الف الف , oldtrafford1

الف الف

الف الف , oldtrafford1

الف الف

مطالب
cloobid
oldtrafford1
، 3 سال و 3 ماه و 27 روز
مرد 36 ساله مجرد
ليسانس ، عمران


تبلیغات

الف الف , oldtrafford1
تعلل یا امروز و فردا کردن چیزی است که بیشتر آدمها کم و بیش تجربه‌اش را دارند. فرقی نمی‌کند چقدر اهل انظباط و مسئولیت باشید، به هر حال این احتمال وجود دارد که گاهی ساعت‌ها انجام کار مهمی را به تاخیر بیندازید و در عوض به کارهای جزئی و کم اهمیت مشغول باشید. شما چه کارکردن روی پروژه‌ای را پشت گوش بیندازید و چه کارهای مربوط به خانه را، به هر حال تعلل می‌تواند تاثیر اساسی روی کار و زندگی‌تان داشته باشد.

چرا تعلل می‌کنیم؟

همه‌ی ما گاهی تعلل می‌کنیم و محققان دریافته‌اند این مشکل در میان دانش آموزان و دانشجویان پُررنگ‌تر دیده می‌شود. تقریبا 25 تا 75 درصد از دانشجویان معمولا در انجام کارهای خود امروز و فردا می‌کنند. یک بررسی در سال 1997 نشان داد تعلل کردن، یکی از دلایل اصلی عدم موفقیت داوطلبان در آزمون‌های ph.D بوده است.



دلایل اصلی امروز و فردا کردن:

به درستی آگاه نیستیم چقدر زمان برای انجام کار خود داریم.

به درستی نمی‌دانیم پیامدهای منفی تاخیر یا نتایج مثبت ِ به موقع انجام دادن کاری چیست

دقیقا نمی‌دانیم انجام فعالیت خاصی چقدر زمان می‌برد.

به اشتباه فکر می‌کنیم باید حتما در شرایط روحی یا فکری خاصی باشیم تا بتوانیم آن کار را انجام دهیم.

حتما تا اینجای مطلب زمانهایی را به خاطر آورده‌اید که دست کم یکی از موارد بالا باعث شده کارهایی را به تاخیر بیندازید. مثلا یادتان هست از انجام نظافت خانه طفره رفتید چون احساس کردید حوصله و انرژی انجامش را ندارید؟



ما اغلب تصور می‌کنیم انجام کاری به زمان زیادی نیاز ندارد و بعدا می‌توانیم انجامش دهیم که باعث می‌شود به خودمان بقبولانیم که هنوز خیلی فرصت داریم تا به آن بپردازیم. یکی از بزرگترین عواملی که منجر به امروز و فردا کردن می‌شود این باور است که فکر می‌کنیم باید حتما انگیزه یا رغبت انجام کاری را در زمان خاصی داشته باشیم. واقعیت این است که اگر منتظر بمانید تا چارچوب روحی و فکری خاصی قرار بگیرد تا اقدام کنید (مخصوصا کاری که دوست ندارید و باب میل‌تان نیست)، خواهید دید که انگار هیچوقت آن زمان مناسب فرا نمی‌رسد!

تردید هم می‌تواند نقش مهمی در امروز و فردا کردن داشتن باشد. وقتی هنوز مطمئن نیستید چگونه کاری را انجام دهید یا نسبت به توانایی‌های خود تردید دارید، ممکن است مشغول انجام کارهای دیگری شوید و از انجام آن کار اصلی طفره بروید.

تاثیر منفی امروز و فردا کردن

آمار نشان می‌دهد حدود 20 درصد از آمریکایی‌ها اهل امروز و فردا کردن هستند. این افراد گهگاه دچار تعلل نمی‌شوند بلکه تعلل و امروز و فردا کردن، بخشی از سبک زندگی آنهاست. آنها قبض‌ها را دیر پرداخت می‌کنند، انجام پروژها‌ی بزرگ را تا شب قبل از ضرب العجل شروع نمی‌کنند، خرید عید را تا شب کریسمس به تاخیر می‌اندازند و خیلی چیزهای دیگر.

