الف الف , oldtrafford1

الف الف

 این شکرخواب جوانی است که چون باد گذشت ........ وای از این عمر که افسانه و رؤیا باشد.......شهریار
الف الف , oldtrafford1

الف الف

مطالب
cloobid
oldtrafford1
، 3 سال و 5 ماه و 24 روز
مرد 36 ساله متاهل
ليسانس ، عمران


تبلیغات

الف الف , oldtrafford1
الف 1 روز پیش
این شکرخواب جوانی است که چون باد گذشت ........ وای از این عمر که افسانه و رؤیا باشد.......شهریار
99
الف الف , oldtrafford1

احساساتی نظیر شهوت و عشق می توانند فوق العاده شبیه هم باشند، اما نتیجه آن ها ممکن است در نهایت به اندازه ی دو سوی جاده از هم متفاوت باشد. در اینجا هفت روش علمی برای درک تفاوت بین شهوت و عشق وجود دارد

اگر حس می کنید که عاشق کسی شده اید، چگونه می توانید بفهمید که این یک عشق واقعی است یا فقط یک مرحله موقت و گذرا؟ به عنوان مثال، احساساتی نظیر شهوت و عشق می توانند فوق العاده شبیه هم باشند، اما نتیجه آن ها ممکن است در نهایت به اندازه ی دو سوی جاده از هم متفاوت باشد.

یادگیری چگونگی تشخیص عشق از شهوت، اگر چه کاری بس دشوار است اما امری حیاتی می باشد، زیرا سبب می شود که بتوانید در مورد انرژی، تلاش و سرمایه ای که می خواهید در طولانی مدت برای آن رابطه هزینه کنید، به درستی تصمیم گیری نمایید.

به عنوان یک مربی سلامت حرفه ای، من تلاش می کنم تا بتوانم روابط مشتریانم را بهبود بخشم و بدانم که دارای رابطه ی خوبی با معشوقه خود هستند. این امر اغلب با تشخیص احساسات و نیازهای آن ها عجین شده است. بنابراین، اگر حس می کنید که به نحو شگفت انگیزی جذب طرف مقابل شده اید، باید بدانید که این احساس می تواند تنها نشانه ای از شیفتگی کوتاه مدت باشد که کاملا با عشق متفاوت است.

البته، این مورد برای همه یکسان نیست، و گاهی اوقات شهوت می تواند به عشق تبدیل شود، اما این در صورتی است که زمان کافی را بر روی رابطه خود سرمایه گذاری کنید و آن را به، یک رابطه واقعی تبدیل نمایید. با این حال، تفاوت های ارزشمندی در بین این دو واژه وجود دارد، بنابراین شما می توانید احساسات خود را بهتر هدف قرار دهید و بر این اساس، مراحل بعدی را درک نمایید. در اینجا هفت روش علمی برای درک تفاوت بین شهوت و عشق وجود دارد.

مغز شما چگونه واکنش نشان می دهد

عشق و شهوت می توانند توسط مغز به روش های مختلفی تعبیر شوند. بر اساس یک مطالعه منتشر شده در مجله پزشکی روابط جنسی، بسته به اینکه شما عاشق شده باشید و یا فقط حس شهوت در درونتان وجود داشته باشد، قسمت های مختلفی از مغز فعال می شوند.

به عنوان مثال، بخشی از مغز که به وسیله ی شهوت فعال می شود، همان منطقه ای است که توسط لذت هایی مانند رابطه جنسی و غذا فعال می گردد، در حالی که بخشی از مغز که توسط عشق فعال می شود جزو همان منطقه ای از مغز است که با رفتارهای شایسته و یا پاداش های رفتاری همراه می باشد.

فقط به دنبال برقراری رابطه جنسی هستید

دیوید بنت، مشاور و متخصص روابط جنسی، در این خصوص می گوید، اگر از دید شما طرف مقابلتان فقط دارای جذابیت جنسی است و به دنبال برقراری ارتباط عمیق تری با او نیستید، بدانید که حس شما به او شهوت است نه عشق. بهتر است به این امر توجه داشته باشید که آیا مایل به ایجاد رابطه احساسی با شریک عشقی جدید خود هستید، زیرا این نیز می تواند باعث تمایز شهوت از عشق شود.

تفاوت بین عشق و شهوت
عشق و شهوت می توانند توسط مغز به روش های مختلفی تعبیر شوند‎

نقاط مشترک شما چقدر است؟

اگر شما ترجیح می دهید احساسات گاه به گاه خود را حفظ کنید و احساسات عمیق تری نسبت به یکدیگر نداشته باشید، ممکن است حس تان به طرف مقابل فقط شهوت باشد. کیمبرلی هارشنون در این خصوص می گوید: “اگر یک رابطه جنسی عالی داشته باشید اما ارتباط احساسی برقرار نکنید و یا قادر به برقراری یک رابطه ی احساسی قوی با طرف مقابلتان نباشید، مطمئن باشید که عاشق طرف مقابلتان نیستید.



چقدر در مورد روابطتان خیال پردازی می کنید

به گفته هرسنس، اگر شما فقط در مورد رابطه جنسی تان خیال پردازی می کنید ، احتمالا حس تان فقط شهوت است. هرسنس در این خصوص می گوید [اگر] شما احساسات واقعیتان را مورد بحث قرار نمی دهید، بلکه فقط رابطه ی خود را در سطح فانتزی حفظ می کنید، مطمئن باشید که حستان فقط شهوت است. در حالی که داشتن احساسات فانتزی در مورد شریک زندگیتان چندان بد نیست، اگر زندگی فانتزی را به اینکه صادقانه با واقعیت های رابطه خود کنار بیایید ترجیح می دهید، بدانید که عاشق نیستید. هرسنس می گوید: “وقتی کسی را دوست دارید، باید با اعتماد و صداقت با او ارتباط برقرار کنید.”

