لیست دوستان :: 12
لیست کلوبها :: 11
لیست توصیفنامه ها7 اسفند 86 - 14:35 | |
به یزدان اگر ما خرد داشتیم ............. کجااین سر انجام بد داشتیم |
22 دی 85 - 22:57 | |
زمان خیلی كند است برای كسانی كه انتظار میكشند خیلی سریع برای كسانی كه میترسند خیلی طولانی برای كسانی كه اندوهگیناند خیلی كوتاه برای كسانی كه شاداند ولی برای كسانی كه عاشقاند زمان جاودانگی است |
28 مهر 85 - 10:05 | |
هنگامی که اندوهم به دنیا امد از او پرستاری کردم و با مهر و ملاطفت نگاهش داشتم
اندوه من مانند همه ی چیز های زنده بالا گرفت و نیرومند و زیبا شد و سر شار از شادی های شگرف
من و اندوهم به یکدیگر مهر می ورزیدیم و جهان گرداگردمان را دوست می داشتیم زیرا که اندوه دل مهربانی داشت و دل من هم از اندوه زیبا شده بود
هر گاه من و اندوهم با هم سخن می گفتیم روز هامان پرواز می کردند و شب هامان اکنده از رویا بودند زیرا که اندوه زبان گویا داشت و زبان من هم از اندوه گویا شده بود
هر گاه من و اندوهم با هم اواز می خواندیم همسایگان ما کنار پنجره می نشستند و گوش می دادند زیرا که اواز های ما مانند دریا ژرف بود و اهنگ هامان پر از یاد های شگرف
هر گاه من و اندوهم با هم راه می رفتیم مردمان ما را با چشم های مهربان می نگریستند و با کلمات بسیار شیرین با هم نجوا می کردند.بودند کسانی که از دیدن ما غبطه می خوردند زیرا که اندوه چیز گران مایه ای بود و من از داشتن وی سر فراز بودم
"ولی اندوه من مرد چنان که همه ی چیز های زنده می میرند"و من تنها مانده ام که با خود سخن بگویم و با خود بیاندیشم
اکنون هر گاه که سخن می گویم سخنانم به گوشم سنگین می اید
هر گاه اواز می خوانم همسایگانم برای شنیدن نمی ایند
فقط..
در خواب صداهایی می شنوم که با دلسوزی می گویند:"ببینید این خفته همان است که اندوهش مرده است
جبران خلیل جبران
|



















