__
لیست دوستان :: 23
لیست کلوبها :: 70
  • نام کلوب :فوتبال
    نام انگلیسی : fotball
    تاسیس : 28 دی 1383
    5070 عضو ، 1124 بحث ، 8 آلبوم ، 21 مقاله ، 5 لینک

    فوتبال

  • نام کلوب :انجمن كورش بزرگ
    نام انگلیسی : koroshkabir
    تاسیس : 30 دی 1383
    11976 عضو ، 2817 بحث ، 7 آلبوم ، 34 مقاله ، 22 لینک ، 1 نظرسنجی

    انجمن كورش بزرگ

  • نام کلوب :ارسنال
    نام انگلیسی : arsenal
    تاسیس : 28 دی 1383
    347 عضو ، 56 بحث ، 8 آلبوم ، 1 مقاله ، 4 لینک

    ارسنال

  • نام کلوب :اخراجی ها
    نام انگلیسی : ekhrajiha
    تاسیس : 18 فروردین 1385
    1364 عضو ، 35 بحث ، 1 آلبوم ، 11 مقاله ، 8 لینک

    اخراجی ها

  • نام کلوب :گردشگران مهر شاهین شه
    نام انگلیسی : gardeshgarane_mehr_shahinshahr
    تاسیس : 19 خرداد 1385
    134 عضو ، 6 بحث ،

    گردشگران مهر شاهین شهر

  • نام کلوب :متولدین شهریور
    نام انگلیسی : virgo
    تاسیس : 20 دی 1383
    7588 عضو ، 73 بحث ، 21 آلبوم ، 24 مقاله ، 23 لینک

    متولدین شهریور

لیست توصیفنامه ها
26 بهمن 86 - 17:05
سلام دوست من خوبی؟؟؟؟؟؟؟ یه سوال از شما و از همه ی بچه هایی كه پیام منو می بینن دارم... سوال: به نظرتون با این همه توهین و بد و بیرا كه ما از اروپا و آمریكا می شنویم...مخصوصا توهین به معصومین و پیامبر پاك و مقدسمون.. آیا به نظرتون خوب نیست كه از فرهنگ اونا پیروی نكنیم و به جز كریسمس كه عیسی مسیح پاك اون رو عید دونسته ...روزهای دیگه ی اونا رو جشن نگیریم...و به هم تبریك نگیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ما خودمون این همه عید داریم كه داره به فراموشی سپرده می شه... و متاسفانه جز عید نوروز و شب یلدا ووو همه دارن به فراموشی می رن...بیایید...عید بیگانه را كه پر از فرهنگ بی چون و چراست.. ول كنیم...و به عید های خود بپردازیم...حسین هستم و این آخرین شعریه كه گفتم و تقدیم به همه شما مخصوصا تو دوست خیلی خیلی خوبم می گویمت (بیگانگی) می گویمت...می گویمت ، چراغ ، كه تاریكی ، چه رنگی بود...می گویمت دروغ ، كه حقیقت ، گفتارش چه بوده است... می گویمت گناه ، كه ثواب ها چه طعمی داشت... می گویمت طمع ، كه فقیر،چه آسوده به خواب رفت...می گویمت عبور ، كه پیاده چقدر،خسته بود...می گویمت بدی ، كه خوبی ، در،چه حدّی بود...می گویمت...می گویمت آشنا ، كه بیگانه كه بوده است...بیگانه یك ، آن ، بود ، كه بیراهه برفته...ساعت و زمان ما پشت دوبار آمدن و رفتن خورشید ماست...امّا جادّه منم ، عابر كو؟؟؟و در، این ، ورطه ی گناه ، دوباره توبه باید ، كردا...و دوباره و در، این ، هنگام ، وقت كودك شدن و پاكی ها است...می گویمت...می گویمت جوان ، كه پیرمرد ، چه قوّه ای است...می گویمت كه مپنداری اش ، مثال ظعیف شدن... پیری ، كودكی است كه دوباره ، بازگشته است...و گور، تنها مردن ، نیست...و گور، باز، دوباره جوان ، شدن است... می گویمت ، كه گور، براستی ، آزادی است...و آغوش گور،را می گویمت‌ ، كه جای ترسیدن نیست...كه برفته هم ، از، ما و هم ، از،دلها ،به راستی ،غمها...و براستی كه در، سكوت پدر، چه فكری بود؟؟؟ و در، مهربانی مادرم ، چه عشقی بود؟؟؟ و در، دعوای برادر و خواهر چه ضدّی بود؟؟؟می گویمت،بوی عشق مادر،را،كه براستی ، بوی نور خداست... می گویمت، سكوت سبز، رنگ پدر، كه پُر، از، پختگی و درك خداست...و در، دعوای بچّه ها ، هیچ ، كینه نیست...می گویمت ، چراغ، كه ظلمت ، تنها سیاهی ، نیست...سیاهی ، خود،سپیده ای است ، كه عاشق خورشیدها شده...می گویمت ، چرا كور آسوده تر بدید...كه چرا ، خوبی ها آسوده تر، بمُرد...می گویمت چرا ، صداقت ، اسیر قفس دروغ ، شده...می گویمت چرا ، كه مرام ، بی معرفت ، شده...می گویمت چرا شیطان ، آسوده تر، شده...می گویمت ، آشوبِ دل ، كه آرامش ، تنها در، ذكر خداست... می گویمت ، كه آدمی ، در، نماز، چه حسی بداشت...می گویمت ، خدا ، كه غمگین ام در، این ، گناه...می گویمت ، دعا ، كه آرزوها ، به كجا پر، كشیده است...می گویمت و می دهم ، جواب ، با یك سوال : براستی ، كه وجدان ما ، به كجا گریخته است؟؟؟و صداقت هامان ، در، كدام ، حرف ، تكیده است؟؟؟می گویمت؛؛؛
__