حاضرید چه چیزهایی را فدای رابطه ی تان کنید

هنگامی که عاشق هستید، ممکن است حاضر باشید چیزهای بسیار بیشتری را برای شریک زندگی خود قربانی کنید. با توجه به مطالعات انجام شده توسط دکتر هلن فیشر، یکی از متخصصین انسان شناسی دانشگاه راتگرز، هنگامی که عاشق می شوید، تقریبا می خواهید هر چیز دیگری را برای شخص که عاشقش هستید قربانی کنید، به طوری که حتی این کار می تواند باعث آسیب یا ناراحتیتان شود، چرا که همواره شریک زندگیتان را در اولویت قرار می دهید.

آیا دوست دارید چیزهای جدید را امتحان کنید

کارشناسان روانشناسی می گویند، زمانی که احساس شما عشق باشد و نه شهوت، دوست دارید دائما کارهای جدیدی را، به عنوان راهی برای نشان دادن تعهد در رابطه تان انجام دهید. هنگامی که مغز ما تمایل دارد تا به سوی ماجراهای جدیدی پیش برود و یا دوست دارید به همراه شریک زندگیتان چیزهای جدیدی را امتحان کنید، مطمئنا برای گام بعدی رابطه و جدی تر نمودن ارتباطتان آماده شده اید.

آیا به خود و طرف مقابلتان به عنوان ما فکر می کنید؟

اگر حس شما فقط حس شهوت باشد ، ممکن است بیشتر بر اهداف و نیازهای خودتان تمرکز کنید. با این حال، هنگامی که عاشق می شوید ، ممکن است در صحبت هایتان از واژه ی “ما” استفاده کنید و به چیزهای مشترکی، در خارج از اتاق خواب فکر کنید.



شلوم برگمن، زوج یاب معروف نیویورک در این خصوص می گوید: عشق عبارت است از بخشش و سرمایه گذاری وقت و توان و انرژی برای فرد دیگر. این ها احساساتی هستند که با دوست داشتن شخص طرف مقابل همراه می باشند نه فقط داشتن حس شهوانی نسبت به او. بنابراین شما به چیزهایی فکر خواهید کرد که می توانید به عنوان یک تیم واحد انجام دهید و لذا فقط به دنبال خواسته های خودتان نیستید. هنگامی که شروع به برنامه ریزی در مورد آینده ی دو نفره می کنید، قطعا به طرف مقابلتان متعهد شده و به دنبال ساخت آینده ای عاشقانه با او هستید.
اگر احساس شما هم در عشق و هم در شهوت فوق العاده قوی است، قطعا دچار عشقی پر شور و احساس شده اید که می تواند بسته به کاراکتر شخصیتیتان شما را به مسیرهای مختلفی هدایت کند. لذا هنگام ارزیابی هر گونه ارتباط و گام برداشتن به سوی مراحل بعدی، بهتر است ابتدا احساساتتان را کاملا درک نمایید.

ادامه
الف الف , oldtrafford1
در واقع هرگاه ازدواج ناشی از تدلیس باشد، فریب خورده می‌تواند طبق قواعد مسئولیت مدنی از تدلیس کننده مطالبه خسارت کند، اعم از آنکه تدلیس کننده یکی از زوجین باشد یا شخص ثالث و نیز فارغ از آنکه همسر فریب خورده از حق فسخ خود که می‌تواند ازدواج را باطل نماید استفاده کند یا خیر.



در سالیان اخیر یکی از مشکلاتی که متاسفانه میان زوج‌های جوان روایج یافته و به واسطه‌ی آن کانون‌های خانوادگی در همان سال‌های اول از هم می‌پاشد، نبود صداقت و فریب خوردن یکی از طرفین یا اصطلاحاً فریب در ازدواج است. طبق ماده‌ی ۶۴۸ قانون مجازات اسلامی فریب در ازدواج جرم محسوب شده و فریب دهنده به مجازات خواهد رسید.



در واقع هرگاه ازدواج ناشی از تدلیس باشد، فریب خورده می‌تواند طبق قواعد مسئولیت مدنی از تدلیس کننده مطالبه خسارت کند، اعم از آنکه تدلیس کننده یکی از زوجین باشد یا شخص ثالث و نیز فارغ از آنکه همسر فریب خورده از حق فسخ خود که می‌تواند ازدواج را باطل نماید استفاده کند یا خیر.



مواردی که فریب در ازدواج محسوب شده و باعث ایجاد حق فسخ می­‌شود:



اگر هر یک عیوب ذیل حین عقد در مرد بوده و زن از آن مطلع نباشد:



۱- جنون (دیوانگی)

۲- خصاء (بیماری جنسی)

۳- مقطوع بودن آلت تناسلی به اندازه‌ای که قادر به عمل زناشویی نباشد.

۴- عَنَن (بیماری جنسی‌ای که بر اثر آن آلت تناسلی مرد نعوظ نمی‌کند) به شرط اینکه حتی یکبار عمل زناشویی را انجام نداده باشد.



همچنین اگر هر یک از عیوب ذیل حین عقد در زن بوده، ولی مرد از آن بی­‌خبر بوده است:



۱– جنون (دیوانگی)

۲– قرن (بیماری جنسی)

۳– جذام (بیماری پوستی)

۴– برص (بیماری پوستی)

۵– افضاء (بیماری جنسی)

۶– زمین­‌گیری

۷– نابینائی از هر دو چشم



هر گاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور آن وصف را نداشته برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود خواه وصف مذکور در عقد به صراحت بیان شده یا عقد متبایناً بر آن واقع شده باشد. شرط کردن صفت به صورت‌­های زیرمحقق می‌­شود:

۱- بیان صفت به صراحت در ضمن عقد، ذکر شود. مثلاً وکیل زوجه می­گوید: «موکل خود خانم .. را به عقد ازدواج آقای دکتر. با مهریه. درآوردم.»

