__
لیست دوستان :: 23
لیست کلوبها :: 40
  • نام کلوب :پرسپولیس
    نام انگلیسی : persepolis
    تاسیس : 8 دی 1383
    23133 عضو ، 3862 بحث ، 59 آلبوم ، 18 مقاله ، 21 لینک ، 42 نظرسنجی

    پرسپولیس

  • نام کلوب :کلوب دانشگاه صنعتی ام
    نام انگلیسی : amirkabiruniversity
    تاسیس : 25 آذر 1383
    3229 عضو ، 409 بحث ، 2 آلبوم ، 5 مقاله ، 2 لینک

    کلوب دانشگاه صنعتی امیرکبیر

  • نام کلوب :جامعه مهندسا ن نفت(spe)
    نام انگلیسی : petroleumengineers
    تاسیس : 16 اردیبهشت 1384
    117 عضو ، 26 بحث ،

    جامعه مهندسا ن نفت(spe)

  • نام کلوب :كانون دانشجویان ایران
    نام انگلیسی : iranian_students
    تاسیس : 30 اردیبهشت 1384
    1794 عضو ، 23 بحث ، 5 آلبوم ، 9 مقاله ، 4 لینک

    كانون دانشجویان ایران

  • نام کلوب :جهان گردی
    نام انگلیسی : jahangard
    تاسیس : 23 دی 1383
    3490 عضو ، 97 بحث ، 13 آلبوم ، 24 مقاله ، 17 لینک ، 1 نظرسنجی

    جهان گردی

  • نام کلوب :فوتبال
    نام انگلیسی : fotball
    تاسیس : 28 دی 1383
    5241 عضو ، 1152 بحث ، 8 آلبوم ، 21 مقاله ، 5 لینک

    فوتبال

لیست توصیفنامه ها
1 تیر 87 - 20:36
برای اعتراف به کلیسا میروم رو در روی علفهای روییده بر دیوار کهنه می ایستم و همه گناهان خود را یکجا اعتراف میکنم بخشیده خواهند شد به یقیین علفها بی واسطه با خدا سخن میگویند
15 خرداد 87 - 00:25
چه دلپذیراست اینکه گناهانمان پیدا نیستند وگرنه مجبور بودیم هر روز خودمان را پاک بشوییم شاید هم می بایست زیر باران زندگی می کردیم و باز دلپذیرو نیکوست اینکه دروغهایمان شکل مان را دگرگون نمی کنند چون در اینصورت حتی یک لحظه همدیگر را به یاد نمی آوردیم خدای رحیم ! تو را به خاطر این همه مهربانی ات سپاس ... فدریکو گارسیا لورکا
16 اردیبهشت 87 - 09:09
سالروز تولد آدم نزدیک بود و خداوند سخت در اندیشه ی هدیه ای برای آدم بود. یکی از فرشتگان، شاید میکاییل، پیش آمد و گفت : او را به گردشی بر فراز زمین ها و دریا ها ببر. خداوند فرمود: کم است. این را خودش بدست می آورد. فرشته دیگری شاید اسرافیل، گفت: گوهر شب چراغ را به او بده ، شادمان خواهد شد.خداوند ابرو درهم گشید و فرمود: هنوز نمی دانید آدم کیست که چنین چیزی پیشکش می کنید؟ فرشتگان سکوت کردند. دردانه خداوند روزی دگر یکساله می شد و آنها نمی دانستند چه ارزشی دارد این روز. خداوند فرمود: خودم می دانم. سپس فرشتگان را فرمود تا از گوشه گوشه کائنات قطره های پراکنده مهربانی را گرد آورند و از لابلای گلبرگ گلهای زمین و بهشت شهد های خوشبو بیاورند و سپس آمیزه ای از این همه طراوت شهد و لذت را به باقی مانده گلی زد که آدم را از آن سرشته بود. آن روز آدم خوابید ، و وقتی بیدار شد تنها نبود. خداوند زن را آفرید. روز تولد آدم ، روز تولد عشق ، روز تولد تمنا و روز زیبای هم آغوشی و تکامل دردانه (های) خداوند بود. روز تولد آدم ، روز مرگ تنهایی بود. عطر زن در زمین پیچید. هدیه عروسی این دو ، گوهر شب چراغ بود. که آدم بر فراز خانه اش افراز نمود. تنها خداوند این تنهایی را فهمیده بود. چون خودش تنها بود.
__