متاسفانه این تعلل‌ها می‌توانند تاثیر جدی بر خیلی از جوانب زندگی بگذارند، مثلا وضعیت روانی فرد را به خطر بیندازند. در مطالعه‌ای محققان دریافتند در شروع ترم، دانشجویانی که اهل تعلل بودند، کمترین میزان استرس و اضطراب را داشتند اما در پایان ترم، این قضیه به طرز وحشتناکی تغییر کرد و بیشترین میزان استرس و اضطراب و حتی احساس ناخوشی مربوط به همین افراد بود.

امروز و فردا کردن نه تنها بر سلامت شما تاثیر منفی دارد بلکه می‌تواند به روابط اجتماعی‌تان هم آسیب بزند. با تاخیر در انجام امور در واقع باری بر دوش اطرافیان خود می‌گذارید. اگر عادت کرده‌اید انجام کار مهمی را موکول به آخرین دقایق فرصت‌تان کنید، آنهایی که در ارتباط با شما هستند مانند دوستان، اعضای خانواده و یا همکاران ممکن است از دست‌تان عصبانی شوند.

علاوه بر دلایل اصلی تعلل کردن، ما معمولا بهانه تراشی‌هایی می‌کنیم تا رفتار خود را توجیه کنیم.



به تعویق انداختن کارها
تردید هم می‌تواند نقش مهمی در امروز و فردا کردن داشتن باشد‎

اینکه چرا امروز و فردا می‌کنیم، 15 دلیل اصلی وجود دارد:

نمی‌دانیم چه کاری باید انجام شود

نمی‌دانیم چگونه انجامش دهیم

نمی‌خواهیم کاری را انجام دهیم

برایمان مهم نیست انجام شود یا نه

برایمان مهم نیست چه زمانی انجام شود

حوصله و انگیزه‌ی انجامش را نداریم

عادت کرده‌ایم تا آخرین زمان ممکن صبر کنیم

باورمان این است که تحت فشار بهتر کار می‌کنیم

فکر می‌کنیم در آخرین دقایق فرصت باقیمانده هم می‌توانیم انجامش دهیم

نمی‌دانیم چگونه شروع کنیم یا مقدماتش را بلد نیستیم

اصلا فراموش می‌کنیم کاری را باید انجام دهیم

بیماری یا ناخوشی را بهانه می‌کنیم

منتظریم تا زمان مناسبش برسد (از جهت حوصله داشتن و آماده بودن)

برای فکر کردن در مورد آن کار به زمان نیاز داریم

انجام کاری را به خاطر انجام کار دیگری به تاخیر می‌اندازیم

آدم هایی که اهل تعلل کردن هستند با بقیه چه تفاوتی دارند؟

در بیشتر موارد، تعلل کردن علامت مشکل حادی نیست، بلکه گرایشی است که همه‌ی ما گاهی دچارش می‌شویم. اما زمانی که امروز و فردا کردن و پشت گوش انداختن، تاثیر جدی روی زندگی فرد بگذارد تبدیل به مشکلی جدی هم می‌شود. در چنین شرایطی، مسئله فقط ضعف در مهارت‌های مدیریت زمان نیست؛ بلکه دلالت بر سبک زندگی ناسازگار یا سازش نیافته دارد.

آنهایی که اهل تعلل نیستند روی کارهایی که باید انجام دهند تمرکز دارند. این اشخاص دارای هویت فردی قوی‌تری بوده و اهمیت چندانی به اینکه «دیگران ما را چگونه می‌بینند» نمی‌دهند، اما در عوض اعتماد بنفس خوبی دارند و احساس‌شان هم نسبت به خودشان خوشایند است.

آنهایی که تعلل نمی‌کنند معمولا دقت و وجدان کاری ایده آلی دارند و افرادی که وجدان کاری خوبی دارند عموما دارای انظباط فردی، پشتکار، سر سختی و مسئولیت پذیری نیز هستند. افتادن در تله‌ی امروز و فردا کردن متاسفانه راحت است اما خوشبختانه راهکارهای گوناگونی برای مبارزه با آن وجود دارد که کمک‌تان می‌کند هر کاری را سر وقت خودش انجام دهید.
ادامه
99
الف الف , oldtrafford1

ضرب‌المثلی هست که می‌گوید عشق کور است. البته شاید درست‌تر این باشد که بگوییم وقتی رابطه‌ای را با برداشتی افراطی از عشق آغاز می‌کنیم، کور می‌شویم.
مارک ورنون می‌گوید که باورهای موجود درباره عشق‌های آتشین، بزرگ‌ترین آفتی است که می‌تواند یک رابطه بلندمدت دو نفره را تهدید کند.