۲- مشخص شدن دختر یا پسر، قبل از عقد به صفتی خاص که عقد هم مبتنی بر آن صفت واقع گردد، مانند آنکه دختر و پسر قبل از عقد برای یکدیگر نامه بنویسند و پسر در انتهای نامه با عنوان دکتر ... امضا نماید، یا در صحبت‌های قبل از عقد، دختر یا پسر خود را به دروغ دارای اوصاف خاصی معرفی کنند.

۳- در مورد صفت هیچ گفتگویی نمی‌شود، ولی بر حسب عرف و عادت عقد بر وجود وصف خاصی نسبت به دو طرف منعقد می‌گردد؛ مثلاً اگر پسر یا دختر مطلبی در مورد بیماری خود نگویند، قضاوت عرف بر آن است که لزوماً سالم هستند و دارای بیماری خاص و مهمّی نمی‌باشند.

تخلف از شرط صفت به صورت‌های مختلفی محقق می‌شود، از قبیل:

۱- به دروغ صفت کمالی را به خود نسبت می‌دهد یا نقصی را از خود دور می‌کند. مثلاً فردی خود را مهندس معرفی کند.

۲- در عمل برخلاف واقع کاری انجام دهد که در پی آن صفت کمالی را به خویش نسبت دهد یا نقصی را از خود دور کند. مانند: آنکه فردی کچل، در مراسم خواستگاری و عقد از گیسوی مصنوعی استفاده نماید.

۳- با سکوت پرده بر روی نقص خویش گذاشته یا تصور دیگران از کمال خویش را مورد تأیید قرار دهد.

که این وجه به چند حالت قابل تصور است:

الف) فرد نسبت به نقص خویش جاهل باشد، مانند: فرد عقیم یا انسان مبتلا به ایدز که خودش نیز از وجود این بیماری در بدنش اطلاعی ندارد، لذا خود را سالم می‌پندارد و طرف مقابل هم تصور می‌کند که با فرد سالمی ازدواج کرده است.

ب) فرد نسبت به نقصی که مخفی است و بدون اظهار آن نمی‌توان نسبت به آن مطّلع شد، سکوت می‌کند. مانند: ابتلا به بیماری سرطان یا عارضة قلبی.

ج) فرد به عیب خود علم دارد و نقص هم ظاهر می‌باشد، لذا سکوت از عیب به معنای کتمان آن نمی‌باشد، ولی فرد متقاضی ازدواج کوتاهی کرده و در مورد آن دقت و تحقیق ننموده است، لذا به دلیل کوتاهی خویش، تصوری خلاف واقع نسبت به طرف مقابل پیدا نموده است.

از انواع فوق، مواردی که فرد به دروغ صفتی را برای خویش بیان کند یا عیب ظاهری را خلاف واقع نشان دهد یا نسبت به عیب مخفی خود که از آن اطلاع دارد، سکوت نماید، سبب فریب گردیده و به عبارت دیگر طرف مقابل در این نکاح مورد «تدلیس» واقع شده است. بنابراین در تمامی موارد تخلف از شرط صفت، تدلیس محقق نمی‌گردد، بلکه زمانی تدلیس به حساب می­آید که قصد فریب و گول زدن لحاظ شده باشد. در هر حال در موارد تخلف از شرط صفت نیز به استناد ماده ۱۱۲۸ عقد قابل فسخ خواهد بود

فریب در ازدواج از منظر قانون مجازات اسلامی

براساس ماده ۶۴۷ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵ چنانچه هریک از زوجین قبل از عقد ازدواج طرف خود را به امور واهی از قبیل: داشتن تحصیلات عالی، تمکن مالی، موقعیت اجتماعی، شغل و سمت خاص، تجرد و امثال آن فریب دهد و عقد بر مبنای هریک از آن‌ها واقع شود مرتکب به حبس تعزیری از شش ماه تا دو سال محکوم می‌گردد.

در این رابطه نکاتی را به اختصار بیان می‌کنیم:

۱- مصادیق ذکر شده برای امور واهی در این ماده جنبه احصائی نداشته بلکه تمثیلی بوده، به عبارتی دیگر هر امری که موجب فریب دیگری شود را شامل می‌شود حتی اگر از موارد مذکور در این ماده نباشد، لذا عرف در این مورد تشخیص دهنده می‌باشد. مانند اینکه فردی بر خلاف واقع خود را داری ثروت و مقام معرفی نماید.

۲- در مورد تحقق جرم مذکور در این ماده باید بگوییم که اعمال مجازات مذکور در این ماده زمانی ممکن خواهد بود که عمل فریب توسط زوج یا زوجه صورت گرفته باشد، به عبارتی دیگر هرگاه شخص ثالثی مانند یکی از بستگان یا دوستان زوج به دروغ وی را پزشک معرفی نمایند بدون آنکه زوج از این امر باخبر باشد، نمی‌توان زوج را به موجب این ماده مجازات نمود.

این درحالی است که ارتکاب این جرم توسط ثالث را مطلقاً نمی‌توان قابل انتساب به زوجه یا زوج ندانست، زیرا ممکن است شخص ثالث عمل فریب را به دستور زوج یا زوجه انجام داده باشد. در اینصورت تبانی یکی از زوجین با شخص ثالث در تدلیس به منزله آن است که خود او مرتکب تدلیس شده باشد.



۳- تحقق جرم مذکور در این ماده منوط به این است که زوج یا زوجه امری خلاف واقع و حقیقت را که وجود و واقعیت نداشته است صراحتاً اعلام نمایند که وجود دارد.

به عنوان مثال هرگاه زوج درحالیکه دارای همسر می‌باشد، با فرد دیگری ازدواج نماید و به وی اعلام کند که مجرد است، مجازات مقرر در ماده موصوف قابل اعمال بر وی خواهد بود. به عبارتی دیگر عقد ازدواج می‌بایست بر مبنای آن امر واهی، واقع شده باشد.

