__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوب ها برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست توصیفنامه ها
30 مرداد 87 - 01:05
آن همه ناز و تنعم كه خزان می فرمود همگی در قدم باد بهار آخر شد
14 اردیبهشت 87 - 19:23
سیاه می بینم - هر چند که خودکارم آبی است - زیرا شب سیاه است ، هرقدر هم چراغ روشن کنی ، از سیاهی شب نمی کاهی . کنار بخاری نشستم ، گرم است . اما روی پاهایم احساس سرما می کنم . زمستان سرد است حتی اگر در امید بهار باشی . حتی اگر می دانی هر سال بهار می آید باز هم زمستان سرد است . زیرا هر سال ، زمستان هم می آید . حتی اگر آدم برفی نسازی . حتی اگر برف نبارد . حتی اگر بابانوئل نیاید . حتی اگر برای عید هدیه ای نگیری و روز کریسمس با خانواده ات دعوایت شود و کتک بخوری و حتی اگر خانه را به قصد جای نامعینی ترک کنی باز هم عید است . شاید چون عید ، فرقی با بقیه ی روزها ندارد . شاید چون ، عیدی وجود ندارد . شاید فلسفه ی وجود ، از ابتدا خطایی بیش نبوده ، و دوباره باید آغاز کرد : بودن یا نبودن ، مسئله این است . شاید باید تمام کرد این بازی مسخره را . شاید ، باید مرد : بودن یا نبودن ، مسئله این نیست .
24 دی 86 - 20:52
مهم نیست کف پات رو شسته باشی یا نه ! حتی مهم نیست که کف پات نرمه یا زبر ! مهم اینه که وقتی پات رو تو زندگیه کسی میزاری و از زندگیش عبور می کنی وقتی که مهلتت تموم شد و فقط رد پات موند انقدر اون رد پا خواستنی باشه که به کسی اجازه نده پاهاش رو روی رد پات بذاره
__