وجود عشقی آتشین بین دو نفر اغلب به عنوان نقطه اوج رابطه آنها در نظر گرفته می‌شود و نه فقط در روز ولنتاین، بلکه در هر وقت و موعدی می‌توان شاهد نشانه‌های چنین تفکری در باورهای عموم بود.

هزینه یک عروسی را در نظر بگیرید. این هزینه‌ها تقریبا در تمام کشورها هر ساله بیشتر و بیشتر می‌شود. در بریتانیا، برای یک عروسی باید به راحتی ۲۰ هزار پوند هزینه کرد. انگار زوج‌هایی که دنبال تشکیل زندگی هستند، معتقدند که بین میزان پولی که خرج می‌شود و میزان عاشقانه بودن رابطه‌شان ارتباطی مستقیم وجود دارد.

فیلم‌های عاشقانه هم تقریبا همیشه فروش خوبی دارند و اگر داستان طوری پیش برود که دو قهرمان عاشق داستان سرانجام همدیگر را به خوشی در آغوش بگیرند، می‌توانید به درآمد صدها میلیون دلاری فروش فیلم امیدوار باشید.

در سال‌های اخیر هم که رکود اقتصادی و کسادی بازار همه را گرفتار کرده است، وبسایت‌های دوستیابی با استقبال روبه‌رو شده‌اند و طبق گزارش‌ها، سال میلادی گذشته سایت‌های فعال در بریتانیا با ۶۰ درصد افزایش درآمد روبه‌رو بوده‌اند.

سر اصل مطلب بروم؛ به نظرم افسانه‌هایی که درباره عشق آتشین در فرهنگ جامعه جا افتاده‌اند، از مهم‌ترین عواملی هستند که ممکن است در عصر ما یک رابطه دونفره را تباه کند. براساس همین افسانه‌ها، کسی آن بیرون هست که قرار است شما و زندگی شما را کامل کند. فردی که مکمّل شماست و بدون او تنها طعم نیمی از خوشبختی را خواهید چشید.

در نتیجه، یکی از آزمون‌های مهم زندگی‌مان یافتن این فرد است تا عاشقش شویم. آنموقع است که از زندگی فردی دست می‌کشیم و می‌خواهیم با او به یک واحد تبدیل شویم.
اما چطور می‌توان چنین باوری را ثابت کرد؟ در عین حال که به نظرم، چنین دیدگاهی نسبت به عشق، باعث می‌شود زوج‌ها برای رسیدن به آن تکاملی که از آن صحبت می‌شود، تحت فشار سهمگینی قرار گیرند. در واقع، چنین رویکردی به عشق می‌تواند رابطه دو نفر را بیشتر تضعیف و تخریب کند تا این که نقشی حمایتی داشته باشد.

این دیدگاه، از نظر اجتماعی هم ویرانگر است و چهره‌ای آرمانی از عشق تصویر می‌کند، بدون توجه به درک این موضوع که عشق چیزی است که باید آن را به وجود آورد، نه آنکه پیدایش کرد.

عشق در بالا و پایین زندگی، بین دو نفر شکل می‌گیرد، آن هم زمانی که هر دوی آنها می‌دانند نه خودشان و نه آن دیگری، کامل نیست و عیوبی دارد.

شاید عده‌ای بگویند که به چنین افسانه‌ای باور ندارند. آنها ممکن است بگویند که این باور، تنها برای شکل دادن شالوده داستان‌ها و فیلم‌های عاشقانه یا آگهی‌های پرآب‌ورنگ سایت‌های دوست‌یابی به کار می‌رود و شامل زندگی واقعی نمی‌شود.

اما آیا همین برداشت رویایی از عشق نیست که همچنان بسیاری را به سمت مجله‌های پرزرق و برق، سالن‌های سینما و سایت‌های اینترنتی می‌کشاند؟

در عین حال که گفته می‌شود ظاهرا افرادی که در ازدواج اولشان شکست خورده‌اند، اغلب ازدواج دوم موفقی دارند. شاید بخشی از این موفقیت ناشی از تغییر دید آنها نسبت به عشقی باشد که انتظارش را داشته‌اند. شاید این زوج‌ها از تجربه تلخ (ازدواج اول) خود درس گرفته‌اند و الان می‌توانند درباره مواردی که با هم اختلاف دارند، به شیوه‌ای معقولانه بحث کنند و بر عشق و علاقه خانواده‌ها و دوستانشان تکیه کنند.