از سوی دیگر هرگاه مرد هیچ صحبتی راجع به ازدواج قبلی خود نکند و زن نیز با این تصور که وی تا به حال ازدواج نکرده است با وی ازدواج می‌کند، زیرا عقد متبایناً (یکسری خصوصیات وجود دارد که بیان نمی‌شوند، اما مساوی با بیان شدن آنهاست) بر مجرد بودن مرد واقع شده است. چه اینکه وقتی شخصی خواستگاری می‌رود به این معناست که تا به حال ازدواج نکرده است، بنابراین در جلسه خواستگاری از وی نمی‌پرسند که آیا تا به حال ازدواج کردی یا خیر؛ بنابراین اگر خلاف این امر باشد و وی بیان نکند که قبلاً ازدواج داشته است، عمل فریب در ازدواج محقق خواهد شد.

۴- زمانی جرم فریب در ازدواج محقق می‌شود که هر یک از زوجین پیش از عقد ازدواج طرف خود را به امور واهی فریب دهد، بنابراین هرگاه زوج بعد از ازدواج و به قصد فریب زوجه بیان نماید که دارای مدرک دکترا می‌باشد، مشمول این ماده نخواهد بود.

ضمن اینکه هر یک از زوجین می‌بایست قصد فریب دیگری را داشته باشد، یعنی یک طرف عمداً با اعمال متقلبانه خود طرف دیگر را فریب داده و ترغیب به عقد ازدواج نموده باشد؛ لذا اگر مرتکب قصد فریب طرف مقابل را نداشته باشد، مشمول ماده ۶۴۷ قانون مجازات نخواهد بود.

فریب در ازدواج از منظر قانون مدنی

اصول کلی و قواعد حاکم بر عقد نکاح همان اصول و قواعد حاکم بر سایر عقود می‌باشد. از همین روی با فقدان هریک از ارکان و عناصر سازنده عقد همچون قصد و رضای طرفین، صحت عقد نکاح نیز مورد تردید و خدشه واقع خواهد شد.

اما قانون مدنی برای شخص فریب خورده در ازدواج نیز علاوه بر جزای کیفری مقرر در قانون مجازات اسلامی امکان فسخ نکاح را پیش بینی نموده است و از این رهگذر در ماده ۱۱۲۸ خود بیان می‌دارد:

هرگاه در یکی از دو طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود. خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده یا عقد متبایناً بر آن واقع شده باشد.

معیارهای ازدواج موفق
حق فسخ از موجبات و علل انحلال ازدواج محسوب می‌گردد، خواه ازدواج دائم باشد خواه موقت



آثار فسخ نکاح

۱- انحلال نکاح

حق فسخ از موجبات و علل انحلال ازدواج محسوب می‌گردد، خواه ازدواج دائم باشد خواه موقت. حق فسخ و نیز اعمال آن که بر مبنای جلوگیری از زیان همسری است که حق فسخ برای او شناخته شده است، با هر لفظ یا فعلی واقع می‌شود، لذا اعمال آن نیازمند به رعایت تشریفات خاصی از جمله رعایت تشریفات طلاق نمی‌باشد. طبق ماده ۱۱۳۲ قانون مدنی در فسخ نکاح رعایت ترتیباتی که برای طلاق مقرر است شرط نیست.

علاوه بر آن برای تحقق فسخ و انحلال نکاح از این طریق، حکم دادگاه نیز شرط نمی‌باشد؛ بنابراین کسی که دارای حق فسخ می‌باشد (حسب مورد زوج یا زوجه)، باید اراده خود را بر فسخ به گونه‌ای اعمال کند. به طور مثال این امکان را خواهد داشت تا از طریق ارسال اظهارنامه رسمی یا پست سفارشی این کار را انجام دهد. البته به منظور آنکه بتواند انحلال نکاح را در دفتر رسمی و در شناسنامه خود به ثبت برساند و نیز برای حل اختلاف که اغلب در این گونه موارد پیش می‌آید رجوع به دادگاه لازم می‌شود.

طبق ماده ۱۱۳۱ قانون مدنی اختیار فسخ فوری است و اگر طرفی که حق فسخ دارد بعد از اطلاع، نکاح را فسخ نکند خیار او ساقط می‌شود به شرط این که علم به حق فسخ و فوریت آن داشته باشد. تشخیص مدتی که برای امکان استفاده از خیار لازم بوده به نظر عرف و عادت است؛ بنابراین اعمال این حق بدون رعایت فوریت آن واجد آثار قانونی نخواهد بود.

۲- امکان مطالبه خسارت

از دیگر آثار فریب در ازدواج توسط هر یک از طرفین می‌توان به امکان مطالبه خسارت اشاره نمود. به عبارتی دیگر هرگاه نکاح ناشی از تدلیس باشد، فریب خورده می‌تواند طبق قواعد مسئولیت مدنی از تدلیس کننده مطالبه خسارت کند، اعم از آنکه تدلیس کننده یکی از زوجین باشد یا شخص ثالث و نیز فارغ از آنکه همسر فریب خورده از حق فسخ خود استفاده کند یا خیر.

۳- تکلیف مهریه در فسخ نکاح

اما موضوعی که بسیار اهمیت دارد «تکلیف مهریه» در فسخ نکاح و افتراق آن با طلاق است.

مطابق ماده ۱۱۰۱ قانون مدنی هر گاه عقد نکاح قبل از نزدیکی به جهتی فسخ شود زن حق مهر ندارد مگر در صورتی که موجب فسخ، عنن (ناتوانی جنسی زوج) باشد که در این صورت با وجود فسخ نکاح، زن مستحق نصف مهر است.

در این ماده اعلام شده که اگر زن باکره باشد در صورت فسخ، مهریه به وی تعلق نمی‌گیرد به جز در خصوص عَنَن (ناتوانی جنسی در مردان) که زن مستحق نصف مهریه خواهد بود.

