | 160-165 |
| وزن | 55-60 |
| اخلاق و برخورد | جدي ، گوشه گير |
| تاریخ عضویت | 10 دی 1385 ساعت 08:17 |
| کتاب | کتابهای فلسفی و عرفانی |
| موسيقي | هر چیزی که ارزش شنیدن داشته باشه. بیشتر آهنگ غمگین محسن چاوشی |
| برنامه تلويزيون | سینما ماورا |
| فيلمها | فیلمهای سینما ماورا بنجامین استیگماتا خانه ی عروسک وکیل مدافع شیطان |
| دانشگاه | شهید باهنر کرمان |
| رشته | جغرافیا و برنامه ریزی شهری |
| من در يک جمله ! | یک انسانم نه فرشته و نه حیوانم |
| مهمترين چيزها | خستم،خستم از این همه شقاوت، از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست.کجایید ای انسانها؟سکوت بسست.به پا خیزید |
| فرد ايده آل زندگي | من به یک فرشته معمولی احتیاج دارم یک فرشته معمولی تمام وقت که بال نداشته باشد و تا قیامت با من بماند. |
| موارد غیر قابل تحمل | 1.خیانت2.خیانت3.خیانت4.خیانت5.خیانـــــــــت |