نتایج یک پژوهش هم نشان داده است که همراهی و همزبانی دو طرف، حمایت اجتماعی و ثبات مالی سه عامل مهم در موفقیت یک زندگی مشترک هستند.

برخی نشانه‌ها حاکی از آن است که آدم‌ها به تدریج در حال فاصله گرفتن از باورها و افسانه‌های عاشقانه هستند.

داده‌های رسمی در بریتانیا نشان می‌دهد که تعداد افرادی که به زندگی مجردی روی آورده‌اند، از اواسط دهه ۱۹۹۰ میلادی ۵۰ درصد افزایش یافته است. در بسیاری از گزارش‌ها آمده است که این افراد این نوع زندگی را به معنای لذت بردن از آزادی‌های بیشتر و داشتن اوقات فراغت بیشتر برای گذران وقت با دوستان ارزیابی می‌کنند.

اما چرا رویکردها به عشق اینگونه شده است؟

ظن من بر این است که میل شدید افراد به داشتن تجربه‌ای عمیق و والا از عشق، این واقعیت را که عشق در درجه اول، درباره دیگران است، در سایه قرار می‌دهد.

هنر واقعی در عشق این است که از "عاشق شدن" به سمت "عاشق ماندن" حرکت کنیم
هنر واقعی در عشق این است که از “عاشق شدن” به سمت “عاشق ماندن” حرکت کنیم.
احتمالا افسانه‌ها درباره عشق‌های آتشین، باعث می‌شود افراد به جای آن که عاشق طرف مقابل شوند، نسبت به آنچه از عشق تصویر می‌شود، چنین حسی پیدا کنند. در چنین حالتی، مهم نیست شما عاشق چه کسی می شوید، مهم این است که فقط عاشق شوید.

اعتیاد به عشق بعد دیگری هم دارد؛ سایمون می، فیلسوف، می‌گوید در شرایطی که بسیاری در غرب، اعتقادشان را به خدا از دست داده‌اند، ما همچنان در انتظار عشق بی‌قیدوشرطی هستیم که قبلا گفته می‌شد خدا وعده‌اش را داده است. اما وقتی به خدا اعتقادی نداریم، این عشق بی‌قیدوشرط را از آدم‌هایی انتظار داریم که دور و برمان هستند.

ما آنها را خدایان خود می‌کنیم و البته کمی بعد، وقتی آنها نتوانستند انتظاراتمان را برآورده کنند، واکنش نشان می‌دهیم. در چنین موقعیتی است که عشق به نفرت تبدیل می‌شود و به تدریج در سایه این نفرت، اشتیاق اولیه از بین می‌رود.

همانگونه که اریش فروم می‌گوید، هنر واقعی در عشق این است که از “عاشق شدن” به سمت “عاشق ماندن” حرکت کنیم.

عاشق شدن را می‌شود به عطر مست‌کننده‌‌ای تشبیه کرد که با شکل‌گیری یک رابطه به وجود می‌آید. رابطه‌ای که با به مالکیت درآمدن دست‌کم یکی از طرف‌ها شکل گرفته است. این عطر نمی‌تواند دائمی باشد و زیاد دوام نمی‌آورد چون سلطه‌گرایی و به تملک درآوردن آدم‌ها با اصولی همچون آزادی و سرزندگی آنها مغایر است.

اما ماندن در یک عشق، به معنای آن است که ظرفیت آن را داشته باشید که در عین ماندن در کنار یک نفر، آزاد باشید. چنین احساسی می‌تواند به کیفیت‌های ظریف‌تری از زندگی، از جمله تعهد، سخاوتمندی و صداقت، مجال بروز و ظهور دهد. روندی که نوعی استقبال از زندگی است.
ادامه
الف الف , oldtrafford1
احتمال ابتلا به یکی از این بیماری ها تا سن پنجاه سالگی در انسان وجود دارد اما در عین حال راه های مبارزه با آن نیز وجود دارد. در این مقاله به هفت بیماری که احتمالا انسان تا پنجاه سالگی به یکی از آنها مبتلا می شود اشاره شده است.