حال اگر زن باکره نباشد هرگونه موارد فسخ اگر شامل زوج شود، باز هم می‌بایست مهریه زوجه را پرداخت کند. زوجه نیز اگر مطرح کننده دعوی فسخ عقد باشد در صورتی که باکره نباشد می‌تواند تمام مهریه خود را نیز همراه فسخ نکاح دریافت کند. تنها فرقی که فسخ نکاح با طلاق دارد این است که اگر زوجه در زمان باکره بودن تقاضای طلاق دهد یا زوج در زمان باکرگی زوجه را مطلقه کند می‌بایست نصف مهریه پرداخت شود، اما در فسخ نکاح اگر زوجه باکره باشد مهریه‌ای به وی تعلق نمی‌گیرد. اما در صورت عدم بکارت زوجه چه در طلاق و چه در فسخ نکاح هیچ تفاوتی در پرداخت مهریه نیست و تمام مهریه می‌بایست پرداخت شود.

بسیاری از افراد این تصور را دارند که، چون موارد فسخ نکاح در زوجه آشکار شده قادر هستند که از فسخ نکاح استفاده نمایند و از پرداخت مهریه به زوجه رهایی یابند. در صورتی که فقط باکره بودن زوجه است که موجبات رهایی از پرداخت مهریه را در فسخ نکاح فراهم می‌کند، اما اگر زوجه باکره نباشد مرد اگر بخواهد نکاح را فسخ کند با دارا بودن شرایط می‌بایست تمام مهریه همسرش را پرداخت نماید.

به نظر می‌رسد بهتر است در صورت (عدم بکارت زوجه) زوج همیشه مطابق ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی از خواسته طلاق استفاده کند تا از فسخ نکاح و در این باب دیگر نیاز نیست اقدام به اثبات تدلیس در دادگاه کند و دلیل ارائه دهد. چون در هر دو حالت می‌بایست تمام مهریه را پرداخت کند، این موضوع از مفهوم مخالف ماده ۱۱۰۱ برداشت می‌شود.



اگر زوجه بخواهد عقد نکاح را فسخ کند در صورت بکارت، زوج هیچ مهریه‌ای پرداخت نمی‌کند و در صورت عدم بکارت زوج تمام مهریه را پرداخت می‌کند، اما در خصوص طلاق اگر زوج بخواهد زوجه را مطلقه نماید در صورت بکارت نصف مهریه و در صورت عدم بکارت:

۱- تمام مهریه

۲- اجرت المثل ایام زندگی

۳- در صورت دارا بودن شرایط، نصف دارایی

۴- نفقه معوقه و دوران عده را نیز باید همراه مهریه بدهد

۵- عده فسخ نکاح

مطابق ماده ۱۱۵۱ قانون مدنی عده طلاق و عده‌ی فسخ نکاح سه طهر است مگر این که زن با اقتضای سن، عادت زنانگی نبیند که در این صورت عده‌ی او سه ماه است.

مطابق ماده ۱۱۵۲ قانون مدنی عده فسخ نکاح و بذل مدت و انقضای آن در مورد نکاح موقت در غیرحامل دو طهر است مگر این که زن با اقتضای سن عادت زنانگی نبیند که در این صورت ۴۵ روز است.

مطابق ماده ۱۱۵۳ قانون مدنی عده طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضای آن در مورد زن حامله تا وضع حمل است.

طرح دعوا فریب در ازدواج

دادخواست فریب در ازدواج باید به دادگاه خانواده هر شهرستان ارائه شود , مهلت طرح شکایت فریب در ازدواج؛ از زمان اطلاع متقاضی، مبنی بر تدلیس در ازدواج، معمولا فوری است. در عرف فوریت کوتاهترین زمان ممکن در طرح شکایت فریب در ازدواج ویا درخواست فسخ نکاح به دلیل تدلیس در ازدواج می‌باشد.

در مورد فسخ نکاح به دو نحو می‌توان طرح دعوا کرد:

الف. ابتدا به محض اطلاع از موجبات فسخ عقد را خود ذی حق فسخ نماید و به موجب اظهارنامه مراتب اعمال اراده خود را به طرف مقابل اطلاع دهد. سپس با تقدیم دادخواست به دادگاه صدور حکم بر تأیید فسخ را طلب کند. در این حالت از تاریخ اعمال اراده ذینفع عقد فسخ شده محسوب می‌شود و حکم دادگاه تنها کاشف از این است که اعمال حق فسخ در تاریخ مذکور به درستی انجام شده است. توجه به این نکته ضروری است که رویه قضایی دادخواست به خواسته فسخ را پذیرفته و حکم به فسخ صادر می‌کنند.

ب. بدون فسخ عقد با تقدیم دادخواست به دادگاه با برشماری موجب فسخ نکاح، صدور حکم بر فسخ عقد را طلب کند. در این صورت زمانی عقد فسخ می‌شود که رأی دادگاه بر فسخ صادر شود و قطعی گردد تا این زمان عقد معتبر و تأثیر گذار بوده و حقوق و تکالیف زوجین نسبت به هم پابرجا است.

ضمن دادخواست به تأیید فسخ، می‌توان صدور حکم بر اموری، چون استرداد جهیزیه، مطالبه مهریه در صورت وقوع نزدیکی، مطالبه نفقه ایام گذشته، ثبت در سند نکاحیه واسناد سجلی و ... را مطالبه کرد تا گرفتار روند دادرسی طولانی دیگری نشد.

سیر انجام کار در دادگاه

پس از تصمیم نهایی برای شکایت باید به واحد تنظیم دادخواست مراجعه کنید. پس از تکمیل دادخواست باید به انضمام اسناد ومدارک مورد نیاز که بیشتر فتوکپی شناسنامه و عقد‌نامه است به واحد تمبر مراجعه شود.

در این بخش روی لوایح متناسب با هر لایحه تمبر زده می‌شود. پس از آن شما باید از لایحه خود فتوکپی تهیه کنید. نسخه اصلی شکایت در پرونده باقی می‌ماند و نسخه دوم نیز از سوی دادگاه برای طرف شما ارسال می‌شود. پس از طی این مراحل پرونده شما از سوی فردی از مسؤولان دادگاه بررسی می‌شود و بعد از تایید مدارک و اطمینان از تکمیل بودن آنها، پرونده به واحد رایانه می‌رود تا اطلاعات آن در این مکان ثبت شود.

