لیست کلوبها :: 56
لیست توصیفنامه ها6 شهریور 87 - 14:44 | |
همرنگ چشمهایت سکوت می کنم.(مریم اسدی)
دیگر هیچ فرقی نمی کند
آسمان قد پیاله باشد یا دریا
حتی اگر پشت در خانه ات یک جفت کفش زنانه هم ببینم
نمی پرسم دستان چه کسی برایت
یاس و انار و کبوتر آورده بود
می روم حوالی علاقه ی خلوت آن سال ها
می روم دنبال کسی که با من تا نور می اید
با من تا ستاره
با من تا دربند ، تا دریا
می روم و دیگر نمی پرسم
سهم من از این همه سبز که سرودم چیست
حالا می توانم لباس های سبزم رابیرون بیاورم
و سیاه بپوشم
می توانم تمام ستاره های سبز را با تفنگ ساچمه ای هدف بگیرم
دیگر نه رد پای پروانه را دنبال می کنم
نه رنگین کمان را
همه چیز مال خودت
سه شنبه و دی و انار و کلمه
برای سه شنبه انار دانه کن
تمام روزهای باران را از آستین آسمانت خشک کن
نام مرا هم در کوچه ای بن بست تنها بگار و برو
حالا یک فنجان قهوه برای خودت بریز
نه انگار صدای گریه ای غریب
از قصه های سفید دختری
ایینه ات را خاموش می کند
تو قهوه ات را بنوش
--- -------------
حالا دیگر نه به سبز ایمان دارم
نه به صدا
نه به سکوت
صدایی که مرا با نام دیگری می خواند
و سکوتی سبز
که در آخرین شب پاییز
جا مانده است
آه ، دریچه ی آفتاب
کبوتران سوخته ات
بریده بریده
از آسمان می بارند
دلهره روی صورت من رنگ می بازد
دریا خاکستر می شود
رؤیاهایم بوی دود می گیرد
به یاد بیاور
گفته بودم
خیلی صبورم که هنوز هم
می نشینم
و از ته ایینه برایت انار می چینم
اما دیگر نه انار و علاقه
نه علاقه و اقاقی
نه پنج شنبه قد کشیده به سمت چراغ
نه روز به خیر و خداحافظ
خاموشت کرده ام
نام من پرنده شد و پرید
و نام تو ، ستاره ی سبز من
با خاکستر کبوتران سوخته
آهسته وزید
من آلوده بودم
آلوده ی جزر ومد صدایت
و تو برای دست کشیدن به پوست من
انگشت هایت را
گم کرده بودی
سه دقیقه از مرگ من گذشت
حالا اندامم را در ایینه غسل می دهم
و با هر چه بود و نبود این گنبد کبود ، بدرود
|
2 شهریور 87 - 22:52 | |
یه روز میگفتم عاشقم* اما دیگه نمیتونم
تقصیر هیچ کس دیگه نیست*قصه ما تموم شده
حیف همه خاطرهام به پای کی حروم شده
دروغ میگفتی که برم* از بی کسی دق میکنی
اشکاتو باور ندارم*بیخودی هق هق میکنی
دروغ میگفتی که برم* از بی کسی دق میکنی
یادم میافته لحظه ایکه دست تو رو شد برام
قسم میخوردی پیش من* که جز تو عشقی نمی خوام
دست خودم نیست که دیگه هیچ کس باور ندارم
این چیزا تقصیر تو*تلافیش رو در میارم
دروغ میگفتی که برم* از بی کسی دق میکنی
اشکاتو باور ندارم*بیخودی هق هق میکنی
دست از سر ما بردار کنار تو نمی مونم
یه روز می گفتم عاشقم* اما دیگه نمیتونم
تقصیر هیچ کس دیگه نیست*قصه ما تموم شده
حیف همه خاطرهام* به پای کی حروم شده
دروغ میگفتی که برم* از بی کسی دق میکنی
اشکاتو باور ندارم*بیخودی هق هق میکنی
|
31 مرداد 87 - 13:23 | |
پیری درونی لازم است وگرنه پیری بیرونی در واقع كهنگی است و فایده نمی كند. اگر غوره را بچینند و در انبار بگذارند كهنه می شود اما پخته نمی شود. آدم هم 90 ساله می شود اما فقط ظاهر او تغییر كرده است. سن فیزیكی او بالا رفته است اما سن ایمانی و عقلی او تغییر نكرده است.
|












