__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوبها :: 78
  • نام کلوب :شهر فانتزی
    نام انگلیسی : fantasycity
    تاسیس : 18 دی 1386
    124 عضو ، 27 بحث ، 9 آلبوم ، 1 لینک

    شهر فانتزی

  • نام کلوب :دانشگاه آزاد خوراسگان
    نام انگلیسی : unikhorasgan_iman_homayouni
    تاسیس : 26 دی 1383
    676 عضو ، 75 بحث ، 6 آلبوم ، 3 مقاله ، 6 لینک ، 3 نظرسنجی

    دانشگاه آزاد خوراسگان

  • نام کلوب :مبارزه با خشونت علیه ز
    نام انگلیسی : violence
    تاسیس : 25 دی 1383
    2579 عضو ، 601 بحث ، 17 آلبوم ، 20 مقاله ، 7 لینک ، 2 نظرسنجی

    مبارزه با خشونت علیه زنان

  • نام کلوب :گروه آریان
    نام انگلیسی : arianband
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    654 عضو ، 72 بحث ، 8 آلبوم ، 3 لینک ، 1 نظرسنجی

    گروه آریان

  • نام کلوب :متولدین 1359
    نام انگلیسی : 1359
    تاسیس : 26 دی 1383
    1101 عضو ، 98 بحث ، 2 آلبوم ، 1 نظرسنجی

    متولدین 1359

  • نام کلوب :روز والنتاین
    نام انگلیسی : valentine
    تاسیس : 22 دی 1383
    13070 عضو ، 45 بحث ، 10 آلبوم ، 39 مقاله ، 18 لینک ، 1 نظرسنجی

    روز والنتاین

جهنم
8 تیر 87 - 01:47

پاسخ یک دانشجوی دانشگاه واشینگتن به یک پرسش امتحان شیمی آنچنان جامع و کامل بوده که  در اینترنت پخش شده و دست به دست میگرده خوندنش سرگرم ‌کننده است ?

پرسش: آیا جهنم اگزوترم (دفع‌کنندهء گرما) است یا اندوترم (جذب‌کننده گرما) ؟!

اکثر دانشجویان برای ارائه  پاسخ خود به قانون بویل-ماریوت متوسل شده بودندکه می‌گوید حجم مقدار معینی از هر گاز در دمای ثابت، به طور معکوس با فشاری که بر آن گاز وارد می‌شود متناسب است. یا به عبارت ساده‌تر در یک سیستم بسته، حجم و فشار گازها با هم رابطهء مستقیم دارند ...

اما یکی از آنها چنین نوشت :


اول باید بفهمیم که حجم جهنم چگونه در اثر گذشت زمان تغییر می‌کند. برای این کار احتیاج به تعداد ارواحی داریم که به جهنم فرستاده می‌شوند. گمان کنم همه قبول داشته باشیم که یک روح وقتی وارد جهنم شد، آن را دوباره ترک نمی‌کند !!!

 پس روشن است که تعداد ارواحی که جهنم را ترک می‌کنند برابر است با صفر.


برای مشخص کردن تعداد ارواحی که به جهنم فرستاده می‌شوند، نگاهی به انواع و اقسام ادیان رایج در جهان می‌کنیم. بعضی از این ادیان می‌گویند اگر کسی از پیروان آنها نباشد، به جهنم می‌رود.

از آن جایی که بیشتر از یک مذهب چنین عقیده‌ای را ترویج می‌کند، و هیچکس به بیشتر از یک مذهب باور ندارد، می‌توان استنباط کرد که همه ارواح به جهنم فرستاده می‌شوند!
با در نظر گرفتن آمار تولد نوزادان و مرگ و میر مردم در جهان متوجه می‌شویم که تعداد ارواح در جهنم مرتب بیشتر می‌شود. حالا می‌توانیم تغییر حجم در جهنم را بررسی کنیم: طبق قانون بویل-ماریوت باید تحت فشار و دمای ثابت با ورود هر روح به جهنم حجم آن افزایش بیابد. اینجا دو موقعیت ممکن وجود دارد:

۱.اگر جهنم آهسته‌تر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدریج بالا خواهند رفت تا جهنم منفجر شود!
۲.اگر جهنم سریعتر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدریج  پایین خواهند آمد تا جهنم یخ بزند!

