لیست کلوبها :: 13*** کلوب وبلاگ *** 30 مرداد 87 - 18:26 |
سلام به همه دوستای گلم من یه کلوب جدید راه انداختم و دوست دارم که همه شما دوستای گلم رو دعوت کنم تا توی این کلوب عضو بشین و با کمک هم یه کلوب خوب و باحال و پر سروصدا راه بندازیم : از همه شما دوستای گلم می خوام که توی این کلوب حتما عضو بشین کلوب وبلاگ |
لیست توصیفنامه ها18 مهر 87 - 12:51 | |
من محکوم شدم به تنهایی
کوله بارم را به دستم دادی مرا از جزیره قلبت تبعید کردی به دور دست ها
آنقدر دور که هوای برگشتن به سرم نزند
تو برای مجازات کسی که نمی دانست مرتکب کدامین گناه بود
مجازاتی این چنین سنگین برایش رقم زدی
نیازی نبود وامدار این همه فاصله شوی
شاید این من بودم که نمی دانستم در آسمان قصر پادشاهی قلبت صادقانه دوست داشتن جرم است و گناهی بزرگ
نترس سرزنشت نمی کنم
نای برگشتن را هم ندارم
همان یک ذره نیرو و توانی را هم که داشتم خرج دلتنگی هایم کردم
درست است ناعادلانه مجازاتم کردی و در کمال بی انصافی و نهایت دلبستگی مر از خود راندی
اما آیا می دانستی هنوز هم تویی ن پادشاه کلبه حقیرانه قلبم ؟
|
17 مهر 87 - 15:30 | |
زیر باران زیر باران بیا قدم بزنیم حرف نشنیده ای بهم بزنیم نو بگوییم و نو بیندیشیم عادت كهنه را به هم بزنیم وزباران كمی بیاموزیم كه بباریم وحرف كم بزنیم كم بباریم اگر ولی همه جا عالمی را به چهره نم بزنیم چتر را تا كنیم وخیس شویم لحظه ای پشت پا به غم بزنیم سخن از عشق خود به خود زیباست سخن عاشقانه ای بهم بزنیم قلم زندگی را به دست دل است زندگی را بیا رقم بزنیم سالكم قطره ها در انتظار تواند زیر باران بیا قدم بزنیم |
15 مهر 87 - 19:48 | |
ای مهربانم چه زیباست به خاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو سوختن. آنروز که مهمان قلبم شدی ، خوب به یاد دارم ، روزی كه با خود گُفتم كسی را یافته ام كه دیگر از دست نخواهم داد. روزی كه امید ها و آرزوهای فراوانی از خاطرم می گذشت... و آنروز كه چشمانم با چشمان تو دیدار كرد ، دانستم ، دیر زمانیست كه می شناسمت... روزی كه تورا دیدم با خود گفتم كه یگانه ی خویش را یافتی پس دیوانه وار عاشقش باش اورا چون پروردگارت بپرست ، عزیز بدارش و تا سرحد مرگ دوستش داشته باش ... یادم هست آن هنگام كه عاشقت شدم باخود پیمان بستم كه دیگر در نگاه هیچ كسی که تمنای مهر و توجه دارد ، نگاهی نكنم ، پیمان بستم كه تنها نگاه عاشقم را وقف چشمان زیبا و سیمای دلرُبای تو كنم تا فردا روزی پشیمان نباشم ... پشیمان نباشم كه چرا آنگونه كه لایقش بودی دوستت نداشتم ، پشیمان نباشم كه چرا عشقم را ابراز نكردم ، عمل نكردم به آنچه می گویم تا اثباتی باشد بر حرفهای عاشقانه ام ... واینك نیز ، همچنان ، بر عهد خود وفادارم و پیمانی دوباره می بندم كه خورشید نگاهم بر هیچ افق دیگری جز وجود تو طلوع نكند و بر هیچ كس جز تونتابد ... عشقم را در سینه پنهان و قلبم را از هركس مخفی خواهم كرد تا دور از چشمانت كسی آندو را از من نگیرد . و اینك بر بُلندای قله ی عشق و صداقت نام تورا فریاد می كنم ، امیدوارانه نامت را می خوانم و امیدوارم كه مرور زمان ذره ای از عشقت در من نكاهد و گذر ثانیه ها ، افزاینده ی مهر و محبتم به تو باشد . می خواستم زیباترین كلام را به یاری بگیرم ، تا صمیمانه ترین عشق ها را تقدیمت كنم ، ذهنم یاری نكرد . پنداشتم كه ساده نوشتن چون ساده زیستن زیباست ، پس ساده و بی تكلف می گویم ... دوستت دارم
|














