__
لیست دوستان :: 190
لیست کلوبها :: 70
  • نام کلوب :Reebok
    نام انگلیسی : reebok
    تاسیس : 23 دی 1383
    1112 عضو ، 6 بحث ،

    Reebok

  • نام کلوب :Nike
    نام انگلیسی : nike_com
    تاسیس : 15 دی 1383
    5273 عضو ، 126 بحث ، 2 لینک

    Nike

  • نام کلوب :بسکتبال
    نام انگلیسی : basketball
    تاسیس : 20 دی 1383
    3123 عضو ، 510 بحث ، 13 آلبوم ، 4 مقاله ، 6 لینک ، 1 نظرسنجی

    بسکتبال

  • نام کلوب :ایران
    نام انگلیسی : iran_vatanam
    تاسیس : 19 دی 1383
    3089 عضو ، 762 بحث ، 11 آلبوم ، 21 مقاله ، 14 لینک ، 3 نظرسنجی

    ایران

  • نام کلوب :تهرانی ها
    نام انگلیسی : tehraneha
    تاسیس : 19 دی 1383
    1663 عضو ، 16 بحث ، 8 آلبوم ، 2 لینک

    تهرانی ها

  • نام کلوب :موفقیت
    نام انگلیسی : success
    تاسیس : 25 دی 1383
    6125 عضو ، 499 بحث ، 5 آلبوم ، 40 مقاله ، 1 نظرسنجی

    موفقیت

اطلاعات علایق برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات شخصی برای دوستان مقدور می باشد.
لیست توصیفنامه ها
22 تیر 86 - 22:37
كوله ‌پشتی‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد. رفت‌ كه‌ دنبال‌ خدا بگردد؛ و گفت: تا كوله‌ام‌ از خدا پر نشود برنخواهم‌ گشت.نهالی‌ رنجور و كوچك‌ كنار راه‌ ایستاده‌ بود.مسافر با خنده‌ای‌ رو به‌ درخت‌ گفت: چه‌ تلخ‌ است‌ كنار جاده‌ بودن‌ و نرفتن؛ و درخت‌ زیر لب‌ گفت: ولی‌ تلخ‌ تر آن‌ است‌ كه‌ بروی‌ و بی‌ رهاورد برگردی. كاش‌ می‌دانستی‌ آن‌چه‌ در جست‌وجوی‌ آنی، همین‌جاست. مسافر رفت‌ و گفت: یك‌ درخت‌ از راه‌ چه‌ می‌داند، پاهایش‌ در گِل‌ است، او هیچ‌گاه‌ لذت‌ جست‌وجو را نخواهد یافت. و نشنید كه‌ درخت‌ گفت: اما من‌ جست‌وجو را از خود آغاز كرده‌ام‌ و سفرم‌ را كسی‌ نخواهد دید؛ جز آن‌ كه‌ باید. مسافر رفت‌ و كوله‌اش‌ سنگین‌ بود. هزار سال‌ گذشت، هزار سالِ‌ پر خم‌ و پیچ، هزار سالِ‌ بالا و پست. مسافر بازگشت. رنجور و ناامید. خدا را نیافته‌ بود، اما غرورش‌ را گم‌ كرده‌ بود. به‌ ابتدای‌ جاده‌ رسید. جاده‌ای‌ كه‌ روزی‌ از آن‌ آغاز كرده‌ بود. درختی‌ هزار ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده‌ بود. زیر سایه‌اش‌ نشست‌ تا لختی‌ بیاساید. مسافر درخت‌ را به‌ یاد نیاورد. اما درخت‌ او را می‌شناخت. درخت‌ گفت: سلام‌ مسافر، در كوله‌ات‌ چه‌ داری، مرا هم‌ میهمان‌ كن. مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمنده‌ام، كوله‌ام‌ خالی‌ است‌ و هیچ‌ چیز ندارم. درخت‌ گفت: چه‌ خوب، وقتی‌ هیچ‌ چیز نداری، همه‌ چیز داری. اما آن‌ روز كه‌ می‌رفتی، در كوله‌ات‌ همه‌ چیز داشتی، غرور كمترینش‌ بود، جاده‌ آن‌ را از تو گرفت. حالا در كوله‌ات‌ جا برای‌ خدا هست. و قدری‌ از حقیقت‌ را در كوله‌ مسافر ریخت. دست‌های‌ مسافر از اشراق‌ پر شد و چشم‌هایش‌ از حیرت‌ درخشید و گفت: هزار سال‌ رفتم‌ و پیدا نكردم‌ و تو نرفته‌ای، این‌ همه‌ یافتی! درخت‌ گفت: زیرا تو در جاده‌ رفتی‌ و من‌ در خودم. و پیمودن‌ خود، دشوارتر از پیمودن‌ جاده‌هاست
4 بهمن 85 - 01:11
دلم برای کسی تنگ است کسی که بی من ماند کسی که با من نیست دلم برای کسی تنگ است که بیاید و به هر رفتنی پایان دهد دلم برای کسی تنگ است که آمد رفت ...... و پایان داد کسی .... کسی که من همیشه دلم برایش تنگ می شود .... كسی كه دوستش دارم .... عاشقانــــــه همیشـــــــه تاابدتاخودخداونـــــد!... دلم برای تو تنگ است
7 آبان 85 - 05:24
سلام EDi ، دلم برات تنگ شده خیلی (;
__