ویروس اپشتین بار (Epstein-Barr)
ویروسی که باعث این بیماری می شود از طریق بزاق دهان فرد بیمار به فرد سالم منتقل می شود. علاوه بر روبوسی، هنگام عطسه یا سرفه بیمار و یا استفاده مشترک از لیوان و ظروف غذاخوری بیمار عامل ابتلا به این بیماری است . البته مونونوکلئوز به اندازه برخی بیماری های عفونی مثل سرماخوردگی، مسری و واگیردار نیست. حدود 95 درصد از بزرگسالان بالای 30 سال حامل این ویروس هستد.

بیماری لثه
طبق یک مطالعه که در مجله Journal of Dental Research منتشر شده است، بیش از نیمی از افراد به بیماری لثه مبتلا می شود.
این مطالعه که توسط محققان ژاپنی انجام شده است ، احتمال ابتلا به بیماری لثه در افرادی که از نخ دندان استفاده نمی کنند، 95 درصد بیشتر است.
همچنین خطر ابتلا به بیماری لثه در افراد سیگاری 77 درصد و افرادی که روزی یکبار و یا کمتر دندان های خود را مسواک می زنند 33 درصد بیشتر است.

تبخال

طبق نتایج یک تحقیق که توسط مرکز کنترل و پیشگیری از ابتلا به بیماری در آمریکا انجام شد، حدود 54 درصد از بزرگسالان حامل ویروس هرپس سیمپلکس 1 (HSV-1) و 16 درصد افراد حامل ویروس هرپس سیمپلکس 2 (HSV-2) هستند.
ویروس های هرپس سیمپلکس 1 و2 از مهمترین ویروس های بیماریزای انسانی هستند. ویروس هرپس سیمپلکس 1، موجب تب خال و ویروس هرپس سیمپلکس 2، موجب تب خال تناسلی می شود.
این ویروس ها بسیار شایع و مسری هستند. HSV-1 از طریق بزاق آلوده منتقل می شود اما HSV-2 از طریق تماس جنسی انتقال پیدا می کند.

اضافه وزن, آنفولانزای معده

چاقی یکی از دلایل بروز بیماریهای قلبی می باشد.

اچ.پی.وی

اچ.پی.وی ویروس پاپیلومای انسانی، عفونتی است که از طریق تماس جنسی منتقل می شود و باعث ابتلا به زگیل تناسلی می شود.
یک مطالعه که توسط مرکز همه گیری سرطان انجام شد نشان می دهد که نیمی از مردان 18 تا 40 ساله دست کم به یک گونه از ویروس اچ.پی.وی آلوده می شوند. این احتمال در زنان نیز به همین نسبت است.
بسیاری از گونه های اچ.پی.وی ضرورتا بی ضرر هستند اما اچ.پی.وی 16 و اچ.پی.وی 18 با افزایش خطر ابتلا به انواع سرطان ارتباط دارد.

نورو ویروس
نورو ویروس ها گروهی از ویروس ها هستند که سبب التهاب معده و دیواره روده بزرگ (گاستروآنتریت) می شوند.
نورو ویروس ها گاهی آنفولانزای معده نیز نامیده می شوند، هرچند که ویروس آنفولانزا نیستند.
طبق ارزیابی مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری در آمریکا، متوسط افراد ممکن است در طول زندگی خود به پنج عفونت دستگاه گوارش بر اثر نورو ویروس مبتلا خواهد شد.
فرد به طور متوسط پنج عفونت دستگاه گوارش-نورو ویروس ایجاد می شود را در زندگی خود با توجه به تخمین CDC دارند.
انسان می تواند از طریق غذا، تماس با سطوح مختلف و انسان های دیگر به این ویروس آلوده شود.
انسان می تواند از طریق غذا، سطوح و افراد دیگر به این ویروس مبتلا شوند.

چاقی

اطلاعات مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری در آمریکا نشان می دهد که 69 درصد از بزرگسالان یا اضافه وزن دارند و یا چاق هستند.
دلایل متنوعی برای علت چاقی ارائه شده است. اما مهمترین علت موثر در چاقی و اضافه وزن، عبارت است از تمایل بدن ما برای ذخیره انرژی بصورت چربی این تمایل به صورت تکاملی به انسان امروزی به ارث رسیده است.

