
لیست کلوب ها :: 128

2 شهریور 87 - 15:22 |
جز دوست نخواهم کرد از دوست تمنایی
تا با غم عشق تو مرا کار افتاد بیچاره دلم در غم بسیار افتاد بسیار فتاده بود اندر غم عشق اما نه چنین زار که اینبار افتاد در خم زلف تو از اهل جنون شد دل من ... ...واندر آن سلسله عمریست که... خون شد دل من... ... .. . این همه فتنه مگر زیر سر زلف تو بود ... .. . من درد تو را ز دست آسان ندهم دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم از دوست به یادگار دردی دارم کان درد به صد هزار درمان ندهم ... |























%-(