سپس پرونده به معاونت ارجاع می‌رود. در این مرحله پرونده شما به یکی از شعبه‌های دادگاه ارسال می‌شود. نکته قابل توجه این است که همسران برای شکایت از یکدیگر در دادگاه نیاز به فتوکپی عقدنامه دارند، در زمانی که اختلافی میان همسران شکل می‌گیرد، طبیعتا امکان دسترسی به عقدنامه از سوی یکی از دو طرف وجود ندارد.

برای این مساله قانون پیش‌بینی لازم را هم انجام داده و آن اینکه هر کدام از همسران می‌توانند به‌جای کپی عقدنامه، رونوشت عقدنامه را به دادگاه ارائه کنند. رونوشت عقدنامه نیز در محضری که سند ازدواج در آن تنظیم شده به هر یک از دو طرف داده می‌شود و به دست آوردن آن بسیار ساده است.
ادامه
الف الف , oldtrafford1
در دهه ۱۹۳۰، دکتر جورج دبلیو کرین یک مقیاس برای نمره دادن به زندگی مشترک مردان و زنان طراحی کرده بود که به شوهران امکان می داد زنانشان را ارزیابی کنند و بالعکس.



هر زن برای زدن لاک قرمز رنگ و یا رفتن به رختخواب در حالی که موهایش با گیر یا چیز دیگری بسته شده بود یک نمره منفی دریافت می کرد. شاید بتوان گفت که دلیل درگیری های بین زوجین در آن دوران بسیار خوفناک بود. اکنون نزدیک به یکصد سال از آن دوران می گذرد و تعبیر ما از یک زن خوب نیز به شدت تغییر کرده است.



در این مقاله می خواهیم به نیازها و انتظارات مردان از همسرانشان بپردازیم و این که آنان به طور کلی از رابطه با زنان چه می خواهند. اگر چه زنان بر این باورند که مردان از آنان انتظاراتی زیاد و گاه غیرمعقول و غیرممکن دارند اما در ادامه این مطلب می خواهیم اعترافات واقعی مردان در مورد انتظاراتشان از رابطه عاشقانه با زنان را بازگو کنیم که با باور عمومی تفاوت های جالبی دارند.

۱- مردان به صداقت و راستگویی زنان اهمیت زیادی می دهند

قبلاً گفته می شد که مردان عاشق چاپلوسی و ستایش شدن توسط زنان هستند. اما به گفته بسیاری از کارشناسان حوزه ازدواج، مردان به اندازه وفاداری، احترام و جذابیت ظاهری برای صداقت و راستگویی زنان نیز اهمیت قایلند. مردان می خواهند که واقعیت را از زبان زنانشان بشنوند. بله واقعیت و نه انتقاد. به طور کلی، یک زن کامل و دوست داشتنی برای مردان، آن زنی است که عقاید خود را بسیار صادقانه و بدون قضاوت کردن بیان می کند.

۲- مردان مشکلی با صحبت کردن در مورد مسایل روزمره زندگی ندارند

شاید عجیب به نظر برسد اما مردان نیز از گفتگوی پوچ و بی هدف در مورد زندگی روزمره بدشان نمی آید. برخلاف باور عمومی، مردان از زنانی که همیشه ساکت می مانند خوششان نمی آید و در واقع به زنانی علاقه دارند که در مورد دیدگاه ها و عقاید خود صحبت کنند.

یکی از دلایل اصلی از هم پاشیدن خانواده ها و ازدواج ها، به باور بسیاری از کارشناسان، عدم تعامل و گفتگو است. اگر چیزی برای صحبت کردن نداشته باشید این موضوع هشداری بسیار خطرناک برای رابطه شما خواهد بود. گفتگو کردن به شما کمک می کند که احساسات یکدیگر را درک کنید تا در نهایت خود می توانید ذهن طرف مقابلتان را بخوانید.

۳- مردان رمانتیک تر از زنان هستند

یک روانشناس سایبری و کارشناس در حوزه ارتباطات بین اشخاص به نام گویندولین سیدمن یک بررسی مقایسه ای در مورد سطح رمانتیک بودن مردان و زنان انجام داده و به نتیجه ای باورنکردنی دست یافت.

بر اساس تحقیقات او مشخص شد که مردان در زمینه رمانتیک بودن از زنان قوی تر هستند. احساسات واقعی نقش مهمی برای آن ها در عشق دارد و به عنوان یک قانون، آن ها معمولاً پیش از زنان به احساسات عاشقانه خود اعتراف می کنند. در عوض زنان در انتخاب شریک زندگی خود بسیار واقع گرا و گزینشی عمل می کنند.

۴- مردان زنان دارای آرایش را می پسندند

بسیاری از مردان ادعا می کنند که هیچ چیز بهتر از زیبایی طبیعی نیست اما این یک دروغ بیش نیست. بر اساس اطلاعات مربوط به یک سایت همسریابی در ایالات متحده، زنانی که آرایش کرده و موهایشان را رنگ می کنند درخواست های ازدواج بیشتری دریافت می کنند. از این رو جذابیت فیزیکی و زرق و برق هنوز هم برای مردان از اهمیت بالایی برخوردار است.

۵- راه ورود به قلب مردان از معده آن ها می گذرد

غذاهای خانگی برای مردان اهمیت زیادی دارد. یک روانشاس و متخصص روابط زناشویی به نام پاتریک وینس بر این باور است که آشپزی کردن زنان برای مردان بسیار مهم است و یک چیز مقدس به شمار می آید. بوی خوش غذا احساسی خوب و آرامش بخش به انسان می دهد.

علاوه بر این، مردان از این که زن مورد علاقه آن ها خود آشپزی کرده و یک دستور پخت غذایی بسیار پیچیده را یاد گرفته احساس خوشحالی می کند. مردان اغلب زنانی را دوست دارند که برای آن ها آشپزی کرده و این موضوع اصلاً کلیشه ای نیست.

