__
لیست دوستان :: 307
لیست کلوبها :: 8
  • نام کلوب :طرفداران ابی
    نام انگلیسی : ebi_lovers
    تاسیس : 15 دی 1383
    4795 عضو ، 50 بحث ، 63 آلبوم ، 7 مقاله ، 11 لینک ، 2 نظرسنجی

    طرفداران ابی

  • نام کلوب :متولدین اسفند
    نام انگلیسی : esfand
    تاسیس : 10 دی 1383
    6042 عضو ، 82 بحث ، 33 آلبوم ، 15 مقاله ، 9 لینک ، 4 نظرسنجی

    متولدین اسفند

  • نام کلوب :جنیفرلوپز
    نام انگلیسی : jeniferlopez
    تاسیس : 27 دی 1383
    6157 عضو ، 383 بحث ، 3 آلبوم ، 4 لینک

    جنیفرلوپز

  • نام کلوب :اسکی
    نام انگلیسی : ski
    تاسیس : 30 دی 1383
    2359 عضو ، 116 بحث ، 3 آلبوم ، 1 مقاله

    اسکی

  • نام کلوب :انریکو
    نام انگلیسی : enriquea
    تاسیس : 28 اسفند 1383
    869 عضو ، 42 بحث ، 8 آلبوم ، 3 مقاله

    انریکو

  • نام کلوب :متولدین 1354
    نام انگلیسی : bornin1354
    تاسیس : 29 دی 1383
    205 عضو ، 43 بحث ، 10 آلبوم ، 31 مقاله ، 7 لینک ، 1 نظرسنجی

    متولدین 1354

اطلاعات شخصی برای دوستان مقدور می باشد.
لیست توصیفنامه ها
2 مرداد 87 - 20:21
ممنونم از لطفت آرزو جان بابت تبریك تولدت. ایشالله 100 سال زنده باشی.
29 تیر 87 - 16:29
عشق ورزیدن خطاست *حاصلش دیوانگی ست *عشق ها بازیچه اند* عاشقان بازیگر این بازی طفلانه اند* عشق کو ؟! عاشق کجاست *؟! معشوق کیست *؟! حبس نفس است که عشقش خوانده اند* آنکه می میرد زشوق دیدن امروزها* وآنکه می سوزد زبرق چشم عالم سوزها* گر بیاید دلبر تازه تری* عشق عالم سوز خاموش می شود* چهره ما هم فراموش می شود
17 تیر 87 - 23:36
روزی مردی به خونه اومد و دید که دختر سه ساله اش قشنگترین و گرونترین کاغذ کادوی موجود در کمد اون رو تیکه تیکه کرده و با اون یه جعبه کفش قدیمی رو تزیین کرده !!! مرد دخترک رو بخاطر اینکار تنبیه کرد و دختر کوچولو اون شب با گریه به رختخواب رفت و خوابید. فردا صبح وقتی مرد از خواب بیدار شد و چشاش رو باز کرد ، دید که دخترک بالای سرش نشسته و جعبه تزیین شده رو به طرف اون دراز کرده!! مرد تازه یادش اومد که امروز ، روز تولدشه و دختر کوچولوش اون کاغذ رو برای تزیین کادوی تولد اون استفاده کرده. با شرمندگی دخترش رو بوسید و جعبه رو از اون گرفت و درش رو باز کرد. اما در کمال تعجب دید که جعبه خالیه !!! مرد دوباره به دخترش پرخاش کرد که : « جعبه خالی که هدیه نمیشه!! باید توش یه چیزی میذاشتی !!!». دخترک با تعجب به صورت پدرش خیره شد و گفت : « اما این جعبه خالی نیست. من دیشب هزار تا بوس توش گذاشتم تا هروقت دلت برام تنگ شد یکی از اونا رو برداری و استفاده کنی از اون روز به بعد ، پدر همیشه اون جعبه رو همراه خودش داشت و هروقت دلتنگ دخترش می شد در اون رو باز می کرد و با برداشتن یه بوسه آروم می گرفت. هدیه کار خودش رو کرده بود
__