چاقی احتمال ابتلا به بیماری های گوناگون، به خصوص بیماری های قلبی، دیابت نوع دوم، آپنه مسدود کننده خواب، انواع مشخصی از سرطان، آرتروز استخوان و آسم را افزایش می دهد.
مرض چاقی بیشتر به وسیله ترکیب بیش از اندازه انرژی غذایی ورودی، تحرکات بدنی کم، و استعداد ژنتیکی، ایجاد می شود.
هرچند اندک مواردی در ابتدا به وسیله ژن، اختلالات غدد درون ریز، داروها یا امراض روانی ایجاد می شوند.



آبله مرغان

طبق تحقیق منتشر شده در نشریه گزارش بهداشت عمومی، 98 درصد از بزرگسالان با این ویروس آلوده شده اند ، که می تواند باعث ابتلا به آبله مرغان و زونا شود. در این تحقیق توصیه شده است که هر بزرگسالی که تا کنون به آبله مرغان مبتلا نشده است ، واکسن آبله مرغان بزند.
این واکسن در دو مرحله و در فاصله 28 روز زده می شود.
ادامه
الف الف , oldtrafford1
در شرایطی که بوسه می تواند فواید سلامت بسیاری را ارائه کند، اما ممکن است در انتقال میکروب هایی (باکتری ها و ویروس ها) که می توانند به بروز بیماری منجر شوند نیز نقش داشته باشد.

در شرایطی که ما بیشتر بیماری ها و عفونت های آمیزشی را با اندام های تناسلی مرتبط می دانیم، اما ابتلا به این قبیل بیماری ها و عفونت ها با بوسه نیز امکان پذیر بوده، اگرچه احتمال آن بسیار کمتر است.

تبخال

تبخال های دهانی به واسطه ویروس تبخال نوع 1 (HSV-1) شکل می گیرند. به گفته کارشناسان، این شایع‌ترین عفونت قابل انتقال از طریق بوسه است. گفته می شود که زنان نسبت به مردان هرچه بیشتر مستعد ابتلا به این شرایط هستند.

اگر در دهان یا روی لب ها زخمی وجود داشته باشد، خطر انتقال هرچه بیشتر افزایش می یابد. متخصصان پزشکی رسیدگی سریع به این شرایط و پرهیز از بوسیدن در صورت ابتلا به تبخال را توصیه می کنند. تاول ها و زخم های مرتبط با تبخال به راحتی قابل مشاهده هستند.



علت تبخال, درمان سریع تبخال
تبخال های دهانی به واسطه ویروس تبخال نوع 1 (HSV-1) شکل می گیرند

جینجیویت

جینجیویت، نوعی التهاب لثه، شکل خفیف بیماری لثه است. باکتری مسئول این التهاب می تواند از طریق تماس با بزاق فرد آلوده منتقل شود.

بوسیدن فردی که به بیماری لثه یا پوسیدگی دندان ناشی از باکتری مبتلاست می تواند موجب بروز مشکلات دندانی در فردی شود که از تراکم کم باکتری های بد در دهان خود برخوردار بوده است.

حفظ بهداشت دهان و دندان (مسواک زدن دو بار در روز، استفاده از نخ دندان، غیره) بهترین روش برای محافظت از خود در برابر این نوع از باکتری ها محسوب می شود.



مونونوکلئوز

مونونوکلئوز عفونی که گاهی اوقات به نام «بیماری بوسه» شناخته می شود، به واسطه ویروس اپشتین-بار (EBV) رخ می دهد. افزون بر بوسیدن، این بیماری می تواند از طریق سرفه، عطسه، استفاده از مسواک یا لیوان مشترک نیز منتقل شود.

زمانی که فرد به این عفونت آلوده می شود، علائمی مانند خستگی شدید، گلو درد، تب، بی اشتهایی، و تورم غدد لنفاوی را تجربه می کند. این شرایط نسبت به سرماخوردگی کمتر مسری بوده و بیشتر افراد جوان در بازه سنی 15 تا 30 سال را درگیر می کند.



ویروس اپشتین-بار می تواند ماه ها پس از عفونت در بزاق فرد باقی بماند. توصیه می شود از بوسیدن افراد آلوده و به اشتراک گذاشتن غذا یا نوشیدنی با آنها تا چند روز پس از کاهش تب پرهیز کرد.

سیفلیس

در شرایطی که احتمال انتقال در مقایسه با رابطه جنسی بسیار کم است، اما همچنان این احتمال وجود دارد که تماس نزدیک با فرد مبتلا به سیفلیس از طریق بوسه موجب انتقال بیماری شود. سیفلیس یک بیماری بسیار عفونی است و بروز زخم های دهانی از نشانه های مشخص آن است.

