توسعه 6 مهر 87 - 20:38 |
یكی بود ، یكی نبود. یك آدم سیزده روز بود چیزی نخورده بود. یك روز مانده بود تا چهارده روز. خیلی گرسنه بود وضعش خراب بود و داشت می مرد. با این وجود با زحمت داد زد: من گرسنه ام . گفتند: ساكت باش، داد نزن، الان ترتیب قضیه را می دهیم. گفت: بابا من دارم می میرم، چطور داد نزنم. با عصبانیت گفتند: چند بار بگوییم كه ساكت باش. داد و فریاد كه می كنی در مقوله "توسعه سیاسی" می رود. داد و فریاد نكن تا "توسعه اقتصادی" بدهیم كه از گرسنگی نمیری. گفت:آخه تا من توسعه سیاسی ندهم كه شما به فكر توسعه اقتصادی نمی افتید. !!!
|