۶- مردان دوست ندارند در ملاء عام جلب توجه کنند

اگر شما نمی توانید زندگی تان را بدون فیسبوک و اینستاگرام تصور کنید و به راحتی جزییات زندگی خود را در رسانه های اجتماعی به اشتراک می گذارید، باید بدانید که این موضوع می تواند برای اطرافیانتان هشدار دهنده باشد. مردان از شهرت های مشکوک در شبکه های اجتماعی واهمه داشته و دوست ندارند که به قهرمان شایعات عمومی تبدیل شوند.

روانشناسان ادعا می کنند که مردان ترجیح می دهند از توجه بیش از حد اجتناب کرده و به زنانی که زندگی شخصی شان را برای دیگران فاش نمی کنند بیشتر علاقه نشان می دهند.

مهمترین خواسته یک مرد از زن زندگی
مردان به زنان مستقل و خودساخته علاقه بیشتری دارند

- مردان به زنان مستقل و خودساخته علاقه بیشتری دارند

یک زن زیبا اما کمی خنگ که با دهان باز به صحبت های شوهرش گوش می دهد بدون شک همواره قاعده را به یک زن مستقل و خودساخته که به خود متکی است خواهد باخت. درک این موضوع بسیار ساده است: زنی که مستقل باشد یک شریک مساوی در رابطه زن و شوهری محسوب می شود و می توانید با هم بسیاری از مشکلات را حل کنید.

بدین ترتیب می توان گفت که یک زن مستقل می تواند پشتیبانی قابل اعتماد باشد. اما این تنها دلیل نیست و زنان مستقل از اعتماد به نفس بالاتری برخوردار بوده و از زندگی خود رضایت بیشتری دارند و این موضوع بدین معناست که آن ها کج خلق و تندمزاج نیستند.

۸- مردان به فضای شخصی مختص به خود نیاز دارند

یک روانشناس شناخته شده به نام دبورا تانن می گوید که بر اساس مطالعات وی زنان سعی می کنند تمام وقت آزاد خود را در کنار شریک زندگی شان بگذرانند در حالی که مردان ترجیح می دهند اوغات فراغت خود را به صورت مستقل و در تنهایی سپری کنند.

هر خانواده ای باید به دنبال دستیابی به یک تعادل کامل در روابطشان در این زمینه باشند. اکثر کارشناسان بر این باورند که عشق بیش از حد و حسودی بیمارگونه می تواند حتی مستحکم ترین خانواده ها را نیز دچار مشکل کند.

۹- مردان همیشه به مسایل جنسی فکر نمی کنند

اینکه مردان همیشه به مسایل جنسی فکر می کنند یک موضوع قدیمی و رد شده است. یک روانشناس آمریکایی به نام جد دایاموند می گوید که شاید زنان در ساختن چنین چهره ای از مردان مقصر اصلی باشند زیرا آن ها انتظار یک رفتار خاص را از شریک زندگی خود دارند و آن هم این است که مرد زندگی شان کمی خشن و سرسخت باشد.

در واقع تنها تماس فیزیکی نیست که برای مردان اهمیت دارد بلکه داشتن احساس آرامش و راحتی، حس گرمی رابطه و درک متقابل در هنگام رابطه جنسی نیز برای مردان از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. باور کنید که نیمی از جمعیت کره زمین از این که همیشه باید ثابت کنند خصلت های مردانه دارند خسته شده اند.

۱۰- مردان از رسمی کردن رابطه با زنان واهمه ای ندارند

مردان در واقع از ازدواج کردن نمی ترسند اما هنگام آغاز یک رابطه جدید بسیار مراقب بوده و سعی می کنند که تصمیمات عجولانه نگیرند. مطالعات صورت گرفته در دانشگاهی در ایالات متحده نشان می دهد که غلبه کردن بر ناراحتی ناشی از بهم خوردن یک رابطه عاشقانه برای مردان سخت تر است و مدت زمان بیشتری طول می کشد.

همچنین زنان در سنین بسیار پایین تری نسبت به مردان آمادگی ازدواج را پیدا می کنند. عصب شناسان این شکاف را به این واقعیت مرتبط می دانند که مغز زنان در مقایسه با مغز مردان بسیار زودتر به بلوغ می رسد.

بهرحال توجه به نیازهای عاطفی شریک زندگی و اهمیت دادن به او بسیار مهم است. اگر این کار را بکنید، از این رو هیچ ترسی نمی تواند بر آینده شما سایه بیندازد.

۱۱- مردان در مورد داشتن پسر و دختر به یک اندازه رویاپردازی می کنند

عموماً باور بر این است که تمامی مردان رویای داشتن فرزند پسر را دارند زیرا این فرزندان پسر هستند که می توانند نام خانوادگی آن ها را زنده نگه دارند، می توانند آن ها را برای کوهنوردی یا ماهیگیری بیرون ببرند و در تماشای فوتبال نیز عقاید مشترکی دارند. با این وجود، بر اساس مطالعات انجام گرفته توسط موسسه گالوپ در سال ۲۰۱۱، اکثر پاسخ دهندگان به داشتن فرزند دختر فکر می کردند.

روانشناسان این تمایل را با این واقعیت که والدین آینده از مشکلاتی که هنگام بزرگ کردن فرزند پسر با آن مواجه می شوند- بددهنی ها، دعوا کردن ها و مشکل سازی در مدرسه- مرتبط می دانند. امروزه نیز اکثر کاربران اینترنت نظر مشابهی دارند. در دنیای کنونی جنسیت فرزند اهمیت چندانی ندارد و مقایسه کردن این دو یا صحبت کردن در مورد بهتر و بدتر دانستن یکی قابل قبول نیست.
ادامه
کامنت بنویسید...
  , smlovely
چهارشنبه 7 شهریور ، 10:34
عالی بود
ادامه
الف الف , oldtrafford1

چیزهایی در زندگی وجود دارند که اگر خوب نگاه کنیم می‌بینیم خیلی بیش از آنچه باید به آنها اهمیت می‌دهیم در حالیکه اصلا مهم نیستند!