زخم ها به طور معمول گرد و باز هستند که ممکن است به انتقال باکتری ترپونما پالیدوم (Treponema Pallidum) از طریق تماس نزدیک کمک کند. هر زمان که زخمی باز و/یا خون وجود داشته باشد، از نظر تئوری، یک عفونت می تواند به صورت دهانی منتقل شود.



علت تبخال, درمان سریع تبخال
تماس نزدیک با فرد مبتلا به سیفلیس از طریق بوسه موجب انتقال بیماری شود

مننژیت

ویروس ها و باکتری ها هر دو می توانند موجب مننژیت شوند که به التهاب غشاء اطراف مغز و نخاع گفته می شود. تماس نزدیک با فرد مبتلا به مننژیت ویروسی که از طریق ترشحات تنفسی گسترش می یابد می تواند ابتلا به ویروس را در پی داشته باشد، اگرچه به ندرت تبدیل به مننژیت می شود.

مننژیت ویروسی از شدت کمتری در مقایسه با مننژیت باکتریایی برخوردار است و به طور معمول بیمار بی نیاز از دارو درمان می شود. مننژیت باکتریایی از طریق تماس نزدیک مانند بوسیدن منتقل می شود، از این رو اگر با فردی مبتلا به بیماری در تماس بوده اید بهتر است شما نیز به پزشک مراجعه کنید تا نیاز به مصرف دارو برای کاهش خطر ابتلا به مننژیت بررسی شود.

علائم مننژیت شامل تب، سردرد، خشکی گردن، حالت تهوع و استفراغ می شوند. این شرایطی جدی است و به دریافت کمک پزشکی فوری نیاز دارد.

ویروس های تنفسی

این ویروس ها شامل سرماخوردگی عادی، آنفلوآنزا، اوریون و بسیاری موارد دیگر می شوند که به طور معمول قابلیت انتقال از طریق بزاق را دارند.
ادامه
الف الف , oldtrafford1
بسیاری از افراد معتقدند ریشه بیماری‌هایشان در تنش‌های عصبی و استرس‌هایی است که به دلایل مختلف طی زندگی با آن دست و پنجه نرم می‌کنند.

یعنی عامل چاقی، بیماری متابولیکی، بی‌اشتهایی، آسیب‌های پوست و مو، مشکلات گوارشی و حتی ابتلا به سرطان را به گردن اعصاب خراب‌شان می‌اندازند . چنین تصوری چندان هم عوامانه نیست بلکه از نقطه‌نظر روانشناختی و اختلالات روان تنی نیز تا حدی قابل تائید است. کما این‌که اختلالات روان‌تنی فقط مربوط به بیماران روانپزشکی نیست و هر فردی که مبتلا به بیماری‌های مختلف اعم از سرطان و دیابت باشد درگیر این نوع اختلالات می‌شود. در باره بیماری‌هایی که به ظاهر فیزیکی هستند ولی ریشه روان‌شناسی دارند با دکتر رحیم‌نیا، روانپزشک و فلوشیپ روان‌تنی به گفت‌وگو نشسته‌ایم .



در مورد ارتباط اختلالات روانپزشکی و سرطان، هنوز رابطه مستقیم و واضحی شناسایی نشده است. با وجود این، بسیاری از بیماران مبتلا به سرطان، از وقوع یک حادثه استرس‌زای شدید در زندگی‌شان که از نظر زمانی با شروع بیماری سرطان یکسان بوده است گزارش می‌دهند. آنچه مسلم است این است که رفتارهایی که باعث افزایش احتمال بروز سرطان می‌شوند، مثلا مصرف سیگار و الکل، در بیماران با اختلالات روانی مانند مبتلایان به افسردگی و سایر اختلالات خلقی بیشتر است. بنابراین قابل انتظار است که در این بیماران وقوع سرطان بیشتر باشد.



آیا استرس، واکسن دارد؟

افراد می‌توانند از طریق یادگیری «مکانیسم‌های کنارآیی کارآمد»،‌ خودشان را نسبت به اثرات استرس واکسینه کنند. مکانیسم‌های کنارآیی کارآمد عمدتا شامل مهارت‌های حل مساله و ارتباط سالم با دیگران است.