اما راه‌حل نهایی را می‌توان در گفته همکلاسی من ترزا یافت که می‌گوید : مگه جهنم یخ بزنه که با تو ازدواج کنم!!!

 از آن جایی که تا امروز این افتخار نصیب من نشده است (و احتمالاً هرگز نخواهد شد)، نظریهء شمارهء ۲ اشتباه است: جهنم هرگز یخ نخواهد زد و اگزوترم است!!!

تنها جوابی که نمرهء کامل را دریافت کرد، همین بود
لیست توصیفنامه ها
28 خرداد 87 - 03:59
گه یك روز كسی بهت گفت كه دوست دارم توسعی نكن بهش بگی دوسش داری اگه گفت عاشقته سعی نكن عاشقش باشی اگه بهت گفت همه زندگیش تویی سعی نكن همه زندگیت باشه چون یك روز میاد و بهت میگه كه ازت متنفرم اونوقت تو نمی تونی ازش متنفر باشی
6 خرداد 87 - 15:06
قطعه شعری از مرحوم فریدون مشیری: زندگی در چشم من شبهای بی مهتاب را ماند عشق من نیلوفر پژمرده در مرداب را ماند ابر بی باران اندوهم خار خشك سینه كوهم. سالها رفته است كز هر آرزو خالی است آغوشم. نغمه پرداز جمال و عشق بودم آه! حالیا خاموش خاموشم، یاد از خاطر فراموشم. روز چون گل می شكوفد بر فراز كوه عصر پرپر می شود این نوشكفته – در سكوت دشت- روزها این گونه پرپر گشت لحظه‌های بی شكیب عمر رهروان را چشم حسرت باز... اینك اینجا شعر و ساز و باده آماده است من كه جام هستی‌ام از اشك لبریز است می‌پرسم: «در پناه باده باید رنج دوران را ز خاطر برد؟ با فریب شعر باید زندگی را زنگ دیگر داد؟ در نوای ساز باید ناله های روح را گم كرد؟» ناله من می‌تراود از در و دیوار آسمان اما سراپا گوش و خاموش است همزبانی نیست تا گویم به زاری، ای دریغ جام من خالی شده است از شعر ناب، سازمن فریادهای بی جواب نرم نرم از راه دور، روز چون گل می شكوفد بر فراز كوه روشنایی می رود در آسمان بالا ساغر ذرات هستی از شراب نور سرشار است اما من همچنان در ظلمت شبهای بی مهتاب همچنان پژمرده در پهنای این مرداب، همچنان لبریز از اندوه می پرسم: -«جام اگر بشكست؟ ساز اگر بشكست؟ شعر اگر دیگر به دل ننشست؟» ...
19 اردیبهشت 87 - 14:04
لیلی، خودش را به آتش کشید خدا گفت: زمین سردش است. چه کسی می تواند زمین را گرم کند؟ لیلی گفت: من. خدا شعله ای به او داد. لیلی شعله را توی سینه اش گذاشت. سینه اش آتش گرفت. خدا لبخند زد. لیلی هم. خدا گفت: شعله را خرج کن. زمینم را به آتش بکش. لیلی خودش را به آتش کشید. خدا سوختنش را تماشا می کرد. لیلی گر می گرفت. خدا حظ می کرد. لیلی می ترسید. می ترسید آتش اش تمام شود. مجنون سر رسید. مجنون هیزم آتش لیلی شد. آتش زبانه کشید. آتش ماند. زمین خدا گرم شد. خدا گفت: اگر لیلی نبود، زمین من همیشه سردش بود
__