جدید کردن مدل گوشی همراه

داشتن زندگی بهتر
چیز‌هایی در زندگی وجود دارند که نباید زیادی به آن‌ها اهمیت بدهید‎

بله همه‌ی ما اعتراف می‌کنیم که Apple در ساختن تلفن‌های همراه بی‌نظیر است اما نه آن اندازه که دیوانه وار به دنبال خریدن مدل‌های جدیدی باشیم که پشت سر هم وارد بازار می‌شوند. آیا واقعا فکر می‌کنید ورژن جدید آیفون قرار است زندگی شما را متحول کند؟ یا اینکه فکر می‌کنید اگر در جمع دوستان‌تان صاحب گوشی مدل جدید و پیشرفته‌ای باشید که هیچکس دیگر ندارد، انقلابی به پا کرده‌اید؟ باور کنید اینهمه وسواس نسبت به تکنولوژی هیچ لزوم و اهمیتی ندارد.

رختخواب‌تان

بله می‌دانم الان خیلی از شما از من ایراد خواهید گرفت و این را هم می‌دانم که خواب چقدر مهم است و باید جای خواب‌تان هم راحت باشد. می‌فهمم که باید ملافه‌ها و روبالشتی‌های‌تان تمیز و راحت باشند و منظور من این نیست که روی هر چیزی که پیدا کردید بخوابید! اما موضوع این است که برای هیچکس واقعا مهم نیست پتو و بالش‌تان از چه برندی باشد و چقدر برایش پول داده باشید. باور کنید فقط راحت بودن در رختخواب مهم است و بس!

چین و چروک‌های پوست‌تان

برای درست زندگی کردن
به چین و چروک‌های پوست‌تان زیاد اهمیت ندهید‎

این چیزی است که برای بیشتر افراد قابل هضم نیست. در بیشتر فرهنگ‌ها، چین و چروک پوست، جزو نشانه‌های زیبایی نیست اما واقعا باید در این عقیده تجدید نظر کرد. چرا نباید زیاد بخندیم که مبادا گوشه‌های لب‌مان چروک بخورد؟ باید درک کنیم که این خط ‌ها هر چند که نشاندهنده‌ی فرسودگی پوست هستند اما اعلام می‌کنند که راههای دشواری را پشت سر گذاشته‌ایم که زندگی را متفاوت‌تر ببینیم. هر چه زودتر این خطوط معنادار را بپذیریم و به دنبال محو کردن‌شان نباشیم، زودتر هم زیبایی خودمان را باور خواهیم کرد.

دوستانی که قبل از ما ازدواج کرده‌اند و بچه‌دار شده‌اند

هر کسی زندگی خودش را دارد، با عقاید و سلیقه‌های خاص خودش و درست به اندازه‌ی تمام انسان‌های روی کره‌ی زمین، ارزش و عقیده وجود دارد و به همان اندازه، شیوه‌هایی برای زندگی. هیچکس نمی‌تواند بگوید صرفا به این دلیل که مانند خیلی از همسن و سالهای خود زندگی نمی‌کنید، آدم موفقی نیستید. شما راه خودتان را می‌روید و اتفاقی که خودتان دوست دارید برای‌تان خواهد افتاد.

وزن‌تان

ترازو را ول کنید! شما در یک عدد خلاصه نمی‌شوید که منتظرید بر اساس عددی که تراوز نشان می‌دهد خودتان را ارزیابی کنید. وزن شما چیزی نیست جز اثر جاذبه‌ی زمین بر شما! چیزی که مهم است تغذیه‌ی سالم شماست. اگر وزنی که از دست داده‌اید دوباره برگشت خودتان را سرزنش نکنید؛ این یک جنگ بی‌انتها و خطرناک است علیه خودتان! در احساس‌تان به دنبال شادی بگردید، نه روی ترازو!

فالورهای اینستاگرام‌تان

این یکی برای خیلی از ما مهم است و روی آن تعصب داریم! افزایش فالورها ساده‌ترین راه برای ایجاد یک برند شخصی است، راهی برای فروش محصولات یا خدمات‌مان و راهی برای سرگرم شدن و به اشتراک گذاشتن سفرها، غذاها، نظرها و ... . اما اگر به تعداد فالورهای‌تان حساسیت نشان دهید آیا باز هم می‌توانید از محتوای چیزی که می‌آفرینید یا می‌بینید لذت ببرید؟ آیا با این همه فالور می‌توانید ارتباط برقرار کنید؟ یا اینکه فقط تعدادشان برای‌تان مهم است؟ یادتان باشد هیچکس دوست ندارد فقط یک عدد باشد!

کسی که زمانی عاشقش بودید

زمانی با او خیلی صمیمی بودید، به هم وابسته بودید، لحظات بسیار خوبی با هم گذراندید و باور کرده بودید می‌توانید همیشه به خوبی در کنار هم باشید اما اینطور نشد! حتما چیزهای خوبی از او یاد گرفته‌اید و او هم همینطور، اما اگر اتفاقی افتاد که دیگر حتی نخواستید او زنده باشد پس دلیلی ندارد امروزتان را با یادآوری گذشته‌ها تلخ کنید. یادتان باشد که هر دوی شما انسانید و باید به زندگی و رشد خود ادامه دهید.

سن و سال‌تان

اگر در جایی که این مطلب را می‌خوانید، متوسط طول عمر بالای 50 سال است پس دیگر اصلا نباید به سن‌تان اهمیت بدهید! به سن‌تان هم مثل عددهای اضافه وزن‌تان اهمیت ندهید. شما سالهای زیادی برای رفتن به دنبال رویاهای‌تان پیش رو دارید و انگیزه‌ی شما باید خیلی فراتر از عدد سن‌تان باشد. فراموش که نکرده‌اید؛ سن فقط یک عدد است! مهم احساسی است که در قلب و روح خود دارید و تپش قلبی که در لحظات هیجان انگیز زندگی خود احساس می‌کنید.
ادامه