افرادی که از مکانیسم‌های کارآمد در مواجهه با استرس سود می‌جویند، وقتی با یک مشکل بزرگ مواجه می‌شوند، قادرند خودشان را از نظر هیجانی کنترل کنند و تلاش می‌کنند که همه راه‌حل‌های ممکن برای حل مشکل را برگزینند و به بهترین آنها عمل کنند. همچنین از دیگران برای حل مشکل کمک می‌گیرند و از انجام کارهایی که معضل را پیچیده‌تر می‌کند می‌پرهیزند.



بیماری غصه خوردن
غصه خوردن هم چاق می کند هم لاغر

غصه چاقتان می‌کند یا لاغر؟

اغلب اختلالات روانپزشکی طی دوره خود با تغییراتی در اشتها و وزن همراه هستند. از این‌رو بسیاری از مبتلایان به افسردگی، اختلال دو قطبی و اختلال اسکیزوفرنی با تغییراتی در وزن مواجه هستند. برخی بیماران افسرده، تمایل خود را به همه چیز از جمله خوردن، از دست می‌دهند و لاغر می‌شوند. برعکس برخی دیگر از بیماران افسرده، فقط با خوردن آرام می‌شوند و احساس بهتری پیدا می‌کنند و این علاقه را مخصوصا به خوردن خوراکی‌های شیرین دارند که باعث چاقی این دسته می‌شوند.

برخی بیماران، به خاطر ناامید شدن، همه کارهایی را که نتیجه درازمدت دارد (از جمله رژیم غذایی) رها می‌کنند و چاق می‌شوند.

دیابت استرسی هم داریم؟

در مورد دیابت، کاملا مشخص است افرادی که سبک زندگی کم‌تحرک، پراسترس، همراه با تغذیه پرکالری، افزایش وزن و چربی خون بالا و مصرف سیگار دارند، احتمال بیشتری از بروز بیماری دیابت دارند.

در افرادی که مبتلا به اضطراب و افسردگی هستند، احتمال این‌که سبک زندگی ناسالم‌تری داشته باشند، بیشتر است و بنابراین احتمال ابتلای بیشتری به دیابت دارند. از سوی دیگر، این بیماران پس از ابتلای به دیابت، کمتر از دیگران رژیم‌های غذایی و دستورات مرتبط به سبک زندگی سالم را مراعات می‌کنند، بنابراین در این بیماران عوارض ثانویه دیابت بیشتر رخ می‌دهد و احتمال این‌که در اثر بیماری به ناتوانی برسند بیشتر است.



بیماری‌هایی که افسردگی می‌آورند
مبتلایان به بیماری‌های جسمی مزمن، در معرض بروز اختلالات روانپزشکی هستند. برای مثال، مبتلایان به دیابت احتمال ابتلا به اضطراب و افسردگی بالایی دارند و علت این ارتباط تا حدودی مربوط به مواجه شدن با یک نقص و ناتوانی است.

افرادی که مبتلا به یک بیماری جسمی مزمن هستند، لازم است بتوانند سوگواری مربوط به از دست دادن سلامتی و ناتوانی خود را بگذرانند و با بیماری خود به یک پذیرش برسند و وضعیت جدید سلامتی خود را بپذیرند و بتوانند برای جلوگیری از پیشرفت آن تلاش کنند.

درمان بیماری‌های روان‌تنی

این درمان، می‌تواند بسته به نوع و شدت بیماری، شامل روان‌درمانی فرد، روان‌درمانی گروهی، درمان دارویی و همین‌طور حمایت‌های درازمدت روانی - اجتماعی باشد.



پزشکان و همراهان مبتلایان به بیماری‌های مزمن لازم است نسبت به بروز نشانه‌های اختلال روانپزشکی همراه هوشیار باشند. این نشانه‌ها می‌تواند شامل تغییرات در خلق بیمار (تغییرات در تمرکز و حافظه بیماران، تغییرات در خواب یا اشتهای بیماران، کم شدن علاقه نسبت به زندگی، کم‌علاقه شدن به پیگیری بیماری، عدم همکاری درمانی، مراعات نکردن رژیم غذایی و تغییرات سبک زندگی، اضطراب و نگرانی بیش از حد، باشد. در صورت بروز هر کدام از این نشانه‌ها، لازم است نسبت به ارزیابی از سوی روانپزشک اقدام شود.
ادامه